مقاله با موضوع قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

اولویت در این آیه به این معنی است که رسول خدا هر تصرفی را که به خواهد و هر تدبیری را که صلاح بداند می‌تواند در حق مسلمین انجام دهد و مسلمانان وظیفه دارند که از او در تمام امور اطاعت نمایند ؛ چنانچه مفسران بزرگ اهل سنت از این آیه همین مطلب را استنباط کرده‌اند که نام چند تن از آن‌ها را ذکر می کنیم:
1. محمد بن جریر طبری(متوفای 310هـ):
طبری، مفسر مشهور اهل سنت در باره این آیه می‌نویسد:
در این آیه: النبی اولی بالمؤمنین… خداوند پیامبر را سزاوارتر از مؤمنان بر جانشان دانسته و او را شایسته تر می داند تا آنچه لازم می داند در حق آنان انجام دهد273.
2. ابن کثیر دمشقی سلفی(متوفای774هـ):
و در تفسیر این آیه می‌نویسد:
خداوند مهربانی و دلسوزی رسولش را در باره امتش می داند و لذا او را سزاوارتر از خود آنان می داند و فرمان او را در حق آنان مقدم دانسته است274.
3. ظهیر الدین بغوی(متوفای516هـ):
بغوی شافعی که از او با عنوان «محیی السنة» یاد می‌کنند، در تفسیر آیه می‌گوید:
فرمان رسول خدا بر افراد امت از فرمان بعضی از آنان نسبت به دیگری نافذترو اطاعتش بر همگان واجب است، ابن عباس و عطاء گفته اند: معنای آیه این است که چون رسول خدا آنان را به کاری فرا خواند و نفس آنان به چیزی دیگر پس اطاعت رسول بر آنان واجب و مقدم است، ابن زید گفته است: اولویت رسول خدا در قضاوت و حکم او است همانگونه که دستور ارباب نسبت به بنده اش تقدم و اولویت دارد، و گفته شده است: اولویت دفاع و تقدیم جانشان در راه او است275.
4. قاضی عیاض(متوفای 544هـ):
وی در کتاب مشهور الشفاء «أولی بالمؤمنین» را این گونه تفسیر می‌کند:
«قال أهل التفسیر: أولى بالمؤمنین من أنفسهم: أی ما أنفذه فیهم من أمر فهو ماض علیهم کما یمضی حکم السید على عبده.»
مفسران اولویت رسول خدا را در نفوذ فرمانش مانند اطاعت برده از اربابش دانسته اند276.
5. عبد الرحمن بن جوزی(متوفای 597 ه):
وی در تفسیر این آیه می‌نویسد:
این سخن خداوند که فرموده است: النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم، به معنای سزاوارتر است، یعنی رسول خدا هرگونه که به خواهد می‌تواند در باره آنان فرمان دهد، ابن عباس گفته است: اگر رسول خدا مردم را به چیزی و نفس آنان به چیزی دیگر فرمان داد پیروی رسول مقدم و اولی است، سپس می‌گوید: این سخنی است صحیح، چرا که نفس مردم آنان را به چیزی می خواند که هلاکت و نابودی در آن است ولی رسول خدا به آنچه در آن نجات است دعوت می‌کند277.
6. أبو القاسم زمخشری(متوفای 538هـ):
زمخشری مفسر و أدیب پرآوازه اهل سنت در تفسیر آیه می‌نویسد:
رسول خدا در تمام مسائل مربوط به دنیا و آخرت مردم بر آنان اولویت دارد، به همین جهت هم بدون هیچگونه قیدی بیان شده است، بنا بر این بر امت واجب است که رسول خدا محبوب تر از خودشان نزد آنان باشد و دستور و حکم او نافذتر و حقوق او برتر و مهربانی به او مقدم و جانشان را نثارش نمایند و در هنگام جنگ او را محافظت کنند و از خواهشهای نفسانی و آنچه که آنان را از وی دور کند پیروی نکنند و از هر آنچه که آنان را به او فرا خواند متابعت نمایند زیرا او آنان را به سعادت دنیا و آخرت دعوت می‌کند و از عذاب آتش دور می‌نماید278.
7. أبی البرکات نسفی(متوفای 710هـ):
نسفی می‌گوید:
«النبی أولى بالمؤمنین من أنفسهم» أى أحق بهم فى کل شیء من أمور الدین والدنیا وحکمه أنفذ علیهم من حکمها فعلیهم ان یبذلوها دونه ویجعلوها فداءه.
پیامبر اولی به مؤمنان از جان آنان است معنای آن این است که در همه چیز از امور دنیا و آخرت بر آنان تقدم و برتری دارد و دستور و حکم او نافذتر است، پس بر آنان واجب است جانشان را فدای او کنند279.
