مقاله با موضوع مدیریت دانش، انتقال دانش، تسهیم دانش

دانلود پایان نامه ارشد

ن است که از طریق ایجاد پیوند بین منابع انسانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت می پذیرد”.
مدیریت دانش به مجموعه ای از فعالیت های منظم و سیستماتیک سازمان گفته می شود که جهت دستیابی به ارزش بزرگتر از طریق دانش در دسترس صورت می گیرد (دانش در دسترس به کلیه تجربیات و آموخته های افراد یک سازمان و کلیه اسناد و گزارش ها در داخل یک سازمان را شامل می شود) (مرویک62،2001).
تاریخچه مدیریت دانش
مدیریت دانش از اواخر دهه 1970 مطرح گردید. در اواسط دهه 1980 و آشکار شدن جایگاه دانش و تاثیر آن بر قدرت رقابت در بازارهای اقتصادی اهمیت آن مضاعف شد. در این دهه نظام های مبتنی بر هوش مصنوعی و نظامهای هوشمند برای مدیریت دانش بکار گرفته شد و مفاهیمی چون فراهم آوری دانش63، مهندسی دانش64، نظام های دانش محور65، و مانند آن رواج یافت (دراکر66،1993). در اواخر دهه 80 سیر صعودی انتشار مقالات مربوط به مدیریت دانش را در مجلات حوزه های مدیریت، تجارت و علوم کتابداری و اطلاع رسانی می توان مشاهده کرد در همین دوران اولین کتابهای مربوط به این حوزه منتشر شدند. در آغاز دهۀ 1990 فعالیت گستردۀ شرکتهای امریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش به نحو چشمگیری افزایش یافت. ظهور شبکه گسترده جهانی67 در اواسط دهۀ 1990 تحرک تازه ای به حوزه مدیریت دانش بخشید. شبکۀ بین المللی مدیریت دانش68 در اروپا، مجمع مدیریت دانش ایالات متحده 69 فعالیت های خود را در اینترنت گسترش دادند. در سال 1995، اتحادیه اروپا70 طی برنامه ای به نام اسپریت71 بودجه قابل ملاحظه ای را برای اجرای طرح های مدیریت دانش اختصاص داد. به تدریج شرکت های بزرگی مانند ارنست و یانگ72، بوزآلن و همیلتون 73 و دهها شرکت دیگر به شکل تجاری وارد عرصۀ مدیریت دانش شدند. اکنون مدیریت دانش در سالهای آغازین قرن 21 برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد ثابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه است. شرکت های بزرگ اروپایی از سال 2000 به بعد حدود 55% درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده اند ( داوری و شانه ساز زاده، 1380). در جدول (2-1) تاریخچه مدیریت دانش بطور خلاصه نشان داده شده است.
جدول (2-1)- تاریخچه مدیریت دانش
دهه 1970
مدیریت دانش مطرح شد.
دهه 1980
بر اهمیت مدیریت دانش افزوده شدو انتشارات مربوط به مدیریت دانش سیر صعودی یافت.
اوایل دهه 1990
فعالیت شرکت های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش شدت یافت.
اواسط دهه 1990
مدیریت دانش در زمره ی فعالیت های تجاری شرکت های بزرگ در آمد.
هزاره سوم
شرکت های بزرگ اروپایی حدود 55% درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص دادند.

زمانی که سازمان ها به سرعت به فنآوری گرایش پیدا کردند، تصور می کردند که قدرت فوق العاده رایانه، سیستم ها و بانک های اطلاعاتی پیشرفته می تواند بر کلیه مشکلات سازمانی فائق آید. بنابراین بخش های فن آوری اطلاعات مرکز فعالیت های مدیریت دانش بودند. اما وقتی خبرگی و دانش نهفته انسان ها مرکز توجه واقع شد، سایر رشته ها و بخش ها نیز به تدریج در این حوزه وارد شدند. در بدو امر به مدیریت دانش فقط از بعد فنآوری نگاه می شد و آن را یک فنآوری می پنداشتند. اما به تدریج سازمانها دریافتند که برای استفاده واقعی از مهارت کارکنان، چیزی ماورای مدیریت اطلاعات مورد نیاز است. در مقابل ابزارهای چاپی یا الکترونیکی، انسان ها در مرکز توسعه، اجرا و موفقیت دانش قرار می گیرند و همین عامل انسانی وجه تمایز مدیریت دانش از مفاهیم مشابهی چون مدیریت اطلاعات است (بلیر دی سی74،2002).
فرآیند مدیریت دانش و مراحل مدیریت دانش
منظور از فرایندها در مدیریت دانش، جمع آوری و سازماندهی دانش سازمانی و بهره برداری و حفاظت از این سرمایه های دانشی است. فرایندهای مدیریت دانش در سازمان باید دارای این توانایی باشند که به طور اثر بخش و کار آمد، دانش مورد نیاز برای تحقق فرایندهای کسب و کار سازمانی را پردازش کند. تلاش برای ایجاد مدیریت دانش در سازمان با کار در واحد فن آوری اطلاعات و واحد سیستم های اطلاعاتی شروع می شود. توجه این واحدها متمرکز بر تکنولوژی مورد نیاز برای ایجاد سیستم های مدیریت دانش و نیز توجه زیاد به افراد و جنبه های فرهنگی مدیریت دانش است. اگر زیرساخت تکنولوژیک مورد نیاز برای پشتیبانی از سیستم های مدیریت دانش وجود نداشته باشد، تلاش برای مدیریت دانش، هدر دادن وقت است. همچنین اگر افراد دانش خود را به عنوان ورودی به سیستم مدیریت ندهند باز هم سیستم مدیریت دانش شکست می خورد. بنابراین سه جنبه مهم که در ایجاد سیستم مدیریت دانش باید مورد توجه قرار گیرد عبارتند از: افراد سازمان، تکنولوژی مورد نیاز و فرهنگ (لی بوویتز75،2001). مدیریت دانش را میتوان فرآیند ایجاد، تایید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش دانست. این پنج عامل درحوزه مدیریت دانش برای یک سازمان زمینه آموزش، بازخور، آموزش مجدد و یا حذف آموزش را فراهم می آورد که معمولا برای ایجاد، نگهداری و احیاء قابلیت های سازمان مورد نیاز است. در جدول (2-2) هر کدام از این عوامل توضیح داده شده و بصورت فرآیند مدیریت دانش در قالب پنج مرحله فوق نشان داده شده است (بت،2008). کارایانیس76 مراحل مدیریت دانش را به صورت زیر بیان نمود:

