مقاله با موضوع فرمانبرداری

دانلود پایان نامه ارشد

جمله کسانى که در بشارت سخن را بدرازا کشاند و بیش از دیگران اظهار شادمانى کرد عمر بن‌خطاب بود و از جمله سخنان او این بود که گفت: به به، اى على امروز دیگر تو فرمانرواى من و فرمانرواى‌هر مرد مؤمن و زن مؤمنهء شدى، و حسان بن ثابت(شاعر معروف آن زمان) نزد رسول خدا آمده عرضکرد:
اى رسول خدا آیا بمن اذن میدهى در اینجا شعرى بگویم که خدا را خوشنود سازد؟فرمود: بگو اى حسان‌بنام خدا، پس حسان در جاى بلندى ایستاد و مسلمانان براى شنیدن سخنان و اشعارش گردنها را کشیدند واو این اشعار را انشاء کرد:
١-پیغمبرشان در روز غدیر آنان را آواز داد و با چه آواز رسائى فرمود که همگى شنیدند.
٢-فرمود: کیست فرمانروا و صاحب اختیار شما؟همگى بدون اظهار دشمنى و اختلاف گفتند:
٣-خداى تو فرمانرواى ما است و تو صاحب اختیار مائى، و امروز در میان ما نافرمان و مخالفى‌ نخواهى یافت.
۴-پس فرمود: اى على برخیز که من تو را براى امامت و راهنمائى بعد از خودم برگزیدم.
۵-پس هر که من فرمانرواى اویم این على فرمانروا و صاحب اختیار اوست، و شما براى او یاران‌ با وفا و دوستار او باشید.
۶-و در اینجا دعا کرد که: خدایا دوست دار دوستان او را و با آن کس که با على دشمنى کند دشمن باش61.
3. واقعه غدیر به روایت احتجاج طبرسی
احتجاج از امام باقر روایت می کند که فرمود: «پیامبر از مدینه آهنگ حجّ کرد در حالی که تمام دین به جز حجّ و ولایت را به مردم ابلاغ کرده بود. جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد ! خداوند به تو سلام می رساند و می گوید؟ من هیچ نبی و رسولی را از دنیا نبردم مگر این که دینم را قبل از رحلت او کامل کردم، امروز دو فریضه باقی مانده است که باید به مردم برسانی: حجّ و دیگری ولایت و خلافت بعد از خودت است. چرا که هیچ گاه زمین را از حجّت خالی نکرده و نمی کنم. خداوند می فرماید با همه ی کسانی که با توأند و یا در اطراف زندگی می کنند و می توانند در حجّ حاضر شوند حجّ انجام بده و نکات و احکام و حجّ را همانند نماز و روزه و زکات به آن ها تعلیم ده!.
حضرت کسی را فرستاد که مردم را از سفر حجّشان با خبر کند و اشخاص متمکن را برای سفر حجّ و یاد گرفتن احکام و مناسک این عبادت بزرگ، دعوت نماید.
پس از این دعوت عمومی، هفتاد هزار نفر از مردم مدینه و اهالی اطراف به همراهی پیامبر اکرم به سوی مکه حرکت نموده و همه از اعمال و قدم های آن حضرت پیروی می کردند. بله شماره ی این جمعیت به تعداد اصحاب موسی بن عمران بود که برای آنان خلیفه و وصی خود هارون را معین کرده بود ولی آنان در غیاب موسی بیعت خلیفه را نقض کرده و از سامری و گوساله اش پیروی می کردند. و چه تطبیق دقیقی!.
این جمعیت که در مسافت بین مکه و مدینه حرکت می نمودند، منظره ی عجیب و باشکوهی به وجود آورده بودند، بطوری که صدای لبیک آنان فضای بین مکه و مدینه را پر کرده بودند.
مسافتی را که پیمودند، جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند پس از ابلاغ سلام، می فرماید:
زمانی رسالت تو رو به اتمام است و زندگی دنیوی و مادی تو سپری گشت، باید خلیفه و وصی بعد از خودت رامعین کنی و میراث نبوت و آثار و آیات رسالت را به دست او بسپاری. آن شخص کسی جز پسر عمویت علی بن ابی طالب نیست، او را به مردم معرفی کن و علوم و معارف مخصوص را به او بسپار و برای او پیمان و بیعت از جمعیت بگیر، به آنان یادآوری کن که عهد و میثاقی با آنان بسته ام و آن ولایت ولی من و مولای ایشان و مولای هر مؤمنی یعنی علی بن ابیطالب است. من هیچ نبیی از انبیاء را از این دنیا نبردم مگر آن که دینم را با ولایت اولیاء، و دشمنی با دشمنانم کامل کردم، پیروی از ولی من، کمال یگانه و دین من است. با تبعیت مردم از ولی من نعمتم را بر آنان به انتهاء رساندم. هیچ گاه زمینم را بدون سرپرست و ولی نمی گذارم، (امروز دین شما را برایتان کامل کردم) با ولایت مولای هر مؤمنی یعنی بنده ی من علی و جانشین پیامبرم و خلیفه ی بعد از او و حجّت کامل من بر مردم. هر که او را اطاعت کند محمد را اطاعت کرده است و هر که محمّد را اطاعت کند مرا اطاعت کرده است و هر کس علی را سرپیچی کند، گویا از من سرپیچی کرده است. من او را نشانه ای بین خود و مخلوقاتم قرار داده ام، هر که او را بشناسد مؤمن است و هر آنکه او را انکار کند، کافر است.
