مقاله درباره آموزش گروهی، بحران هویت، کاهش بحران

دانلود پایان نامه ارشد

ه روانشناساني مانند راجرز1 مي بينيم، ضرورت خودشناسي و درك كامل از هدف و مقصد و سير آفاق و انفس مطرح شده است. هدف اين جستجوها رسيدن به مفهومي از خود و پايبندي به روشهاي انتخابي است. و اين دو موضوع (جستجو و تعهد به انتخاب خود) دو عنصر اساسي هويت يابي است. بررسي تحقيقات نشانگر آن است كه افراد به كمك هويت است كه به تدويني از خويشتن مي رسند كه اگر اين تعريف با واقعيت اجتماعي آنان در تعارض باشد حالت هایي مثل عدم پختگي، فشار رواني، مشكلات رفتاري و تحصيلي و غيره را تجربه مي كنند. (بهاري و فركيش، 1388).

1.Rogers

امروزه، از خود بيگانگي ،معماي بزرگ و معضل فكري انديشمندان و نويسندگان نام آور مي باشد.به گفته«اريك فرم1» از زمان «دكارت» تاكنون هويت فرد از بزرگترين مشكلات فلسفه جديد بوده است.تعبيري كه امروز ابراي «از خود بيگانگي2» به كار مي رود«فقدان هويت» است،كه به عقيده اريكسون ،مفهوم «بحران هويت» گوياتر و جامع تر است.اگر توجهي به آثار ،پيامدها و نتايج ناگوار«فقدان هويت» داشته باشيم و از عمق رنج و دردي كه جوانان بي هويت احساس مي كنند،آگاه شويم مي بينيم كه بخش قابل توجهي از افسردگي ها ،پوچي و درون تهي شدن ها و روزمرگي ها نتيجه منطقي بي هويتي است( شرفي ،1380).
هويت يابي از مهم ترين تكاليف هر نوجوان است و نوجوان با ورود به اين دوره بايستي به شناخت يكپارچه و مطمئني از جهات مختلف در مورد خود دست يابد ،تا با اطمينان هر چه بيشتر به خود و اميد به آينده اي روشن ،پا به دوران بزرگسالي گذاشته و سلامت رواني او تامين شود(صداقتيان،1389).
هال33و براسارد(2008) به نقل از مجد آبادی فراهانی ، فرزاد،شهرآرایو مرادی،(1390) می نویسد در اوایل دوره نوجوانی ، یک رشته تغییرات جسمانی ، بین شخصی و دورن شخصی آغاز می شود.یکی از این تغییرات ، آغاز جستجوی فعال یک شخصیت متمایز است .از زمان نظریه پردازی اریکسوندر باب تحول روانی اجتماعی، تحول هویت تکلیف روانی اجتماعی بنیادی در دوره نوجوانی قلمداد شده است. شوارتز4 (2005)به نقل از زارع(1391) نیز بیان می کنند در دوره نوجوانی ، نه تنها شکل گیری روندهای تحولی مثبت همچون یک هویت منسجم آغاز می شود ، بلکه رفتارهای مشکل آفرین نیز معمولا ظاهر می شوند و افزایش می یابند.
فرانكن(ترجمه شمس آبادي ، محمودی و امامی پور، 1384) مي نويسد افراد افسرده و بي هويت زندگي را جعبه بزرگي مي بينند كه همه چيز در آن در هم ريخته است.وقتي يك چيز با ارزش در آن مي شكند ،تمام چيزهاي ديگر آن نيز مي شكند.آنها در بدبختي خود غرق مي شوند. يكي از ويژگي هاي اصلي آنها اين است كه درگير تحليل افراطي يا نشخوار ذهني مي شوند و احساس طرد شدگیوتنهايي مي كنند. جهان را بسيار منفي براي خود خلق مي كنند . تفكر افراد ا فسرده اغلب به تحريف هاي شناختي منجر مي شود.
