مقاله با موضوع بیمارستان، بیماران مبتلا، درمان ضایعات، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

. براي ايجاد شکستگي بايد نيرويي بيش از تحمل استخوان از داخل يا از خارج به استخوان وارد آيد. نيروي وارده از بيرون ممکن است به صورت ضربه مستقيم و يا غيرمستقيم باشد؛ در ضربه مستقيم، عامل فشار مستقيماً به عضو برخورد مي‌کند، مثل برخورد سپر اتومبيل به ساق و يا زير آوار ماندن. ضربه‌هاي غيرمستقيم ممکن است سبب چرخش اندام شوند که شکستگي مارپيچي32 ايجاد مي‌کنند و يا سبب خم شدن و زاويه دار شدن استخوان مي شوند که منجر به شکستگي عرضي استخوان مي‌شود که این دو نوع شکستگی پس از جا انداختن به علت کشش الاستیک عضلات، تمایل دارند مجددا جابجا شوند.33 اگر ضربه علاوه بر خم شدن استخوان با فشار محوري همراه باشد موجب شکستگي عرضي توأم با قطعه اضافي يا قطعه پروانه‌اي مي‌شود. در مواردي که ضربه وارده به استخوان علاوه بر خم کردن آن با فشار محوري و چرخشي نيز همراه باشد باعث شکستگي مايل استخوان مي‌شود. نکات ذکر شده در مورد علل شکستگي بيشتر مربوط به استخوان‌هاي بلند است و شکستگي استخوان‌هاي اسفنجي مانند جسم مهره‌ها و استخوان پاشنه غالباً به صورت فشردگي و يا خردشدگي است. ضربه‌هاي خفيف و مکرر به عضو، گاه باعث شکستگي ناکامل استخوان بدون جابجايي مي شوند مثل شکستگي استخوان‌هاي کف پا در سربازان متعاقب رژه رفتن که تحت عنوان شکستگي خستگي يا شکستگي استرس گفته مي‌شود. در افراد مسن با توجه به پوکي استخوان، ضربه‌هاي خفيف نيز ممکن است سبب شکستگي شوند که تحت عنوان اینسافیساینسی فراکچر34 گفته مي‌شود. در مواردي که استحکام استخوان در اثر عوامل مرضي کاهش يافته باشد نيز ضربه خفيف موجب شکستگي مي‌شود مثل شکستگي استخوان متعاقب تومورها، کيست‌هاي استخواني، استئوميليت و غيره که تحت عنوان شکستگي پاتولوژيک گفته مي‌شود. شکستگي ممکن است در اثر انقباض ناگهاني و شديد عضلات به وجود آيد (نيروي دروني) مثل شکستگي استخوان کشکک در اثر انقباض شديد و نا گهاني عضله چهارسر ران که تحت عنوان شکستگي کندگي گفته مي شود.
در شکستگی‌ها، علاوه بر آسيب استخواني بافت‌هاي نرم اطراف استخوان يعني ضريع، عضلات، اعصاب، مفاصل و غيره هم آسيب مي بينند که نبايد از نظر پنهان بمانند زيرا گاه اين آسيب‌ها به قدري مهم هستند که شکستگي را تحت‌الشعاع خود قرار مي دهند مثل آسيب نخاع به دنبال شکستگي مهره ها، پاره شدن مثانه و مجاري ادرار پس از شکستگي استخوانهاي لگن، و پاره شدن عصب راديال متعاقب شکستگي تنه استخوان بازو و غيره35.
علت شکستگی‌ها را می توان چنین شمرد36:
1. ضربه مستقيم
2. ضربه غيرمستقيم شديد
3. انقباض نا گهاني عضلات شديد
4. شکستگي با ضربات ضعيف و مکرر، شکستگي استرس
5. شکستگي با ضربه ضعيف در استخوان داراي پوکي
6. شکستگي با ضربه خفيف در استخوان داراي پاتولوژي
ج. عثم
آنچه که جبران شود به غیر استواء37. به عبارتی عثم بهبودی صدمه است لکن عضو به حالت قبل از صدمه بازنگشته است. و در آن ورم یا کجی38 باقی مانده است.39
در صدمات وارد بر استخوان خواهد آمد که یکی از موارد آن که در احادیث بیان شده بهبودی استخوان بدون عثم می باشد و با توجه به معانی لغوی منظور این است که هیچگونه کجی یا ورمی پس از بهبودی باقی نمانده باشد.
د. عیب
عیب در لغت و عرف عبارت است از نقصان چیزی از مرتبه صحت آن؛ صحتی که میان عیب و کمال می‌باشد. صحت آن چیزی است که طبیعت اصلی آن را اقتضاء داشته و مشترک بین تمامی افراد است و عیب و کمال ملحق به آن می شوند در اثر یک امر خارجی. اصل هر چیز گاهی اوقات با بررسی کشف می‌شود و گاهی اوقات با ملاحظه اکثر افراد آن چیز بدست می‌آید.40 متضاد عیب، کلمه صحت است که به معنای رفتن از بین رفتن تمام عیب‌ها می‌باشد.41 در کشف معنی صحت گفته شده، اعتدال و نظم کامل بین اجزا بدون نقص و عیب42‏.
