مقاله با موضوع مولاه، نیستم؟، فطر، “

دانلود پایان نامه ارشد

فرمایش رسول خدا که فرمود:(من کنت مولاه) وجوهی ذکر کرده‌اند که یکی از آن‌ها به معنای مالک است و… معنای دهمین آن اولی و برتر است، خداوند فرمود: این مولای شما است، به این معنا است که او اولی و برتر به شما است، و چون ثابت شد که مولی به معنای اولی است ؛ پس حمل لفظ مولی در این حدیث بر کسی که مالک بنده‌ای باشد جائز نخواهد بود ؛ چون پیامبر مالک علی و علی بنده رسول خدا و آزاد شده او نبود، و نیز حمل آن بر کسی که پسر عموی دیگری است جایز نیست ؛ زیرا او پسر عمویش بود. و نه بر هم پیمان، چون این قضیه مربوط به کسانی است که ضرر دیده‌اند و پیمان بر کمک و همراهی می بندند. و نه بر یاری و کمک ؛ زیرا این معنی در خود کلمه موجود است. و نه بر کسی که سر پرستی(ضمان جریره) را دارد و نه بر همسایه که چنین حملی لغو است و نه بر آقا و سروری که اطاعتش لازم است257.
پس مقصود از کلمه مولی در این حدیث غیر از معنای دهم آن که اطاعت محض و مخصوص ؛ یعنی همان حمل بر اَولی نخواهد بود، و معنایش این می‌شود: کسی که من اولی و برتر از جان وی به خود او هستم پس علی هم اولی و برتر از جان او به او است. من در این معنی و تفسیر تنها نیستم ؛ بلکه ابو الفرج اصفهانی نیز در کتابش مرج البحرین این حدیث را از اساتیدش نقل کرده و می‌گوید: رسول خدا دست علی را گرفت و فرمود: کسی که من ولی و سرپرست او و برتر از جانش به وی هستم ؛ پس علی سرپرست او است.
از این تعابیر فهمیده می‌شود که همه معانی کلمه مولی در نهایت باز گشت به وجه دهم آن دارد که جمله: آیا من بر جان مؤمنان برتر از خودشان نیستم؟ و این نص آشکاری است در اثبات امامت و پذیرفتن طاعت و پیشوائی 258.
3. محمد بن طلحة شافعی(متوفای 658هـ)
وی در کتاب کفایة الطالب که آن را در باره مناقب امیر مؤمنان نگاشته است، بعد از نقل روایت(ولو کنت مستخلفاً أحداً لم یکن أحد أحق منک لقدمک فی الإسلام وقرابتک من رسول الله، وصهرک… ؛ اگر بنا بود جانشین برگزینم هیچ کس سزاوارتر از تو به جهت پیشگامی‌ات در اسلام و نزدیک بودن به پیامبر خدا و داماد او بودن نیست) می‌نویسد:
وهذا الحدیث وإن دل على عدم الاستخلاف، لکن حدیث غدیر خم دلیل على التولیة وهی الاستخلاف، وهذا الحدیث أعنی حدیث غدیر خم ناسخ لأنه کان فی آخر عمره .
این حدیث اگر چه از ظاهر آن بر می‌آید که رسول خدا جانشین تعیین نکرد ؛ ولی حدیث غدیر خم دلیل بر تعیین سرپرست است که همان جانشینی رسول خدا است ؛ بنا بر این حدیث غدیر خم ناسخ حدیث قبل می‌شود ؛ چون حدیث غدیر در آخر عمر مبارک رسول الله ایراد شده و متأخر است 259.
4. ابراهیم بن سیار، معروف به نظام معتزلی(متوفای 220هـ به بعد):
نظام معتزلی، از کسانی است که اعتقاد داشته است، رسول خدا ، امیر مؤمنان را به جانشینی خود برگزید ؛ اما خلیفه دوم عمر بن خطاب، با کتمان این مطلب در سقیفه به نفع خلیفه اول از مردم بیعت گرفت. متأسفانه اعتراف ایشان به این مطلب ؛ آن‌هم در اواخر عمرش سبب شد که بزرگان اهل سنت علیه او موضع تندی بگیرند و گفتن همین مطلب را دلیل بر ضعف و عدم اعتماد بر او تلقی نمایند.!
امامت محقق نمی‌شود ؛ مگر با نص(سخن صریح از طرف خدا یا پیامبر) و مشخص نمودن به شکل واضح و روشن، و به تحقیق که رسول خدا تصریح کرد بر امامت علی در موارد گوناگون آن هم به صورتی آشکار و واضح که امر بر مردم مشتبه نشود ؛ ولی عمر آن را در روز سقیفه که در آن روز بیعت گرفتن بر خلافت ابوبکر را عهده دار بود انکار کرد260.
و. شواهدی محکم بر اراده ولایت از حدیث غدیر
درست است که از کلمه مولی معانی مختلفی اراده و استفاده شده است ؛ اما با توجه به قرائن مقامیه و مقالیه‌ای که در کلام آن حضرت وجود دارد، برای اهل انصاف جای تردید نمی‌گذارد که مراد از کلمه مولی، ولایت و اولویت آن حضرت به تصرف در امور مسلمانان بوده نه صرف محبت و دوستی، و شواهدی قوی آن را تایید می‌کند.
