مقاله با موضوع کرامت انسان، کرامت انسانی، قتل عمد

دانلود پایان نامه ارشد

است، لکن از حق حیاتی مساوی با پدر یا مادر خود برخوردار بوده و قاتل با این اقدام خود تنها فرزند خود را به قتل نرسانده است، بلکه حرمت انسانها را هتک نموده و به عبارتی امنیت جانی را از همگان سلب کرده است.
بدیهی است پدر یا مادر با کشتن فرزند خود غضب و عذاب بزرگی را به سوی خود جلب می کنند و براساس آیه شریفه فوق کشتن همه انسانها و فرزند هر دو به طور یکسان عامل غضب و عذاب بزرگ الهی هستند؛ اگر چه از نظر کیفیت فرق می کنند.
بنابراین براساس آیه شریفه فوق کشتن نابحق فرزند نه تنها گناهی بزرگ، ممنوع و حرام است بلکه مستوجب کیفر و مجازاتی بسیار سنگین می باشد.
بقره ، آیه 178
« یا ایها الذین امنو کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر و العبد بالعبد والانثی بالانثی فمن عفی له من اخیه شی فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان ذلک تخفیف من ربکم و رحمه فمن اعتدی بعد ذالک فله عذاب الیم. »
« ای گروه مومنان! بر شما قصاص (خونخواهی) در مورد کشتگان واجب شده است . آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده، و زن در برابر زن و آن کس که به او از برادرش چیزی بخشیده شده است پس به خوبی پیروی کند و به نیکویی به او بپردازد این حکم کاهش و رحمتی از جانب پروردگار شماست، پس آن کسی که پس از این تعدی کند برای او عذابی دردناک است.»
بقره، آیه 179
« ولکم فی اقصاص حیوه یا اولی الالباب لعلکم تتقون»
« و برای شما در قصاص (خون خواستن) زندگی است، ای خردمندان! شاید پرهیزکاری کنید.»
قالبی نو آن را مورد تاکید قرار می دهد.
همچنین آیه شریفه به نحو بارزی درصدد بیان مزیت قصاص بر عفو است. عفو هرچند که تخفیف و رحمت است، لکن این تخفیف نسبت به قاتل و به مصلحت اوست، در حالی که آنچه اهمیت وافری در نزد قانونگذار الهی دارد، تامین مصلحت عموم است که تنها با قصاص تامین می شود. قصاص است که حیات انسانها را ضمانت می کند، نه عفو کردن و دیه گرفتن.
اسراء آیه 33
« ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً فلایسرف فی القتل انه کان منصوراً »
« و نفسی را که خدا حرام کرد ( محترم داشت) جز به حق نکشیدوکسی که به ستم کشته شود، برای خونخواهی او فرمانروایی قراردادیم که باید در کشتار فزون نرود بدانید که او پیروز است.»
همچنانکه در ذیل آیات پیشین بیان شد نفس آدمی در نزد خالق انسانها از آنچنان احترام و جایگاه شایسته ای برخوردار است که قتل یک نفر را به مثابه قتل همگان می داند بر این اساس قتل فرزند توسط پدر و مادر ممنوع می باشد ولی اگر فرزند از گروه محاربان فسادگر باشد و با توجه به نقش دادگاه به خاطر محاربه از سوی پدر یا مادر به قتل برسددر این صورت قتل فرزند مجازاتی را در پی نخواهد داشت.
