مقاله با موضوع فریقین

دانلود پایان نامه ارشد

خلافت امیرمؤمنان علی افرادی مانند انس بن مالک حدیث غدیر را انکار کردند و دچار نگون بختی در دنیا شدند. امّا این که حادثه حارث فهری در آثار نیامده است، پیش تر اشاره شد که این قصه درسی اثر از نوشته های دانشمندان اهل سنت به ثبت رسیده است! امّا چرا منتقدان این آثار قدیم و جدید را ندیده یا نخواسته آن ببینند؟ داوری آن را به خوانندگان ارجمند واگذار می کنیم. 356
شبهه ششم: تشکیک در معنای کلمه مولا در حدیث
چون اهل سنت نتوانسته اند در سند حدیث غدیر تشکیک کنند در کلمه مولا اشکال کرده اند که در جمله من کنت مولاه موجود است. کلمه مولا دارای معانی مختلف از جمله سرپرست و صاحب اختیار، دوست، همسایه، عبد و… می باشد. لذا گفته اند: منظور پیامبر این است که هر کس من دوست اویم علی نیز دوست اوست.
پاسخ
ردّیه اول: در آیه تبلیغ حکم شدیدی برای عدم رساندن این مطلب قرار داده شده که خداوند می فرماید: اگر نرسانی وظیفه رسالت خود را انجام نداده ای و دوستی چندان مساله مهمی نیست که اینچنین تهدیدی برای آن قرار داده شود و شایسته این مقام تنها مساله خلافت است و در ادامه آیه می آید که خدا تو را از(آزار) مردم حفظ می کند. مگر دوستی خطر ایجاد می کند؟ این مساله خلافت است که خیلی ها به آن طمع داشتند و بخاطر آن ممکن بود به پیامبر آسیب برسانند. در ضمن طبق احادیث پیامبر مردم قبل ازغدیر خم به دوستی پیامبر با امیرالمؤمنین آگاه بودند، بنابراین غدیر خم موردی نداشت. و در آیه اکمال که در مورد روز غدیر نازل شده می فرماید: دین شما را برایتان کامل کردم و مردم امروز نا امید شدند. آیا با دوستی امیر المؤمنین مردم از، از بین بردن دین مایوس شدند یا این مساله امامت و خلافت بود که امتداد نبوت است؟
ردّیه دوم: پیغمبر قبل از گفتن من کنت مولاه فرمودند: من اولی بکم من انفسکم؟ یعنی چه کسی نسبت به شما از خود شما سزاوارتر است و امر او را بر امر خودتان مقدم می کنید؟ مردم گفتند: خدا و پیامبرش . بعد فرمودند: من کنت مولاه، یعنی هر کس من نسبت به او از خودش سزاوارترم زین پس، علی نسبت به او از خودش سزاوارتر است و صاحب اختیار اوست. آیه 6 سوره احزاب بر این مطلب دلالت می کند: النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم.
ردّیه سوم: روز غدیر گرمای شدیدی داشت بطوری که مردم ردای خود را زیر پا و بالای سر خود نگاه می داشتند و روا نیست بگوییم مردم در این گرمای شدید حدود سه روز برای بیعت معطل شدند برای مساله نه چندان بزرگی مانند دوستی.
ردّیه چهارم: افراد حاضر در روز غدیر از این کلمه خلافت الهی را فهمیده اند و مانند عمر ابن خطاب تبریک گفتند یا مانند حسّان ابن ثابت شعر در مدح مولا گفتند که در شعر گفت: حضرت امیرالمؤمنین امام و هادی برای ماست.
ردّیه پنجم: تبادر ازحاقّ لفظ:
لفظ ولیّ و مولا اگر چه در لغت دارای معانی متعددی است ولی هنگامی که بدون قرینه بیاید، عرب از آن معنای صاحب اختیار، اولی به تصرف و سرپست می فهمد که همان معنای امامت است و تبادر علامت حقیقت است. البته ادله دیگری هم ماند، ولی همین ها کفایت می کند.
شبهه هفتم: عدم تصریح به امامت و خلافت بلافصل حضرت در حدیث
برخی می گویند: ما این حدیث را از حیث سند تمام می دانیم. اما در این حدیث اشاره نشده که حضرت بلافاصله بعد از رسول خدا امام و خلیفه است. بنابراین به جهت جمع با سایر ادله او را خلیفه چهارم می دانیم.
پاسخ
ردّیه اول: هیچ دلیلی بر خلافت خلفای قبل از امیرالمؤمنین نیست تا بخواهیم بین ادله جمع کنیم.
ردّیه دوم: از کلمه بعدی در احادیث صحیح السند ولایت می توان فهمید که ایشان خلیفه بلافصل هستند. پیامبر درباره امیرالمؤمنین علی فرمودند: هو ولی کل مؤمن بعدی: او صاحب اختیار هر مؤمنی بعد از من است. 357که این بعدیت ظهور در اتصال دارد.
ردّیه سوم: در برخی از روایات حدیث غدیر که ابن کثیر هم از براء ابن عازب نقل کرده آمده: من کنت مولاه فانّ علیّا بعدی مولاه.
