مقاله با موضوع مدیریت دانش، تسهیم دانش، دانش آشکار

دانلود پایان نامه ارشد

گروهی ایجاد شود که با استفاده از نظریه های اجتماعی و همکاری میسر می شود. نشست گروهی که تجربیات را توضیح داده، درباره ی آن بحث می کند و فعالیتی است عادی که در آن اشتراک دانش پنهان می تواند رخ دهد.
خارجی کردن101( بیرونی سازی )(ضمنی آشکار): تبدیل دانش
نامشهود به دانش مشهود: در این حالت، فرد می تواند دانش خود را در قالب مطالب منظم (سمینار- کارگاه آموزشی) به دیگران ارائه دهد. گفتگوهای میان اعضای یک گروه در پاسخ به پرسشها با برداشت ها از رخدادها، از جمله فعالیت های معمولی هستند که این نوع از تبدیل در آنها رخ می دهد.
پیوند و اتصال برقرار کردن 102( آشکار به آشکار): در این مرحله، حرکت از دانش آشکار فردی به سمت دانش آشکار گروهی و ذخیره سازی آن صورت می پذیرد و با توجه به استفاده از دانش موجود، امکان حل مسائل از طریق گروه فراهم شده به دنبال آن دانش توسعه می یابد.
درونی سازی 103(آشکار ضمنی به ضمنی) : در این مرحله، دانش آشکار به دست آمده در سازمان نهادینه می شود. همچنین گذراندن این مرحله برای افراد، آفرینش دانش ضمنی جدید شخصی نیز در پی دارد (کسب دانش پنهان جدید از دانش آشکار موجود).
گذراندن مراحل چهارگانه بالا، باید به صورت پیاپی و حرکت حلزونی شکل ادامه یابد تا به این وسیله هر مرحله ای، کامل کننده مرحله پیش از خود باشد و ضمن نهادینه شدن دانش در سازمان، باعث تولید و خلق دانش های جدید نیز شود.
لازم به یادآوری است که باید هر یک از دو دانش یاد شده در سازمان، مدیریت شود و نیز نحوه تعامل، استفاده و تبدیل هر یک به دیگری، مورد شناسایی و استفاده قرار گیرد. این دو دانش، هر کدام می تواند منشا ایجاد دیگری باشد و در سطح فردی/گروهی، سازمانی تسری و گسترش یابد در شکل 2-7 نحوه و اجزای شکل گیری مراحل چهارگانه فوق نمایش داده شده است. نکته مهم دیگر آن است که هنگامی که افراد در این فرآیندها شرکت می کند، آموزش سازمانی نیز رخ می دهد زیرا در این مشارکت، دانش افراد با دیگران به اشتراک گذارده می شود، توضیح داده می شود و برای دیگران قابل دسترس می شود و همچین خلق و تولید دانش جدید از طریق فرآیند ها رخ می دهد.

شکل (2-7): نمایی از فرآیند تبدیل دانش (افرازه،1384)

مدل پایه های ساختمان دانش
این مدل توسط پرابست، روب و رومهاردت104(2002) به نام مدل پایه های (سنگ بنای) ساختمان مدیریت دانش105 نام گذاری شده است.
طراحان مدل یاد شده مدیریت دانش را به صورت سیکل دینامیکی می بینند که در چرخش دائم است.
مراحل این مدل شامل هشت جزء متشکل از دو سیکل درونی و بیرونی است.
سیکل درونی : به وسیله بلوک های کشف شده (شناسایی)106 ، کسب107، توسعه108، تسهیم109، کاربرد110 (بهره برداری) و نگهداری111 از دانش ساخته می شود.
سیکل بیرونی : شامل بلوک های اهداف دانشی 112 و ارزیابی113 آن است که سیکل مدیریت دانش را مشخص می کند. کامل کننده این دو سیکل «بازخورد»114 است. شکل (2-8) اجزای مدل مذکور را نمایش می دهد.