نقص و آفت دو مترادف عیب هستند.43
بنابر تعاریف هرگاه گفته شود صدمه وارد بر استخوان بدون عیب بهبود یابد یعنی اعتدال و نظم طبیعی خود را بدست آورد و به حالت اولیه خود بازگردد.
ه. صدع
صدع به معنای شكافتن و شقه شدن است. چنانكه در مجمع ذيل آيۀ 43 روم و در مفردات و صحاح گفته شده است. صديع بمعنى صبح است باعتبار شكافته شدن. خداوند متعال در قرآن می فرماید:
«فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ»44 يعنى مأموريت خويش را آشكار كن و از مشركين اعراض نما. آشكار كردن چيزى نوعى شكافتن است. یا در جای دیگر می فرماید:
«يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُونَ»45 يعنى آنروز مردم متفرق و پراكنده مي‌شوند. كه آن شكافته شدن اجتماع است در مجمع فرموده «تصدّع القوم: تفرّقوا».
همچنين است «لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ»46 يعنى ميديدى كه كوه از ترس خدا خاشع و شكاف بر دارنده است.
یا آیه: «لا يُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا يُنْزِفُونَ»47 يعنى از شراب بهشتى سر درد نمي‌گيرند و مست نمي‌گردند. بعقيدۀ راغب سر درد را بطور استعاره صداع گويند گوئى سر، از درد شكافته مي‌شود و آخرین آیه عبارت است از:
«وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ. وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ»48 صدع ظاهرا بمعنى مفعول است. يعنى سوگند بآسمان كه بر گرداننده و زمينى كه خاصيت شكافته شدن را دارد. تا روئيدني‌ها از آن برويد.
در برخی کتب49 لغت در تعریف صدع آمده است: شکافتن چیزی که محکم است.
صدع یکی از صدمات وارده بر استخوان است و با توجه به معانی لغوی که برای صدع بیان شد می‌توان گفت منظور از صدع استخوان همان ترک برداشتن استخوان یا مو برداشتن یا شکافته شدن می‌باشد.
و. نقب
نقب به معنای سوراخ كردن است. راغب گويد: نقب در ديوار و پوست مانند ثقب (سوراخ كردن) است در چوب. 50 این کلمه در آیات متعددی از قرآن کریم نیز بیان شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند:
فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً51 ترجمه: نتوانستند از آن سدّ بالا روند و نتوانستند آنرا سوراخ كنند طبرسى آنرا سوراخ وسيع و نيز راهي كه در كوه است گفته است. یا در جای دیگر می فرمایند:
وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِي الْبِلادِ هَلْ مِنْ مَحِيصٍ52 ترجمه: چه بسيار اقوامى را كه پيش از آنها هلاك كرديم، اقوامى كه از آنان قويتر بودند و شهرها(و كشورها) را گشودند؛ آيا راه فرارى(از عذاب الهى) وجود دارد.53
خواهد آمد که یکی از صدمات وارد بر استخوان نقب است که این صدمه در استخوان به معنی سوراخ کردن استخوان است.
ز. نقل
نقل به معنای حرکت چیزی از یک موضع به موضع دیگر است. 54
در تعریف نقل آمده است: بگردانيدش از جاى بجنبانيدش از جاى‏55 یا نَقَلَ‏- نَقْلًا الشي‏ءَ: آن چيز را از جائى به جاى ديگر منتقل كرد.56
یکی از صدمات وارد بر استخوان نقل می باشد که با توجه به متون لغت عبارت است از حرکت استخوان از جای خودش که این امر تنها در مفاصل یا قسمت انتهائی استخوان‌ها ممکن است. در متون روائی در موارد انگشت شماری واژه فک نیز آمده است. می‌توان با توجه به تعاریف در تفاوت نقل و فک چنین گفت که در فک هیچ ارتباطی میان دو استخوان که در مفصل به هم متصل بودند نیست لکن در نقل، استخوان های متصل در مفصل حرکت کرده لکن دو استخوان به شکل ناصحیح وصل می باشند.
ح. رض
رض به معنای کوبیدن شیء است.57 در کتب لغت در تعریف آن گفته شده دقک الشی همانگونه که به وسیله ای که با آن به درب منزل زده می شود دق الباب می گویند. برخی58 معنای رض را به شکستن نیز بیان کرده اند که می توان گفت کوبیدن نوعی از شکستن است که عنوان خاص دارد.