نساء، آیه 93
« و من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه واعد له عذابا عظیما»
« و کسی که مومنی را دانسته و خواسته بکشد، پس کیفرش دوزخ است، جاودان در آن و خدا براو خشم آورد و دورش کند و برای او عذابی بزرگ آماده کند.» در این آیه شریفه خداوند تبارک و تعالی قتل عمدی مومن را نکوهش کرده و برای قاتل پنج نوع کیفر به شرح زیر اعلام می کند :
1- جهنم
2- استقرار دائمی و جاودان در جهنم
3- خشم و غضب الهی
4- دوری از رحمت الهی
5- آماده سازی عذابی بزرگ برای قاتل
بر همین اساس اگر پدر و یا مادری فرزندشان را عمداً به قتل رسانند نه تنها مستوجب عذاب و مجازاتهای سنگین پنجگانه مقرر در آیات شریفه خواهند بود بلکه توبه آنان نیز دارای شرایط خاصی بوده و علاوه بر پشیمانی از اقدام ارتکابی و الزام به پرداخت کفاره لازم است خود را به ورثه و اولیاء فرزندشان تسلیم کند و آنان نیز بر حسب شرایط مقرر در قصاص، به عفو مطلق و یا عفو مشروط به اخذ دیه به هر میزانی مختار خواهند بود.
نساء آیه 92
« و ما کان لمومن آن یقتل مومنا الا خطاء و من قتل مومنا خطا فتحریر رقبه م‍ؤمنهٍ و ديهُ مسلَّمهُ الي اهله الّا ان يَصَّدَّقوا فان كان من قوم عدوٍ لَكُم و هو مؤمنُ فتحريرُ رقبهٍ مومنهٍ وان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاقُ فدِيهٌ مسلَّمهٌ الي اَهلهِ و تحريرُ رقبهٍ مومنهٍ فمن لم يَجِد فصيامُ شهرينِ متتابعينِ توبهً من الله و كان اللهُ عليماً حكيماً»
«هيچ مومني مجاز نيست كه مومني را بكشد هر چند به خطا قتل واقع شود و كسي كه مومني را به خطا بكشد‌آزاد كردن بنده مومني و خونبهايي – كه به خاندانش پرداخت شود – بر عهده اوست مگر آنكه ببخشند و اگر از گروهي باشند كه دشمن شما هستند و او مومن باشد‌پس آزاد كردن بنده مومني (بر عهده اوست) و اگر از گروهي باشد كه ميان شما و ايشان پيماني است پس خونبهايي كه به خويشان او پرداخت شود و نيز آزاد ساختن بنده مومني (بر عهده او خواهد بود) و آن كس كه نيابد (نتواند) پس روزه دو ماه پي در پي‌توبه اي از نزد خداست و خدا داناي حكيم است.»
علاوه بر آيات فوق به آيات ديگري نيز بر وجوب قصاص استناد مي شود كه اطلاق يا عموم آنها شامل پدر و مادري است كه اقدام به قتل فرزندشان مي كنند. در اينجا تنها به ذكر اين دسته از آيات اشاره شده و از شرح آنها خودداري مي شود:
شوري،‌آيه 40
« و جزاء سيئهٍ سيئهٌ مثلها فمن عفي و اصلح فاجرُهُ علي الله انّه لا يحبُّ الظالمينَ»
« و كيفر بدي، بديي است مانندش و آن كه در گذرد و اصلاح كند،‌ پس پاداش او برخداست، همانا او ستمگران را دوست ندارد»
شوري، آيه 41
« و لمن انتصرَ بعدَ ظلمهِ فَاولئكَ ما عليهم من سبيلٍ»
« و همانا آن كه پس از ستمي كه بر او شود، ياري جويد بر ايشان راهي (تعرض) نيست»
نتايج بررسي از آيات شريفه قرآن كريم :
1- كشتن نابحق فرزند از سوي پدر و مادر،‌گناهي بزرگ و داري كيفر و مجازاتي بسيار سنگين است ودر نزد خداوند به منزله كشتن همه مردم مي باشد.
2- فرزند از حق حياتي مساوي با پدر و مادر خود برخوردار بوده و قاتل با اين اقدام خود تنها فرزند خود را به قتل نرسانده است، بلكه حرمت انسانها را هتك نموده و امنيت جاني را از جامعه انساني سلب كرده است.
3- قصاص جاني و مقابله به مثل با او،‌ بر مؤمنان فرض و واجب شده است و قاتل هر كه باشد و هر نسبتي كه با مقتول داشته باشد حتي اگر پدر يا مادر او باشد مستوجب قصاص و قتل است.
