مقاله با موضوع نهج البلاغه، معناشناسی، رسول خدا (ص)، حدود الله

دانلود پایان نامه ارشد

باقي عمر گردد. اي خداي من از جهالت و نادانيم به درگاهت عذر خواه آمدهام و از عمل زشت خود از تو بخشش و آمرزش ميطلبم پس عذرم را بپذير. به لطف و احسان مرا در كنف رحمتت در آور و عافيت و مستور و محفوظ دار.
نتیجه میگیریم که توبه نصوح، توبه ای است که از شوائب غل و غش به دور و خالصاً لوجه الله باشد. قطعاًٌ چنین توبه ای انسان را از اینکه دوباره به گناه برگردد باز میدارد و نفس خالص، این توفیق را به تائب میدهد.
2-3- فضيلت توبه
انسان با هر گناهي كه انجام ميدهد، ضد ارزشي را مرتكب گرديده كه باعث افول از مقام انسانيت مي شود. در جامعه نيز به انسان خلافكار به خاطر ضعف نفسش، هيچ اعتمادي نيست و اين به معناي بيارزش شدن وي در ميان ديگر انسانها مي باشد. ولي اگر چنين فردي، نسبت به اعمال قبيح خويش، نادم و پشيمان گردد، براي او يك ارزش محسوب شد، و باعث صعود او به قله رفيع انسانيت ميشود. همانگونه كه در قرآن كريم آمده است.
«فإن يَتُوبُوا لَكَ خَیراً لَهُم»؛ (توبه/74) اگر توبه كنند، براي آنها بهتر است.
پايان بحث را به سخنان حضرت علي(ع) در نهج البلاغه اختصاص ميدهيم و فضائل توبه را از لسان مبارك آن گرامي، بر ميشماريم:
حضرت در خطبه يكصد و چهل و سوم نهج البلاغه ميفرمايند: «همانا خداوند استغفار و آمرزش خواستن را وسيله دائمي فرو ريختن روزي و موجب رحمت بر آفريدگان قرار داد.»
همچنين در حكمت هشتاد و هشت نهج البلاغه آمده است:
«دو چيز در زمين، مايه امان از عذاب خدا بود يكي از آن دو برداشته شد. پس ديگري را در يابيد و به آن، چنگ زنيد، اما اماني كه برداشته شد، رسول خدا (ص) بود و امانی که باقي ماند، استغفار كردن است. كه خداي بزرگ به رسول اكرم(ص) فرمود: «وَ مَاكانَ اللهُ لِيُعَذِّ بَهُم و َأَنتَ فِيهِم و َمَا كانَ اللهُ مُعَذِّبَهُم وَ هُم يَستَغفِرونَ»؛ ( انفال/23) ولي اي پيامبر (ص) تا تو در ميان آنها هستي، خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد و نيز تا استغفار ميكنند، خدا عذابشان نمی کند.
2-4- معناشناسی حدود
2-4- 1- معناشناسي لغوي حدود
حدود جمع حد به معناي مرز ميباشد. راغب ميگويد: واسطه ميان دو چيز كه از اختلاط آن دو جلوگيري مي كند«تَلكَ حدودُ الله ….»؛ (بقره /187) آنهاست مرزهاي خدا پس به آنها نزديك نشويد. اصل حد چنانكه طبرسي ذيل آيه 63 سوره توبه تصريح كرده و چنانكه از قاموس و صحاح بدست ميآيد به معناي دفع و منع است. بنابراين مرز را از آن جهت حد ميگويند، كه ميان دو شيء واقع شده و مانع از اختلاط است (قريشي، 1381، ص 112).
2-4- 2- معنا شناسي اصطلاحي حدود
2-4-2-1- معناشناسی فقهی حدود
حد به معناي عقوبتي است كه بدن را درد مي آورد و ميزان آن را شارع معين كرده است. و اگر از طرف شارع مقدار آن معين نشده باشد اصطلاحاً به آن تعزير گفته ميشود ( شهيد اول، 1373، ص 328).
