مقاله درباره افغانستان، ایالات متحده، ریاست جمهوری، برجسته سازی

دانلود پایان نامه ارشد

دادن است؛ القاعده و طالبان از حدّ خود تجاوز نموده و به شكلِ وحشيانه اي به نيروهايِ نظاميِ ما حمله مي كنند’ (اوباما و مک کین، 2008). (21)
استفاده از لفظِ ‘من بر این اعتقادم…’، آن هم در ابتدایِ دو جملۀ پی در پی، و استفاده از قیدِ زمانیِ ‘هم اکنون’، و به کارگیریِ صفتِ تفضیلیِ ‘بیش تر’ در ترکیبِ ‘بیش تر از یک سال’، و نیز، استفاده از صفتِ تفضیلیِ ‘سریع تر’، و عبارتِ ‘بیش از هر سالِ دیگری’، همگی نشان از تأکیدِ اوباما بر نیاز به اعزامِ تعدادِ بیش تری از سربازانِ آمریکایی به افغانستان دارند. این عبارات که هر یک به تنهایی دارایِ بارِ تأکیدی و تشدیدی نیرومندی هستند، همگی در کنارِ هم، سببِ پُررنگ سازی و برجسته سازیِ معنایی در ذهنِ مخاطب می شوند. آن چه این امر را تقویت می نماید، و نشان از تأکیدِ فراوان اوباما بر اعزامِ تعدادِ بیش ترِ سربازان به افغانستان دارد، و این اعزام را به عنوانِ یک ضرورت و الزامِ استراتژیک در بالاترین درجۀ وجوبیّتِ آن مطرح می سازد، به کارگیریِ ترکیب هایِ وصفیِ ‘سربازانِ کشته شده’ و ‘جنایتِ عظیم’، استعمالِ قیدِ ‘به شکل وحشیانه’، و استفاده از صورت هایِ سوم شخصِ مفردِ افعالِ ‘بهتر نشدن’ و ‘رو به وخامت گراییدن’، و صورت هایِ سوم شخصِ جمعِ افعالِ ‘از حدّ خود تجاوز نمودن’ و ‘حمله کردن’ است.
در نزدِ اوباما، اعزامِ تعدادِ بیشتری از سربازان به افغانستانْ نه تنها یک ضرورت، بلکه امری بدیهی است، چرا که:
‘… هر سازمانِ اطلاعاتي اي بر اين امر اذعان خواهد نمود كه القاعده بزرگ ترين تهديد عليه ايالات متحده است. … و مكاني كه ما بايد با اين تهديد مقابله كنيم، در افغانستان و پاكستان خواهد بود. بنابراين، اين آن چيزي است كه ما بايد به گونه اي همه جانبه به انجام رسانيم’ (همان). (22)
استفاده از حرفِ تعیینِ363 ‘هر’ و صورتِ سوم شخصِ مفردِ فعلِ ‘اذعان نمودن’ از این چنین بداهتی حکایت دارند. این‘هر’ در خود شمولیّت و عامیّتی را دارد که متبادرسازندۀ این معناست که القاعده نه تنها بزرگ ترین تهدید علیه صلح و امنیّتِ ایالات متحده، بلکه بزرگ ترین تهدید علیه صلح و امنیّتِ تمامِ کشورها است. این ‘هر’ هشداری است به سایرِ کشورها، حکومت ها و ملّت ها تا خطرِ القاعده را به جد گرفته، درصددِ جست و جویِ راهبردها و راه حل هایی برایِ مقابله با آن برآیند. به کارگیریِ صفتِ تفضیلیِ ‘بزرگ ترین’، استفاده از لفظِ ‘تهدید’- که در دو جملۀ پیاپی آمده است- و استعمالِ حرفِ اضافۀ364 ‘علیه’، همگیْ افزایشِ تعدادِ سربازانِ حاضر در افغانستان را به عنوانِ یک ضرورت در ذهنِ مخاطب برجسته می سازند. استفاده مکرّر از لفظِ ‘باید’، به کارگیریِ صورتِ اوّل شخصِ جمعِ فعلِ ‘مقابله کردن’، و استعمالِ قیدِ ‘به گونه ای همه جانبه’، اعزامِ سربازانِ بیشتر به افغانستان را به عنوانِ استراتژی ای که دارایِ حداکثر درجۀ الزامیّت است، مطرح می سازند. استفاده از صورتِ آیندۀ فعلِ ‘بودن’ (‘خواهد