مقاله با موضوع سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی، سازمان های غیردولتی، نهادهای اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

اقتدارگرا وجود انباشت سرمایه اجتماعی در چنین جوامعی است. انباشت سرمایه اجتماعی از اقتدارگرایی و خودکامگی، فرصت طبی، کلبی مسلکی، روابط کلینتالیستی، بی اعتمادی و… جلوگیری می کند. وجود سرمایه اجتماعی کلید استقرار جامعه مدنی و دموکراسی در هر جامعه ای است و فقدان سرمایه اجتماعی مانع اساسی بر تاسیس و استقرار جامعه مدنی و دموکراسی است.
در انتها می توان بیان داشت که اساسا ، جامعه مدنی سپر و حفاظ شهروندان در برابر دولت و تنظیم کننده روابط و مناسبات میان دولت و شهروندان بر اساس مشارکت عمومی در گردش امور همگانی جامعه است. جامعه مدنی به عنوان یکی از کانون های آموزش وقدرت یابی شهروندان، از عرصه هایی است که افراد از طریق آن و به واسطه تعاملات مدنی به موقعيت شهروندي_فرد دارای حق مشارکت در زندگی اجتماعی وسیاسی_ نائل مي شوند. رشد، پویایی و شادابی جامعه مدنی تأثیر مهمی در شکوفایی نقش انسان در زندگی اجتماعی وسیاسی داشته است. جامعه مدنی به افراد فر صت حضور در اجتماع و موقعیت های اجتماعی را اعطا می کند؛ لذا پویایی و شادابی جامعه مدنی به رشد شخصیت انسانی، بلوغ اجتماعی و استقلال او در برابر دیگر بازیگران و کانون های قدرت منجر می شود.از طریق مشارکت در فعالیت های مدنی است که افرادبا دیگران تعامل می کنند وارتباطات اجتماعی بر مبنای احترام و نفع متقابل شکل می گیرد؛ شهروندان متوجه ارتباط بین منافع شخصی خود و مصالح اجتماعی مي شوند و از اين طريق می توانندبه انباشت وافزايش سرمایه اجتماعی كمك كنند. بنابراین وجود جامعه مدنی پویا وفعال زیر بنای شکل گیری سرمایه اجتماعی در جامعه می باشد.از سوی دیگر بالا بودن میزان سرمایه اجتماعی باعث میشود تانهادهای اجتماعی شکل گرفته توسط شهروندان بتوانند وظیفه خود را به عنوان ناظر وکنترل کننده عملکرد دولت به انجام برسانندو از این طریق شهروندان قادرمیگردند تا در شکل دادن به یک جامعه مدنی قوی مشارکت داشته باشند. به گفته منتسكيو: ‹‹ اصلاحات سياسي متوقف بر اصلاحات فكري و اخلاقي است››.
2-4 سرمایه اجتماعی و سازمان های غیردولتی
«سرمايه اجتماعي » به عنوان هنجارها و ارزش‌هاي غير رسمي مشترك ميان اعضاي يك گروه ، سنگ بناي هرگونه فعاليت جمعي غير انتفاعي به شمار مي آيد.بدون وجودارزش هاي مشترك وهمگاني كه تعدادي از افراد خود رابه آن متعهد بدانند نمي توان انتظارداشت كه اين افراد فعاليتي را آغاز نمايندكه نه تنها هيچ گونه نفع اقتصادي براي آن هادر بر نداشته باشد بلكه مستلزم صرف منابع مالي ونيز وقت وانرژي باشد.بنا براين شكل گيري ورشد سازمان هاي غير دولتي در يك جامعه ـ به عنوان سازمان هاي غير انتفاعي كه نه در جهت منافع اعضابلكه در جهت منافع ساير افراد اجتماع فعاليت مي كنند ـ مستلزم وجود سطح قابل توجهي از سرمايه اجتماعي در آن جامعه مي باشد.
