مقاله با موضوع غزل سرایی، سیر و سلوک، لیله القدر، وظایف اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

قرار داده و دامنه سخن را به دوره کمال رسانیده است. او با شناختی که از روزگار پر ماجرای خود و فسادها و زشتکاریهایی که بر جامعهی آن روز ایران خاصه در تختگاه مغولان، حاکمیت یافته بود، پیشنهادهای اصلاحی ارائه کرده که برای همهی زمانها و جامعههای سالم مورد قبول نمیتواند باشد (تکمیل همایون، 1374: 119).
اوحدی مردی عارف و از رسیدگان کامل بود. سیر و سلوک بسیار داشت. از سخنانش پیداست که در علوم دینی و عرفانی استغراق عظیم داشته و در مسایل اخلاقی و اجتماعی و تربیتی دانشمندی پر تجربه و گران مایه و صاحب نظر بوده است. از حیث شاعری اوحدی کمتر ابتکار نشان میدهد، بیشتر از نقادان ایرانی و به واسطهی برخی ناتوانیها که در بیان شاعرانهاش مییابند او را شاعر درجهی دوم میدانند. وانگهی بیشتر اشعارش هر چند که از لطف عاری نیست، اغلب تکلف دارد و افکار وی در برابر خوانندهی آن سایه و روشن دلپذیر را که از خواص بهترین اشعار فارسی است ندارد (ابراهیمی، 1375: 21).
نکتهای که دربارهی بسیاری از شاعران متصوف وارد است این است که کمتر کسی از ایشان پیرو طریقهی خاصی از تصوف بوده است بلکه تقریباً همهی ایشان رئوس مسائل تصوف را به نظم آوردهاند و به هیچ طریقهای دون طریقهی دیگر پای بست نبودهاند. صوفیه خود دربارهی این دسته از گویندگان اصطلاح خاصی دارند و ایشان را «اویسی» نامیدهاند. زیرا که اویس قرنی زاهد معروف معاصر با پیامبر اسلام مرد پارسا و متقی بوده و با آن که اسلام نیاورده است پیامبر وی را محترم شمارده است. بزرگان شعرای تصوف مانند سنایی و عطار و حتی سعدی و معاصران نام آور اوحدی و روزگار او مانند کمال خجندی و عماد فقیه کرمانی و میرکرمانی و خواجو کرمانی و حتی حافظ همه همین حال را دارند و اوحدی را نیز مانند ایشان باید اویسی دانست. این روش در شعر اواخر قرن هفتم و سراسر قرن هشتم رواج بسیار داشته و اوحدی از استادان مسلم این فن است. تردیدی نیست که در میان اقسام شعر او غزلیات و ترجیعات وی بر انواع دیگر رجحان دارد و به اندازهای بلند است که برخی از آنها را به حافظ بستهاند و مردم هم بیش و کم پذیرفتهاند (نفیسی، 1391: 57).
در اینکه اوحدی قطعاً اصفهانی بوده و در اصفهان زاده و به واسطهی اقامت در مراغه، رحلت در آنجا به مراغهای معروف شده است جای سخن نیست و به جز دلایلی که دیگران آوردهاند چند دلیل دیگر هست، مهمترین دلیل آن است که بر سنگ قبرش در مراغه نوشتهاند: «اوحد المله و الدین ابن الحسین اصفهانی».
به جز اشعاری که در آنها یاد از اصفهان کرده و دیگران هم متوجه شدهاند در این شعر میگوید:
چشم سر ما غلط نبیند

کش سرمه ز خاک اصفهان است

و این صراحت دارد که در اصفهان نشو و نما یافته است. این شعر دیگر صراحت دارد بر اصفهانی بودن وی و دور بودن از آن شهر:
قصهی اوحدی از راه سپاهان بشنو

همچو آوازهی سعدی که ز شیراز آید

گذشته از آن که اشاره به آهنگی از موسیقی به نام سپاهان یا صفاهان دارد میرساند که اوحدی تا زمانی که شهرت سعدی از شیراز برخاسته است در اصفهان میزیسته است. دلایلی هست که سعدی در حدود سال 654 از سفرهای دور و دراز مغرب آسیا بازگشته و شهرت شاعری وی از شیراز به همه جای ایران رسیده است. پس تا حدود 654 اوحدی در اصفهان بوده است و اگر ولادت وی را در حدود 673 بگیریم تا 19 سالگی در زادگاه خود در اصفهان میزیسته است (مسرور، 1307: 131)

3-3. آثار اوحدی مراغهای
دیوان اوحدی در حدود نه الی ده هزار بیت از قصیده و ترجیع و غیره موجود است. قصاید او مثل غالب شعرای این دوره کاملاً عرفانی و پر مغز است و عموماً از نظر تصوف گفته شده، چه قصاید مدحیه و سبک قدما تقریباً به قرن ششم ختم شده است. لیکن این عصر از حیث غزل سرایی ممتاز بوده و مشاهیر غزلسرایان در ضمن قرون 9-8-7 ظهور کردهاند. اوحدی را نیز غزلیاتی مرغوب است که میتوان گفت از معاصرین خود عقب نمانده، به اندازهای در این شیوه خاص بوده که بعضی از غزلیات وی به نام حافظ و در دیوان او داخل شده است.
مثل این غزل:
منم غریب دیار و تویی غریب نواز

