مقاله با موضوع قبایل عرب

دانلود پایان نامه ارشد

ح واو به معنی تصدی وصاحب اختیاری یک کار است. وگفته شده است که معنای هر دو، یکی است وحقیقت آن، همان تصدی و صاحب اختیاری است. 30
علامه ی امینی برای مولی 27 معنی مطرح کرده است که عبارت است از: 1-پروردگار 2-عمو 3-پسرعمو 4-فرزند 5-واهرزاده 6-آزاد کننده 7-آزاد شده 8-برده 9-مالک 10-پیرو 11-نعمت داده شده 12-شریک 13-هم پیمان 14-همراه 15-همسایه 16-همخانه و مهمان 17-داماد 18-خویشاوند 19-نعمت دهنده 20-هم عهد 21-ولى 22-اولى به یک چیز 23-سرور غیر مالک و آزاد کننده 24-دوستدار 25-یاور 26-تصرف کننده در کار 27-عهده دار امر
وبعد از بررسی ودقت وبا ارائه ی استدلال و بیان قراین فقط معنای، اولی به شیء، «اولویت داشتن وسزاوار تر از دیگران بودن» را مناسب ترین معنای کلمه ی مولی در حدیث غدیر دانسته است. 31
3. شبهه
برای بیان منظور از «شبهه»، در ابتدا لازم است به معنای لغوی آن اشاره شود. شبهه در لغت، به معنای مشابهت و پوشیدگی است. چیزی را که حق و باطل در آن معلوم نیست، شبهه می‌نامند. 32شبهه، آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند؛ «وما قتلوه و ما صلبوه و لکن شُبِّه لهم». 33 به بیان دیگر، شبهه عبارت است از: «ایراد، اشکال، ایجاد تردید، به اشتباه انداختن و مسلم نبودن» 34 و «سوء ظن، بدگمانی، مغالطه و سفسطه». 35
از مشخصات شبهه این است که «شبیه حق است» 36 که ایجاد کننده آن قصد دارد طرف مقابل را به اشتباه اندازد. شبهه، همیشه همراه دلیل مطرح می‌شود. مثلاً‌ در شبهه‌ای که «توسط ابلیس درباره خلقت آدم مطرح گشت، وی در باب خلقت آدم گفت: آدم را از خاک بیافریدی و من را از نار، و نار را بر خاک مزیت است و در شأن من نیست که به آدم سجده کنم». 37 اگر چه به صورت عام شبهه در مورد هر سؤالی که به قصد منحرف کردن افراد از باور درست خود مطرح می گردد، ولی در فرهنگ دین و در اصطلاح دینی، شبهه یعنى هر اشکال، پرسش یا ابهامى که در برداشت‏ها، تحلیل‏ها، تصمیمات و رفتارهاى مرتبط با سعادت فرد یا جامعه سبب ایجاد خطا و اشتباه در شناخت حق از باطل گردد؛ به عبارت دیگر، شبهه خود را شبیه به حق مى ‏نمایاند و راه شناخت حق از باطل را مشکل، و افراد را دچار شک و تردید مى‏کند.38