در حال حاضر يكي از اصلي ترين وظايف نوجوانان تحصيل مي باشد، بحران هويت مي تواند در اين مسأله تاثير گذار باشد. چنانچه افراد نتوانند هويت مناسب و موفق را كسب كنند، اين مساله مي تواند باعث خسارت در وقت و سرمايه گردد و در نتيجه باعث افت و ترك تحصيل شده، نهايت اختلال در رفتار و ناسازگاري اجتماعي و مشكلات عاطفي و رواني گردد(مداحي و همكاران، 1389).
شادكامي از مهمترين عوامل تاثير گذار در زندگي بشر است. انسانها بنابر سرشت و ماهيت وجودي خويش، همواره از افسرده بودن گريزانند و دوست دارند به سوي شاد بودن وزندگي كردن در حركت باشند. بيش از يك قرن است كه با پذيرش اصل شفا بخشي، طرح و بيان مشكلات، مراجعه به روان درمانگران به صورت امری متداول در آمده است اگر چه تمركز بر آسيب شناسي رواني و كاربرد روش هاي مختلف درمان گري به كاهش نشانه هاي مرضي منجر مي شود اما الزاماً افزايش شادكامي را كه همچنان در فرآيند درمان مورد غفلت قرار گرفته در پي ندارد و اين در حالي است كه دستيابي به شادكامي هدف نهايي اغلب مراجعان است. بنابراين زمان آن رسيده كه اصول پذيرفته شده پيشين درباره هدف هاي روان درمانگري بازنگري شوند. بايد قبول شود كه روان درمانگري به بررسي، بحث و تخفيف نشان هاي مرضي و يا درمان اختلال ها محدود نمي شود بلكه در چهار چوب آن بايد نقطه هاي قوت كشف شود. هيجانهاي مثبت پرورش يابند، حق شناسي و خوش بيني ترغيب شوند. هرگز نبايد پيامدهاي روان درمانگري را با كاهش نشانه هاي مرضي متعادل دانست بكله بايد ارتقاء كيفيت زندگي در ارزيابي پيامدهاي درمان گنجانده شود( رشيد14، 2009 به نقل از سعادت، 1390)
اين مهم در مورد نوجوانان از اهميت ويژه اي برخوردار است، نوجواني علاوه بر تعريف ظاهري اش كه به يك دوره سني خاص اشاره دارد، معاني متعددي را با خود يدك مي كشد.
نوجوان بسيار كنجكاو، تحليل گرا و آرمان طلب است و سرشار از صفاتي چون آسيب پذيري، ماجراجويي، خود محوري و شكوفايي و شكنندگي، سردرگمي و طغيان مي باشد(اشنايدر2، 1386 به نقل از سعادت، 1390).
حال با توجه به اينكه نوجواني حساس ترين و بحراني ترين دوره زندگي انسان است و در واقع در اين دوره كسب هويت در مقابل سردرگمي نقش ايجاد مي شود و نوجوانان با چالش هاي مختلفي در ارتباط با دوستان، خانواده، جامعه و مدرسه روبرو مي شود،ودور بودن از خانواده ، داشتن احساس دلتنگي و كسالت ، عدم وجود امكانات تفريحي و برنامه هاي متنوع پرورشي در محيط هاي خوابگاهي، منجر به كاهش شادكامي و افزايش بحران هويت مي شود، در اين پژوهش با در نظر گرفتن اينكه آموزش گروهي تاثير بسيار مناسبي در افزايش توانمندي رواني و كسب مهارتهاي مختلف زندگي در نوجوانان دارد و درمان عقلاني – هيجاني- رفتاري با تغيير باورهاي ناكار آمد و كاهش هيجانها و رفتارهاي ناسازگارانه باعث افزايش احساس شادكامي و كاهش بحران هويت مي شود و از طرفي چون تاكنون در ايران برروي افزايش شادكامي نوجوانان خوابگاهي كاري انجام نشده همچنين تاكنون كارساختار يافته اي در زمينه تاثير درمان عقلاني – هيجاني- رفتاري بر روي نوجوانان خوابگاهي در زمينه بررسي ميزان بحران هويت صورت نگرفته است تصميم به انجام طرح تحقيقاتي و بررسي اثرات آن بر روي نوجوانان گرفته شد.