4- حكم اولي در مجازات قتل عمد قصاص است ‌لكن اولياء دم در عفو جاني نيز مجازند و پدر و مادري كه فرزند خود را به قتل رسانده اند ‌مستوجب ارفاق و تخفيف هستند.
5- هرقصاصي موجب حيات و زندگاني مردمان است و امنيت جاني آنان را در پي خواهد داشت. لذا توصيه آيه شريفه آن است كه جهت تامين مصلحت عموم و ايجاد امنيت در جامعه در كليه قتلها – از جمله در مواردي كه بين قاتل و مقتول رابطه پدر و فرزندي و يا مادر و فرزندي باشد- قصاص اجرا شود.
6- نفس و جان آدمي از جمله نفس و جان فرزند در نزد خالق انسانها از احترام و جايگاه شايسته اي برخوردار است.
7- جان انسانها تحت شرايطي غير محترم شمرده شده است به گونه اي كه جان گروهي از آنان از جمله فرزندان به علت اعمال ارتكابي همانند محاربه و افساد در زمين و قتل، نه تنها حرمت و احترامي نداشته و فاقد هر گونه ارزش و اعتبار مي باشد ‌بلكه قتل آنها حتي از سوي پدر و مادر لازم شمرده شده است.
8- قتل عمد فرزند مومن،‌استقرار دائمي و جاودان در جهنم،‌خشم و غضب الهي و‌دوري از رحمت الهي و آماده سازي عذابي بزرگ براي قاتل را در پي دارد.
9- در صورتي كه پدر يا مادري فرزند خود را ناخواسته و از روي خطا به قتل رساند، با توجه به ايمان يا عدم ايمان فرزند و استقرار اودر يكي از سرزمينهاي سه گانه سرزمين اسلامي، به پرداخت كفاره و ديه يا يكي از آن دو و يا هيچ يك ملزم خواهد شد.
10- در صورتي كه پدر يا مادرعمداً صدمه و جراحتي را بر اعضاي فرزند خود وارد آورند، قصاص خواهند شد.
1-3-2-کرامت انسان
انسان از دیدگاه اسلام دارای دو نوع کرامت است: کرامت ذاتی و کرامت اکتسابی. کرامت ذاتی، تنها به اعتبار وابستگی انسانی کسب می‌شود؛ یعنی همین‌که انسان به دنیا می‌آید، فارغ از تعلقات اجتماعی، دینی، نژادی و رفتارهای او در زندگی، از حقوق و مزایایی برخوردار می‌گردد که کرامت یکی از آنها است. اما کرامت اکتسابی، کرامتی است که با سیر تکامل معنوی و انجام کارهای نیک و خدمت به خلق و رعایت حقوق دیگران، کسب می‌شود. کرامت اکتسابی، مهم‌ترین امتیاز و شرافت انسان محسوب می‌شود؛ زیرا برخاسته از اراده و خواست خود انسان است
از نظر اسلام مهم کرامت اکتسابی است که به واسطة اعمال خیر و تقوای الهی حفظ می شود و اعمال شر، عدم رعایت حقوق مردم، قانون شکنی، جرم و گناه نابودکنندة این کرامت به حساب می‌آید. در پیشگاه خداوند متعال گرامی‌ترین و باکرامت ترین انسان ها، نیکوترین آن ها از حیث تقوا و حفظ حقوق الهی و مردمی است: :إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ… ؛  انسانی که تقوای الهی پیشه کند خود را از گناه و معصیت حفظ کند به حریم دیگران تجاوز نکند و به دستورات الهی توجه داشته باشد و در آن مسیر حرکت کند به کرامت والای اکتسابی دست می‌یازد اما اگرحرکت غاصبانه و سبعانه انجام دهد به حریم و حقوق دیگران تجاوز کند جرم و جنایت مرتکب شود و به قانون و شرع اهتمام نورزد نه تنها کرامت اکتسابی خود را از دست می دهد بلکه از مرحله انسانی و کرامت ذاتی نیز سقوط می‌کند و از حیوان پست‌تر و از سنگ نیز سخت‌تر می‌شود.انسانی دارای کرامت بوده و اساساً انسان محسوب می‌شود که دارای معنویت و بصیرت باشد.