8. أبی حیان اندلسی(متوفای 745هـ):
وی در تفسیر آیه می‌گوید:
«أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ»: أی فی کل شیء، ولم یقید. فیجب أن یکون أحب إلیهم من أنفسهم، وحکمه أنفذ علیهم من حکمها، وحقوقه آثر، إلى غیر ذلک مما یجب علیهم فی حقه.
پیامبر بر مؤمنان در همه چیز بدون هیچ تقییدی برتری دارد، پس واجب است از جانشان نزد آن محبوب تر و حکمش نافذتر وحقوقش رعایت بیشتری داشته باشد280.
9. ابن قیم الجوزیة(متوفای 751هـ):
زرعی دمشقی، معروف به ابن قیم جوزی، ادیب، مفسر، فقیه، متکلم و محدث مشهور حنبلی که از شاگردان ابن تیمیه و ناشر افکار او به شمار می‌رود، در کتاب زاد المهاجر در تفسیر این آیه می‌نویسد:
و خداوند متعالی فرمود :النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم، دلیل بر این است که هر کس پیامبر خدا را بر خودش مقدم نداند مؤمن نیست و این اولویت مستلزم چند امر است:
– باید رسول خدا را از خودش بیشتر دوست داشته باشد، چون اولویت و برتری دادن اساس آن به محبت و دوستی است و طبیعی است که هر کس نفس خودش را بیش از دیگران دوست دارد و وقتی که رسول خدا را در دوست داشتن بر خودش مقدم بداند مؤمن بودن هم تحقق پیدا می‌کند، و نشان پیروی و رضایت و تسلیم در برابر فرمان او خواهد بود.
– خودش را در برابر رسول خدا چیزی نداند بلکه دستور او را مهمتر از فرمان ارباب به بنده اش یا پدر نسبت به فرزندش بداند، و هیچگونه حقی برای خودش در برابر فرمان رسول خدا قائل نباشد281.
10. ملا علی قاری(متوفای 1014هـ):
ملا علی هروی مشهور به قاری می‌گوید:
رسول خدا در همه امور اعم از دین و دنیا برتر است، به همین جهت هم مطلق آمده است و هیچ قیدی در آن نیست، پس واجب است که نبی را از خودشان بیشتر دوست داشته باشند و حکم او را در حق خویش نافذ وحقوق او را مقدم بر حقوق خویش و محبت به او را بر بر محبت خودشان اولی قرار دهند282.
11. شوکانی(متوفای 1250هـ):
محمد بن علی شوکانی آیه را این گونه تفسیر می‌کند:
پیامبر بر جان مؤمنان از خودشان اولی است به این معنی است که سزاوارتر است نسبت به آنان در تمام امور دین و دنیا چه برسد به این که اولی از دیگران به آنان باشد پس واجب است که در بذل مال اگر چه خودشان نیازمند باشند او را مقدم بدارند و او را بیش از خودشان دوست داشته باشند و حکم او را مهمتر از هر حکمی بدانند.
پس اگر پیامبر فرمانی داد و نفسشان فرمانی دیگر باید فرمان او را ترجیح دهند و حتی بیشتر از قدرتشان باید از وی اطاعت نمایند283.
12. حسن خان فتوحی(متوفای1307هـ):
وی می‌گوید:
اگر نفس مؤمنان آنان را به کاری فرمان دهد و رسول خدا به فرمانی دیگر واجب است امر او را برتر بدانند وبیشتر از توانشان او را اطاعت نمایند284.
از مجموع سخنان بزرگان از مفسران اهل سنت به این نتیجه می‌رسیم که اولویت در این آیه به این معنی است که پیروی و اطاعت از رسول خدا بر همه مسلمانان واجب است و آن حضرت می‌تواند در تمام امور مسلمانان تصرف نماید و در اداره امور آن‌ها از خودشان سزاوارتر است.
رسول خدا در واقعه غدیر خم همین حقیقت را برای مردم بیان فرمود و بر اثبات آن از مردم اقرار گرفت و سپس همان اولویتی را که بر مردم به حکم قرآن داشت برای امیر مؤمنان نیز اعلام و ثابت کرد.
پس با قدرت و قوت باید بگوئیم که عصاره و نتیجه فرمایش رسول خدا این است که‌ همان ولایتی را که خداوند در قرآن کریم برای من ثابت فرموده است و شما را موظف به اطاعت کرده است‌، همان ولایت برای امیر مؤمنان نیز ثابت است و شما وظیفه دارید که از او نیز اطاعت کرده و ولایت او را به پذیرید.
شاهد دوم: نزول آیه بلاغ قبل از قضیه غدیر
بعد از خاتمه یافتن حجة الوداع، رسول خدا در راه بازگشت به مدینه این آیه و پیام الهی را از جبرئیل در یافت نمود:
یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ. المائده / 67.
اى پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏اى. و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى‏دارد. آرى، خدا گروه کافران را هدایت نمى‏کند.
خداوند در این آیه فرمان ابلاغ امر مهمی را می‌دهد که از نظر اهمیت همتراز با اصل رسالت آن حضرت است که اگر انجام نمی‌داد، اصل رسالت آن حضرت از جانب خداوند زیر سؤال می‌رفت.
