مقاله با موضوع مدیریت مالی، مالیات بر درآمد، نرخ موثر مالیات، مسئولیت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ای می باشند، مشمول مالیات به نرخ 25% خواهد بود. تغییرات عمده و اساسی اصلاحیه قانون مالیات مورخ 27/11/1380 نسبت به اصلاحیه مورخ بهمن ماه 1378 در خصوص مالیات بر درآمد شرکت ها در نگاره شماره (2-1) نشان داده شده است.

نگاره 2-1: تغییرات عمده و اساسی اصلاحیه قانون مالیات مورخ 27/11/1380 نسبت به اصلاحیه مورخ بهمن ماه 1378 در خصوص مالیات بر درآمد شرکت ها
مواد قانون مالیات تغییر یافته
اصلاحیه قانون مالیات های مستقیم مصوب سال 1378
اصلاحیه قانون مالیات های مستقیم مصوب سال 1380
ماده 105
نرخ مبنای محاسبه مالیات بر اساس نرخ تصاعدی ماده 131
نرخ مبنای محاسبه مالیات بر اساس نرخ ثابت 25%
ماده 108
اندوخته هایی که مالیات آنها پرداخت نشده، در صورت تقسیم یا انتقال آن به حساب سرمایه یا سود و زیان، به درآمد مشمول مالیات سال تقسیم یا انتقال اضافه می شود.
اندوخته هایی که مالیات آنها پرداخت نشده، در صورت انتقال به حساب سرمایه مشمول مالیات نخواهد بود لیکن در صورت تقسیم یا انتقال به حساب سود و زیان یا کاهش سرمایه معادل اندوخته اضافه شده به حساب سرمایه، به درآمد مشمول مالیات سال تقسیم یا انتقال اضافه می شود. این حکم شامل اندوخته های سود ناشی از فعالیت‌های معاف موسسه در دوران معافیت و اندوخته موضوع ماده (138) قانون مالیات های مستقیم مصوب سال 1366 و اصلاحیه های بعدی آن تا تاریخ تصویب این اصلاحیه پس از احراز شرایط مربوط تا آن تاریخ نخواهد بود.
ماده 132
درآمد مشمول مالیات ابرازی ناشی از فعالیت های تولیدی و مصرفی در واحدهای تولیدی یا مصرفی از تاریخ استخراج و بهره برداری حسب اولویت های 1 و 2 و3 به ترتیب به مدت 8 و 6 و 4 سال از مالیات معاف هستند. در مورد واحد هایی که در مناطق محروم استقرار دارند و یا مستقر می شوند معادل 50% مدت های مذکور در فوق به مدت مقرر در این ماده اضافه می شود.
درآمد مشمول مالیات ابرازی ناشی از فعالیت های تولیدی و مصرفی در واحد های تولیدی یا مصرفی در بخش های تعاونی و خصوصی از تاریخ شروع بهره برداری یا استخراج به میزان 80% و به مدت 4 سال و در مناطق کمتر توسعه یافته به میزان 100% به مدت 10 سال از مالیات موضوع ماده 105 معاف هستند.
ماده 138
آن قسمت از سود ابرازی حاصل از فعالیت های صنعتی و مصرفی که شرکت ها برای بازسازی و توسعه یا تکمیل واحدهای صنعتی و مصرفی موجود خود یا ایجاد واحد های صنعتی و مصرفی جدید ذخیره نمایند از پرداخت مالیات معاف است.
آن قسمت از سود ابرازی شرکت های تعاونی و خصوصی که برای بازسازی و توسعه یا تکمیل واحدهای صنعتی و مصرفی موجود خود یا ایجاد واحدهای صنعتی و مصرفی جدید در آن سال مصرف گردد، از 50% مالیات ماده 105 این قانون معاف می باشد مشروط بر اینکه قبلا اجازه توسعه، تکمیل یا ایجاد واحد صنعتی و یا معدنی جدید در قالب طرح سرمایه گذاری معین از وزارتخانه ذیربط تحصیل شده باشد. درصورتی که هزینه اجرای طرح یا طرح های یاد شده در هرسال مازاد سود ابرازی همان سال باشد و یااز طرح سرمایه گذاری کمتر باشد شرکت می تواند از معافیت مذکور در محاسبه مالیات سود ابرازی سال های بعد حداکثر به مدت سه سال و به میزان مازاد مذکور و یا باقی مانده هزینه اجرای کامل طرح بهره مند شود.
