مقاله با موضوع انگیزش درونی، سلسله مراتبی، سلسله مراتب، روابط بین فردی

دانلود پایان نامه ارشد

برانگیخته‌شده، نیرو دهنده، جهت دهنده و استمراربخش است. Dash & Dash (2003؛ به نقل از عبد خدایی، 1385) انگیزش را به معنای هدف و علت انجام فعالیت تعریف می‌کند.
لفرانسوا (1991؛ ترجمه فرجامی، 1380) انگیزش را به معنای علت فعالیت‌ها و دلایل انجام کارها تعریف کرده است و معتقد است که انگیزه‌ها توضیحات روان‌شناسی رفتارها می‌باشند و نظریه‌های انگیزش می‌کوشند تا توضیح دهند چرا برخی کارها را انجام داده و برخی را انجام نمی‌دهیم. سیف (1382) انگیزش را به‌عنوان عامل نیرو دهنده، هدایت‌کننده و نگهدارنده رفتار تعریف کرده است.
اگرچه در مورد ماهیت دقیق انگیزش توافقی وجود ندارد، پنتریچ و شانک10 (2002؛ ترجمه شهرآرای، 1386) تعریفی ارائه داده‌اند که عناصر اصلی موردنظر پژوهشگران و متخصصان درباره انگیزش را پوشش داده است:
«انگیزش فرایندی است که طی آن فعالیتی هدف محور برانگیخته و حفظ می‌شود». طبق این تعریف انگیزش یک فرایند است نه فراورده. ما نمی‌توانیم انگیزش را مستقیماً مشاهده کنیم اما می‌توانیم آن را از رفتارهایی مانند انتخاب تکالیف، تلاش، استقامت و گفتار استنباط کنیم. انگیزش دربرگیرنده اهدافی است که محرک عمل و جهت دهنده آن را فراهم می‌کنند؛ بنابراین افراد مواردی در ذهن دارند که تلاش می‌کنند به آن‌ها دست یابند یا از آن‌ها اجتناب کنند؛ و بالاخره این‌که فعالیت برانگیخته، فراخوانده و حفظ می‌شود. آغاز حرکت، یک هدف مهم و اغلب دشوار است چون مستلزم قبول مسئولیت برای تغییر است اما فرایندهای انگیزشی نسبت به تداوم عمل شدیداً حساس هستند.

2-1-2-3- شاخص‌های انگیزش
وجود انگیزش از روی شاخص‌های رفتاری نشان داده شده در جدول 2-1 قابل استنباط است.

جدول 2-1 : شاخصهای انگیزش (پنتریچ و شانک، 2002؛ ترجمه شهرآرای، 1386)
شاخص
ارتباط با انگیزش
انتخاب تکالیف
انتخاب تکلیف در شرایط آزادانه شاخص انگیزش برای عملکرد
تلاش
تلاش زیاد- بویژه روی مواد درسی دشوار- شاخص انگیزش است.
پشتکار
کار طولانی مدت – بویژه وقتی فرد با مانع مواجه می شود- با انگیزش بالا ارتباط دارد.
پیشرفت
انتخاب، تلاش، پافشاری وپشتکار پیشرفت در انجام تکلیف را افزایش می دهد.

