مقاله با موضوع حضرت آدم (ع)، رسول خدا (ص)، بازار مدینه، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

القُري أَن يَاتِيَهُم بَاسُنا بَياتاً و َهُم نائِمُونَ»؛ «آيا در امانند اهل قريه ها كه مرگ ايشان را بگيرد در حالي كه خوابيده اند.»
كه در آن حال باب توبه مسدود و يك ساعت مهلت مي خواهند ولي اجابت نمي شود. چنانچه در سوره منافقون آيه هاي 10 و 11مي فرمايد: «و َاَنفِقُوا مِن مِمّا رَزَقنكم مِن قَبلِ اَن يَاتِيَ اَحَدَكُمُ المَوتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَولا اَخَّرتَني إِلي اَجَلٍ قَريبٍ فَاَصَّدَّقَ وَ اَكُن مِنَ الصّالِحينَ* وَ لَن يُّؤَخِّرَ اللهُ نَفسًا اِذا جاءَ اَجَلُها وَ اللهُ خَبيرٌ بِِما تَعمَلوُنَ»
؛«انفاق كنيد از دارائي خود پيش از اينكه مرگ يكي از شما فرا برسد و در آن وقت بگويد پروردگارا مرگ مرا به تأخير انداز به مدت كمي تا تدارك گذشت كنم و هيچ گاه خداوند مرگ كسي را هنگام رسيدنش به تأخير نخواهد انداخت.»
طبق بيان صريح قرآن كريم، توبه هنگام مرگ قابل قبول نمي شود:
«وَ لَيسَتِ التَّوبَةَ لِلَّذينَ يَعمَلوُنَ السَّيِّئاتِ حَتَّي اِذا حَضَرَاَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ إِنِّي تُبتُ الانَ»؛ (نساء/18) توبه براي كساني نيست كه تمام عمر بدي مي كنند تا زماني كه مرگ يكي از آنها فرا رسد، در آن حال مي گويد: الان توبه كردم، بنابراين به تأخير انداختن توبه، علاوه بر آلوده كردن روح انسان، زمينه را براي تكرار گناه و ارتكاب گناهان ديگري فراهم مي سازد و ممكن است ديگر فرصت توبه به دست نيايد.

3-2- توبه در روايات
3-2-1- توبه پيشوايان ديني و دیگران
با توجه به اهميت و عظمت توبه و تعداد كثيري از رواياتي كه در اين مورد از طريق شيعه و سني نقل شده كه در اين مبحث به برخي از آنها خواهيم پرداخت.
حضرت آدم (ع) به خداوند عرض كرد: خداوند، شيطان را بر من مسلط ساختي و مثل جريان خون در رگها ( درمن جريان دارد) او را قادر كردي كه به بدن من داخل شود. خداوند فرمود: اي آدم، در قبال اين كار اين امتياز را به تو و فرزندانت دادم كه هر كس فكر عمل بد كند به حساب او نوشته شود، ولي اگر آن عمل بد را انجام داد فقط يك جرم حساب شود (يك گناه به حسابش نوشته مي شود.) لكن اگر كسي نيّت به انجام عمل خوب كرد، ولي انجام نداد، يك ثواب براي آن نيست نوشته شده و اگر آن نيّت خوب را عمل كرد ده ثواب به وي داده مي شود. آدم (ع) عرض كرد، خداوندا، اين عنايت را درباره من و فرزندانم زيادتر كن.
خداوند فرمود: اگر كسي از فرزندانت گناهي را مرتكب شد و بعد از آن توبه كرد، من آن گناه را مي بخشم.
باز هم آدم(ع) گفت: خداوند، بيشتر از اين عنايت فرما خداوند فرمود، من مهلت توبه را تا دم مرگ به آنها دادم، آدم (ع) عرض كرد: خداوند لطف بسيار است و كافي ميباشد (حر عاملي، 1387، ص 23).