1-4. اهداف پژوهش

1-4-1. هدف کلی :
بررسی اثر بخشی آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری بر کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی نوجوانان خوابگاهی دختر.

1-4-2. اهداف اختصاصی :
الف – بررسی اثر بخشی آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری بر کاهش بحران هویت نوجوانان خوابگاهی دختر.
ب – بررسی اثر بخشی آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری بر افزایش شادکامی نوجوانانخوابگاهی دختر.

1-5.فرضیه های پژوهش
فرضیه 1: آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری موجب کاهش بحران هویت نوجوانان خوابگاهی دختر می شود.
فرضیه 2: آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری موجب افزایش شادکامی نوجوانان خوابگاهی دختر می شود .
1-6. تعاریف نظری و عملیاتی
((آموزش گروهی))
تعریف نظری : آموزش گروهی یک فرایند کمکی است که هدف آن، راهنمایی افراد به شناخت هر چه بهتر رفتار خود و دیگران است. این جریان می‌تواند متوجه یک مشکل ویژه، الگوهای زندگی، هویت یابی و یا ترکیبی از اینها بودهباشد.(کوهن1، 1983)
تعریف عملیاتی : در اینجا منظور از آموزش گروهی به شیوه به شیوه ی عقلانی – هیجانی – رفتاری عبارت است از دوره ای 9 جلسه ای هر هفته 1 جلسه و هر جلسه به مدت 90 دقیقه برای تعامل بین اعضای گروه به منظور:
ایجاد ارتبط ،آشنایی با نظریات شناختی، آشنایی با بحران هویت و پیامدهای آن، آموزش برخی از مهارتهای شناختی ، تمرکز شناختی و به کارگیری عملی تکنیک ABC ، ارزیابی، آموزش و بکارگیری تکنیک حل مسئله، که بر طبق برنامه عملیات آموزش گروهی به شیوه عقلانی –هیجانی – رفتاری انجام می شود.