2-4-1 مفهوم سرمایه اجتماعی
«سرمايه اجتماعي» مجموعه هنجارها و ارزش‌هاي غير رسمي است كه ميان اعضاي يك گروه مشترك هستند. اين گروه مي‌تواند از يك گروه دولتي، يك سازمان غير دولتي، يك شبكه تا يك ملت را در برگيرد.تعاريف مختلفي از سرمايه اجتماعي ارائه شده است كه در ذيل به چند مورد از آن‌ها اشاره مي‌شود:
الف ـ سرمايه اجتماعي موضوعاتي اعم از شدت و كيفيت روابط و تعاملات بين افراد و گروه‌ها، احساس تعهد و اعتماد دو جانبه نسبت به هنجارها و ارزش‌هاي مشترك را شامل مي‌گردد و به عنوان يك حس تعلق و همبستگي، پايه بهم پيوستگي اجتماعي در نظر گرفته مي‌شود. (كاراكن و جانسون).
ب ـ سرمايه اجتماعي وجوه گوناگون سازمان‌هاي اجتماعي نظير اعتماد، هنجار و شبكه‌ها است كه مي‌توانند با ايجاد و تسهيل امكانات هماهنگ كارايي جامعه را بهتر كنند. (پاتنام).
پ ـ سرمايه اجتماعي منبعي اجتماعي ـ ساختاري است كه دارايي و سرمايه افراد محسوب مي‌شود. اين دارايي شيء واحدي نيست بلكه ويژگي‌هايي است كه در ساختار اجتماعي وجود دارد و باعث مي‌شود افراد به سهولت بيشتري وارد كنش اجتماعي شوند. (كلمن).
ت ـ سرمايه اجتماعي شامل روابط قراردادي و ساختاري نهادهاي كلان اعم از دولت، رژيم‌هاي سياسي و نظام‌هاي حقوقي و قضايي مي‌شود. (نورث).
ث _ سرمايه اجتماعي به معناي هنجارها و شبكه هايي است كه امكان مشاركت مردم در اقدامات جمعي به منظور كسب سود متقابل رافراهم مي كند.
ج _ سرمايه اجتماعي را مي توان به منزله هنجارها وشبكه هايي تعريف كردكه دستكم شامل سه عنصر آگاهي، اعتمادو مشاركت باشند. .( تاجبخش :1382؛107)
براساس تعاريف فوق صاحب نظران هشت عنصر مهم سرمايه اجتماعي را به قرار ذيل مطرح كرده‌اند (همان)
1ـ مشاركت در اجتماع محلي
2ـ كنشگرايي در يك موقعيت اجتماعي
3ـ احساس اعتماد و امنيت
4ـ پيوندهاي همسايگي
5 ـ پيوندهاي دوستي و خانوادگي
6 ـ ظرفيت پذيرش تفاوت‌ها
7 – بها دادن به زندگي
8 ـ پيوندهاي كاري
به نظر می رسد که بتوان عنصر دیگری را به موارد فوق افزود وآن ثبات رفتاری است.رفتار باثبات یکی از عوامل شکل دهنده سرمایه اجتماعی است .چرا که بی ثباتی رفتاری موجب غیر قابل پیش بینی بودن رفتار و در نتیجه از بین رفتن اعتماد وامنیت ، بی ثباتی پیوندها، نامشخص بودن تفاوت ها و لذاتخریب سرمایه اجتماعی می شود.

2-4-2سرمایه اجتماعی و توسعه
در صورتي كه بپذيريم تنها برخورداري از منابع مالي و نيروي انساني نتوانسته جوامع را به سوي رشد و توسعه اجتماعي سوق دهد بايد عامل سومي نيز براي دستيابي به توسعه قائل شويم و آن سرمايه اجتماعي است. توسعه اقتصادي ژاپن صريحاً به كمك توسعه منابع انساني مرتبط با فرصت‌هاي اجتماعي كه ايجاد شده بود صورت گرفت. .( آمارتیاسن :1381؛51)
در واقع ميزان اثر بخشي و كارآيي دو منبع اول عمدتاً به ميزان برخورداري از سرمايه اجتماعي بستگي دارد. از اين گذشته سرمايه اجتماعي كه در واقع از ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه، استحكام تعهدات متقابل بين افراد، گروه‌ها و تا حدود زيادي مشاركت اجتماعي تأمين مي‌شود حافظ جامعه و گروه‌هاي اجتماعي دربحران‌هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي است و مي‌تواند از توقف جامعه در مرحله عقب ماندگي جلوگيري كند.