جدول (2-2)- مراحل مدیریت دانش از دیدگاه کارایانیس
فرآیند مدیریت دانش
زیر فعالیت ها
کسب دانش
گلچین کردن، تعبیر، انتقال
انتخاب دانش
مکان یابی اصلاح انتقال
درونی سازی دانش
ارزیابی، هدف یابی، ذخیره سازی
کاربرد دانش
کنترل،سنجش،تولید،انتقال
برونی سازی دانش
هدف یابی، تولید، انتقال

مدیریت دانش بیش از همه چیز به دنبال آن است که بین افراد شاغل در یک سازمان ارتباط دانشی برقرار کند، روش های استفاده از دانش سازمانی را یاد دهد و زمینه های تبدیل دانش شخصی به دانش جمعی و بالعکس را فراهم آورد تا در نهایت نوآوری و خلاقیت را تقویت کند. این کارکرد مدیریت دانش توسط آبل اوکبرو77(2001) نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
مدیریت دانش ابتدا باید به شکل های گوناگون آشکار سازی شود؛ یعنی از حالت ذهنی (نهان) به حالت عینی (عیان) تبدیل شود. سپس گرایش به دانش و استفاده از آن در بین افراد سازمان به روش های مختلف برانگیخته شود تا فرهنگ سازی شود دانش آوری موجب می شود یادگیری به عنوان یکی از وظایف اصلی سازمان و کارکنان آن تلقی می گردد. پس از درک اهمیت دانش و مزایای آن برا ی تمام افراد سازمان در سطوح مختلف باید زیر ساخت مدیریت دانش در زمینه های به اشتراک گذاری، انتقال و بکارگیری آن فراهم شود. دست اندرکاران دانش، انواع متفاوتی از فرایند دانش را به صورت مراحل زیر بیان می نمایند:

پردازش دانش
دانش خام در مرحله پردازش به صورت دانش با ارزش سازمانی در می آید. پردازش شامل ذخیره سازی، پالایش، سازماندهی، تحلیل، مقایسه، همبسته سازی، کاوش گری و یا انواع فنون می شود. این امر کمی فراتر از عنوان دهی به دانش را در بر می گیرد. باید به گونه ای باشد که دیگران بتوانند به سادگی هنگام نیاز آن را بازیابی کنند، یا آنکه از تحلیل پیچیده و پیشرفته آماری برخوردار باشد تا بتوان روابط و بینش های پنهان در آن را کشف و آشکار ساخت.
به طور مشخص و دقیق به دونوع پردازش نیاز است تا فرایند ایجاد دانش را از داده های خام سرعت بخشند:
استخراج78 : فرایند تعریف داده های هدف و گرفتن آنها از نظام های تولید و پایگاه هایی که داده ها در آن قرار دارند، استخراج نام دارد. هدف این است که فقط داده های مطلوب استخراج شوند نه تمام داده های دیگر.
مرحله استخراج و جمع آوری دانش نخستین گام در ایجاد و بهره گیری از مدیریت دانش است که طیف گسترده ای از فعالیت ها را شامل خرید دانش در بازارهای دانش، جذب افرادی که دارای دانش مورد نیاز سازمان هستند، توسعه دانش از طریق گفتگوهای علمی کارکنان با یکدیگر و بسیاری از فعالیت های مرتبط با جمع آوری دانش می شود.
تغییر و تحول یا تبدیل79 : فرایند تبدیل داده های خام استخراج شده به صورت های قابل انطباق با سایر داده ها و اطلاعات در انبار ذخیره داده هاست. تبدیل داده ها، دسترسی به انبار ذخیره داده ها و پردازش هرچه بیشتر آنها را سرعت می بخشد و به موازات آن، نهایتاً بخشی از آن داده ها نیز به دانش تبدیل میشوند (رادینگ80،1383).