بنابراین کرامت انسان به انسانیت و معنویت او است (کرامت ذاتی) وتقوا، تهذیب، تربیت دینی و الهی، کرامت و ارزش انسان را افزایش داده و بالا می‌برد (کرامت اکتسابی). در نظر امام، هر دو نوع کرامت، به روح، علم و معنویت انسان بستگی دارد.ارزش به علم و تقوا است. میزان، ارزش این دو خاصه است علم و تقوا توأماً پس از شناخت مفهوم و اقسام کرامت انسان اکنون بایسته است بدانیم رابطه کرامت انسان با مجازات‌های اسلامی چیست؟ البته جهت تبیین صحیح رابطة مجازات‌های اسلامی و کرامت انسان ابتدا باید اهداف مجازات را مورد بررسی قرار داد یعنی بررسی کرد که مجازات‌ها بر اساس چه معیارها و ملاک‌هایی اعمال می‌گردند؟ و اساساً، هدف از مجازات چیست؟ و چرا باید یک مجرم را مجازات نمود؟
رابطه مجازات‌های اسلامی و کرامت انسان
امروزه بسیاری این مسأله را مفروض می‌گیرند که حقوق‌ جزا باید رعایت‌ حقوق‌ بشر و حفظ‌ شأن‌ و کرامت‌ انسانی‌ را مورد توجه‌ قرار دهد و محتوای آن را به‌ عنوان‌ اصل اساسی‌ و بنیادی‌ خود تلقی‌ نماید. حقوق بشر در کلیه‌ مجازات ها و کلیه‌ اعمالی‌ که‌ در مراحل‌ تعقیب و دادرسی‌ در جهت‌ کشف‌ جرم‌ و اثبات‌ مجرمیت صورت‌ می‌گیرد و همین‌طور اصل حکم و اجرای آن جاری و نافذ است و اگر این موارد با احترام‌ و شأن‌ انسانی‌ مغایر باشد با قواعد و مقررات‌ مربوط‌ به‌ حقوق‌ بشر مخالف‌ است از جمله: مقدمة اعلامیه‌ که مقرر می‌دارد:
کسی‌ را نباید شکنجه‌ کرد و یا تحت‌ مجازات‌ها و یا رفتارهای‌ خونخوارانه، غیرانسانی‌ و خوارکننده‌ قرار داد. لذا تحت‌ تأثیر این‌ نوع‌ آموزه‌ و مقررات به‌ تدریج‌ مجازات های‌ بدنی‌ مانند: شلاق‌ و اعدام‌ و سایر مجازات هایی‌ که‌ به‌ شکلی‌ موجب‌ تحقیر انسان‌ می‌گردید از قوانین‌ برخی‌ از کشورها به ویژه‌ کشورهای‌ اروپایی‌ حذف‌ شد. قانون‌ مجازات‌ فرانسه، اولین‌ قانونی‌ بود که‌ مجازات های‌ بدنی ‌و سپس‌ کلیه‌
مجازات های‌ ترذیلی‌ را لغو کرد. 
سؤال اساسی این است که چه ارتباطی بین مجازاتهای اسلامی و کرامت انسان وجود دارد؟ آیا مجازات های اسلامی مخالف حیثیت و کرامت انسانی است یا برعکس، قوانین اسلامی نشأت گرفته از رأفت‌ و رحمت‌ الهی است و با هدف هدایت بشر جهت تکامل و تعالی انسان، تشریع شده و کاملاً با کرامت انسانی سازگار است؟ دو تئوری و دو دیدگاه کاملاً متضاد در پاسخ به این پرسش وجود دارد:
تئوری
این تئوری معتقد است: مجازات های اسلامی مخالف کرامت انسانی تشریع شده و اجرای آن

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره صفات شخصیت، روان شناسی، مطالعه شخصیت Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره برون گرایی، سیستم عصبی، وظیفه شناسی