مقاله با موضوع قانون اساسی، ایدئولوژی، انقلاب اسلامی، ملی گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

حاشیه رفت و نمی توان از وجود ملتی واحد در این دوره یاد کرد. درواقع برای این دوره؛ اصطلاح هویت قومی تناسب بیشتری دارد و بهتر گویای وضعیت آن است. در دوران بعدی یعنی صفوی و قاجاریه یک مرحله ای گام به جلو و دوره ای شفاف برای تدوین فرآیند ملت سازی است. وضعیت این فرآیند در این ادوار را در این تعبیر می توان دریافت که «بزرگداشت عید نوروز هیچ گاه با تکریم اعیاد دینی و مذهبی مانند فطر، قربان و غدیر تقابل نیافت بلکه هر یک به عنوان جزئی از تاریخ و شناسنامه ملی ایرانیان مورد توجه واقع شد و زبان ملی بعنوان منبع اصلی در کنار مذهب رسمی ( شیعه) تقویت کننده فرآیند ملت سازی ایرانی بوده است (کریمی، 1386: 17).
در دوران حکومت پهلوی ( پهلوی اول و دوم) سیاست های ملت سازی مبتنی بر یکسان سازی و ذوب فرهنگ ها بوده است. هر چند اعمال این سیاست ها اولاً، به لحاظ زمانی گاه دچار وقفه و با افت و خیز و فراز وفرودهایی همراه بوده و ثانیاً، روش ها، ابزارها و شیوه های اجرای این سیاست ها به لحاظ ماهیت حکومت ها و اقتضائات داخلی متفاوت بوده است. اهمیت سیاست یکسان سازی در دوران مدرن برای حکومت پهلوی آن قدر زیاد بود که برخی گفتمان مسلط در این دوره را گفتمان پهلویسم و فارسی گرایی افراطی نامیدند. به همین علت بود که برخی تحلیلگران، انقلاب اسلامی در سال 1357 را واکنش به شبه مدرنیسم دوره پهلوی دانسته و آن را انقلابی بر ضد مدرنیزاسیون، نفی ملی گرایی افراطی و سلطه غرب و آمریکا بر ایران خواندند ( صالحی امیری ، 1388: 419- 420).
برخی از الگوهای شکل دهنده به برنامه های ملت سازی ( همانند سازی اجباری ) در دوران پهلوی عبارت اند از :
1- ایجاد تمرکز در نظام اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به شکل قدرتمند و نوین.
2- نوسازی و مدرن سازی کلیه حوزه های نظام اجتماعی.
3- وابسته سازی و ادغام نظام های اجتماعی و فرهنگی پراکنده قومی و ایلی و عشیره ای در نظام مرکز.
4- تشدید تمایلات پان ایرانیستی با تأکید بر زبان فارسی و هویت و فرهنگ ایران قبل از اسلام.
5- تأکید و تکیه بر نژادگرایی مبتنی بر اسطوره آریایی.
6- تأسیس دولت ملی و تکمیل فرآیند دولت- ملت، مبتنی بر ایدئولوژی ناسیونالیستی ( مقصودی ، 1382: 313- 131).
2-2بررسی سیاست های ملت سازی بعد از انقلاب اسلامی 1979
سیاست های ملت سازی در هر جامعه از دو ویژگی یا دو خصوصیت دولت یا نظام سیاسی تبعیت می کنند:
1- ایدئولوژی سیاسی حکومت و میزان پایبندی آن به دموکراسی یا عقیده به حق حاکمیت مردم.
2- نوع نگاه،تلقی، تعریف و رویکردی که دولت از ملت یا ناسیونالیسم دولتی دارد(صالحی امیری ،1388: 42).