دمی به حال غریب دیار خود پرداز

که با این شعر ختم می شود:
حدیث درد من، ای مدعی، نه امروز است
است

که اوحدی ز ازل رند بود و شاهد باز

و این غزل:
ای پیک پی خجسته، چه نامی، فدیت لک

هرگز سیاه چرده ندیدم بدین نمک

که مقطعش این بیت است:
در دوستی اگر به گمانی ز اوحدی

زر خالص است و باک نمیدارد از محک

و چند غزل دیگر که متعلق به اوحدی است و در دیوان حافظ ثبت و اشتهار یافته است (نفیسی، 1391: 35).
غزلیات او عاشقانه و عارفانه و بعضاً تعلیمی است و آثار پیروی از سنایی، سعدی و مولانا در آنها آشکار است و این همه نشان میدهد که در غزل سرایی صاحب سبک خاصی نبوده، غالباً به تأثیر از سرمشقهای خود غزل سروده، در نتیجه نشانهی سبکها و سلیقههای گوناگون را میتوان در آن دید (شمیسا،1369: 118).
دیوان اوحدی مجموعه آثار او، یعنی قصاید و غزلیات و ترجیعات و ترکیبات و رباعیات و دو مثنوی جام جم و منطق العشاق (ده نامه) را در بر میگیرد. قصاید و غزلیات او تا حدود زیادی تحت تأثیر سنایی و خاقانی و ناصرخسرو و سعدی سروده شدهاند. ده نامهی او احیاناً به پیروی از عشاق نامهی عراقی و صحبت نامهی همام تبریزی پدید آمده و جام جم، تقلیدی موفق و نوآیین از حدیقهی سنایی است. اوحدی همانند دیگر شاعران متوسط این دوره مورد توجه حافظ بوده و حافظ در بعضی غزلهای خود شدیداً تحت تاثیر وزن و قافیه و مضامین و لحن کلی شعر او قرار گرفته است (مشتاق مهر، 1386: 120).
اوحدی به سعدی توجه دارد و الهام بخش حافظ است. از خصایص شعر او این است که دارای مفردات و ترکیبات زبان محاوره ای است.
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم

همچو پروانه که میسوزم و در پروازم

(سعدی)

به غم خویش چنان شیفته کردی بازم

کز خیال تو به خود نیز نمیپردازم

(اوحدی)

در خرابات مغان گر گذر افتد بازم

حاصل خرقه و سجاده روان در بازم

(حافظ) (شمیسا،1374: 230).

دیوان اشعار اوحدی، مرکب از قصاید و غزلیات و قطعات و ترجیعات و رباعیات است که ابیات آن را از شش هزار تا پانزده هزار بیت نوشتهاند اما نسخ خطی که از آن توان یافت از نه تا ده هزار بیت در نمیگذرد. یکی از خصایص بسیار مهم شعر اوحدی این است که بسیاری از کلمات و تعبیرات و ترکیبات زبان محاورات محیط زندگی خود و عصر زندگی خود را به کار برده که در شعر دیگران نیست و از این حیث فواید گوناگون لغتشناسی و دستور زبان در شعر او هست و به همین جهت گاهی اشعار او از ذهن کسانی که متوجه این معانی خاص و تعبیرات مخصوص نیستند دور است (ابراهیمی، 1375: 24).
اوحدی را میتوان به جرأت در رأس شاعران درجهی سوم زبان فارسی و از شاعران هنرمند در تصوف دانست این که دیگران گفتهاند قصاید او به روش سنایی است کاملاً درست است، اما اینکه جامجم او تقلیدی از حدیقه الحقیقهی آن شاعر بزرگ است تنها تا اینجا درست است که به همان وزن حدیقه سروده شده است و گرنه اوحدی در این مثنوی روش دیگری پیش گرفته است به جز روش سنایی. حدیقه الحقیقه منظومهای است تنها شامل عقاید متصوفهی ایران در سیر و سلوک و جام جم کتابی است جامع دربارهی آرای حکما و علمای طبیعی دربارهی آفرینش و تکوین جهان و وظایف اخلاقی و اجتماعی و آداب تربیت و سلوک در موارد مختلف و در ضمن شرح جالبی از عقاید صوفیه دارد مخصوصاً دربارهی ذکر و سماع و فتوت و از این جهات کتاب جالب و مستقلی است که در شعر فارسی مانند ندارد (نفیسی،1391: 56).
اوحدی در شعر خود به ندرت اشارهای به زندگی خویش کرده است تنها جایی که میتوان از شعر وی پی به زندگی او برد یکی این شعر است که میگوید:
چون بی سبب خلیفه نسب بودم از قدیم

تخت سخن گرفتم و افسر به من رسید

و پیدا است که نسب او به یکی از خلفا میرسیده است. جای دیگر در جام جم میگوید:
مدتی شد که از وطن دورم