هر که در بیعت او شرک بورزد مشرک است. هر کس مرا با ولایت او ملاقات کند وارد بهشت می شود و هر کس مرا با دشمنی او ملاقات کند، داخل جهنم می شود. پس ای محمّد ، علی را بلند کن و از مردم برای او بیعت بگیر و عهدی را که با آنان بسته ام، یاد آوری کن بدرستی که تو به سوی من می آئی.
چون پیامبر از کینه هایی که نسبت به علی در میان این قوم بود، آگاه بود و می ترسید تا منافقان امّتش، مردم را متفرّق کرده و به جاهلیت باز گردانند، از جبرئیل خواست که برای او از خداوند حفظ و نگهداری از شرّ و مکر و حیله ی منافقان را درخواست کند. پیامبر انجام این امر را به تأخیر انداخت تا به مسجد «خیف» رسیدند. جبرئیل در مسجد «خیف» بر پیامبر نازل شد و خواستار اجرای فرمان الهی شد. امّا به همراه خود جوابی برای درخواست حفظ و عصمت برای رسول الله از طرف خداوند نیاورده بود.
حضرت دوباره حرکت کرد تا به منزل «کراع الغمیم» – بین مکه و مدینه – رسیدند.
جبرئیل دوباره نازل شد و همان درخواست را کرد ولی باز هم جوابی برای درخواست حضرت رسول اکرم نیاورده بود و فرمود: ای جبرئیل! می ترسم مرا دروغ گو خطاب کنند و آنچه در مورد علی بگویم قبول نکنند. سپس به راه خود ادامه داد تا به غدیر خم رسید – غدیر خم سه میل قبل از جحفه قرار دارد – جبرئیل در حالی که 5 ساعت از روز گذشته بود آمد و گفت: ای محمّد خداوند به تو سلام می رساند و می گوید: «ای پیامبر! آنچه به تو گفته ایم – درباره ی علی – به مردم برسان و اگر نرسانی گویا هیچ تبلیغی انجام نداده ای، بدرستی که خداوند تو را از مردم حفظ می کند».
پیشروان کاروان نزدیک «جحفه»62بودند که پیامبر دستور داد کسانی که جلو رفته اند برگردند و کسانی که نیامده اند، برسند.
پیامبر کمی راه را به سوی مکان مسجد غدیر کج کرد(البته این کار به دستور خداوند بود) در آنجا سنگ(یا درختانی) بود که پیامبر فرمود زیر آن ها تمیز شود و از سنگ ها برای حضرت منبری آماده کنند. وقتی همه ی مردم جمع شدند، حضرت بالای سنگ ها رفت و فرمود: ‌سپاس خدایی را سزاست که شریک و نظیری ندارد، بی همتا و یگانه است سلطنت و حکومت او سراسر چهان را فراگرفته است. علم او همه ی موجودات را احاطه کرده است، همه در پیشگاه قدرت و توانایی او خاضع و خاشع هستند، بزرگی که پیوسته مورد ستایش است، خالق آسمان ها و گستراننده ی زمین، غالب آسمان و زمین پاک و تسبیح شده ای که پروردگار ملائک و روح است، همه غرق احسان و نیکوئی و رحمت بی منتهای اویند.
چشم ها را می بیند ولی چشم ها او را نمی بینند. بخشنده و حلیم، هر چیزی در رحمت اوست.
برای انتقام گنه کاران نمودار است. هیچ مثلی ندارد. خالق همه ی اشیاء است، قائم به قسط است. خدایی جز آن عزیز حکیم نیست. بزرگ تر و با شرف تر از آن است که چشم ها او را بیابند ولی او همه چیز را می بیند. اوست لطیف و آگاه. عقول و ادراکات مردم در مرتبه ی ادراک و معرفت کنه ذات و صفات کبریائی او عاجز و قاصرند، شهادت می‌دهم که قدس و پاکی پروردگار متعال طبقات دهر را فراگرفته است، و نور مقدّس او جهان یابنده را پوشانیده است.
خدایی که بدون یار و یاور و مشاور، تقدیر و امر خود را اجراء می کند. پروردگاری که بدون تصویر و نقشه کشی و بدون سابقه ی تدبیر، خواست خود را ایجاد می کند.