مطالعة تجربي در زمينة سرمايه اجتماعي كه طيف وسيعي از رشته هاي علوم اجتماعي رادر بر مي گيرد ،نشان مي دهد كه اختلاف بين كشورها در سطح و ميزان توسعه اجتماعي واقتصادي ناشي از اختلاف آنها در ذخيره موجودي سرمايه اجتماعي است.مناطق يا كشورهاي داراي ذخيرةبالاي سرمايه اجتماعي ،برحسب اعتماد تعميم يافته وتعهد مدني گسترده، به نظر ميرسد كه در مقايسه با جوامع داراي اعتماد وتعهد مدني پايين ، به سطوح بالاتر رشد دست مي يابند.بر طبق اين مطالعات ،سرمايه اجتماعي با تسهيل همكاري بين منافع متضاد فردي براي نيل به ستاندة فزاينده وتوزيع برابر به كارايي ورشدكمك مي كند. .( جباری :1370)
به عنوان مثال،رونالد دور،جامعه شناس انگليسي كه يكي از هوشمندترين وباسابقه ترين ناظران تحولات جامعةژاپني است، معتقد است كه در ژاپن هزينه هاي معاملاتي به دلايل غير اقتصادي (يعني اجتماعي)پايين نگاه داشته شده است.وي عامل اصلي پايين بودن اين هزينه هارا «اخلاقي شدن روابط تجاري مبتني بر خوش معامله گري دو جانبه»عنوان مي كند. .( واعظی :226)
همچنین تحقیق دیگری که در کشور ایتالیا انجام شد نشان دادکه رشداقتصادي بیشتر مناطق شمالی واختلاف سطح توسعه مناطق شمالی و جنوبی این کشور ناشی از اختلاف در میزان سرمایه اجتماعی در این دو ناحیه است.( رمضان زاده :1381؛21)
2-4-3 سرمایه اجتماعی و دموکراسی
سرمايه اجتماعي را مي‌توان سنگ بناي دمكراسي و جامعه مدني ناميد. پيدايش و گسترش اصول دمكراسي در يك كشور مستلزم وجود زمينه‌هاي مساعدو آمادگي مردم براي قبول اين پديده اجتماعي است. شواهد مهم تاريخي نشان داده است كه وقتي مردم روحية دمكراتيك نداشته‌اند كوشش دولت‌ها براي اجراي دمكراسي بي نتيجه بوده است؛ زيرا دمكراسي با زور و تلقين در جوامع راه نمي‌يابد بلكه جوامع هستند كه بايستي خواهان دمكراسي باشندو به دست خويش در زمين مساعد بذر آن را كاشته و نهال آن را پرورش داده و از ثمرات آن برخوردار شوند. .( جباری :پیشین؛72)
2-4-4شکل گیری سرمایه اجتماعی
اگر افراد در يك بستر مدني مشاركت كنند و اشتراكاتي را كه به عنوان شهروندان با ساير افراد دارند فارغ از پيوندهاي دروني با زمينه‌هاي قومي و فرهنگي مبنا قرار دهند سرمايه اجتماعي شكل مي‌گيرد. البته همين پيوندهاي درون گروهي مي‌تواند پتانسيلي مولد براي انباشت سرمايه اجتماعي باشد. ( سبزواری :1382؛57)
با اين حال نبايدنقش دولت را در شكل گيري سرمايه اجتماعي از نظر دور داشت. شكل گيري هر پديده اجتماعي احتياج به شرايط خاصي دارد. به عبارت ديگر انسان‌ها نمي‌توانند به صورت كاملاً ارادي تحت هر شرايطي هر نوع جامعه‌اي را كه خواستند ايجاد كنند بلكه بايد زمينه‌هاي عيني و ذهني لازم براي شكل گيري نوع خاصي از جامعه و پديده اجتماعي وجود داشته باشد. .( زکایی :11 )
