مقاله با موضوع انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، تمدن اسلامی، جامعه شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

1010 ،1369: 67) تا آنجا که « ماهیت شیعی انقلاب اسلامی» بیشترین تأثیر را در تدوین و اعمال سیاست قومی کشور دارد. این موضوع بخاطر وجود اقوام و اقلیت های متنوع در ایران شکاف بسیار بزرگی را در ایجاد ملتی منسجم در اوایل انقلاب ایجاد کرده بود. شاید در ادوار مختلف و تاکنون شاهد این شکاف ولی با شدت کمتر از اوایل انقلاب اسلامی شاهد باشیم.
سرانجام پس از بحث ها و مذاکرات با شدت گرفتن بحران قومی، سیاست های کل نظام از جمله سیاست های قومی که تأثیر بسزایی را در ایجاد ملتی واحد داشت تدوین و تصویب شد و قانون گذار ماهیت و جوهر جهت گیری نظام را بر مبنای « رعایت حقوق شهروندی» تنظیم نموده است.
روح حاکم بر قانون اساسی جمهوری اسلامی، بیانگر پذیرش استراتژی «وحدت در تکثر فرهنگی» است. در این استراتژی ضمن تأکید بر اشتراکات فرهنگی همه ایرانیان، اعم از فارس، کرد، ترک ، بلوچ ، لر و ترکمن و . . . امکان تکثر خرده فرهنگ های مختلف درچارچوب مشترک، مجاز و تنوع قومی و فرهنگی به رسمیت شناخته شده است.
بنابراین در رابطه یا فرآیند سیاست های ملت سازی و شکل گیری ملت در جمهوری اسلامی این طور می توان اظهار نظر نمود که در سال های 1359- 1357 که شرایط اوایل انقلاب با عنوان دوره انتقالی می باشد که مصادف با تغییر نظام سیاسی کشور، و به هم ریختن ساختار نظام سیاسی و اجتماعی پیشین و حرکت به سمت تأسیس و ایجاد ساختار سیاسی و نظام اجتماعی جدید بود نمی توان انتظار اتخاذ سیاست های کاملاً معقول و صحیح در زمینه ملت سازی داشت.
از سوی دیگر، علاوه بر التهابات و بحران های سیاسی، اجتماعی و قومی در اقصی نقاط کشور، همه نیروی درگیر و مشارکت جو در انقلاب به ویژه گروه های قومی و نخبگان سیاسی آنان، ضمن طرح مطالبات و تقاضاهای متراکم خود که در طول رژیم گذشته بدون پاسخ مانده و یا سرکوب شده بود، خواستار تحقق آن ها و مشارکت در قدرت سیاسی شدند و به دلیل از هم پاشیدگی نظم قدیم و عدم جایگزینی قوانین و مقررات جدید، جامعه دچار ناهنجاری سیاسی شد( مقصودی ،1382: 636- 249).
ابهام و بی تصمیمی یکی از شاخصه های این دوره است که عدم وجود قوانین و دستورالعمل هایی که بتوان ملتی متشکل از اقوام و اقلیت های متفاوت را راضی داشت در این دوره به چشم می خورد که این امر باعث خیزش های سیاسی – قومی چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در استان های قوم نشین کردستان، بلوچستان و آذربایجان و ترکمن صحرا و حتی جنوب ایران شد( همان ،1382: 636).
از منظر جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی انقلاب ها، در ایران پس از انقلاب جو انقلاب زده و شرایط بی ثبات سیاسی از یک طرف و سرعت تحولات از طرف دیگر، به حدی بود که مانع از طراحی یک استراتژی حتی کوتاه مدت در زمینه فرآیند ملت سازی شود.
در دوره انتقالی اگر بخواهیم برنامه ملت سازی را مورد توجه قرار دهیم از لحاظ فرهنگی به دلیل اختلافات و کشمکش های داخلی و پراکندگی قدرت و از سوی دیگر، تثبیت شدن وجوه فرهنگی نظام جدید چندان توجهی به این مسأله مهم نشد. در عین حال، عملکرد برخی نهادها از جمله صدا وسیما منجر به اعتراض و ایجاد کشمکش ها و بحث هایی شد.
در این دوره، اقلیت ها و اقوام خواهان این بودند که به اعتقادات و ارزش های آن ها در کنار اسلام شیعی توهین نشود و آنها نیز از شأنی همسان اسلام شیعی برخوردار شوند(مرشدی زاده ،1379: 135-41).
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا شروع جنگ تنها منبعی که به لحاظ اقتصادی می توان بر اساس آن به بررسی سیاست های اقتصادی دولت در زمینه ملت سازی پرداخت، قانون بودجه سال های 1358 و 1359 است. مقدمه بودجه سال های 1359و 1358 در بند 7 یکی از خصوصیات بودجه تقدیمی را تمرکززدایی اقتصادی می داند در حالی که عملاً این گونه نشد( سازمان برنامه و بودجه ،1359و 1358: 18-17).