محققان و پژوهشگران علوم سیاسی و اجتماعی با استناد به قوانین اساسی و موضوعه کشور، رویکردهای کلی سیاست های اتخاذ شده در این زمینه در جمهوری اسلامی ایران را در آثار و مطالعات خود به سه دسته تقسیم می کنند:
2-2-1 رویکرد امت مدارانه (الگوی آرمان گرایانه)
تدوین قانون اساسی، دستاورد انقلاب اسلامی است که در آن انقلابیون فاتح منویات خود را مدون نموده- اند. از آنجا که قانون اساسی کشور قاعدتاً محصول اندیشه ورزان دینی محسوب می شود، به همین سبب نگرش ویژه عبارت است از: رویکرد برابرانه به حقوق و آرزوهای اساسی شهروندی که بصورتی بنیادین از نگرش های نابرابری خواه قومی، زبانی، مذهبی و ملیت تبری می جوید؛ زیرا قانون اساسی دستاورد رویکرد فراگیر و جامع به مفهوم ملی و وملت محسوب می شود و امتیازات ویژه را نمی پذیرد.
از این رو، به دلیل وجود برخی از ویژگی های تمایز آفرین، قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان سند میثاق ملی و مبنای سایر قوانین رویکردی امت نگر و دین باورانه به مسأله قومیت و شکل گیری ملت دارد(حجتی کرمانی ،1384: 98-41).
2-2-2رویکرد تلفیقی
نظریه دوم، رویکرد و جهت گیری سیاست های ملت سازی و قومی جمهوری اسلامی ایران را تلفیقی از دو دیدگاه تکثرگرایی و یکپارچه سازی دانسته است. یعنی از یک سو، این تلقی وجود دارد که همه ملت ایران اعم از اقوام و خرده فرهنگ ها به عنوان شهروندان جمهوری اسلامی محسوب شده و صرف نظر ازتفاوت های فرهنگی شان از حقوق شهروندی برابر و یکسانی برخوردارند. از سوی دیگر، ملت ایران را بر حسب خصوصیات فرهنگی تعریف کرده که بر اساس این تلقی فارس ها به دلیل برخی خصوصیات فرهنگی (زبان، مذهب و . . .) تقدم یافته ودر کانون فرهنگی قرار گرفته و بر محور آنان، ملت ایران شکل گرفته و توسعه یافته است.
2-2-3 رویکرد وحدت در کثرت
سومین رویکرد جمهوری اسلامی به مسأله تدوین سیاست های ملت سازی و سیاست های قومی در ایران را؛ رویکرد انسجام در عین حفظ تنوع قومی که مبتنی بر برابری حقوق شهروندان صرف نظر از زمینه های نژادی ، مذهبی، زبانی و فرهنگی و قومی است، می داند. این رویکرد بر این اعتقاد است که با پیروزی انقلاب اسلامی {به دلیل وجود ویژگی متمایز آفرین با رژیم گذشته}راه حل (رویکرد ) دموکراتیک جانشین راه حل (رویکرد) اقتدارگرا ( تمرکزگرا و همانند ساز) در زمینه فرآیند شکل گیری ملت واحد و منسجم شد و نظریه همبستگی ملی، جایگزین نظریه اقتدار دولت شد.
در بررسی و تجزیه و تحلیل و استخراج جهت گیری کلی جمهوری اسلامی در مورد نحوه تنظیم سیاست های ملت سازی بر کشور و مدیریت تنوع قومی، خرده فرهنگ ها وسیاست هایی که در این خصوص طراحی و اجرا گردید. به منابع و مراجع زیر رجوع شده است که در فصل سوم این پایان نامه بررسی آن انجام شده است:
– مشروح و مذاکرات مجلس و بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
– قانون اساسی جمهوری اسلامی
– مصوبه های شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه اصول سیاست فرهنگی کشور
– مصوبه های مجلس شورای اسلامی
– برنامه های اول، دوم و سوم توسعه اقتصادی – اجتماعی کشور
– عملکرد مجموعه نظام اجرایی در عرصه مدیریت قومی و فرهنگی کشور
از نقد و بررسی و تحلیل محتوای قوانین، مصوبات و عملکرد مجموعه نظام اجرایی کشور به شکل کلی در حوزه اتخاذ تصمیم و عملکرد در جهت شکل گیری ملت ایران، یافته های زیر حاصل می شود:
1- برداشت اول: جهت گیری کلی در رویه حکومت جمهوری اسلامی نسبت به ملت و اقوام و خرده فرهنگ ها به شدت متأثر از ماهیت، ترکیب و ساختار دولت و نظام نوپای اسلامی بوده است.