شکل(2-8) : مدل پایه های ساختمان مدیریت دانش (پرابست و همکاران،2002).
الف – تعیین هدف های دانش : هدف های مدیریت دانش، باید از هدف های اصلی سازمان نشأت گرفته و در دو سطح استراتژیک و عملیاتی مشخص شوند.
سطح استراتژیک : تبدیل و نگهداری سازمان بر مبنای مدیریت دانش و همچنین ایجاد فرهنگ و سیاستهای لازم در این زمینه انجام می شود.
سطح عملیاتی : در این سطح، با توجه به هدف ها باید نحوه شناسایی، استفاده، توزیع، کاربرد و نگهداری دانش مشخص و برنامه های لازم برای دستیابی به آنها در زمان معین طراحی شود و به مرحله اجرا در آید.
ب – شناسایی دانش : با طرح این پرسش که «آیا می دانیم که چه می دانیم؟» باید انجام وظیفه مدیریت دانش؛ یعنی مرحله کشف دانش را آغاز کرد. بسیاری از سازمان ها به خاطر ناآشنا بودن با دانش خود، در تصمیم گیری ها و هدف گذاری ها یشان دچار مشکل می شوند، البته ناگفته نماند که شناسایی منابع درون و بیرون سازمان، به همراه هم انجام می شد.
پ – کسب دانش : در این مرحله، دانش ها را باید از بازار داخلی و خارجی نظیر دانش های مربوط به مشتری، تولید، همکاران، رقبا و … از منابع شناسایی شده در مرحله کشف به دست آورد و نیز مشخص نمودن آنکه چه قابلیت هایی را می توان از خارج خریداری و تهیه و مورد استفاده قرار داد. در این مرحله مورد توجه قرار می گیرد.
ت – توسعه دانش: با توجه به پایه های موجود، باید دانش سازمان را گسترش داد، البته این امر، شامل توسعه، قابلیت، محصول، ایده های جدید، فرایندها و … مسائلی از این دست می شود.
ث – تسهیم دانش : مسائلی همچون چگونگی به اشتراک گذاری دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نیاز و چگونگی انتقال دانش از سطح فردی به سطح گروهی و سرانجام سطح دانش سازمانی، از جمله مواردی است که در دستور کار این بخش از مدیریت دانش قرار می گیرد.
ج – نگهداری دانش : ذخیره و نگهداری و روزآمد کردن دانش به این بخش مربوط می شود. این روش، از نابودی دانش جلوگیری کرده به آن اجازه اینکه مورد استفاده قرار گیرد را می دهد که البته در این راستا باید ساز و کارهای مناسبی برای به روز کردن سیستم ایجاد شود.
چ – استفاده از دانش : اطمینان به استفاده مفید از دانش در سازمان، مربوط به این قسمت است. در این بخش، موانعی بر سر راه استفاده مفید از دانش جدید است که باید شناسایی و رفع شوند تا از آن بتوان به طور عملی در ارائه خدمات و محصولات (دانش) استفاده کرد.
ح- ارزیابی دانش : نحوه رسیدن به هدف های معین و استفاده از نتایج آن به عنوان بازخورد، برای تعیین یا اصلاح هدف به این بخش مربوط است. با اینکه نگاه به نتایج بعضاً کیفی این فرآیند، ضروری است آنها را با توجه به نتایج کمی و هزینه های انجام شده در این زمینه، میبایست مورد ارزیابی قرار دارد.
در جدول 2-3 مراحل الف تا ح فوق الذکر مربوط به پایه های ساختمان مدیریت دانش به همراه ابزارهای مربوطه به اختصار آمده است.
جدول 2-3- مراحل و ابزار مدل پایه های ساختمان مدیریت دانش
مرحله
ابزار
هدفهای دانش
استراتژی دانش ها، آرمان های دانش، مدیریت بر مبنای هدف های دانش
شناسایی دانش
نقشههای دانش115 واسطههای(دلال ها) انتقال دانش، آشکار سازی درونی دانش در سازمان
کسب دانش
ویزیتورها (واسطه ها)، موسسات عرضه دانش، خرید مشاوره استراتژی نسخه برداری
توسعه دانش
وصل کننده های دانش116، سناریو، سمت گیری به سوی مراکز شایستگی117
تسهیم دانش
فنون حل مسئله جمعی، مدیریت فضا سازی118
استفاده از دانش
مهندسی و چینش کاربردی استاد، آموزش در عمل119، مدیریت داده ها120
نگهداری دانش
یادگیری از رخدادها121، حافظه الکتریکی
ارزیابی دانش
کارت امتیازی متوازن122 / اندازه گیری چند بعدی دانش
همچنین در ادامه مروری کوتاه بر مدل های اصلی مدیریت دانش و مراحل آن به صورت بسیار مختصر در جدول (2-4) ارائه می گردد.