اولین شاخص، انتخاب تکلیف است. وقتی دانش آموزان انتخابی می‌کنند، انتخاب آنان نشان‌دهنده وضعیت انگیزشی آنان است. آنچه دانش آموزان در داخل یا خارج مدرسه، از بین فعالیت‌های مختلف انتخاب می‌کنند نشانگر علاقه و انگیزش آنان است؛ برای مثال دانش‌آموزانی که در موقعیت‌های بیشتری تکالیف درسی را برای انجام دادن انتخاب می‌کنند نسبت به دانش آموزان دیگر که بیشتر، تکالیف غیردرسی را انتخاب می‌کنند انگیزش تحصیلی بالاتری دارند.
شاخص دوم انگیزش، تلاش است. دانش آموزان برانگیخته برای یادگیری، تلاش ذهنی بیشتری طی آموزش صرف کرده و راهبردهای شناختی که معتقدند به بهبود و ارتقای یادگیری‌شان می‌انجامد را به کار می‌گیرند (پنتریچ و شانک، 2002؛ ترجمه شهرآرای، 1386). سودمندی تلاش به‌عنوان شاخصی برای انگیزش فقط محدود به مهارت‌هاست. چون هم چنان‌که مهارت افزایش می‌یابد، فرد می‌تواند با تلاش کمتر عملکرد بهتری داشته باشد.
شاخص سوم انگیزش، پشتکار یا صرف زمان روی تکلیف است. دانش آموزان برانگیخته برای یادگیری باید در انجام تکالیف پشتکار و استمرار داشته باشند؛ به‌ویژه زمانی که با موانع و مشکلاتی مواجه می‌شوند. پشتکار به دلیل این‌که یادگیری اساساً کاری زمان‌بر است و لزوماً موفقیت به همراه ندارد، از اهمیت خاصی برخوردار است. پشتکار بیشتر به فعالیت‌های بیشتر می‌انجامد. پژوهشگران عموماً از پشتکار به‌عنوان یک نسخه انگیزش بهره می‌گیرند. همانند تلاش، سودمندی پشتکار به‌عنوان شاخصی از انگیزش فقط به مهارت محدود می‌شود؛ هم چنان‌که مهارت‌های دانش آموزان بهبود و ارتقاء می‌یابد آن‌ها می‌توانند کار خود را به‌صورت بهتر و در زمان کمتری انجام دهند. پشتکار به هنگام یادگیری و برخورد با موانع، عامل مهمی برای انگیزش به شمار می‌رود.
درنهایت پیشرفت دانش آموزان را می‌توان به‌عنوان یک شاخص غیرمستقیم انگیزش در نظر گرفت. احتمالاً دانش‌آموزانی که درگیر شدن در یک تکلیف را انتخاب می‌کنند. تلاش خود را افزایش می‌دهند و پشتکاردارند به سطوح بالاتر پیشرفت تحصیلی دست می‌یابند (پنتریچ و شانک، 2002؛ ترجمه شهرآرای، 1386).
2-1-2- 4- دیدگاه‌های نظری در مورد انگیزش
دیدگاه‌های نظری مختلف، انگیزش را به شیوه‌های متفاوتی تبیین می‌کنند که ما در اینجا به چهار دیدگاه رفتاری11، انسان گرایانه12، شناختی13 و اجتماعی – فرهنگی14 اشاره می‌کنیم.

2-1-2-4-1 دیدگاه رفتاری
دیدگاه رفتاری بر پاداش و تنبیه بیرونی به‌عنوان تعیین‌کننده انگیزش دانش‌آموز تأکید می‌کند. مشوق‌ها، محرک‌ها یا رویدادهای مثبت و منفی هستند که می‌توانند رفتار دانش‌آموز را برانگیزانند. مدافعان استفاده از مشوق تأکیددارند که آن‌ها علاقه یا هیجان را به کلاس می‌افزایند و توجه را به رفتار مناسب معطوف می‌کنند و از رفتار نامناسب بازمی‌دارند. مشوق‌هایی که معلمان در کلاس درس استفاده می‌کنند شامل نمره عددی، رتبه حروفی، چک مارک یا ستاره، تشویق و قدردانی است ارائه مناسب این مشوق‌ها به بالا رفتن وجهه دانش‌آموز در نزد خود، معلمان، همسالان و والدین کمک کرده و تقویت انگیزش پیشرفت را سبب می‌شود. در این صورت دانش‌آموز موفقیت را خوشایند و انتظاراتی را برای خود وضع می‌کند که برای تحقق آن‌ها تلاش می‌نماید (بیابانگرد، 1384).