اميرالمومنين علي (ع) فرمود: عجب دارم از كسي كه از رحمت خدا نااميد مي شود و حال آنكه محو كننده گناهان را در اختيار دارد. از حضرت پرسيده شد، محو كننده گناهان چيست؟ فرمودند: توبه استغفار (مجلسي، 1385، ص187).
سه نفر از مسلمانان به نام «کعب بن مالک»، « ضرارة بن ربیع» و «هلال بن امیّه» از شرکت در جنگ تبوک و حرکت همراه پیامبر سرباز زدند، ولی این به خاطر آن نبود که جزء دار و دسته منافقان باشند، بلکه به خاطر سستی و تنبلی بود و چیزی نگذشت که نادم و پشیمان شدند. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از صحنه تبوک به مدینه بازگشت، آنها خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و عذر خواهی کردند؛ اما پیامبر صلی الله علیه و آله حتی یک جمله با آنها سخن نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد که احدی با آنها سخن نگوید.
آنها در یک محاصره عجیب اجتماعی قرار گرفتند، تا آنجا که حتی کودکان و زنان آنان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و اجازه خواستند که از آنها جدا شوند. پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه جدایی نداد، ولی دستور داد که به آنها نزدیک نشوند. فضای مدینه با تمام وسعتش چنان بر آنها تنگ شد که مجبور شدند برای نجات از این خواری و رسوایی بزرگ، شهر را ترک گویند و به کوههای اطراف مدینه پناه ببرند.
اینها همه زمینه توبه را در آنها فراهم میکرد. از جمله مسائلی که حالت توبه را در آنها ایجاد کرد این بود که کعب بن مالک میگوید: روزی در بازار مدینه با ناراحتی نشسته بودم، دیدم یک نفر مسیحی شامی سراغ مرا میگیرد. هنگامی که مرا شناخت، نامهای از پادشاه غسّان به دست من داد که در آن نوشته بود: اگر صاحبت تو را از خود رانده، به سوی ما بیا حال من منقلب شد [و اشک در چشمانم حلقه زد و] گفتم: ای وای بر من! کارم به جایی رسیده که دشمنان در من طمع کردهاند.
از طرف دیگر، بستگان آنها غذا برای آنها میبردند. اما حتی یک کلمه با آنها سخن نمیگفتند. مدتی به این منوال گذشت و پیوسته شب و روز انتظار میکشیدند که توبه آنها قبول شود و آیهای که دلیل بر قبولی توبه آنها باشد، نازل گردد، اما خبری نمیشد. در این هنگام، فکری به نظر یکی از آنان رسید و به دیگران گفت: اکنون که مردم با ما قطع [رابطه] کردهاند، چه بهتر که ما هم از یکدیگر قطع رابطه کنیم. این کار بر حال توبه آنها افزود. پیشنهاد عملی شد؛ به طوری که حتی یک کلمه با یکدیگر سخن نمیگفتند، ولی بر تضرّع و زاری آنها افزوده شد. این وضعیت پنجاه روز طول کشید و در طول این مدت، اظهار ندامت و پشیمانی و تضرّع و گریه و زاری در پیشگاه الهی داشتند. سرانجام توبه آنان پذیرفته شد و این آیه به عنوان پذیرفته شدن توبه آنان نازل گشت (مکارم شیرازی، 1370، ج8، ص114): «وَ عَلَی الثَّلاثَةِ الذِّینَ خُلِّفُوا حَتَّی إذا ضاقَتْ عَلَیهِم الأرضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَیهِم أنفُسُهُم وَ ظَنُّوا أن لامَلجأَ مِنَ اللهِ إلاّ إلیهِ ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتُوبُوا إنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ»؛(توبه/118)« و آن سه نفر که [در مدینه] بازماندند [و از شرکت در جنگ تبوک خودداری کردند و مسلمانان با آنان قطع رابطه کردند] تا آن حد که زمین با همة وسعتش بر آنها تنگ آمد و [حتی] جایی در وجود خویش برای خود نمییافتند و دانستند که پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست.در آن هنگام، خدا به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند و خداوند توبهپذیر و مهربان است.»