جدول (2-4)- مروری بر مدل های اصلی مدیریت دانش (افرازه،1384)

مبانی زیر ساخت مدیریت دانش123
زیر ساخت دانش، سازو کاری است که سازمان از طریق آن دانش را مدیریت می کند و افراد در بخش های متفاوت آن، دانش خود را از طریق این زیرساخت تسهیم کرده، بطوری که اعضا بتوانند از آن دانش به طور کاملا اثربخش استفاده کنند. این زیرساخت باعث می شود، فرآیندهای ضروری دانش با حداکثر کارایی صورت گیرند، از فناوری ها اعم از سخت افزار و نرم افزار کارآمدتر استفاده شود و خلق، تسهیم و بکارگیری دانش انجام پذیرد، هدف اصلی این زیرساخت، چیزی جز جریان دادن دانش در تمامی سطوح فرآیندهای کاری سازمان نیست. شکل (2-9) (سیوان124،2000) مبانی زیرساختهای مدیریت دانش را نشان داده است.

شکل 2-9 : مبانی زیرساخت مدیریت دانش (سیوان،2000).

در مدیریت دانش بر فرهنگ سازمانی تاکید می شود تا اشتراک گذاری و به کار گیری دانش برانگیخته و پرورش داده شود. به همین دلیل آرامش و فرهنگ سازمانی مناسب شکل گرفته و تحرک و آموزش کارکنان مورد توجه قرار میگیرد؛ بر فرایندها در مدیریت دانش تأکید میشود تا دانش سازمانی مکان یابی، سازماندهی و به اشتراک گذاشته شود و بودجه مورد نیاز این فعالیت ها نیز تامین گردد. در مدیریت دانش بر فناوری تاکید میشود تا دانش ذخیره و دسترس پذیر شود و این امکان فراهم شود که افراد بدون اینکه در کنارهم باشند با یکدیگر همکاری کنند.
همانگونه که در شکل 2-9 ملاحظه می شود، مبانی زیر ساخت مدیریت دانش شامل فرایندهای دانش125، فناوری اطلاعات126 و فرهنگ سازمانی127 است. یک زیرساخت قوی دانش بر اساس مبانی قوی ایجاد می شود و این مبانی به استفاده کامل از دانش می انجامد. در این میان، مدیریت دانش بر افراد و تعاملات آنها تمرکز دارد. خلق و تسهیم دانش، حاصل تعاملات انسان ها در حین کار است، لذا در مدیریت دانش ابتدا باید افراد را به اطلاعات مرتبط کرد. این ارتباط شامل فرایندها و تشویق لازم است؛ نه صرفا برای ایجاد اعتماد و استفاده از اطلاعات موجود، بلکه به دنبال آن، برای سهیم شدن در منبع جهانی اطلاعات افراد باید با هم مرتبط شوند. آنها باید قادر به یافتن یکدیگر بوده و در مورد درخواست و دریافت کمک و انتشار تجاربشان راحت باشند این کار به آنان این احساس را می دهد که خود را همواره در تحقق اهداف استراتژیک سازمان سهیم ببینند.
مدیریت دانش را نباید با مدیریت داده ها اشتباه کرد. مدیریت داده ها بر فرایند و فناوری تمرکز دارد، در حالیکه ارکان مدیریت دانش، افراد و توانایی جمعی آنان برای تشریک مساعی سریع و اثر بخش است. بدون مدیریت داده ها مدیریت دانش موفق نخواهد بود. پیوند دادن این دو، نیازمند تعهد به فرهنگ تسهیم دانش است. سازمان برای رسیدن به این منظور چاره ای جز سرمایه گذاری و تعهد به ایجاد فرهنگ مطلوب سازمانی ندارد. بدون آنکه افراد نسبت به دانش تعهد داشته باشند و فعالیت های فعلی دانش را بپذیرند، زیر ساخت دانش موفق نخواهد بود. همچنین بدون داشتن یک زیرساخت فناوری که به اندازه کافی برای پشتیبانی فعالیتهای دانش قوی باشد، زیرساخت دانش عمل نمی کند و تا زمانی که فرایندهای مبتنی بر دانش نباشند نیز مدیریت دانش دارای زیرساخت مناسبی برای عمل نخواهد بود (سیوان،2000). استعاره انتقال علم از بازو به مغز و تبدیل اطلاعات دانش و نهایتاً به کار یا خروجی مشخص دارای ارزش افزوده، حاکی از آن است که تنوع، خلاقیت، نوآوری و دانش محور شدن سازمانها، انتخابی اجتناب ناپذیر برای سازمانهای قرن بیست و یکم خواهد بود(اورمزدی، 1386).