ماده 143
شرکت هایی که سهام آنها طبق قانون مربوط از طرف هیأت پذیرش برای معامله در بورس قبول می شود، از سال پذیرش تا سالی که فهرست نرخ ها در بورس حذف نشده در صورتی که کلیه نقل و انتقال سهام از طریق کارگزاران بورس انجام و در دفاتر مربوط ثبت گردد، از پرداخت 10% مالیات شرکت موضوع بند «د» ماده 105 این قانون معاف می باشد.
شرکت هایی که سهام آنها طبق قانون مربوط، از طرف هیأت پذیرش برای معامله در بورس قبول می شود، از سال پذیرش تا سالی که از فهرست نرخ ها در بورس حذف نشده در صورتی که کلیه نقل و انتقالات سهام از طریق کارگزاران بورس انجام و در دفاتر مربوط ثبت گردد، معادل 10% مالیات آنها بخشوده می شود.

2-3. مدیریت مالیات
مینیک و نوگا (2010) مدیریت مالیات را به صورت توانایی مدیر در پرداخت مالیات کمتر در بلندمدت تعریف نموده اند. در واقع نرخ مالیاتی که توسط دولت ها جهت اخذ مالیات در نظر گرفته می شود، نرخ مقطوعی است اما ماخذ محاسبه مالیات (سود مشمول مالیات) را می توان مدیریت نمود. این امر از آنجا نشأت می گیرد که گاهی اوقات برخی از درآمدهای کسب شده توسط شرکت‌ها یا مشمول مالیات نمی شود و یا با نرخ هایی کمتر از نرخ مالیات اصلی در نظر گرفته شده مشمول مالیات می شود. این مطلب در مورد هزینه ها نیز صادق می باشد و ممکن است برخی هزینه‌ها که در محاسبه سود طبق استانداردهای حسابداری لحاظ شده اند، از دیدگاه مالیاتی جز هزینه‌های قابل قبول مالیاتی نباشند. با توجه به این موارد، مدیری که در صدد آن باشد تا بیشتر در طرح‌هایی سرمایه‌گذاری کند که از مزیت های مالیاتی برخوردار باشد و در پی پرداخت مالیات کمتر باشد، به دنبال مدیریت مالیات می‌باشد.
شرکتی که به دنبال مدیریت مالیات و حداقل سازی هزینه مالیات می باشد، در واقع رویه ای متهورانه پیرامون مالیات در پیش گرفته است. برطبق یافته های چند پژوهش ، مدیریت مالیات، فعالیتی ارزش زا است و سهامداران شرکت معتقدند که باید توسط مدیریت شرکت، نرخ مالیاتی شرکت مدیریت شود (گراهام و تاکر، 2006). افزون بر این دسای و دارماپالا (2006) به این نتیجه رسیدند که مسئله پرداخت مالیات کمتر، توسط سهامداران مورد ارزیابی قرار می گیرد و به عنوان یکی از شاخص های ارزیابی عملکرد مدیریت مدنظر قرار می گیرد. اگر مدیریت مالیات به عنوان فعالیتی ارزش زا در نظر گرفته شود، شرکت ها مایلند خود را درگیر این فعالیت نمایند.