از آیه فوق و شأن نزول آن به دست آمد که مردم و جامعه و رهبران جامعه باید تلاش کنند هم راه توبه را برای مجرمان بازگذارند و هم زمینه آن را فراهم کنند؛ چرا که توبه در تحوّل و سازندگی نقش مؤثری دارد.
در قرآن كريم حال برخي از تائبان از ترك اولي يعني انبياء عليه السلام مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله:
الف)- توبه حضرت آدم (ع):
با اينكه آدم و حوا (ع) ترك اولايي انجام دادند، با اين حال به شدت از گذشته خويش پشيمان شدند و نخستين گام را اعتراف به ظلم و ستم بر خويشتن، در پيشگاه الهي قرار دارند و سالها اشك و ناله كردند: « و َقالَ رَبّنا ظَلَمنا أنفُسَنا وَ اَن لَم تَغفِر لَنا وَ تَرَحَمنا لَنَكونَنَّ مِنَ الخاسِرينَ»؛ گفتند: پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم، اگر ما را نبخشي و بر ما رحم نكني، از زيانكاران خواهيم بود ( اعراف/23). و بعد از سالها گريه و زاري توبه آدم (ع) پذيرفته مي شود كه: « فَتابَ عَليه»(بقره37).
ب)-توبه حضرت يونس(ع) :
حضرت يونس(ع) بر ترك اولي گرفتار زندان شكم ماهي عظيم (نهنگ) شد و خيلي زود متوجه ماجرا گرديد و با تمام وجودش رو به درگاه خدا آورد و از ترك اولي خويش استغفار كرد و سراسر وجودش را حال توبه قرار گرفت و مشغول گفتن ذكر معروف یونسيه شد كه «فَنادي فِي الظُّلَماتِ أن لا اللهَ إلا أَنتَ سُبحانَكَ إنِّي كُنت مِنَ الظّالِمينَ»؛ پس او در ميان ظلمتهاي متراكم فرياد زد كه معبودي جز تو نيست، منزهي تو، من بر خويشتن ستم كردم و از ظالمان بودم (انبياء/87).
اين اعتراف خالصانه و اين حال و سوز همراه با ندامت و آن تسبيح و ياد خدا باعث استجابت دعاي او شد كه خداوند در قرآن كريم فرمود: « ما دعاي او را اجابت كرديم و از غم و اندوه نجاتش داديم ما اينگونه مؤمنان را نجات مي دهيم » (انبيا/88).
پ)- توبه حضرت داوود (ع):
حضرت داوود (ع) نيز بر اثر عجله در قضاوت احساس كرد ترك اولايي را مرتكب شده؛ لذا در مقام استغفار و توبه برآمد و با سوز و گداز و حال توبه به ركوع و سجود افتاد؛ چنان كه قرآن كريم مي فرمايد:«و َظَّنَ داوُدُ أَنَّما فَتَنّاهُ فَاستَغفَر رَبَّهُ وَ خَّرَ راكِعاً و َانابَ»، داوود گمان كرد ما او را با اين ماجرا آزموده ايم.از اين رو، از پروردگارش طلب آمرزش كرد و به سجده و ركوع رفت و انابه كرد (ص /24).
موارد فوق نشان مي دهد كه انبياء و اولياء عليهم السلام از ترك اولي هم به خود مي لرزيدند و گريه و ناله مي كردند اين همان حال توبه است كه اگر در انسان ايجاد شود، سخت سازنده و تحول آفرين است.
شخصي خدمت حضرت رسول (ص) آمد و عرض كرد: گناه كرده ام، حضرت او را امر به استغفار نمودند، در پاسخ گفت: توبه كردم ولي باز به گناه سابق برگشتم پيامبر فرمود: هر وقت گناه كردي استغفار كن اما او اصرار كرد كه در اين صورت گناهان زياد مي شود، رسول اكرم (ص) در پاسخ فرمود: عفو خداوند از گناهان تو بيشتر است: «فلا تزول تتوب حتي يكون الشيطان هو المدحور» (الديلمي، 1375، ج1، ص107)، در پايان روايت، پيامبر(ص) اشاره مينمايند كه اصرار بر توبه، عامل شكست شيطان است.