بود’) نشان از در پیش گیریِ سیاست ها و راهبردهایی در قبالِ افغانستان، و متعاقبِ آن، در پاکستان از جانبِ اوبامایِ دموکرات- به شرطِ پیروزی اش در انتخاباتِ ریاست جمهوری- دارد که از سیاست ها و راهبردهایِ جمهوری خواهان در این کشورها متمایز بوده و خطوط، سرمشق ها و اولویت هایِ نوین و متفاوتی را دنبال می نمایند. هر چند که محورِ اصلیِ این سیاست ها و راهبردها افزایشِ تعدادِ نیروهایِ نظامی در افغانستان خواهد بود، امّا، این همۀ آن نیست:
‘مسئله فقط بر سرِ [تعدادِ] بیشتری از نيروهايِ نظامي نيست. [در درجۀ اوّل،] ما بايد حكومتِ افغانستان را تحتِ فشار گذاريم تا از اين امر اطمينان يابيم كه آنان واقعاً در راستايِ [خواسته هايِ] مردمان شان عمل می نمايند. … دوم، ما بايد با تجارتِ در حالِ رشدِ خشخاش مبارزه نماييم؛ [تجارتي] كه در طيّ چند سالِ گذشته به شدّت گسترش يافته است. سوم، ما بايد با پاكستان برخورد نماييم، ‌چرا كه پاكستان مبدّل به پناهگاهي امن براي القاعده و طالبان شده است. … و شما مي دانيد كه علي رغمِ ده میلیارد دلاري كه ما در هفت سالِ گذشته، در زمانِ رياست جمهوريِ جورج بوش، و با حمايت هايِ سناتور مك كين، به [حكومتِ پاكستان] پرداخت نموده ايم، آنان براي از بين بردنِ اين پناهگاه هاي امن هيچ اقدامي ننموده اند. تا زماني كه ما اين هزينه را پرداخت مي نماييم، آمريكائيان، اين جا، در كشورمان، هيچ امنيّتي نخواهند داشت’ (همان). (23)
استفاده از لفظِ ‘باید’ و صورتِ اوّل شخصِ جمعِ افعالِ ‘تحت فشار گذاشتن’ و ‘اطمینان یافتن’ و استعمالِ قیدِ ‘واقعاً’ از یک سو این معنا را در ذهنِ مخاطب برجسته می سازند که حزبِ دموکراتِ آمریکا برایِ خواسته ها و نیازهایِ مردمِ افغانستان اهمیّتِ فراوانی قائل بوده، سیاست ها و راهبردهایِ خویش را به گونه ای تنظیم می نماید که در راستایِ تأمینِ حداکثریِ این خواسته ها و نیازها به گونه ای مطلوب باشند. از سویِ دیگر، به کارگیریِ این عبارات همراه با استفاده از صفتِ ‘در حالِ رشد’ در ترکیبِ وصفیِ ‘تجارتِ در حال رشد’، و استعمالِ صورتِ اوّل شخصِ جمعِ فعلِ ‘مبارزه نمودن’ و صورتِ سوم شخصِ مفردِ فعلِ ‘گسترش یافتن’ همراه با قیدِ ‘به شدّت’، از عدمِ اطمینان یا حداقل، کاهش یافتنِ اطمینانِ حزبِ دموکراتِ آمریکا به دولتِ حاکم بر افغانستان حکایت می کنند؛ یعنی، دولتی که موردِ تأییدِ حزبِ جمهوری خواه بوده، عاملِ اجرایِ سیاست ها و راهبردهایِ آنان در افغانستان، و نمایانندۀ منافع و خواسته هایِ آنان در این کشور محسوب می شود. می توان این عدم یا کاهشِ اطمینانِ حزبِ دموکرات را به گونه ای تعمیم داد که متوجّه حزبِ جمهوری خواه گردد، و از آن جا که اوباما این عبارات را در مناظره اش با مک کین ادا نموده است، این امر سببِ بی اعتماد شدن یا حداقل، کاهشِ اطمینانِ مردمِ آمریکا به حزبِ جمهوری خواه، آن هم در بحبوحۀ انتخاباتِ ریاست جمهوری می گردد. منظور این که اوباما در قطعۀ فوق الذّکر در حقیقت این پرسش را مطرح می سازد: ‘آیا جمهوری خواهان واقعاً در طی هشت سال دورانِ ریاست جمهوری جورج بوش در راستایِ خواسته هایِ مردمِ ایالات متحده عمل نموده اند و آیا جمهوری خواهان به فرضِ پیروزی مک کین در انتخابات، در طولِ سال هایِ آتی، در راستایِ خواسته هایِ مردمِ ایالات متحده عمل خواهند نمود؟’ این امر حائزِ اهمیّت است که توجّه نماییم که اوباما به گونه ای ضمنی سیاست ها و راهبردهایِ داخلی و خارجیِ اتخاذ شده از سویِ دولت بوش، و به خصوص، سیاست ها و راهبردهایِ این دولت در قبال افغانستان و جنگ در این کشور را به زیرِ سؤال می برد. از آن جا که یکی از خواسته هایِ مردمِ آمریکا نیاز به امنیّت در داخلِ مرزهایِ ایالات متحده است، و از آن جا که القاعده بزرگ ترین تهدید علیه این امنیّت به شمار می رود (هم چنان که پیش تر ذکرِ آن رفت)، و از آن جا که دولتِ بوش از مبارزه با القاعده غافل گشته، یا از این امر ناتوان بوده است، آن چه در گفتمانِ اوباما هم به عنوانِ امری ضروری و هم به عنوانِ امری الزامی مطرح می شود، اعزامِ تعدادِ بیشتری از سربازان به افغانستان است.
در قطعۀ فوق الذّکر، استفاده از لفظِ ‘باید’ و صورتِ اوّل شخصِ جمعِ فعلِ ‘برخورد نمودن’ از شدّت و حدّتِ سیاست ها و راهبردهایی حکایت می کند که اوباما در صورتِ پیروزی در انتخابات، در قبالِ کشور و حکومتِ پاکستان در پیش خواهد گرفت. به کارگیریِ ترکیبِ موصوف و صفتیِ ‘پناهگاه امن’ برانگیزانندۀ این چنین شدّت و حدّتی بوده، سبب می شود تا مخاطبان- مردمِ آمریکا یا سربازانِ ارتشِ ایالات متحده- با اوباما بر سرِ اتخاذ استراتژی هایی تهاجمی نسبت به پاکستان هم دل و هم صدا شوند. واژه هایِ ‘القاعده’ و ‘طالبان’، که بلافاصله پس از ترکیبِ وصفیِ ‘پناهگاه امن’ آورده شده اند، بر ضرورت و الزامیّتِ اتخاذ نمودنِ این چنین استراتژی هایی دلالت دارند، چرا که «القاعده بزرگ ترين تهديد عليه ايالات متحده است». اوباما با استعمالِ حرفِ اضافۀ ‘علی رغم’ و استفاده از ترکیبِ واژگانیِ ‘ده میلیارد دلار’، دولتِ بوش و سناتور مک کین را به سببِ ناآگاهی و بی اطلاعی شان نسبت به اوضاع و شرایطِ استراتژیکِ کشورهایِ پاکستان و افغانستان و عدمِ اتخاذِ راهبردهایی مؤثر و کارا جهتِ مقابله با تهدیدِ القاعده و طالبان موردِ عتاب و سرزنش قرار می دهد، چرا که جمهوری خواهان از مداخلۀ فعالانه و مستقیم برایِ از بین بردنِ پناهگاه هایِ امنِ القاعده و طالبان غفلت ورزیده اند، یا به آن بی میل، یا از آن ناتوان بوده اند، و صرفاً نقشی منفعلانه را در قبالِ بزرگ ترین تهدید علیه ایالات متحده پذیرا شده اند، و با وجودِ صرفِ هزینه هایی سنگین، راه به جایی نبرده اند. اوباما با به کارگیریِ لفظِ ‘حمایت’، مک کین را نیز در این شکست، ناکامی و عدمِ کاراییِ سیاست ها و راهبردهایِ دولتِ بوش سهیم دانسته، او را به عنوان فردی بی کفایت و فاقدِ صلاحیت برایِ اتخاذِ پُستِ ریاست جمهوری در اذهانِ مخاطبان برجسته می سازد. استفاده از لفظِ ‘هیچ’ و به کارگیریِ صورتِ سوم شخصِ جمعِ فعلِ ‘اقدام نمودن’- در حالتِ منفیِ آن- این معنا را تشدید ساخته، آن را