آنچه امروز در لسان فقها و در كتب فقهي مصطلح و مرسوم مي باشد؛ اين است كه: حدّ مجازاتي است كه نوع و ميزان آن را شرع معين و مقرر كرده، مانند حد زنا، شرب خمر، سرقت و نظاير آن (محقق داماد، 1378، ص 65).
اساساً در قرآن لفظ حد در چهارده مورد به صورت جمع آمده و به صورت مفرد در قرآن ذكر نشده است از طرف ديگر در مواردي كه لفظ الحدود آمده، هيچ كدام با معناي عقوبت استعمال نشده است تا چه رسد به اينكه به معناي عقوبت معين باشد. بلكه به معناي احكام و مقررات و غير آمده است؛ «مثل تلك حدود الله فلا تقربوها»، «اينها (حدود) احكام خداست. پس پيرامون آنها مي گرديد» (بقره /187)،
و يا «تِلكَ حدودُ الله فَلا تَعتَدَوها»، «اينها مرزهاي خداست، از آنها فراتر مرويد» (همان /229) و يا ،«… إِلا اَن يَخافا أن يُقِيما حدودُ الله»، « مگر آنكه هر دو بترسند كه نتوانند حدود (مرزها و احكام) خدا را برپا دارند. ( همان آيه…) بنابراين در استعمالات قرآني شاهدي بر اين ادعا نداريم كه حدّ به معناي عقوبت معين از ناحيه شارع باشد (محقق داماد، 1387، ص67).
2-4-2- 2- معناشناسی حقوقی حدود
در اصطلاح حقوق جزائي اسلام حد مجازاتي است كه مقدار آن مشخص باشد (مؤمني، 1382، ص 65).
و نیز به معناي منع و جلوگيري است و در اصطلاح همان مجازات مصرح در قانون است (شكري/ سيروس، 1384، ص180).
همچنین به معنای«منع کردن» است، به همین جهت دربان را «حدّاد» نامیدهاند، زیرا مانع از ورود می شود، و در منطق تعريفي كه جامع افراد و مانع اغيار باشد، حد مي گویند. براي اينكه تمام معناي لفظ و شيء را در بر ميگيرد و مانع از ورود معاني چيزهاي ديگر در آن لفظ و شيء مي گردد. و نيز عقوبت و مجازات شرعي را حد ناميدهاند، از آن حيث كه وسيلهاي است براي منع كردن مردم از انجام جرائم و معصيت، كه از جهت ترس از كيفر معصيت را ترك مي نمايند (مؤمني، 1382، ص63).

فصل سوم
جايگاه و ارزش توبه در اسلام

3-1- جايگاه و ارزش توبه در قرآن
از ديدگاه قرآن، توبه جايگاه ويژه اي دارد و در آيات متعددي به آن اشاره شده است. به گونه اي كه واژه توبه و مشتقات آن، نود و دو بار و كلمه استغفار و مشتقات آن، چهل و پنج مرتبه، در قرآن تكرار شده و در آيات متعدد ديگري نيز، بدون ذكر اين واژه ها به اين مطلب، اشاره گرديده است.
3-1-1- وجوب توبه
تمام علماي اسلام در وجوب توبه اتفاق نظر دارند و در متن آيات قرآن مجيد كراراً به آن امر شده است:
در آيه 8 سوره تحريم مي خوانيم:
«يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا تُوبوا إِلَی اللهِ تُوبَةً نُصُوحًا عَسَي رَبَّكُم اَن يُكَّفِر عَنكُم سَيِّئاتِكُم وَ يُدخِلكُم جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الاَنهارُ»؛
«اي كسانيكه ايمان آورده ايد به سوي خدا بازگرديد توبه كنيد، توبه اي خالص و بي شائبه، اميد است ( با اين كار) پروردرگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايي از بهشت كه نهرها از زير درختانش جاري است داخل كند.»
همه انبياء الهي هنگامي كه براي هدايت امتهاي منحرف مأموريت مي يافتند، يكي از نخستين گامهايشان دعوت به توبه بود. چرا كه بدون توبه و شستن لوح دل از نقش گناه، جايي براي نقش توحيد و فضائل نيست.
پيغمبر بزرگ خداوند هود (ع) از نخستين سخنانش اين بود:
«ويا قَوم استَغفِروا رَبّكم ثُّمَ تُوبُوا اِليه»؛اي قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد، سپس به سوي او بازگرديد و توبه نماييد (هود/16).