شاهد اول: مقارنه ولایت رسول خدا و ولایت امیر مؤمنان
رسول خدا قبل از جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه» از مردم اقرار گرفت که آیا من از خود شما به شما سزاوارتر نیستم؟ «ألست أولی بکم من انفسکم». وقتی همه مردم سخن آن حضرت را تصدیق کردند، بلا فاصله بعد از آن فرمود: پس هرکس من مولای او هستم، علی نیز مولای او است.
بسیاری از روایات غدیر که از طریق اهل سنت نقل شده، جمله «الست أولی بالمؤمنین من انفسهم» را به همراه دارد که ما در مقاله «تواتر حدیث غدیر» به این روایات اشاره و صحت آن‌ها را ثابت کرده‌ایم. ولی در این جا فقط به شش روایت بسنده می‌کنیم:
1. در روایت ابن ماجه آمده است که آن حضرت فرمود:
فقال أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَى قال أَلَسْتُ أَوْلَى بِکلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَى قال فَهَذَا وَلِی من أنا مَوْلَاهُ… .
فرمود: آیا من از جان مؤمنان به آنان بر تر نیستم؟ گفتند: آری چنین است، فرمود: آیا من نسبت به هر مؤمنی بر جان او برتر نیستم؟ گفتند: آری چنین است، فرمود: این علی رهبر و سر پرست هر کسی است که من مولای او هستم261… . .
محمد ناصر البانی نیز بعد از نقل روایت می‌گوید:
این روایت را ابن ماجه نقل کرده است و سند آن نیز صحیح است.
أخرجه ابن ماجة. قلت: و إسناده صحیح 262.
2. در روایت احمد بن حنبل این چنین آمده است:
… فقال لِلنَّاسِ أَتَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا نعم یا رَسُولَ اللَّهِ قال من کنت مَوْلاَهُ فَهَذَا مَوْلاَهُ…
آیا می‌دانید که من سزاوارتر به مؤمنان از خود آنها مى‏باشم؟ همگى فرمایش رسول خدا را تصدیق کردند و به همین دلیل بود که رسول خدا فرمود: «من کنت مولاه فهذا مولاه. 263
البانی بعد از نقل این روایت می‌گوید:
أخرجه أحمد(4 / 370) و ابن حبان فی ” صحیحه “(2205 – موارد الظمآن) و ابن أبی عاصم(1367 و 1368) و الطبرانی(4968) و الضیاء فی ” المختارة “(رقم -527 بتحقیقی).
قلت: و إسناده صحیح على شرط البخاری. و قال الهیثمی فی ” المجمع “(9 / 104): ” رواه أحمد و رجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفة و هو ثقة “.
این روایت را احمد، ابن حبان در صحیحش، إبن أبی عاصم، طبرانی، مقدسی در المختاره نقل کرده‌‌اند.
سپس می‌گوید:
این روایت بر طبق شرائطی که بخاری برای صحت حدیث قائل است، صحیح است. هیثمی در مجمع الزوائد گفته است: احمد آن را نقل کرده است و راویان همان راویان صحیح بخاری هستند ؛ غیر از فطر بن خلیفه که او نیز مورد اعتماد است264.
3. در روایت حاکم نیشابوری آمده است که آن حضرت از مردم این گونه اعتراف گرفت:
یا أیها الناس من أولى بکم من أنفسکم؟ قالوا الله ورسوله أعلم. [قال]: ألست أولى بکم من أنفسکم؟ قالوا: بلى قال من کنت مولاه فعلی مولاه.
اى مردم! چه کسى از جان و مال شما، از خود شما سزاوارتر است؟ گفتند: خدا و رسول خدا داناتر است، سپس فرمود: آیا من از خود شما سزاوارتر نیستم؟ همگی تأیید کردند. آنگاه فرمود: «من کنت مولاه فعلىّ مولاه».
حاکم نیشابوری بعد از نقل روایت می‌گوید:
هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه.
سند این حدیث صحیح است اگر چه بخاری و مسلم آن را نقل نکرده‌اند.
و ذهبی نیز در تلخیص المستدرک سخن وی را تأیید می‌کند265.
4. در روایت بزار آمده است که رسول خدا فرمود:
ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم قالوا بلى یا رسول الله قال فأخذ بید علی فقال من کنت مولاه فهذا مولاه.
مگر نه این که من از جان مؤمنان سزاوارتر از خود آن ها هستم؟ مردم فرموده آن حضرت را تصدیق کردند. در این هنگام دست على را گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فعلىّ مولاه»266 .
هیثمی بعد از نقل این روایت می‌گوید:
رواه البزار ورجاله رجال الصحیح غیر فطر بن خلیفة وهو ثقة.
این روایت را بزار نقل کرده و راویان آن راویان صحیح بخاری هستند، غیر از فطر بن خلیفه که او نیز مورد اعتماد است267.