اگرچه مدیریت کردن مالیات می تواند رقم نهایی سود یک شرکت را بهبود ببخشد لیکن در نظر گرفتن هزینه های مرتبط با اختصاص منابع به طرح های مالیاتی نیز دارای اهمیت می باشد. به عنوان مثال، چنانچه شرکت به دنبال ایجاد یک خط تولید در راستای تولید یک محصول صادراتی باشد، منابعی را باید صرف کند و هزینه هایی را متحمل شود. شولز و همکاران15 (2009) خاطرنشان می کنند که افزون بر هزینه فرصت از دست رفته، برنامه ریزی مالیاتی16 هزینه های دیگری از قبیل هزینه های معاملاتی، مالیات های ضمنی17 و عدم اطمینان نیز به همراه دارند. بنابراین شرکت ها تنها زمانی به مدیریت مالیات روی می آورند که صرفه جویی های مالیاتی ناشی از این طرح ها بر هزینه های متحمله از بابت این طرح ها فزونی داشته باشد. دسای و دارماپالا(2006) نیز سودمندی مدیریت مالیات را منوط به نحوه استفاده مدیر از جریانات نقدی حاصل از صرفه جویی مالیاتی دانسته اند.

2-3-1. مدیریت مالیات و مسئولیت اجتماعی شرکت
ادبیات موجود پیرامون مسئولیت اجتماعی شرکت ها18، اهداف اقتصادی واحدهای تجاری را با مسئولیت های اجتماعی آنها مرتبط می داند. این مسئولیت ها شامل فعالیت شرکت ها در چارچوب اخلاق، همکاری در توسعه اقتصادی و تلاش در راستای بهبود کیفیت زندگی ذینفعان شرکت می شود(هلم و واتس19 ،2006).
ریچاردسون و لانیس(2011) بر این باورند که چنانچه مالیات بر درآمد پرداختی شرکت ها، کاربردی وسیع در جامعه داشته باشد، مسئولیت اجتماعی شرکت ها می تواند دیدگاه مالیاتی شرکت را تحت تاثیر قرار دهد. چنانچه مالیات بر درآمد پرداختی شرکت ها صرفا به عنوان یک مبادله تجاری و مانند سایر هزینه های عملیاتی در نظر گرفته شود، هدف شرکت حداقل سازی هزینه مزبور و تلاش در راستای مدیریت آن به صورتی متهورانه می باشد. بنابراین، یک شرکت در پرداخت مالیات خود، کمتر به سایر مسائل از قبیل اصول اخلاقی، وظایف اجتماعی و ملاحظات ذینفعان توجه می کند(ریچاردسون و لانیس، 2011). افزون بر این، افرادی همچون فریدمن20(2003) و لاندلف21(2006) اعتقاد دارند، مالیات بر درآمد پرداختی شرکت ها، کاربردهای اجتماعی و عمومی دارند و فعالیت های مهمی از قبیل کمک به ساخت کالاهای عمومی مانند امکانات تحصیلی، امنیت ملی، حمل و نقل عمومی و اجرای قانون را شکل می دهند. بنابراین انتظار می رود شرکت هایی که بیشتر به مسئولیت اجتماعی خود اهمیت می دهند، کمتر به مدیریت مالیات به گونه ای متهورانه روی آورند. این ادعا در تحقیقی که توسط ریچاردسون و لانیس(2011) نیز انجام شد، به اثبات رسید.
با در نظر گرفتن مطالب پیش گفته، باید این نکته را مدنظر قرار داشت که مدیریت مالیات امری کاملا قانونی است و با اصول اخلاقی نیز منافاتی ندارد. در واقع در فرآیند مدیریت مالیات، افراد تصمیم گیرنده با استفاده از راهکارهایی که در خود قانون وجود دارد، سعی در کاهش هزینه مالیات خود دارند. به عنوان مثال، شرکتی که به تولید کالا اشتغال دارد و این کالا هم در داخل کشور و هم در خارج از کشور تقاضا دارد، فرصتی را برای کاهش مالیات شرکت فراهم آورده است. زیرا بر طبق قوانین مالیاتی کشور درآمد حاصل از صادرات از جمله درآمدهایی است که مشمول مالیات نمی شود. بنابراین شرکت در چارچوب قوانین می تواند هزینه مالیات خود را کاهش و اصطلاحا این هزینه را مدیریت نمایند.