ضرورت و اهمیت مدیریت دانش در سازمان ها
منافع مدیریت دانش در یک سازمان در سطح فردی و سازمانی مورد بررسی قرار داده شده است. در سطح فردی، مدیریت دانش به کارکنان امکان می دهد که مهارت ها و تجربیات خود را از طریق همکاری با دیگران و سهیم شدن در دانش آنها و یادگیری ارتقا دهند تا به رشد حرفه ای دست یابند. در سطح سازمانی، مدیریت دانش چهار منفعت عمده برای یک سازمان دارد: ارتقای عملکرد سازمان از طریق افزایش کارآیی، بهره وری، کیفیت و نوآوری .
سازمان هایی که دانش خود را مدیریت می کنند به سطح بالایی از بهره وری دست می یابند. سازمان ها با دسترسی بیشتر به دانش کارکنان خود میتوانند تصمیمات بهتری اتخاذ کنند، فرآیندها را بهینه سازی کنند، از تکرار کارها کاسته و بر نوآوری ها بیافزایند و در نهایت، یکپارچگی و همکاری درون سازمانی را ارتقا بخشند. به عبارت دیگر، در سازمان اعمال مدیریت دانش کیفیت ارائه خدمات را افزایش و هزینه ها را کاهش می دهد.
انتقال و به اشتراک گذاری دانش به صورت روز افزون به عنوان منبع ارزش افزایی شناخته شده است، لذا سازمان ها مدیریت دانش را به منزله یک راهبرد و امتیاز رقابتی به حساب می آورند. البته دستیابی به این منافع بر خلاف ظاهر آنها (که آسان به نظر می رسد) خیلی آسان نیست. راهبردها و طرح های بکارگیری مدیریت دانش بایستی پیشاپیش برای همه توجیه شده باشد تا در مرحله عمل با موفقیت انجام گردد (ناوی128،2001).
چالش های مدیریت دانش
اساسی ترین

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع مدیریت دانش، اشتراک دانش، نهادینه سازی Next Entries مقاله با موضوع ارتباط با مشتری، مدیریت ارتباط، مدیریت ارتباط با مشتری