حضرت شعيب (ع) نيز با همين منطق به دعوت قومش پرداخت و گفت:
«و استَغفِروا رَبَّكُم ثُّم تُوبُوا اِليهِ اَن رَبّي رَحيمٌ وَدودٌ»؛از پروردگار خود آمرزش بطلبيد و به سوي او بازگرديد و توبه كنيد كه پروردگارم مهربان و دوستدار(توبه كاران)است! (هود/90)
پيامبر بزرگ ديگر صالح (ع) نيز همين سخن را پايه كار خود قرار مي دهد و مي گويد:
«فَاستَغفِروا ثُّمَ تُوبوا إِلَيهِ»؛ از او طلب آمريش كنيد و به سوي او بازگرديد و توبه كنيد!(هود/61)
توبه به حكم عقل واجب است در قرآن كريم سوره ي نور آيه 31 مي فرمايند:
«وَ تُوبُوا إِلَي اللهِ جَميعاً أَيُّهَا المُؤمِنون لَعَلَّكُم تُفلِحونَ»؛ «توبه كنيد و همه شما به سوي خداوند رجوع كنيد باشد كه رستگار شويد».
و همچنين در سوره نساء آية 16 مي فرمايند:
«فَإِن تابا و َأَصلَحا فَأعرَضوا عَنهُما إِنَّ اللهَ كانَ تَوّاباً رَحيماً»؛«چنانچه توبه كردند ديگر معترض آنها نشويد كه خدا توبه پذير است.»
بنابراين وجوب توبه از مواردي است كه في الجمله مي توان ادعا نمود مسئله مورد اجماع امت اسلامي است و ادله دال بر آن، آيات قرآن، روايات، اجماع و دليل عقل مي باشد .
3-1-2- دعوت به توبه
دعوت به توبه، دعوت به انجام خوبيهاست و مؤمنان مأمور به سبقت در خوبيها هستند (بقره/148).
خداوند متعال در سوره زمره آيه 53 و54 مي فرمايد:
«قُل يا عِبادِيَ الَّذينَ اسرَفوا عَلي أَنفُسَهِم لا تَقنَطوُا مِن رَحمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغفِرُ الذُّنوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحيم* و َاَنيبُوآ إِلي رَبِّكُم و َاَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن يَاتِيكُم اَلعَذابُ ثّمَ لاتُنصَرون»؛
بدان بندگانم كه ( به عصيان) اسراف بر نفس خود كردند بگو هرگز از رحمت ( نامنتهاي) خدا نااميد مباش البته خدا همه گناهان شما را خواهد بخشيد كه او خدايي بسيار آمرزنده و مهربان است و به درگاه خداي خود به توبه و انابه بازگرديد و تسليم امر او شويد پيش از آنكه عذاب قهر خدا فرا رسد و هيچ آن زمان نصرت نيابيد.
و در آيه اي ديگر، مجدداً اين دعوت را به شيوه دعا از زبان فرشتگان الهي بيان مي نمايد:
«اَلَّذينَ يَحمِلونَ اَلعَرشَ و مَن حَولَهُ يُسَبِحُونَ بِحَمدِ رَبِّهِم و َيُؤمِنونَ بِِه و َيَستَغفِرونَ لِلذّينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعَت كُلَّ شَيءٍ رَحمَةً وَ عِلمَاً فَاغفِر لِلذّينَ تابُوا وَ اتَّبَعوا سَبيلَكَ وَ قِهِم عَذابُ الجَحيم»؛«و فرشتگاني كه عرش الهي را بر دوش گرفته و آنان كه پيرامون عرشند و به ستايش حق مشغولند به خدا ايمان دارند و براي اهل ايمان آمرزش مي طلبد ( مي گويند ) اي پروردگار ما مهرباني و علم تو همه چيز را فرا گرفته است؛ پس بيامرز آناني را كه توبه كرده اند و از راه تو بيعت كرده اند و آنها را از عذاب جهنم نگه دار» (غافر/7).