2- برداشت دوم: ماهیت ساختار و ایدئولوژی سیاسی جمهوری اسلامی مبتنی بر دموکراسی است که به لحاظ ماهوی عقیده به حق حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت خود دارد.
3- برداشت سوم: نظام جمهوری اسلامی دارای ماهیتی ایدئولوژیک است، به گونه ای که ساختار و جهت گیری آن را به شدت متأثر ساخته و موجب شده گفتمان سیاسی حاکم بر کشور ماهیت و رویکردی جهان وطنی، امت گرایانه و دین مدارانه به خود بگیرد .
4- برداشت چهارم: ماهیت دینی و ایدئولوژیک نظام، همراه با ایدئولوژی سیاسی مبتنی بر حق حاکمیت مردم موجب شده است جهت گیری کلی نظام در روابط «دولت- ملت» از بعد سیاسی رویکردی جامع، فراگیر، عام و مبتنی بر برقراری در حقوق و آزادی های اساسی و شهروندی و از بعد تقنینی، فرا قومیتی تکثرگرایانه و از بعد ساختار اداری و اجرایی نیمه متمرکز طراحی شود (صالحی امیری ،1388: 425).
با نگاهی اجمالی ولی بی طرف نسبت به مجموعه عملکردهای دولت های متفاوت در ادوار مختلف و مصوبات مجلس شورای اسلامی می توان به این نتیجه رسید که این برداشت چهارم که نگاهی آزادمنش و دموکراتیک به وضعیت حقوق شهروندان و اقلیت های قومی و مذهبی دارد در تمام دولت های بعد از انقلاب به یکسان اجرا نشده است و در سطح سیاست های اعلامی مانده و متوقف شده و در سیاست های اعمالی محلی از اعراب ندارد. بعنوان نمونه؛ در شرایط جنگ تحمیلی و یا در دوران سازندگی؛ سیاست تمرکزگرایانه نسبت به حقوق اقلیت ها(کرد) در مناطق مرزنشین اتخاذ شده است و ساختار اداری و اجرایی متمرکز بوده است ولی در دوران اصلاحات برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران دیده می شود که برای اداره مناطق مرزی از مسئولان و نمایندگان بومی آن مناطق استفاده شده است ولی در همین دولت اصلاحات بوده است که سیاست های تمرکز زدایی اقتصادی بدرستی انجام نشده و در سطح سیاست اعلامی باقی ماند.
در ضمن باید یادآوری کرد که برداشت های چهارگانه فوق به شکل کلی در قوانین و عملکردهای بعد از انقلاب اسلامی استنتاج می شود و ممکن است هریک از این جهت گیری ها در زمینه توجه به وجود ملت یا عدم وجود ملت منسجم بعد از انقلاب اسلامی دیده نشود یا ضعیف باشد و بطور کل در ادوار مختلف شدت و ضعف دارد، به گونه ای که در سال های اولیه انقلاب به خاطر آن شرایط و اوضاع بحرانی و تصمیمات ایدئولوژیک رهبران شاید نتوان از وجود یک ملت یکپارچه و منسجم سخن گفت یا وجود ملت در شرایط هشت سال جنگ تحمیلی باز شرایط خاص خود را دارد و به همین ترتیب در ادامه در دوران سازندگی و اصلاحات تا زمان حال روندها و عملکردها و قوانین در زمینه ایجاد ملت متفاوت است و نقاط قوت و کاستی های خاص خود را دارا می باشد.