2-3-2. انگیزه های مدیریت مالیات
مدیریت مالیات از جمله فعالیت های ارزش زا می‌باشد و بر طبق تحقیق گراهام و تاکر(2006)، سهامداران شرکت معتقدند نرخ موثر مالیاتی شرکت باید مدیریت شود. با توجه به آنکه یکی از اهداف اصلی مدیران و نمایندگان سهامداران در شرکت، حداکثر ثروت سهامداران می باشد و سهامداران با استفاده از مکانیزم های مختلفی به دنبال تحقق این امر و نظارت بر مدیران می باشند. بنابراین می توان انتظار داشت که یکی از انگیزه های اصلی مدیریت مالیات توسط مدیران، تحقق هدف حد‌اکثرسازی ثروت سهامداران باشد. افزون بر این، در بسیاری از مواردی که طرح‌های پاداش برای مدیران و گردانندگان شرکت در نظر گرفته می شود، بخشی از این طرح ها مبتنی بر معیارهای عملکرد شرکت می باشند؛ معیارهایی که برخی از آنها به میزان سود شرکت و میزان جریان های نقدی آزاد وابسته می باشند. از این رو می‌توان انتظار داشت مدیران در راستای تحقق پاداش‌های در نظر گرفته شده از جانب سهامداران برای آنها، انگیزه زیادی برای مدیریت مالیات داشته باشند، زیرا مدیریت مالیات در نهایت منجر به افزایش سود خالص و کاهش جریانات نقدی خروجی ناشی از مالیات می گردد. این موضوع در تحقیق انجام شده توسط آرمسترانگ و همکاران22(2012) نیز تایید شد و محققان مذکور به این نتیجه رسیدند که بین طرح های تشویقی پاداش مدیران مالیاتی با نرخ موثر مالیاتی محاسبه شده بر اساس استانداردهای حسابداری رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد.
2-3-3. معیارهای سنجش مدیریت مالیات
محققان و پژوهشگران، جهت سنجش مدیریت مالیات و به طور وسیع تر جهت بررسی دیدگاه مالیاتی شرکت، معیارهای مختلفی در نظر گرفته اند. نرخ موثر مالیاتی از جمله معیارهایی است که به طور گسترده ای در پژوهش های پیرامون مالیات، مورد استفاده قرار گرفته است. بحث درباره نحوه محاسبه نرخ موثر مالیاتی فراوان است. این مباحث از آنجا نشات می گیرد که ارقام مختلفی را می توان در صورت و مخرج کسر مورد استفاده قرار داد. رقم مورد استفاده در صورت کسر به طور معمول هزینه مالیات ابرازی بدون هیچ گونه تعدیلی می باشد. اما در کشورهایی که هزینه مالیات معوق در صورت های مالی ظاهر می شود، صورت کسر را از بابت هزینه مالیات معوق تعدیل می نمایند. محققان از رقم های مختلفی شامل فروش شرکت، سود عملیاتی ، سود خالص قبل از مالیات، جریان نقد عملیاتی و درآمد مشمول مالیات در مخرج کسر استفاده نموده اند. گوپتا و نیوبری(1997) معتقدند استفاده از درآمد مشمول مالیات در مخرج موجب می شود اثرات معافیت های مالیاتی23 خنثی شود از این رو معیار مناسبی نمی باشد.
معیار دیگر مورد استفاده جهت بررسی وضعیت مالیاتی شرکت، اختلاف بین درآمد محاسبه شده بر طبق استانداردهای حسابداری و درآمد مشمول مالیات24 می باشد. معمولا بین دو رقم ذکرشده اختلاف وجود دارد و این اختلاف از تفاوت بین استانداردهای

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع نرخ موثر مالیات، مدیریت مالی، دارایی ها، مالکیت نهادی Next Entries مقاله با موضوع دارایی ها، نرخ موثر مالیات، اندازه شرکت، مدیریت مالی