ردّیه چهارم: ظهور خود حدیث غدیر خصوصا قرائن حالیه و مقالیه تثبیت کننده معنای خلافت بلافصل ایشان است.
ردّیه پنجم: مفاد حدیث غدیر این است که ایشان سرپرست همه مسلمین حتی این سه خلیفه است و این فقط با خلافت بلافصل ایشان سازگاری دارد.
شبهه هشتم: چه ضرورتی دارد ما لفظ «مولی» در حدیث را حمل بر اولی به تصرف و سرپرستی بگیریم، در حالی که در قرآن در غیر این معنا آمده است؟
دهلوی می گوید: چه ضرورتی دارد ما لفظ((مولی)) در حدیث را حمل بر اولی به تصرف و سرپرستی بگیریم، در حالی که در قرآن در غیر این معنا آمده است؟ خداوند در سوره آل عمران می فرماید:((انّ اولی الناس بابراهیم للّذین اتّبعوه و هذا النبی و الّذین ءامنو358)) و پر واضح است که اتباع حضرت ابراهیم اولی به تصرف نسبت به او نبوده اند.
پاسخ
ردّیه اول: اگر در این آیه در این معنا آمده در برخی آیات دیگر به معنای سرپرستی و اولی به تصرف آمده مانند:((مأواکم النّار هی مولاکم359))، جایگاهتان آتش است که سرپرست شماست!
ردّیه دوم: حمل کلمه مولی در حدیث غدیر به اولی به تصرف به جهت قراینی است که در حدیث وجود دارد. از جمله: جمله قبل از من کنت مولاه یعنی الست اولی بکم من انفسکم؟ آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟
ردّیه سوم: در این آیه قرینه ای وجود دارد که مانع از حمل آیه بر اولویت است و آن این است که هیچ کس بر پیامبر خدا ابراهیم(علی نبینا و آله و ) مقدم نمی شود. به خلاف حدیث غدیر که در این حدیث مانعی مانند: نعوذ باالله، اولویت امیرالمؤمنین بر پیامبر وجود ندارد. بلکه می فهماند که خلافت از آن کیست.
شبهه نهم: وجود قرینه ای بر اراده «محبت» از کلمه مولا
دهلوی همچنین می گوید: قرینه ای در ذیل حدیث وجود دارد که دلالت دارد مراد پیامبر از کلمه مولی((محبت)) است که آن این دعا است:
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه: بارالها! دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد.
پاسخ
ردّیه اول: جمله من کنت مولاه به دلیل صدر حدیث، حمل بر معنای سرپرستی شد. بنابراین معنای دعا اینگونه می شود: بار خدایا!هرکس که ولایت او را پذیرفت دوست بدار و هر کس که از ولایت او سرباز کرد اورا دشمن دار!
ردّیه دوم: این معنا هرگز با اهتمام شدید پیامبر در ذکر حدیث سازگاری ندارد. زیرا چگونه قابل توجیه است که بگوییم: پیامبر مردم را در آن صحرای سوزان برای اعلان مطلبی جزئی و آن اینکه امیرالمؤمنین علی دوستدار آن هاست نگاه دارد؟
ردّیه سوم: در برخی روایات جمله وال من والاه همراه با جمله احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه(دوست بدار هر که اورا دوست دارد…) آمده که نشانگر این است که اللهم وال من والاه معنای محبت نمی دهد. زیرا در غیر این صورت تکرار لازم می آید. مانند روایت ابن کثیر: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احبّ من احبّه و ابغض من ابغضه360… . .
متقی هندی نیز این روایت را با احبّ من احبّه نقل کرده و از هیثمی نقل می کند که گفته: رجال سند این حدیث همگی از افراد ثقه هستند. 361
ردّیه چهارم: برخی از بزرگان اهل سنت مانند محبّ الدین طبری شافعی این توجیه را بعید شمرده اند. 362
ردّیه پنجم: جمله اللهم وال من والاه دعایی است که پیامبر بعد از فارغ شدن از خطبه فرموده است و لذا نمی تواند قرینه بر حمل کلمه مولی به معنای محبت باشد. بلکه بهترین قرینه جمله قبل از آن یعنی الست اولی بکم من انفسکم می باشد تا لفظ مولی حمل بر امامت و سرپرستی شود.
ردّیه ششم: در برخی روایات کلمه بعدی آمده است. مانند روایت ابن کثیر که از براء ابن عازب نقل کرده: من کنت مولاه فانّ علیا بعدی مولاه… . اگر پیامبر از کلمه مولی اراده محبت کرده بود وجهی برای ذکر کلمه بعدی وجود نداشت. زیرا معنا ندارد پیامبر بگوید: علی بعد از من محبّ و دوستدار شماست نه قبل از من.