1.Bernard Cohn

((روان درمانی عقلانی – هیجانی – رفتاری))
تعریف نظری: شیوه ی درمانی منسوب به آلبرت الیس که اکنون رفتار درمانی عقلانی – هیجانی (REBT) نامیده می شود. رفتار درمانی عقلانی – هیجانی سعی دارد فرایند های فکر ناسازگارانه ی درمانجو را تغییر دهد که پاسخهای هیجانی ناسازگارانه و بنابراین رفتار به آنها وابسته هستند (باچر و همکاران ،2007 ،ترجمه سید محمدی، 1388 ).
تعریف عملیاتی : در این پژوهش منظور از آموزش گروهی به شیوه عقلانی – هیجانی – رفتاری عبارت است از دوره ای 9جلسه ای برای ایجاد تعامل بین اعضا به منظور زمینه سازی و رسیدن به کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی. این کار از طریق مواجهه سازی اعضا با یکدیگر و با مسائل درونی شان توسط درمانگر و سایر افراد گروه انجام می شود.
((بحران هویت))
تعریف نظری: یک دوره موقتی سردرگمی و پریشانی برای نوجوانان که قبل از به توافق رسیدن در مورد ارزشها و اهداف، آن را تجربه می‌کنند(برک، لوراای ،2001 ترجمه سید محمدی ،1384).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش منظور از بحران هویت نمره ای است که که شخص از پرسشنامه بحران هویت بدست می آورد و این نمره می تواند در محدوده ی بین حداقل 10 و حداکثر 30 باشد هر اندازه نمره بالا تر باشد نشان دهنده ی بحران هویت بالاتر است و بالعکس.
((شادکامی))
تعریف نظری: شادکامی بر نگرش شخصی و ادراکات شخصی مبتنی است و بر حالتی دلالت می کند که مطبوع و دلپذیر است و از تجربه ی هیجانهای مثبت و خشنودی از زندگی نشئت می گیرد. برای شادکامی باید چهار مولفه را در نظر گرفت : عاطفه مثبت، رضایت از زندگی، فقدان اضطراب و افسرد گی (آرگایل،1995 به نقل از نصوحی،احمدی وعابدی 1383).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش منظور از شادکامی نمره ای است که شخص از پرسشنامه شادکامی آکسفورد بدست می آورد و این نمره می تواند در محدوده ی حداقل 0 تا حداکثر 87 باشد. هر اندازه نمره بالاتر باشد نشان دهنده شادکامی بالاتر است و بالعکس.
((نوجوان خوابگاهی))
تعریف نظری: نوجوانی به دوره ای از رشد اطلاق می شود که بین کودکی و بزرگسالی است. به همین دلیل نوجوانی غالبا یک دوره ی انتقالی است. این دوره همراه با تغییرات عمده ی جسمانی، شناختی، اخلاقی و اجتماعی است که غالبا از حدود 12-11 سالگی شروع شده و در بسیاری از کشورهای صنعتی جوان در سن 20 سالگی خاتمه می یابد(احدی و جمهری 1377).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش نوجوان خوابگاهی کسی است که به دلیل عدم وجود مدرسه در محل زندگی اش مجبور به ادامه تحصیل و سکونت به شکل شبانه روزی در مدرسه ای است که مجهز به خوابگاه برای دانش آموزان می باشد و شامل نوجوانان دختر بین 15 تا 18 سال هستند که حداقل دارای تحصیلات سیکل می باشند.

2-1.مقدمه
درتمامي ديدگاه ها، انسان ركن اصلي است، مخصوصا وقتي صحبت از جامعه سالم مي شود، نيروي انساني حرف اول را مي زند.و چنانچه مورد غفلت و بي مهري قرار گيرد جامعه نامطلوب خواهد بود، لذا آموزش و پرورش كه نيروي متناسب با جامعه را فراهم مي كند مهمترين ركن تلقي مي شود همچنين شكل گيري جامعه مدني در بدو امر در خانه صورت مي گيرد ، براي نيل به جامعه مدني متعادل ، آموزش و پرورش هماهنگ و پويا و همچنين خانواده هاي پايدار و داراي توازن روحي ضروري است.تجربه نشانگر اين است كه سلامت نظام اجتماعي و ثبات و پايداري آن به توانايي و آمادگي و سلامت افراد آن جامعه بستگي دارد.خانواده كه همواره نقطه اتكاي خوبي براي حل بسياري از مشكلات رواني و دروني انسان و مشكلات اجتماعي جوامع بشري بوده ، از نظر نقش و كاركرد نسبت به گذشته بسيار محدود شده است و برخي از كاركردهاي خود را به ساير موسسات واگذار كرده است.كه از ميان آن آموزش و پرورش متكلف انجام بسياري از كاركرد هاي خانواده شده است.بنابراين آموزش و پرورش بايد رفتار فرد را در ابعاد : عقلاني ، معنوي و اخلاقي ، اجتماعي ، عاطفي و بعد جسماني تغيير دهد.بايد توجه نمود كه اگر كودكان و نوجوانان با برنامه هاي متناسب و مشخص پرورش نيافته و اين مراحل را با موفقيت طي ننمايند بعنوان فردي مستقل از لحاظ عاطفي و اجتماعي نخواهند بود و در طي مراحل زندگي

پایان نامه
Previous Entries مقاله درباره بحران هویت، آموزش گروهی، رضایت از زندگی Next Entries مقاله درباره خودپنداره، آموزش گروهی، افزایش شادکامی