2-1-2-4-2- دیدگاه انسان گرایانه
بر اساس اصل انگیزشی نظریه‌پردازان انسان‌گرایی (راجرز و مزلو)، در انسان گرایش تحقق استعدادها وجود دارد. در انسان نیرویی درونی برای توسعه توانایی‌ها و استعدادهای سرشتی در جهت تحول نهفته است. این انگیزه، گرایش فرد به‌سوی تکامل و توسعه و تجهیز خود است. مزلو15 پیشگام روان‌شناسی انسان‌گرا، انگیزش انسان را برخاسته از نیازهایی می‌داند که به‌صورت سلسله مراتبی، فرد را به‌طرف ارضاء برمی‌انگیزاند (خدا پناهی، 1384).
مزلو، سلسله مراتبی از نیازها را پیشنهاد کرد که بر طبق آن، نیازهای سطوح پایین‌تر (نیازهای زیستی، نیازهای ایمنی یا امنیت، نیاز وابستگی یا تعلق و نیاز احترام) باید به‌طور وسیعی قبل از نیازهای سطوح عالی‌تر (نیاز به دانستن، نیاز به زیبایی‌شناختی و نیاز به خود شکوفایی) ارضاء شوند. مطابق این دیدگاه باید نیازهای افراد طی یک توالی سلسله مراتبی ارضاء شود تا خودشکوفایی به‌عنوان بالاترین نیاز محقق گردد (بیابانگرد، 1384). بر اساس دیدگاه راجرز و مازلو، گرایش انسان این است که پتانسیل بالقوه خویش را توسعه دهد. با توجه به این‌که در انسان یک نیروی درونی بیولوژیک برای توسعه توانایی‌ها و استعدادهای سرشتی در راستای تحول نهفته است، انگیزه فرد، گرایش به‌سوی تکامل و توسعه و تجهیز اساسی خود است (خدا پناهی، 1384).

2-1-2-4-3- دیدگاه شناختی
دیدگاه شناختی در مورد انگیزش تا حد زیادی در واکنش به دیدگاه رفتاری پدید آمد. نظریه‌پردازان شناختی بر این باورند که رفتار به‌وسیله تفکر تعیین می‌شود نه صرفاً بر اساس دریافت پاداش برای رفتارهای گذشته. در این دیدگاه رفتار به‌وسیله طرح و برنامه، اهداف، انتظارات و اسناد شروع‌شده و تنظیم می‌گردد. یکی از مفروضات اساسی در رویکردهای شناختی این است که افراد نه به رویدادهای بیرونی یا شرایط جسمی مانند گرسنگی بلکه بیشتر نسبت به تفسیرهایشان از این رویدادها واکنش نشان می‌دهند (Woolfolk, 2001). دیدگاه شناختی در مورد انگیزش بر این باور است که افراد ذاتاً گرایش دارند بر شکاف‌ها و ناهماهنگی‌ها میان آنچه می‌دانند و آنچه تجربه می‌کنند، غلبه نمایند. این دیدگاه بر انگیزش درونی تأکید می‌کندBiehier) et al,1993). کریمی (1389) معتقد است روان شناسان شناختی انگیزش، از انگیزش درونی سخن می‌گویند و انگیزش درونی عبارت است از پاسخی به نیازهایی که در درون یادگیرنده است از قبیل کنجکاوی، نیاز به دانستن و احساس قابلیت و رشد. ما به‌وسیله نیاز به نظم، قابلیت پیش‌بینی و درک این‌که جهان گونه کار می‌کند برانگیخته می‌شویم، نیاز به دانستن که انگیزش کنجکاوی نیز خوانده می‌شود از عوامل انگیزش درونی محسوب می‌شود و وقتی شاگردان احساس کنترل و مسئولیت نسبت به یادگیری خود پیدا می‌کنند این احساس قدرت منجر به انگیزش درونی آنان می‌شود.
2-1-2-4-4- دیدگاه فرهنگی – اجتماعی
این دیدگاه بر مشارکت در اجتماع تأکید دارد. افراد به‌منظور حفظ هویت و روابط بین فردی در فعالیت‌ها شرکت می‌کنند؛ بنابراین دانش آموزان در صورتی برای یادگیری انگیزش دارند که عضوی از یک کلاس یا اجتماع مدرسه‌ای باشند که به یادگیری ارزش می‌گذارد. به همین دلیل یادگیری، مشارکت در حیات آن اجتماع است درست به همان صورتی که ما حرف زدن، لباس پوشیدن یا رفتار مناسب را با اجتماعی شدن یاد می‌گیریم، در کلاس هم با مشاهده دیگران و در تعامل با دیگر اعضای کلاس به انگیزش یادگیری دست می‌یابیم. در این دیدگاه هویت و عضوی از گروه بودن مفاهیم کلیدی هستند (Woolfolk, 2001).دیدگاه های مورد بحث در جدول زیر خلاصه می شوند:
جدول 2-2: چهار دیدگاه روان شناختی در مورد انگیزش اقتباس از Woolfolk, 2001