5. طبرانی در المعجم الکبیر می‌نویسد:
بعد از مراجعت رسول خدا از حجه الوداع دستور داد تا زیر درختان را از خار و خاشاک پاک کنند سپس نماز به جا آورد و در خطبه اش فرمود: ای مردم اجل من نزدیک شده است و باید دعوت را اجابت نمایم، من وشما مورد باز خواست قرار خواهیم گرفت، اگر از شما پرسیده شود چه جوابی دارید؟ گفتند: پاسخ خواهیم داد که تو رسالتت را به انجام رساندی و دلسوز بودی، خدا تو را جزای خیر دهد، آنگاه فرمود: آیا شهادت به وحدانیت خدا و بندگی و رسالت من وحق بودن بهشت و جهنم و مرگ وقیامت و زنده شدن مردگان می دهید؟ گفتند: آری شهادت می دهیم، فرمود: ای مردم، خدا مولای من و من مولای مؤمنین و از خودشان بر جانشان سزاوارترم، پس هر کس من مولای او هستم علی مولای او است، خدایا دوست بدار آنکه اورا دوست بدارد و دشمن بدار آنکه او را دشمن بدارد268…
این روایت از نظر سندی هیچ مشکلی ندارد ؛ و تعجب از ابن حجر هیثمی در الصواعق المحرقة است که با توجه به نگارش کتابش بر ضد شیعه، در باره این حدیث می‌گوید: طبرانی و دیگران آن را با سند صحیح نقل کرده‌اند و گفته اند که رسول خدا در غدیر خم خطبه خواند و در ضمن سخنانش فرمود: ای مردم خدا مولای من و من مولای مؤمنان و از جانشان به خودشان سزاوارترم، پس هر کس ولایت مرا به پذیرد علی بعد از من مولای او است269.
6. در روایت ابن حجر آمده است:
آیا شما گواهی می دهید که خدا پروردگار شما است؟ گفتند: آری، فرمود: آیا گواهی می دهید که خد و رسولش بر جان مؤمنان سزاوار ترند؟ گفتند: آری، فرمود: پس هر کس خدا و رسولش مولا و سرپرست او است این علی هم مولا وسرپرست او است.
ابن حجر بعد از نقل این روایت می‌گوید:
سند این روایت صحیح است. حدیث غدیر خم را نسائی از طریق أبو طفیل از زید بن أرقم و نیز از علی و گروهی از صحابه نقل کرده‌ است. و در این نقل اضافاتی است که در نقلهای دیگر نیست، و اصل حدیث را ترمذی نیز نقل کرده است270.
استفاده از فای تفریع در این روایت «فمن کان الله ورسوله مولاه فإن هذا مولاه» به صراحت این مطلب را ثابت می‌کند که ولایت امیر مؤمنان همان ولایت رسول خدا است و مسلمانان همان طور که وظیفه دارند از فرمان‌های رسول خدا در همه حال اطاعت نمایند‌، واجب است که ولایت امیر مؤمنان را نیز بپذیرند و از او اطاعت کنند.
اگر معنای کلمه «مولی» در جمله «فمن کان الله ورسوله مولاه فإن هذا مولاه» با معنای کلمه «اولی» در جمله «ألستم تشهدون أن الله ورسوله أولى بکم من أنفسکم» چیز دیگری باشد، لازم می‌آید که انسجام و تناسب دو جمله بهم بخورد و این بر خلاف فصاحت و بلاغت خواهد بود.
با این توضیح، بطلان اشکال برخی از علمای اهل سنت که ادعا می‌کنند مقدمه حدیث ؛ یعنی جمله «الست أولی بالمؤمنین من أنفسهم» صحت ندارد و اکثر روات آن را نقل نکرده‌اند ‌نیز روشن می‌شود. همانگونه که سعد الدین تفتازانی در جواب حدیث غدیر گفته است:
متواتر بودن حدیث غدیر صحت ندارد و از دروغگوئی‌های شیعه است ؛ زیرا بیشتر محدثان در صحت آن تردید کرده و اهل تحقیق از آنان مانند بخاری و مسلم و واقدی آن را نقل نکرده‌اند وبشتر راویا ن هم بدون مقدمه آن که آن را دلیل بر اراده اولی از مولی گرفته اند نقل کرده‌اند271.
در پاسخ جناب تفتازانی باید گفت: چنانچه گذشت بسیاری از بزرگان اهل سنت مقدمه حدیث را نقل کرده و بر صحت آن تصریح کرده‌اند.
تفسیر«النَّبِی أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏» از نگاه مفسران اهل سنت:
سؤال رسول خدا از مردم با این جمله «ألست أولی بکم» و اعتراف گرفتن از آنان، همان أولویت و ولایتی را ثابت می‌کند که خداوند در آیه «النَّبِی أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم272؛ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است‏» برای رسول خدا ثابت نموده و صاحب اختیاری آن حضرت را نسبت به تمامی مؤمنان گوشزد فرموده است.

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع تاریخ اسلام، خطبه غدیر Next Entries مقاله با موضوع قرآن کریم