جهت گیری سیاست های اتخاذ شده در بدو انقلاب از یک سو مبتنی بر جو سیاسی -اجتماعی حاکم بر کشور و از سوی دیگر؛ تابع نگرش کلی حاکم بر وضعیت انقلابی جامعه بود. توده ای و مذهبی بودن انقلاب و ماهیت جهان وطنی اسلام چالشی بین مدیریت راهبردی انقلاب در سال 1357 مبنی بر مذهبی یا ملی بودن نوع حکومت ایجاد کرد و گفتمان های متفاوت و رقیب هم همچون گفتمان اسلام گرا و گفتمان ملی گرا به رقابت با هم پرداختند(بشیریه،1380 :120-115).
به هر حال به رغم تعارض ها و تضادهایی که بین این دو گفتمان ایجاد شد، از میان دیدگاه های مختلف، گفتمان اسلام گرا( اسلام گرایی رادیکال ، اسلام گرایی که ملی گرایی را از مادیت وسکولاریسم غیر قابل تفکیک می دانست) دیدگاهی که با ارزش های ملی تضاد نداشت و ملی گرایی را از این که ناسیونالیسم توانایی در ایجاد همبستگی ملی نداشت مورد نقد قرار می داد به عنوان گفتمان اصلی انقلاب پذیرفته شد. این نوع گفتمان اسلام گرا مبتنی بر اندیشه های امام خمینی (ره) ، مرحوم مدرس، شهید مطهری و مرحوم طالقانی بود، از این جاست که می توان درباره عوامل پایداری و تاثیرگذار بر روند شکل گیری ملت در ایران قضاوت کرد.
تفوق گفتمان اسلام گرایانه بر گفتمان ملی گرایانه (دکترین وحدت امت اسلامی) در سخنان حضرت امام خمینی (ره) دیده می شود و ایشان در این زمینه می فرمایند:
« تمام مسلمانان با هم برادرند و برابرند وهیچ یک از آنها از دیگری جدا نیستند و همه آنها زیر پرچم اسلام و زیر پرچم توحید باید باشند . این هایی که با اسم ملیت و گروه گرایی بین مسلمانان تفرقه میاندازند ، این لشگرهای شیطان و کمک کار قدرت های بزرگ و مخالفان با قرآن کریم هستند (صحیفه ی نور،ج 13: 225).
از روند بعد از انقلاب اسلامی می توان چنین برداشتی را داشت که دین اسلام عامل هویت بخش و ایجاد وفاق ملی است و بر دیگر مؤلفه های هویت ایرانی و تحکیم کننده ساختار ملت اعم از زبان، سرزمین ودیرینه تمدنی پیش از اسلام و یا باور به تبار مشترک ،رجحان دارد(احمدی ،1388 :84). پیگیری این سیاست تا حدودی جنبه واکنشی داشت و پاسخی به روند اسلام زدایی در دوران پهلوی بود. بدین وصف، اسلام به عنوان مخرج مشترک قاطبه ایرانیان اعم از کرد، ترک، بلوچ، عرب و فارس مبنا و شالوده طراحی روند شکل گیری ملت قرار گرفت و پیوندهای دیگر فرهنگی، زبانی، نژادی که آنان را در چارچوب هویت ایرانی و حوزه های فرهنگی و تمدنی ایران زمین گردهم می آورد، در مراتب بعدی قرار گرفت و یا برای مدتی نادیده گرفته شد( قاسمی ،1383: 870-868 ).
تأکید بر اسلام ،به ویژه اسلام شیعی باعث شد تا اقوام و اقلیت های کشور نیز بر هویت مذهبی خویش تأکید کنند و شکاف مذهبی حاکم بر اقوام در کنار شکاف قومی فعال شود و سیاست گذاری حاکم بر جمهوری اسلامی را تحت تاثیر خویش قرار دهد (صورت مشروح مذاکرات، شورای بازنگری قانون اساسی ج

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع انقلاب اسلامی، دوران باستان، زبان فارسی، ایران باستان Next Entries مقاله با موضوع انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، تمدن اسلامی، جامعه شناسی