انتقال دانش 81
برای اینکه دانش با ارزش شود باید با دیگران تقسیم شود. انتقال میتواند فعال یا منفعل باشد. دانش را میتوان از طریق نظامهای اطلاعاتی یا از طریق تعامل شخصی انتقال داد. دانش را میتوان در برنامه های آموزشی و کارآموزی ادغام کرد و یا در فرایندها گنجاند. میتوان آن را به سادگی در یک مخزن ذخیره کرد. به گونه ای که هر وقت مصرف کننده نیاز بدان داشته باشد در دسترس باشد (رادینگ،1383). دانش، خواه فرایند انتقال آن را به سازمان کنترل کنیم و خواه نقشی را در این زمینه نداشته باشیم، به سازمان منتقل میشود. منظور از انتقال دادن، افزایش توانایی سازمان در انجام کارها و در نهایت بالا بردن ارزش آن است. به طور کلی، هرچه دانشی غنی تر و نامشهود تر باشد، میباید برای انتقال آن از فناوری بیشتری استفاده شود تا اجازه تسهیم بی واسطه آن را به خواستارانش بدهد. اما ارزش ها، هنجارها و رفتارهایی که فرهنگ یک شرکت را تشکیل میدهند، تعیین کننده اصلی موفقیت انتقال دانش ارزشمند هستند. عامل اصلی در موفقیت هرنوع طرح انتقال دانش، پدید آوردن زبانی مشترک بین همکاران است. تاکید نوناکا و تاکوچی بر تکرار پذیری ویا هم پوشانی حوزه های تخصصی و بحث توماس آلن درباره ناسازگاری فرهنگی به عنوان موانع انتقال فناوری، ضرورت دستیابی به زبانی مشترک یا هم زبانی را روشن میسازد. به گفته آلن، اگر کسانی علائم فرهنگی دو فرهنگ متفاوت و یا علائم محیطی دو منطقه مختلف را به مرزهای قابل درک تبدیل کنند، زبان مشترک و به تبع آن زمینه برقراری ارتباط و مبادله دانش فراهم خواهد آمد (اورمزدی،1386).
تسهیم دانش82
فرهنگ «دانش قدرت است»، در سازمان باعث میشود که ذهن خبرگان سازمان به صورت جعبه های سیاه و ناشناخته باقی بماند و همچنین باعث تبادل بین خبرگان، که مهمترین نقش را در افزایش سازمان دارند میشود. این فرهنگ باید به فرهنگ «تبادل دانش قدرت زاست» تبدیل شود. قاعدتاً انتقال به این فرهنگ در سازمان مستلزم تلاش برنامه ریزی شده است. تغییر فرهنگ سازمانی در یک برنامه بلند مدت و با پیاده سازی روش های گوناگون در جهت شکل گیری یک باور سازمانی میسر میشود (مشاوران توسعه آینده، 1385). علاوه بر نقش مهمی که شبکه های فردی در دستیابی به دانش ضمنی ایفا میکنند، فرهنگ نیز به عنوان یک اصل کلیدی برای تشویق افراد به تسهیم دانش مطرح میباشد. اینک یک اندیشه نو به منظور حمایت های غیر رسمی در رابطه با اشتراک دانش ضرورت دارد. سازمانها برای ایجاد مدیریت دانش، باید یک محیط مشارکت، همکاری و تسهیم دانش را به وجود بیاورند. تسهیم دانش به عنوان یک فعالیت اجتماعی بسیار حائز اهمیت است و لازم ایت جهت مطالعه شیوه های به اشتراک گذاشتن دانش بر عقاید و واکنش های کارکنان تمرکز نمود (آروم و دانشگر83،2009).
یکی از راه های انتشار دانش میان کارکنان فراهم آوردن امکاناتی برای گفتگوهای سازنده آنها با یکدیگر در جهت تبادل و توزیع دانش بین انسان است. از این نظر، طراحی و اجرای سیستمی که بتواند توزیع منظم و دائمی دانش را میان کارکنان پیگیری کند از ضروریات است. همچنین در بحث انتشار و توزیع دانش بایستی نسبت به فرهنگ حاکم بر سازمان توجه کامل نموده و شکل توزیع دانش را مناسب با فرهنگ سازمانی آن در نظر گرفت. از طرف دیگر، ارسال و جذب دانش در گروه یکدیگر میباشند. اگر دانش جذب نشود، انتقالی هم رخ نمیدهد. صرف در دست بودن دانش به معنی انتقال دانش نیست.
دسترسی به دانش امری بسیار مهم است ولی به هیچ وجه بهره گیری و استفاده از آن را تضمین نمیکند. موسسات به منظور به کارگیری مطلوب مدیریت دانش بایستی ضرورت ایجاد فرهنگ اشتراک دانش

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع مدیریت دانش، دانش ضمنی، دانش آشکار Next Entries مقاله با موضوع مدیریت دانش، اشتراک دانش، نهادینه سازی