ط: فک
فک به معنای جدا کردن و رها شدن59 بوده و در استخوان به معنای بیرون شدن استخوان از جای خود60 یا از مفصل61 می باشد. در تعریف دیگری آمده است: استخوان را جا به جا كرد.62 آزاد شدن بنده را از آن جهت فک می گویند كه آزاد كننده است و ميان بنده و ملكيّت جدائى مي افكند.63
شورای نگهبان در سوالی64 در معنای فک چنین پاسخ داده اند:
پاسخ:
نامه شماره 1423 مورخ 22/10/1371 در جلسه فقهاي شوراي نگهبان مطرح و نظر آقايان فقهاء بدين شرح اعلام مي گردد:
منظور از جدا شدن استخوان در ماده مذكور در قانون ديات و قانون مجازات اسلامي اين كه استخوان به كلي از مفصل بيرون آمده باشد كه قهرا قسم خاصي از دررفتگي است نه مطلق دررفتگي و مقصود بريده شدن استخوان و جداشدن آن از عضو نيست و با اين برداشت ماده مذكور مورد تاييد شوراي نگهبان قرارگرفته است.65
همانگونه که در انتهای تعریف نقل بیان شد فک و نقل در صدمه واحدی با تفاوت در شدت بکار می روند یعنی نقل همان دررفتگی است که اتصالی بین مفاصل جدا شده می باشد لکن در فک دو مفصل به طور کامل از یکدیگر جدا شده اند.
کلماتی که معانی لغوی آنها بررسی شد صدمات وارده بر استخوان با توجه به متون روائی و فقهی می باشد که به طور مفصل تعریف شد. لزوم تعریف دقیق با توجه به تعیین دیه جداگانه برای هر یک از صدمات ضروری بوده بنابراین سعی شد که تعریف دقیقی از هر صدمه بیان شود تا بتوان صدمات وارد شده بر استخوان را با یکی از تعاریف انطباق و دیه آن را تعیین یا حکم به ارش نمود.
مبحث دوم: پیشینه
گفتار اول: قبل از اسلام
بشر از زمان های قدیم درگیر شکستگی ها و بیماری های گوناگون استخوان و مفاصل بوده است. اسکلت های به دست آمده از قرن ها قبل از میلاد در نقاط مختلف دنیا و آثار موجود در اجساد مومیایی شده مصری مؤید وجود ضایعات مختلف استخوان و مفاصل نظیر سل، استئومیلیت و پولیونمیلیت و غیره بوده است.
اسکلت بیمارانی که از زمان های قدیم به دست آمده که شکستگی آنها به طور اصولی و صحیح درمان شده و استخوان در محوری درست جوش خورده است. این موضوع مؤید درمان صحیح این بیماران بوده است. 66
گفتار دوم: بعد از اسلام
ارتوپدی از ترکیب دو لغت یونانی ارتو67 یعنی راست و مستقیم و پدوس68 یعنی کودک به وجود آمده است. این اصطلاح برای اولین بار در سال 1741 به وسیله آقای نیکلاس آندره69 متدوال شد. وی کتابی را که مطالبش مربوط به چگونگی جلوگیری و اصلاح تغییر شکل اندام‌ها و ستون فقرات نوشته شده بود به نام L’Orthopeadi نامید. روی جلد این کتاب تصویر درخت کجی کشیده شده بود که برای صاف کردنش آن را با طناب به چوب راستی که در کنارش گذاشته شده بود بسته بودند. از آن زمان این تصویر به عنوان سمبل ارتوپدی شناخته شده است.
اولین بیمارستان ارتوپدی در شهر اوربه 70در سوئیس به وسیله آقای وانل71 در سال 1790 میلادی تأسیس شد. در این بیمارستان فقط بیماران مبتلا به سل و ناهنجاری های مادرزادی درمان می شدند. به تدریج بیمارستان های دیگر شبیه به آن در نقاط دیگر اروپا تأسیس شدند. اولین بیمارستان ارتوپدی امریکا در شهر بوستون به نام بیمارستان Good Samaritan به وسیله آقای براون72 تأسیس شد. اکنون در اکثر نقاط دنیا بیمارستان های ارتوپدی بالغین و اطفال که صرفاً به درمان بیماری های گوناگون ارتوپدی می پردازند تأسیس شده است.
زکریای رازی در 12 قرن قبل در کتاب الحاوی به ذکر سل ستون فقرات و درمان آن پرداخته است. او اولین کسی است که از گچ برای ثابت نمودن شکستگی ها استفاده نموده است.
در اوایل قرن گذشته جراحان ارتوپد فقط بیماران مبتلا به سل استخوان و مفاصل، پولیومیلیت، استئومیلیت و عوارض ناشی از شکستگی ها و در رفتگی ها را درمان می کردند. پس از جنگ جهانی اول تعداد زیادی از مجروحینی که دچار عوارض اندام ها ناشی از جنگ شده بودند به آنها مراجعه کردند، با توجه به اینکه نحوه درمان ضایعات و تغییر شکل های به وجود آمده ناشی از ضربات گوناگون با ضایعات دیگر ارتوپدی تفاوت چندانی نداشتند، متخصصین ارتوپدی به تدریج شروع به درمان ضایعات با فیزیوتراپی پیشرفته که ناشی از ضربات وارده به استخوان ها و مفاصل نموده و بدین ترتیب دامنه فعالیت خود را افزایش دادند، به طوری که به تدریج درمان شکستگی‌ها و در رفتگی‌ها از جراحان عمومی به متخصصین ارتوپدی واگذار شد.
در سال‌های اخیر جراحی میکروسکوپی

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع مجازات اسلامی، شکستگی استخوان، قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی Next Entries مقاله با موضوع قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی، مجازات اسلامی، دیه شکستگی