رفتاری
انسان گرا
شناختی
اجتماعی- فرهنگی
منبع انگیزش
بیرونی
درونی
درونی
درونی
تأثیرات مهم
تقویت کننده ها،
پاداش ها،
مشوق ها
و تنبیه
نیاز به عزت نفس،
ارضای خویشتن
و خودمختاری
باورها،
اسنادهای موفقیت وشکست،
انتظارات
مشارکت درگیرانه
در محیط یادگیری،
حفظ هویت از
طریق مشارکت در
فعالیت های گروه
نظریه پرداز کلیدی
اسکینر16
مازلو، دسی17
واینر18، گراهام19
لاو20، ونگر21

2-1-2- 5- نقش انگیزش در یادگیری
بیان (1382) نقش انگیزش در یادگیری را بسیار مهم تعریف کرده است و بیان می‌کند که انگیزش را به‌عنوان نیازها و یا تمایلات و یا محرک فرد برای انجام دادن کاری تعریف کرده‌اند. لذا انگیزش وسیله‌ای در دست معلم است تا به‌وسیله آن میل به یادگیری را در فراگیر دامن بزند. قطع‌نظر از هزینه‌های گزاف آموزشی با شیوه‌هایی که در تدریس به کار گرفته می‌شوند، اگر شوق به یادگیری در فراگیرنده برانگیخته نشود تمایلی به یادگیری نشان داده نخواهد شد و درنتیجه آموزش اثربخش نخواهد بود با توجه به این نکته است که سعی می‌شود تا در هر آموزشی با تلاش آگاهانه و مستمر انگیزش را برای یادگیری در فراگیران شکوفا کرده و ایشان را به آموختن مطالب آموزشی علاقه‌مند کرده و یادگیری زمانی اثربخش است که فراگیران برانگیخته گردند. زمانی، (1382) می‌گوید انگیزش می‌تواند کلیه جنبه‌های رفتاری فرد را تحت تأثیر قرار داده و نحوه ادراکات، تصورات، یادگیری‌ها و استدلال‌های انسان اثر گذاشته و با شناختن آن از طرفی موجب تقلیل مشکلات روانی شده و از طرف دیگر مقدمات رشد و شکوفایی انسان را میسر می‌سازد.
فرد دانش (1382) بیان می‌کند انگیزش فراگیران، یکی از مؤثرترین عوامل در کارایی برنامه‌های آموزشی است. برنامه‌های آموزشی هرقدر کامل باشد درصورتی‌که از مسائل انگیزشی در آن غفلت شده باشد، مؤثر و کارساز نخواهد بود بسیار مشاهده‌شده است که افرادی با فراهم بودن تمام امکانات، از یادگیری سرباز می‌زنند و گاهی این افراد اوقات خود را برای فرار از یادگیری صرف کارهای طاقت‌فرسا می‌کنند. مشاهده جوانانی که با صرف انرژی زیاد تمام‌وقت به ورزش‌های سنگین می‌پردازند و از مطالعه و آموختن دوری می‌کنند شاید نشانه‌ای از عدم انگیزش برای یادگیری در آنان باشد و مشکل آن‌ها ارتباطی باکمی استعداد و توانایی‌های نداشته باشد. سپس اضافه می‌کند انگیزش عملاً در جهت و شدت رفتار افراد منعکس می‌شود؛ یعنی هرقدر انگیزش بیشتر باشد فرد هدف خود را با شدت بیشتر و در زمان بیشتری تعقیب می‌کند و هرقدر انگیزش کمتر باشد فرد زودتر از فعالیت یا تعقیب هدف دست برمی‌دارد و انگیزش برای یادگیری از این نظر اهمیت دارد که در صورت فقدان آن پرجاذبه‌ترین و سودمندترین آموزش‌ها بی‌نتیجه و بی‌حاصل خواهد بود و

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع انگیزش تحصیلی، فرزند پروری، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی Next Entries مقاله با موضوع انگیزش تحصیلی، وضعیت اجتماعی، باورهای انگیزشی، توانایی ها