در «سنن ترمذي» به نقل از پيامبر اكرم(ص) آمده است: «خداوند در مغرب، بابي را گشود كه عرض آن، هفتاد سال است (كنايه از وسعت اين راه) و تا زمانيكه خورشيد از جانب آن (مغرب) طلوع نكند، اين باب بسته نمي شود» (ابن سوره، بي تا، ج 5، صص547-546).
روايت ديگر، حديثي است كه «ابوموسي اشعري» از رسول خدا (ص) نقل مي كند: «خداوند دست خويش را گشاده گرفته است، براي كسي كه در شب سيئه اي مرتكب شده تا روز بعد توبه كند و براي مرتكب سيئه در روز، براي اينكه تا شب توبه نمايد و اين سنت الهي تا وقتي كه خورشيد از مغرب طلوع ننمايد، باقي است (القشيري النيسابوري، 1987، ج 5، ص296).

3-3- آثار توبه
در قرآن کریم و روایات آثار متعددی برای توبه ذکر گردیده که قابل انقسام به آثار ظاهری و باطنی می باشد، برای توضیح بیشتر این مطلب، آثار توبه را تحت دو عنوان آثار ثبوتی و آثار اثباتی، بررسی می نمائیم:
3-3-1- آثار ثبوتي توبه
آثار ثبوتی آثار معنوی و باطنی توبه می باشد که ذیلاً مواردی از آن را بیان می نماییم:
3-3-1-1- بازيابي شخصيت
انساني كه مرتكب گناهي شده است، چه بخواهد و يا نخواهد احساس سرشكستگي و كوچكي مي كند؛ اگر متوليان ترتبيت او را ملامت و تحقير كنند، اين احساس بيشتر مي شود و اگر ملامتها ادامه يابد، ممكن است به آنجا برسد كه كاملاً احساس كند شخصيت خود را از دست داده است و در اين صورت است كه به شدت وجود او را براي خانواده و جامعه خطرناك خواهد شد و ممكن است دست به گناه و هر جنايتي بزند؛ چون او احساس مي كند همه چيز را از دست داده است. منابع ديني مخصوصاً قرآن تلاش مي كنند كه با توبه و اظهار ندامت پنهاني شخصيت گنهكار را بازسازي كنند و او را به حالت اول بلكه بالاتر از آن برگردانند؛ لذا قرآن از يك طرف مي فرمايد: «خداوند توبه كاران را دوست مي دارد» ( بقره/ 222).
و از طرف ديگر، به مردم گوشزد مي كند كه خلافكاران اگر برگشتند، برادران ديني شما هستند«فَاِن تابوُا و َاَقامُوا الصَّلوةَ وَ اتوُ الزَكاةَ فَاِخوانِكُم فِي الدّين»؛ «اگر توبه كنند و نماز را به پا دارند و زكات را بپردازند، برادران ديني شما هستند.»
پيامبر اكرم (ص) فرمود: «التائِبُ مِنَ الذّنبِِ كَمَن لا ذَنبَ لَه »؛ « توبه كننده ازگناه مانند كسي است كه گناه انجام نداده است » (العاملي، 1381، ج 1، ص358).

3-3-1-2- محبوب خدا شدن
قرآن كريم مي فرمايد:
«إنّ اللهَ يُحِبُّ التَوّابينَ و َيُحِبُّ المُطَّهَرينَ»؛ ( بقره/222)«به راستي كه خداوند توبه كنندگان و پاكان را دوست مي دارد.» خود اظهار دوستي از مقام برتر علاوه بر اين كه افتخاري است براي محبوب و باعث بازيابي شخصيت گنهكار مي شود، برد تربيتي و سازندگي مهمي دارد. به همين جهت، در تربيت فرزندان توجه شده است كه نسبت

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع نهج البلاغه، معناشناسی، رسول خدا (ص)، حدود الله Next Entries مقاله با موضوع مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی، قانون مجازات، فقهای امامیه