2-2-4دوران سیاست جنگی
این دوره از سال 1359، مقارن با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آغاز و تا سال 1368 پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 ادامه یافت. سیاست های ملت سازی در این دوره را می توان در چند گزاره زیر بیان کرد:
الف: پیگیری رویه برخورد و حذف گروه های افراطی قوم گرا و تجزیه طلب (همان : 250).
ب: تقویت و انسجام هویت ملی و نهفته شدن مطالبات قومی (پروژه مطالبات راهبردی ،1381: 12).
ج: تمرکز گرایی اقتصادی و فرهنگی (مرکز آمار ایران ،1367: 137).
دوره جنگ تحمیلی، دوره تشریک مساعی ملت ایران برای مقابله با دشمن خارجی بود. به لحاظ تاریخی، شکل گیری ملت و برجسته شدن هویت ایرانی بیشتر در دوره هایی بروز یافته که خطری خارجی کشور را تهدید کرده و یا مسئله داخلی حادی، مشارکت همگانی را طلب کرده است. نمونه این مطلب، انقلاب مشروطیت بود که در آن اقوام به ویژه آذربایجانی ها بر ایرانی بودن خود مهر تایید گذاشتند یا در جنبش ملی شدن صنعت نفت نیز آحاد مردم ایران از جمله مردم آذربایجان فعالیت های زیادی در حمایت از مرحوم دکتر مصدق و نهضت های وی به عمل آوردند (سیف زاده ، 1378: 118-90).
این موضوع و زمینه بیان کننده تدوین سیاست ملت سازی بدون توجه به حقوق اقلیت های قومی و مذهبی (همانند سازی) و عناصر مهم و تحکیم کننده ملت یعنی اراده جمعی داوطلبانه و تاریخ و سرنوشت مشترک یک ملت می باشد که این امر تا حدود زیادی ناشی از شرایط جنگی کشور و شرایط پر التهاب بعد از انقلاب اسلامی است.
در واقع وضعیت جنگی کشور شرایط را به گونه ای رغم زد که بی توجهی به اتخاذ سیاست ها وبرنامه ها ملت سازی تا حدی به چشم نیاید و رهبران و مسئولان کشور از بی توجهی در این زمینه ابایی نداشته باشند که این امر نتایج منفی همچون فعالیت های گریز از مرکز اقوام (کرد) و کمک به نیروهای خارجی علیه ایران شود.
در طول جنگ عراق علیه ایران، نیز اقوام با دلاوری هر چه تمام تر به دفاع از کشور ایران برخاستند. در این دوره با یکدست شدن دولت مرکزی و غلبه گرایش رادیکال، اجماع نظر و توان نسبی برای تأمین امنیت حاصل شد. در شرایط رادیکالیزه شدن آن دوران، رهبران میانه رو ومحلی کنار گرفته و یا همانند احمد مفتی زاده روشنفکر مذهبی کرد از زاویه برخورد با نظام وارد شدند.
در این دوره اولویت اصلی حکومت در مناطق مربوط به جنگ برقراری امنیت بود. بدین منظور نهادها و مراکز نظامی و انتظامی و اطلاعاتی به شدت تقویت شدند و در تمام این دوره سیاست برخورد و حذف گروه های تجزیه طلب و افراطی با جدیت دنبال شد. این عمل پر هزینه و گریزناپذیر تأثیراتی دیرپا بر جای نهاد که هزاران معدوم، زندانی، تسلیمی و متواری و خانواده آنان از آن جمله اند. پس این گونه به نظر می رسد حکومت وقت با استفاده از شرایط جنگی در تدوین برنامه های ملت سازی اولویت خود را به امنیت و مسائل نظامی داده و برنامه های آن ها به شکل مرکزگرایی ( اجباری) دنبال می شده است.
در این برهه از زمان مذهب شیعه عامل بسیار مهمی در انسجام و وحدت ملت ایران داشته است که دولت به این عامل اشاره شده در قانون اساسی، بسیار توجه کرده است به گونه ای که لشگرهای عاشورا از آذربایجان، محمد رسول الله از تهران و امام حسین از اصفهان سه لشگر بزرگی بودند که در طول جنگ بیشترین خدمت را به کشور در زمینه تامین امنیت کردند(مرشدی زاده ،همان : 135) ،آذری ها در مقایسه با سایر گروه های زبانی، بیشترین مشارکت را در جنگ داشتند، بخشی از این امر به واسطه ماهیت نسبتاً شیعی جنگ بود. دقیقا در مقابل این موضوع به دلیل تأکید فرآیند ملت سازی در ایران بعد از انقلاب اسلامی (ایزدی ،1388: 355-45) بر روی مذهب شیعه این امر باعث فعالیت های ضد حکومتی و کمک به نیروهای خارجی (عراق) در طول جنگ از سوی کردهای سنی مذهب و حتی برخی گروه های معترض در جنوب کشور شد( احمدی ،1388: 445- 442).