شبهه دهم: ایراد نقل شده ازحسن مثنی
دهلوی می گوید: ابو نعیم اصفهانی از حسن مثنی نقل کرده که او در مورد حدیث من کنت مولاه گفته است: اگر مقصود رسول خدا از این حدیث خلافت بود، باید آن را به طور واضح بیان می کرد، زیرا او فصیح ترین مردم بود…
پاسخ
ردّیه اول: کلام حسن مثنی بر فرض ثبوت، حجّیت و اعتباری ندارد. زیرا او نه معصوم است و نه از صحابه به شمار می آید تا فهم او نزد اهل سنت معتبر باشد و ضمنا صحابه از این حدیث، خلافت را فهمیده اند.
ردّیه دوم: این حدیث سندی ندارد.
ردّیه سوم: چگونه پیامبر خلافت حضرت را به طور فصیح بیان نکرده، در حالی که خلافت امام علی ابن ابیطالب با قراین حالیه و مقالیه به طور واضح از حدیث غدیر استفاده می شود. و علمای بلاغت گفته اند: کنایه ابلغ از تصریح است. و نیز رسول خدا در روایات دیگر هم، مساله امامت و خلافت ایشان را به روشنی بیان فرموده اند.
شبهه یازدهم: چرا موضوع ولایت امیرالمؤمنین در مکه، که تمام مسلمانان جمع بودند ابلاغ نگردید؟
برخی می گویند: چرا پیامبر موضوع ولایت حضرت امیرالمؤمنین را در مکه، که تمام مسلمانان جمع بودند ابلاغ نفرمود و تا غدیر خم صبر نمود در حالی که برخی از حاجیان متفرق شده بودند؟
پاسخ
در بحث احادیث دوازده خلیفه، آن گونه که از احادیث معتبر اهل سنت استفاده می شود آمده است که پیامبر قصد داشتند در سرزمین عرفات و بنا بر نقلی در سرزمین منا، در آن اجتماع عظیم به موضوع خلافت و ولایت ائمه خصوصا امیرالمؤمنین اشاره کنند. خطبه ای که مصادر حدیثی فریقین به آن اشاره نموده اند:
روایت جابر ابن سمره:
جابر ابن سمره گوید: پیامبر برای ما در عرفات(و بنا بر نقلی در منا) خطبه ای خواند و فرمود:((لن یزال هذا الامر عزیزا ظاهرا حتی یملک اثنی عشر کلّهم)) – همیشه این امر(خلافت) نفوذ ناپذیر و غالب است تا این که دوازده نفر حاکم شوند – جابر گوید:((ثم لغظ القوم و تکلّمو فلم افهم قوله بعد کلهم. فقلت لابی: یا ابتاه! ما بعد کلهم؟ قال: کلهم من قریش)) – مردم در این هنگام سر و صدا کرده و هیاهو نمودند، لذا نفهمیدم حضرت بعد از کلمه کلّهم(همه آنها) چه فرمود. پس از پدرم پرسیدم: چه فرمود؟(پدرم) گفت: همه آنان از قریشند. 363
از این روایت و روایات دیگر استفاده می شود که چون عده ای از مخالفان نمی خواستند بنی هاشم و در راس آنان امیرالمؤمنین علی خلافت را به عهده بگیرد، وقتی سخن پیامبر به اینجا رسید و فهمیدند حضرت قصد دارد اوصیای بعد از خودش را معرفی کند، در صدد آمدند با سر و صدا و داد و فریاد و نشستن و برخاستن و در کل به هر طریق ممکن جلسه را به هم بزنند، و در این امر نیز به نظر خودشان موفق شدند. بعد از آن موقع، پیامبر اکرم به دنبال فرصت مناسبی بود تا این مسئله را به طور آشکارا به مردم ابلاغ کند.
از طرفی هم ترس آن داشت که با اصرار و تاکید بر این مساله، اختلاف ایجاد شود و دشمنان خارجی سوء استفاده کنند تا این که آیه تبلیغ نازل شد که اگر این امر مهم را ابلاغ نکنی اصل رسالتت را ابلاغ نکرده ای و خدا تو را از شر مردم حفظ می کند.
بنابراین پیامبر مردم را در بیابان سوزان غدیر خم نگه داشت و برای اینکه مخالفین بار دیگر کلام نورانی ایشان را قطع نکنند دستور داد تا هودج هایی را بیاورند. پیامبر گرامی اسلام حضرت علی را با خود با بالای هودج ها برد و دستش را بلند کرد تا اگر نگذاشتند سخن پیامبر به مردم برسد، عمل ایشان و بلند کردن دست امیرالمؤمنین گویای مطلب باشد.
شبهه دوازدهم: ارتباط واقعه غدیر با شکایات لشکریان یمن
برخی علت سخنرانی رسول خدا در غدیر خم را شکایت تعدادی از لشکریان اعزامی رسول خدا به یمن از حضرت امیرالمؤمنین می دانند. مانند بیهقی در الاعتقاد و ابن کثیر در البدایة و النهایة که، ابن کثیر می نویسد: زمانی که شکایت برخی از لشکریان یمن از حضرت علی بالا گرفت، رسول خدا در بازگشت از حج در غدیر خم، ضمن خطبه ای ساحت حضرت علی را

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع سوره معارج، قرآن کریم، تاریخ اسلام، تاریخ صدر اسلام Next Entries مقاله با موضوع عربستان سعودی، ظرفیت پذیرش