ملکۀ ذهنِ مخاطب می سازد. استفاده از قیدِ زمانیِ ‘تا زمانی که’، قیدِ مکانیِ ‘این جا’، واژۀ ‘کشور’- که با ضمیرِ ملکیِ اوّل شخصِ جمع، یعنی، ‘مان’ به کار رفته است- لفظِ ‘هیچ’، و صورتِ سوم شخصِ جمعِ فعلِ ‘داشتن’- در حالتِ منفی و در صورتِ زمانیِ آیندۀ آن- بر اتخاذِ سیاست ها و راهبردهایی مؤثر و کارا با محورها و اصولی نوین که مبتنی بر نقشِ فعّالانه و دخالتِ مستقیمِ ایالات متحده در افغانستان و پاکستان، و مبارزۀ مستمر، پیگیرانه و جدّی با القاعده و طالبان باشند، دلالت می کنند. این چنین است که اوباما درصددِ متمایز ساختنِ سیاست ها و راهبردهایِ آینده اش از سیاست ها و راهبردهایِ شکست خورده، ناکارآمد و منفعلانۀ جمهوری خواهان بوده، بر نقشِ اساسیِ خودِ دولتِ آیندۀ ایالات متحده در این چنین مبارزه ای تأکید می کند. ضمنِ این که لفظِ ‘تا زمانی که’ در آخرین جملۀ قطعۀ فوق، بر ضرورتِ این چنین مبارزه ای، و الفاظِ ‘این جا’، ‘کشورمان’، ‘هیچ’ و ‘نخواهند داشت’ توأمان بر ضرورت و الزامیّتِ آن دلالت دارند.
اوباما خطاب به سناتور مك كين و دولت جورج بوش می گوید:
‘… [القاعده] هم اكنون، بيش تر از هر زمانِ ديگري، و بيش تر از زماني كه ما جنگ را در افغانستان آغاز نموديم، قدرتمند شده است. اين چيزي است كه زماني كه من رئيس جمهورِ ايالات متحده شوم، تغيير خواهد كرد’ (همان). (24)
قطعۀ کوتاه فوقْ گویایِ پیامدِ نهاییِ سیاست ها و راهبردهایِ جمهوری خواهان در قبالِ افغانستان است؛ قطعه ای که از شکستِ نهاییِ این سیاست ها و راهبردها پرده بر می دارد. استفاده از قیدِ زمانیِ ‘هم اکنون’، و به کارگیریِ پی در پیِ صفتِ تفضیلیِ ‘بیش تر’ بر بارِ تأکیدی و تشدیدیِ جمله افزوده اند. نقشی را که این عبارات در ساختارِ جمله ایفا می نمایند، همانا برجسته سازی و پُررنگ سازیِ معناییِ واژۀ ‘قدرتمند’ است. اوباما با استعمالِ صورتِ منفصلِ ضمیرِ اوّل شخصِ مفرد، یعنی، ‘من’، و صورتِ سوم شخصِ مفردِ فعلِ ‘تغییر کردن’- که در صورتِ زمانیِ آینده به کار رفته است- درصدد است تا سیاست ها و راهبردهای خویش را در قبالِ افغانستان از سیاست ها و راهبردهایِ جمهوری خواهان متمایز ساخته، نویدِ آینده ای را دهد که در آن، از قدرتِ القاعده- این بزرگ ترین تهدید علیه ایالات متحده- به میزانی زیاد کاسته شده، یا این بزرگ ترین تهدید به کلّی سرکوب شده است. اين ‘منْ’ مني است كه درصددِ جبرانِ ناکامی هایِ گذشته و فایق آمدن بر صعوبت ها، مشکلات و مسائلِ در راه است. این ‘منْ’ مني است كه وعده دهندۀ سرآغازِ دورانی جدید در تاریخِ روابطِ ایالات متحده و افغانستان است. این ‘منْ’ منی است که وعدۀ آینده ای را می دهد که توأم با امنیّت، صلح و آرامش برایِ مردمِ ایالات متحده است.
اوباما به گونه ای مؤکّدانه، به طرحِ پرسشی می پردازد:
‘پرسشي كه رئيس جمهورِ

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره ریاست جمهوری، ایالات متحده، مفصل بندی، افغانستان Next Entries مقاله درباره افغانستان، ایالات متحده، ریاست جمهوری، یازده سپتامبر