فصل دوم
تبیین سند و دلالت حدیث غدیر بر امامت

گفتار اول: شرح اصل حدیث غدیر
در مورد واقعۀ غدیر نقل های متفاوتی از شیعه و اهل سنت وجود دارد که می طلبد در این قسمت به نقل آنها بپردازیم و به تفاوتهای موجود مختصراً اشاره کنیم، نویسنده کتاب ارزشمند غایه المرام با کنکاش دقیق و محققانه و منصفانه در نوشته های عالمان حدیث شناس و روایت نگار شیعه و اهل سنت، مجموعۀ با ارزشی از اخبار غدیر یادداشت نموده ایشان 89 طرق روایی از متون حدیثی اهل سنت را به همراه اسناد رجالی آنها به ثبت رسانده است. 39
در اینجا برخی از روایات شیعه و اهل سنت را ذکر می کنیم.
الف: قصه غدیر به روایات شیعه
در این گفتار روایت کتاب الغدیر مقدم شده زیرا به اعتقاد علامه ی امینی این نقل اجماعی شیعه واهل تسنن است اما نقل های بعدی واقعه ی غدیر را مفصل تر ترسیم کرده و مفاد آن بیشتر مورد پذیرش شیعه می باشد.
1. واقعه غدیر به روایت الغدیر
ده سال از هجرت می گذشت که رسول مکرّم اسلام عزم سفر حجّ نموده و همگان را مطلّع می سازد.
گروه زیادی به مدینه آمدند تا در مناسک حجّ با او بوده و از او پیروی کنند.
«‌حجه الوداع»، «حجه الإسلام»، «حجه البلاغ»، «حجه الکمال»‌ و «حجه التمام»40 نام هایی است که بر این تنها حجّ رسول خدا پس از هجرت نهاده اند.
شنبه، پنج یا شش شب از ماه ذی القعده باقی مانده [ پنج یا شش روز مانده به هلال ذی الحجه الحرام ] با پای پیاده، با غسل و تدهین 41 و تنها با لباس احرام از مدینه خارج می شود. همسرانش را نیز سوار بر کجاوه با خود می برد.
تمامی اهل بیت و مهاجرین و انصار و چه بسیار از قبایل عرب و دیگر اقشار مردم با او به راه می افتند. 42
شیوع بیماری آبله یا حصبه، توفیق همراهی را از بسیاری سلب کرده بود‌، با این وجود، جمعیت به حدی بود که شمار آن را جز خدا نمی داند.
عدد آن را نودهزار و بیشتر ذکر کرده اند.
هنگامة حجّ بر این سیل جمعیت افزوده می شود‌؛ اهالی مکه و نیز جماعتی از یمن که در معیت علی بن ابی طالب و ابو موسی آمده بودند، به آنان می پیوندند. 43
مناسک حجّ را به پایان رسانده و با همان جمعیت انبوه، راهی مدینه می شود.
در میانۀ راه منطقه ای به نام «جُحفه» قرار دارد که راههای مدینه، مصر و عراق از آنجا منشعب گشته و برکه ای به نام «غدیر خم»در نزدیکی آن واقع است.
پنج شنبه 44 هجدهم ذی الحجه الحرام زمانی که به این برکه می رسند، جبرئیل امین آیه ای از جانب پروردگار متعال بر او نازل می کند:
(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک)45
[ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را، کاملاً(به مردم) برسان ]
فرمان می دهد که باید علی بن ابی طالب را به عنوان عَلَمِ هدایت و پرچم دین برافراشته، بایستی اطاعت و ولایت او بر همگان را ابلاغ کند.
رسول گرامی دستور می فرماید: آنها که جلو رفته اند، بازگشته و آنان که می رسند، توقّف نمایند.
کنار هم قرار گرفتن پنج درخت بزرگ مغیلان46، جایگاه خوبی را فراهم آورده بود. آنجا را تمیز کرده و جارو می کشند. به دستور آن حضرت تا رسیدن تمام جمعیت کسی نمی بایست در آن جایگاه می نشست.
روز تابستانی بسیار گرمی بود. مردها قسمتی از عبایشان را بر سر و قسمتی را از شدّت حرارت زمین، زیر پایشان گذاشته بودند، و با انداختن جامه ای بر روی یکی از درختان برای رسول خدا سایبانی ساخته بودند. وقت نماز ظهر فرا می رسد، پیامبر به سمت جایگاه رفته و با مردم نماز می گذارد.
پس از نماز، در میان مردم 47، بر منبری از زین شتران ایستاده 48 و با صدایی بلند خطبه اش را به گوش همگان می رساند و می فرماید: «الحمد لله و نستعینه و نؤمن به، و نتوکل علیه، و نعوذ بالله من شرور أنفسنا، و من سیئات أعمالنا، الذی لا هادی لمن أضل، و لا مضل لمن هدی، و أشهد أن لا اله ألا الله، و أن محمدا عبده و رسوله.
أما بعد: أیها الناس! قد نبأنی اللطیف الخبیر: أنه لم یعمرّ نبی إلا مثل نصف عمر الذی قبله. و إنی اوشک أن ادعی فاجیب، و إنی مسؤول، و أنتم مسوولون، فماذا أنتم قائلون؟».
هر سپاس و ستایشی از آن خداوند است و از او یاری می جوییم. به او ایمان داشته و بر او توکل می کنیم. از شرّ نفس و بدیهای اعمالمان به او پناه می بریم. آن که را خداوند گمراه نموده هدایت گری نیست و آن را که هدایت فرموده گمراه گری نباشد. شهادت می دهم که معبودی جز خداوند نیست و محمد بنده و فرستاده اوست.
ای مردم! خداوند لطیف(نغز تدبیر49) و خبیر(دانای بر مصالح) به من خبر داد: عمر هر پیامبری، برابر نیمی از عمر پیامبر پیش از خود است 50 و نزدیک است که من دعوت حق را اجابت نمایم. من مسئولیتی دارم و شما نیز به نوبه خود مسئولید. چه می گویید؟
و مردم می گویند: شهادت میدهیم که ابلاغ دین نموده و نصیحتمان کردی، و در این راه تلاش وافر نمودی، خداوند پاداش خیر به تو دهد!