گاهي نيز خداوند متعال از زبان پيامبر خود حضرت صالح (ع) مردم را به توبه تشويق مي نمايد:
«قالَ يا قَومِ لِمَ تَستَعجلونَ باِلسَیِّئَةِ قَبلَ اَلحَسَنَةِ لولا تَستَغفِرونَ اللهَ لَعَلَّكُم تُرحَمون»؛
« صالح گفت: اي قوم من چرا براي بدي قبل از اينكه عجله ميكنيد چرا از خداوند تقاضاي آمرزش نميكنيد تا مشمول رحمت شويد»( نمل / 46).
و گاهي هم در آياتي با بيان صفات خويش انسانها را به انجام اين امر مهم تشويق ميكنند:
«وَ هُوَ الَّذي يَقبَلُ اَلتُوبَةَ عن عِبادِهِ وَ يَعفُوا عَن اَلسَيِّئاتِ وَ يَعلَمُ ما تَفعَلون»
؛«و اوست خدايي كه از بندگانش توبه مي پذيرد و از گناهان در مي گذرد و آنچه را مي كنيد، مي داند» ( شوري/ 25).
و همچنين در آيه 104 سوره توبه مي فرمايند:
«اَلَم يَعلَمُوا إنَّ اللهَ هُوَ يَقبَلُ اَلتُوبَةَ عَن عِبادِهِ وَ يَاخُذُ الصَّدَقاتِ وَ إنّ اللهَ هُوَ تَوّابُ اَلرَّحيم»
؛«‌آيا مؤمنان ندانسته اند كه محققاً خدا توبه بندگان را مي پذيرد و صدقه آنها را قبول مي فرمايد البته خدا بسيار توبه پذير و مهربان است.»
3-1-3- فوريت توبه
بدون شك توبه امري است كه بايد فوري انجام شود. تا گناهي از انسان صادر شده قبل از آنكه آثار آن در قلبش ماندگار و محو آن غيرممكن گردد، پشيماني و توبه ضرورت دارد. توبه از گناهان چه كبيره و چه صغيره به اتفاق جميع علما و به حكم عقل واجب و فوري است.
خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايند:
«وَتُوبُوا اِلَي اللهِ جَميعاً اَيُهَا المُؤمِنُون لَعَلَّكُم تُفلِحُونَ»؛
«توبه كنيد و همه شما به سوي خداوند رجوع كنيد، باشد كه رستگار شويد» (نور/31).
و نيز در آيه 8 سوره تحريم مي فرمايد:
«يا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إلَي الله تَوبَةً نُصُوحاً عَسَي رَبَّكُم أَن يُكَفِّر عَنكُم سَيِّئاتِكُم»
؛«اي كساني كه به خدا ايمان آوريدهايد توبه كنيد و به خدا رجوع نمائيد، توبه كنيد و به خدا رجوع نمائيد، توبهاي خالص (فقط براي رضاي خدا) اميد است پروردگار شما، گناهانتان را تلافي فرمايد.»
مرحوم شيخ بهائي(ره) در شرح اربعين فرموده:
شكي در وجوب فوري توبه نيست، زيرا گناهان مانند سم هايي هستند كه به بدن انسان ضرر مي رسانند و همچنان كه خورنده سم واجب است در معالجه عجله و شتاب كند تا به هلاكت نرسد و از بين نرود، شخص گنهكار هم همين طور است بر او واجب است كه هر چه زودتر گناه را ترك كند و سريع توبه نمايد تا دينش ضايع نگردد و گنهكاري كه در توبه مسامحه كند و به وقت ديگر تأخير اندازد بين دو خطر بزرگ خود را قرار داده است.كه اگر از يكي سالم بماند به ديگري مبتلا خواهد شد: اول رسيدن مرگ هاي ناگهاني به طوري كه از خواب غفلت بيدار نشود مگر مرگ خود را ناگهان ببيند چنانچه قرآن مجيد در سوره اعراف آيه 97 مي فرمايد: «اَفَاَ مَن اَهلُ

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع معناشناسی، حقوق جزا، اعمال مجرمانه، قانون مجازات Next Entries مقاله با موضوع حضرت آدم (ع)، رسول خدا (ص)، بازار مدینه، قرآن کریم