آنچه را خواهد لباس هستی می پوشاند و برای آفرینش کائنات کوچک ترین زحمت و چاره اندیشی نمی کند. او خدای واحد و یگانه ای است که از روی نظم و محکم کاری و با زیبائی عمل می کند. کمترین خلل و سستی و تجاوزی در او راه ندارد‌، کریم و مهربانی که بازگشت همه ی امور به سوی اوست.
گواهی می دهم، تمام اشیاء در پیشگاه قدرت او خاضع و متواضع اند. خورشید و ماه، فلک و ملک همه و همه تحت تسخیر و نفوذ او هستند. اوراق و صفحات تکوین به دست توانای او پیوسته در تغیر و تبدّل بوده و روز و شب و حیات و ممات و فقر و غنی و خوشی و گرفتاری و گرما و سرما و رنگ های گوناگون هیچ مخالف و هیچ همتایی ندارد. واحد بی نیازی که نزائیده و زائیده هم نشده، پروردگار بزرگ و با شرافت! آنچه می خواهد انجام می دهد، آنچه اراده می کند پدید می آورد، می داند و می شمارد! می میراند و زنده می سازد، فقیر و بی نیاز می کند، می خنداند و می گریاند، دور و نزدیک می کند، همه ی هستی از اوست و سپاس برای اوست که همه ی خوبی ها در دستش و بر همه چیز توانا است. اوست که شب را داخل روز و روز را داخل شب می کند. نیست خدایی جز آن بخشنده و عزیز!، دعاها را مستجاب می کند، زیاد کننده ی عطایا، شمارنده ی نفس ها و پروردگار مردم و بهشت است.
چیزی بر او اشکال نمی کند، فریاد کنندگان او را ناراحت و دلتنگ نمی سازد پروردگاری است که مستحقّ شکر همه ی مخلوقاتش در سختی و آسایش آنان است. به او و ملائک و رسولانش ایمان آورده شده است. فرمان او را می شنوم و اطاعت و اجراء می کنم، تسلیم قضای او هستم به خاطر اشتیاق فرمانبرداری از او! و ترس از عقوبتش، چرا که کسی از مکر او در امان نیست، ولی ستمی نمی کند.
شهادت می دهم که بنده ی او هستم و گواهی می دهم که او پروردگار من است. هر آنچه او فرمان داد اجرا می کنم که اگر سرپیچی کنم از عذاب او در امان نیستم، نیست خدایی جز او.
او به من ابلاغ نموده است که اگر این پیغام را نرسانم گویا هیچ تبلیغی انجام نداده ام و برای من حفظ و نگهداری از شرّ مردم را تضمین کرده است.
و اوست بخشنده و کفایت کننده. او بر من وحی فرستاده است: بسم الله الرحمن الرحیم(یأَیهَا الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیک مِن رَّبِّک وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْت رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ).
ای مردم! من در رساندن دستورات الهی هیچ کوتاهی نکرده ام، پس سبب نزول این آیه را هم برای شما بیان می کنم. جبرئیل سه بار بر من نازل شد و از طرف خداوند امر کرد که: به همه ی مردم اعلام کنم که علی بن ابی طالب برادر، وصی، امام و جانشین بعد از من است.
جایگاه او نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است جز آن که بعد از من دیگر پیامبری نخواهد بود. او سرپرست شما بعد از خدا و رسولش است، چرا که خداوند به من چنین امر کرده و فرموده است:(إنّما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون). 63
کسی که در رکوع نمازش، زکات داد و همیشه رضایت او را می خواهد علی بن ابیطالب است.
از جبرئیل خواستم که از تبلیغ این موضوع مرا معاف دارد، چرا که می دانستم مؤمنین کم، و منافقین زیادند، و نیرنگ و فساد گنه کاران و مسخره کنندگان اسلام فراوان است.
همان ها که خداوند در وصف شان می فرماید:(یقولون بألسنتهم ما لیس فی قلوبهم)64 و(و تحسبونه هیناً‌و هو عند الله عظیم)65. کسانی که پیوسته با من صحبت کرده و مرا اذیت می کردند تا آن که مرا «گوش» نامیدند. گمان می کردند به خاطر توجّه و ملازمتی که با ایشان داشتم، من هم دارای چنین صفتی هستم. تا این که خداوند فرمود:(و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو اُذُن قل اُذُن) به کسانی که فکر می کنند تو «گوش» هستی بگو گوش(خیرّ لکم)66 بهتر است برای شما.
و اگر بخواهم آن ها را نام ببرم می توانم، ولی پیوسته شرف و عزّت و آبرو و بزرگواری شما را خواستارم، ولی با همه ی اینها اگر این وظیفه را انجام ندهم خداوند از من راضی نمی شود چرا که فرمود:(یا أَیهَا الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیک مِن رَّبِّک وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْت رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ).
ای مردم بدانید! بدرستی که خداوند او را ولی و سرپرست و

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع المؤمنین، بسوى، على، پیغمبر Next Entries مقاله با موضوع سوره ی حمد، تفسیر قرآن