غربتم رنجه کرد و رنجورم

از آنجایی که احتمال بسیار میرود که جام جم را در تبریز سروده باشد. این بیت دلیل دیگری است که اصفهانی بوده و در آذربایجان در غربت میزیسته است.
پیدا است که اوحدی کاملاً به شعر سعدی نظر داشته است، در یک جا در مقطع غزلی میگوید:
چون اوحدی بنالد گویی که صبر میکن

مشتاقی و صبوری از حد گذشت، یارا

مصرع آخر را از مصرع اول غزلی از سعدی گرفته که مطلع آن این است:
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

چیزی که شگفت است این است که اوحدی غزلی به مطلع زیر دارد:
خوب رویان جفا پیشه وفا نیز کنند

به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند

و همهی ابیات این غزل در برخی از نسخههای غزلیات سعدی هست، منتهی در دیوان اوحدی مقطع آن چنین آمد:
اوحدی، گر نکند یار ز ما یاد، مرنج

ما که باشیم که اندیشهی ما نیز کنند؟

و در دیوان سعدی مقطع را چنین نوشتهاند:
سعدیا، گر نکند یاد تو آن یار مرنج

ما که باشیم که اندیشه ی ما نیز کنند؟

شاید به دشواری بسیار بتوان گفت که این غزل از سعدی است یا از اوحدی ؟!
دیگر از امتیازات شعر اوحدی این است که برخی از اشعار او حکم مثل را پیدا کرده و بر سر زبانها هست، از آن جمله این بیت:
گرگ اجل یکایک از این گله میبرد

وین گله را نگر که چه آسوده میچرند

و این بیت:
فرزند بندهایست خدا را، غمش مخور

کآن نیستی که به ز خدابنده پروری

(ابراهیمی، 1375: 36).

در قصاید اندک باقیمانده از اوحدی، هیچ قصیدهی مدحیای به چشم نمیخورد. موضوع این قصیدهها، راز و نیاز و مناجات با خدا، مواعظ حکمی و اخلاقی، نعت پیامبر و علی (ع) و امام حسین (ع) توصیه به تأمل در احوال شخصی و اصلاح آن، انتقاد اجتماعی و اخلاقی است؛ از این جهت لحن این قصیدهها به قصاید ناصرخسرو، سنایی و خاقانی ماننده است. غزلیات او عاشقانه و عارفانه و بعضاً تعلیمی است و آثار پیروی از سنایی، سعدی و مولانا در آنها آشکار است؛ و این همه نشان میدهد که او در غزل سرایی صاحب سبک خاصی نبوده، غالباً به تأثیر از سرمشقهای خود غزل سروده، در نتیجه نشانهی سبکها و سلیقههای گوناگون را میتوان در آن دید (مشتاق مهر، 1386: 119).

3-4. جام جم اوحدی مراغهای
مثنوی جام جم اوحدی مراغهای یکی از آثار ممتاز ادب فارسی در بیان مسائل اخلاقی، اجتماعی، عرفانی و حکمی است. اوحدی برای ملموس ساختن مطالب و پیامهای خود در جامجم از حکایات استفاده کرده است. وی هر چند در این کتاب تالی و مقلّد حدیقهی سنایی است اما توانست به صورتی یکنواخت و منسجم ساختار کتاب را شکل بدهد (محمدی، 1390: 141).
جام جم کتاب جامع نفیسی است که رأس آثار اوحدی و از تألیفات مهم آن عصر محسوب میشود. رسالهی مزبور کتابی است اخلاقی و اجتماعی که برای بعضی محفظهی سیر و اخلاق معاصرین اوحدی است و برای برخی مجموعهای شامل کلیهی مسایل و دقایق اخلاقی. این رساله به حکم تقلید منظوم نشده بلکه به حکم احتیاج و ضرورت ساخته شده است و همین سبب نفاست آن را تأیید میکند (نفیسی، 1391: 35).
جام جم در ماه رمضان 732 شروع شده و در مدت یک سال یعنی به سال 733 هجری در ماه رمضان ختم شده است. اوحدی میگوید:
چون ز تاریخ برگرفتم فال

هفتصد رفته بود و سی و سه سال

چون به سالی تمام شد بدرش

ختم کردم به لیله القدرش

اوحدی در نظم این منظومه حدیقهی سنایی را در نظر داشته، آن بحر و سبک را تعقیب کرده است، ولی بنا به تصدیق اساتید جام جم شیرینتر و یکنواختتر از حدیقه ساخته شده است. اوحدی در نظم این کتاب به مرکز اخلاق و اجتماع آن روز نزدیک شده، هر مبحثی را در نظر گرفته، از حیث تنقید و تصدیق وظیفهی استادی را ادا کرده است (مسرور، 1307: 131).
درون مایهی حکایات جام جم غالباً نکات اخلاقی، عرفانی، اجتماعی و تربیتی است و مطالب آن به قدری روشن و صریح است که خواننده، هدف شاعر را به راحتی متوجه میشود و پیام او را درک

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع شعر فارسی، فرهنگ ایرانی، عرفان و تصوف، عدالت اسلامی Next Entries مقاله با موضوع ابراهیم (ع)، قرآن کریم