روایاتی در کتاب‌های اهل سنت وجود دارد که ثابت می‌کند، این آیه قبل از واقعه غدیر و در باره ولایت امیر مؤمنان نازل شده است:
1. إبن أبی حاتم(متوفای 327 هـ) از أبو سعید خدری:
این آیه در شان علی بن ا ابی طالب نازل شده است285.
تصحیح روایات تفسیر ابن ابی حاتم:
وی در مقدمه تفسیر خود، تمام روایات کتابش را در تفسیر آیات، صحیح‌ترین روایت‌های ممکن می‌داند:
صحیح ترین اخبار را از جهت سند و متن انتخاب کردم ؛ پس اگر از رسول خدا سخنی در تفسیر دیدم و صحابه نیز سخنی داشته‌اند سخن رسول را ترجیح دادم، و اگر از صحابه سخنی در تفسیر نقل کردم صحیح‌ترین آن را از جهت رتبه و درجه نقل کردم و نام موافقان آن را با حذف سند آورده‌ام286.
ابن تیمیه(متوفای 728هـ) تفاسیر اهل سنت از جمله تفسیر ابن أبی حاتم را جزء تفاسیری می‌داند که روایات آن در تفسیر قابل اعتماد و آنان را زبان راستگوی اسلام می داند:
پیشوایان از مفسران که تفسیرشان را با سندهای شناخته شده نوشته اند مانند: ابن جریح، سعید بن ابی عروه، عبد الرزاق، عبد بن حمید، احمد، اسحاق، بقی بن مخلد، ابن جریر طبری، محمد بن اسلم طوسی، ابن ابی حاتم و ابوبکر بن منذر وغیر آنان از دانشمندان و بزرگانی که زبان راستگوی اسلام بودند و محتوای تفاسیرشان مورد اعتماد است287.
بنابراین، ابن أبی حاتم که به گفته ابن تیمیه، زبان راستگوی اسلام است، این روایت را «اصح الأسانید» می‌داند ؛ از این رو نباید در اعتبار آن تردید کرد.
2. حاکم حسکانی(متوفای 5 هـ ق.) از عبد الله بن عباس:
خداوند در حدیث معراج به پیامبرش فرمود: من پیامبری مبعوث نمی‌کنم مگر آنکه جانشینی برای وی قرار می دهم و تو ای رسول من جانشین تو علی است.
ابن عباس می‌گوید: رسول خدا به زمین بازگشت ؛ ولی از ذکر این قضیه به دلیل این که مردم به تازگی از جاهلیت عبور کرده بودند، اکراه داشت تا آنکه شش روز گذشت، آیه نازل شد که: تو شاید برخی از آنچه را که بر تو نازل می‌شود ترک کنی و ابلاغ نکنی، رسول خدا صبر کرد تا این که روز هجدهم فرا رسید، خداوند این آیه را نازل فرمود: ای رسول آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن، رسول خدا به بلال دستور داد تا به همه مردم ابلاغ کند که فردا همه در غدیر خم جمع شوند، رسول خدا و مردم همه به طرف غدیر خم حرکت کردند.
در این سرزمین خطاب به مردم فرمود: ای مردم خداوند به من ماموریتی داده است که از ابلاغ آن بیم دارم، چرا که می ترسم مرا متهم کنید و آن را نپذیرید، تا آنجا که خداوند مرا سرزنش و تهدید فرموده است، سپس دست علی را گرفت و بلند کرد بگونه ای که سفیدی زیر بغل او دیده می شد، آنگاه فرمود: ای مردم خدا مولای من و من مولای شما هستم، پس هر کس من مولای او هستم علی مولای او است، خداوندا دوست بدار آنکه علی را بر ولایتش دوست بدارد و دشمن بدار آنکه او را دشمن بدارد، و یاری کن آنکه او را یاری نماید، و ذلیل فرما آنکه ذلت او را به خواهد، سپس این آیه نازل شد: امروز دین شما را کامل نمودم288.
3. ثعلبی(متوفای 427 هـ ق.) از عبد الله بن عباس:
ابن عباس گفته است: آیه بلاغ در باره علی نازل شده است، رسول خد مامور شد تا آن را به مردم ابلاغ کند، دست علی را گرفت و فرمود: هر کس من مولا و پیشوای او هستم علی مولای او است، خداوندا دوست بدار آنکه علی را دوست بدارد و دشمن بدار آنکه او را دشمن بدارد289.
4. ثعلبی از امام باقر :
وقال أبو جعفر محمد بن علی: معناه: بلّغ ما أنزل إلیک فی فضل علی بن أبی طالب، فلما نزلت الآیة أخذ بید علی، فقال: «من کنت مولاه فعلی مولاه».

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع مولاه، نیستم؟، فطر، " Next Entries مقاله با موضوع اهل البیوتات