مهيا كردن اين زمينه‌ها عمدتاً بر عهده دولت‌هامی باشد.در این جهت تغییر نگاه دولتمردان به مردم ضروری است: افراد و مردم را بايد به عنوان كساني ديد كه فعالانه ـ با اعطاي فرصت‌ها ـ درگير شكل دادن به سرنوشت خودشان هستند و نه فقط به عنوان دريافت كنندگان منفعل ثمرات برنامه‌هاي فريبكارانه توسعه. بعلاوه آماده سازي محيط قانوني و سياسي زيربنايي، تأمين منابع مالي و فيزيكي، ايجاد كانال‌هايي جهت ابراز شرايط توسط افراد و گروه‌ها و تعيين هنجارهاي مشترك، دسترسي به سرمايه اجتماعي را امكان پذير مي‌نمايد. براي افزايش سرمايه اجتماعي مي‌بايست تشكل‌هاي داوطلب مردمي را مورد حمايت قرار داد. با تقويت و افزايش تشكل‌هاي غير دولتي همبستگي اجتماعي تكثير شده و عمق مي‌يابد و با افزايش اين شاخص كاركردهاي اجتماعي و اقتصادي سرمايه اجتماعي و جامعه مدني نمايان مي‌شود. .( انوری :1381؛9)
به گفته آلكسي دوتوكويل: ‹‹ جامعه و فرهنگي كه از ابتدا به افراد خود مي‌آموزد كه نسبت به سرنوشت خود حساس بوده و در آن شركت كنند و افراد از ابتدا مي‌آموزند كه براي هر امري از ساختن يك بيمارستان گرفته تا تصميم گيري نسبت به سرنوشت يك جنگ به شور و مشورت بپردازند؛ در چنين جامعه‌اي مردم آزاد انديش بوده و دمكراسي بنيان نهاده خواهد شد. .( زکایی :پیشین؛13)
2-4-5اندازه گیری سرمایه اجتماعی
اگر افراد در يك بستر مدني مشاركت كنند و اشتراكاتي را كه به عنوان شهروندان با ساير افراد دارند فارغ از پيوندهاي دروني با زمينه‌هاي قومي و فرهنگي مبنا قرار دهند سرمايه اجتماعي شكل مي‌گيرد. البته همين پيوندهاي درون گروهي مي‌تواند پتانسيلي مولد براي انباشت سرمايه اجتماعي باشد.
با اين حال نبايدنقش دولت را در شكل گيري سرمايه اجتماعي از نظر دور داشت. شكل گيري هر پديده اجتماعي احتياج به شرايط خاصي دارد. به عبارت ديگر انسان‌ها نمي‌توانند به صورت كاملاً ارادي تحت هر شرايطي هر نوع جامعه‌اي را كه خواستند ايجاد كنند بلكه بايد زمينه‌هاي عيني و ذهني لازم براي شكل گيري نوع خاصي از جامعه و پديده اجتماعي وجود داشته باشد. مهيا كردن اين زمينه‌ها عمدتاً بر عهده دولت‌هامی باشد.در این جهت تغییر نگاه دولتمردان به مردم ضروری است: افراد و مردم را بايد به عنوان كساني ديد كه فعالانه ـ با اعطاي فرصت‌ها ـ درگير شكل دادن به سرنوشت خودشان هستند و نه فقط به عنوان دريافت كنندگان منفعل ثمرات برنامه‌هاي فريبكارانه توسعه.
بعلاوه آماده سازي محيط قانوني و سياسي زيربنايي، تأمين منابع مالي و فيزيكي، ايجاد كانال‌هايي جهت ابراز شرايط توسط افراد و گروه‌ها و تعيين هنجارهاي مشترك، دسترسي به سرمايه اجتماعي را امكان پذير مي‌نمايد. براي افزايش سرمايه اجتماعي مي‌بايست تشكل‌هاي داوطلب مردمي را مورد حمايت قرار داد. با تقويت و افزايش تشكل‌هاي غير دولتي همبستگي اجتماعي تكثير شده و عمق مي‌يابد و با افزايش اين شاخص كاركردهاي اجتماعي و اقتصادي سرمايه اجتماعي و جامعه مدني نمايان مي‌شود.
به گفته آلكسي دوتوكويل: ‹‹ جامعه و فرهنگي كه از ابتدا

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع جامعه مدنی، سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، فرصت طلبی Next Entries مقاله با موضوع سازمان ملل، سازمان ملل متحد، مدیریت عمومی، های غیر دولتی