می فرماید: «ألستم تشهدون أن لا إله الا الله، و أن محمدا عبده و رسوله، و أن جنّته حقّ و ناره حقّ، و أنَّ الموت حقّ، و أنَّ الساعه آتیه لاریب فیها، و أن الله یبعث من فی القبور؟
آیا شهادت نمی دهید که معبودی جز خداوند نیست و محمد بنده و رسول اوست، بهشت و جهنم او حقّ است، مرگ حقّ است و قیامت بدون تردید می آید و او مردگان را بر می انگیزد!
می گویند: ‌شهادت می دهیم.
می فرماید: «اللهم اشهد»؛ خداوندا شاهد باش!
سپس می فرماید: «ایها الناس! ألا تسمعون»؛ ای مردم آیا نمی شنوید!
می گویند: می شنویم.
می فرماید: «فإنی فرط علی الحوض و أنتم واردون علی الحوض، و إن عرضه ما بین صنعاء‌و بصری، فیه أقداح عدد النجوم من فضّه، فانظروا کیف تخلفونی فی الثقلین». 51
من زودتر از شما به ‍[بهشت و ] نزد حوص [کوثر] می رسم و شما نیز در آینده در کنار همان حوض بر من وارد خواهید شد.
حوضی که فاصله صنعاء 52 و بُصری 53 دامنه آن است و جام های نقره در آن به بی شماری ستارگان آسمان است. مراقب باشید که پس از من با آن دو وجود گرانقدر چگونه رفتاری خواهید داشت.
کسی ندا بر می آورد: ای رسول خدا! این دو «ثقل» و دو «وجود ارزشمند» چیست؟
می فرماید: «الثقل الأکبر کتاب الله طرف بید الله عزّوجلّ و طرف بأیدیکم فتمسکوا به لا تضلّوا، و الآخر الأصغر عترتی. و إن اللطیف الخبیر نبّأنی أنهما لن یتفرّقا حتّی یردا علی الحوض ؛ فسألت ذلک لها ربّی».
«ثقل اکبر»، «کتاب خدا» می باشد ؛ یک سر آن به دست خداوند عزّوجلّ و سر دیگر آن به دست شماست ؛ آن را محکم نگه داشته تا گمراه نشوید.
و «ثقل اصغر» «عترت و اهل بیت» من است. و خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده که آن دو تا هنگامه ورود بر من نزد حوض، از هم جدا نخواهند شد ؛ و من نیز از پروردگار خواستم که آن دو چنین باشند(هرگز از هم جدا نشوند).
«فلا تقدموهما فتهلکوا، و لا تقصروا عنهما فتهلکوا»؛ بر آن دو پیشی نگیرید، که هلاک می شوید و از آنها دست بر ندارید که باز هلاک خواهید شد.
در این هنگام، دست علی را گرفته تا آنجا بالا آورد که سپیدی زیر بغل هر دو نمایان شده و مردم علی را می شناسند.
می فرماید: «أیها الناس! من أولی الناس بالمؤمنین من أنفسهم؟» ؛ ای مردم! چه کسی بر مؤمنین از خودشان سزاوارتر است و اولویت دارد؟
می گویند: ‌خداوند و رسولش بهتر می دانند.
می فرماید: «أن الله مولای و أنا مولی المؤمنین، و أنا أولی بهم من أنفسهم، فمن کنت مولاه فعلی مولاه»؛ خداوند، مولای من، و من مولای مؤمنین هستم و بر ایشان از خودشان سزاوارترم؛ پس هر که را من مولای اویم، علی هم مولای اوست.
و این جمله را سه بار تکرار می فرماید‌؛احمد بن حنبل می گوید که چهار مرتبه تکرار فرموده است.
آن گاه می فرماید: «اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و أحبّ من أحبّه، و أبغض من أبغضه54، و انصر من نصره، واخذل من خذله، و أدر الحقَّ معه حیث دار. ألا فلیبلغ الشاهد الغائب».
بار خدایا! هر که را دوست و یاور بود، دوست و یاورش باش و هر که با او دشمنی کند، دشمنش بدار! هر کس که از روی محبّت او را بزرگ داشت و بر شکوه و شوکتش افزود، تو نیز او را از روی محبّت تعظیم و تجلیل کن. هر که از روی بغض او را خوار و حقیر خواست، تو هم خوار و حقیرش بدار!
یاری ده هر که او را یاری کند وهرکس او را بی یاور گذاشت یاریش مکن. و حقّ را دائر مدار او قرار ده. هان! که این سخن را باید حاضر به غایب برساند.
هنوز جمعیت پراکنده نشده بود که امین وحی الهی این آیه را فرود آورد:(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی.)55 .
[امروز دینتان را برایتان کامل گردانیده و نعمتم را برایتان به اتمام رسانیدم ].
اینجاست که خاتم الانبیاء می فرماید‌: «الله أکبر علی إکمال الدین، و إتمام النعمه، و رضا الربّ برسالتی، و الولایه لعلی من بعدی»؛ الله اکبر بر اکمال دین، و اتمام نعمت و رضای پروردگار بر رسالت من وولایت علی بعد از من.
آن گاه مردم شروع به تبریک و تهینت گویی به امیر المؤمنین می نمایند.
ابو بکر و عمر زودتر از سایر صحابه به آن حضرت تبریک می گویند.
و هر کدام می گوید: «بخّ بخّ لک یا بن ابى طالب اصبحت و امسیت مولاى و مولا کل مؤمن و مؤمنه»؛ زهی و آفرین بر تو ای پسر ابوطالب! برای همیشه مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی.
ابن عبّاس می گوید: «وجبت و الله فی أعناق القوم»؛ به خدا سوگند! «ولایت علی» بر ذمّۀ همه واجب شد.
این خلاصه ای از واقعۀ غدیر است، که امّت اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند]. 56
2. واقعۀ غدیر

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع دریای سرخ، فعل مضارع، معنای اصلی، حقیقت امامت Next Entries مقاله با موضوع المؤمنین، بسوى، على، پیغمبر