اولویت یافتن مذهب (شیعه) در سیاست گذاری ها را با یک نمونه می توان درک کرد. در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مورخ 4 بهمن ماه 1367 درباره سیاست نام گذاری خیابان ها و اماکن عمومی و مؤسسات این گونه تصمیم گیری شد: « شهرهای جمهوری اسلامی ایران ظاهراً و باطناً باید هر یک نمایانگر تاریخ و جغرافیای تمدن اسلامی باشد و لذا مسئولان نام گذاری باید حتی المقدور از نام شخصیت های بزرگ فرهنگی، ادبی و علمی در تاریخ تمدن اسلامی و همچنین از نام شهرها و اماکن مشهور در این قرن استفاده کنند » (وزارت برنامه و بودجه،1366: 146-144).
جنگ تحمیلی در این مقطع زمانی موجب شد بحث های قومی و مطالبات آنها بویژه در میان توده ها به میزان زیادی تحت فضای دفاع مقدس (1368-1359) و حفظ کشور از تهاجم بیگانگان کنار گذاشته شوند و مطالبات و خواسته های قومی در حوزه اقتصادی متأثر از این فضا به طور موقت همچون مطالبات فرهنگی که عمدتاً توسط نخبگان قومی تعقیب و پیگیری می شد به شکل برجسته ای تخفیف یابد.
گروه های قومی، به ویژه آن دسته از اقوامی که قلمرو سرزمین آنان در محدوده جنگ قرار گرفته و یا به اشغال درآمده بود، در قالب نیروهای مردمی برجسته و تقویت شد، تا جایی که بسیاری از محققان جنگ را عامل تکمیل کننده فرآیند «ملت سازی» در ایران خواندند ( امیری، همان : 494).
به رغم رویه قانونی و تقنینی در جهت تدوین سیاست های ملت سازی مبنی بر تمرکز زدایی و محرومیت زدایی و توجه به نقاط محروم کشور، رویه عملی و اجرایی نظام در این دوران به دلیل محدودیت های بودجه ای و مالی و گرایش های برخی دست اندرکاران مدیریت کلان کشور همان مسیر قبلی را پیمود و توفیقی در جهت اهداف خود بدست نیاورد ( مدیریت هماهنگی امور مناطق ، 1364: 78-3).
بسته شدن فضای اجتماعی – فرهنگی کشور و سلیقه ای عمل کردن برخی نهادها در عرصه ی آموزشی و فرهنگی موجب تهدید حقوق اقوام سنی مذهب شد و سیاست آمایش سرزمین در به هم زدن بافت یکدست جمعیتی نقاط قومی کشور که مظروف سیاست های ملت سازی است را مجاز دانست (دفتر برنامه ریزی منطقه ای ،1364 : 18-1).
تآکید نظام حاکم نسبت به فرآیند ملت سازی در حیطه و چارچوب مذهب شیعی با وجود استمرار دکترین وحدت، چالش هایی را در نقاط سنی نشین برانگیخت و موجب شد از اواخر جنگ به بعد سیاست های انقباضی اعمال و محدودیت ها تشدید شود.خلاصه آن که بروز و تداوم جنگ هشت ساله، همه سیاست ها و اقدامات دولت در ارتباط با اقوام و اقیت ها وحتی اقوام شیعی مذهب را تحت تأثیر خود قرار داد و موجب شد توسعه و سازندگی این مناطق که در شمار عقب مانده ترین نواحی کشور به شمار می آمدند نزدیک به یک دهه به تأخیر افتد؛ به گونه ای که کلیه شاخص های رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در استان های سنی و حتی شیعی مانند کردستان و سیستان و بلوچستان و ایلام به پایین ترین سطح توسعه یافتگی کشور در پایان این دوره رسید( سازمان برنامه وبودجه ،1373 :45).
به رغم حساسیت مسایل قومی و نقش اصلی آن ها در فرآیند ملت سازی در جامعه، سیاست گذاری قومی در این سال ها به شکل متمرکز شد و مدون نبوده است و مناطق قوم نشین کشور دارای معضلات جدی امنیتی، مدیریتی، اقتصادی و فرهنگی بودند. برای حل هر یک از این معضلات، نهادها و مراکز متعدد انقلابی و دولتی نقش هایی را عهده دار شدند، اما برای ایجاد هماهنگی و تمرکز به لحاظ قانون، سازمانی کلان یا نهادی پدید نیامد و وزارتخانه ها و مراکز ذی ربط در چارچوب کارکردهای سازمانی خود فعال شدند ( دفتر برنامه ریزی منطقه ای ،1364: 250).
لذا شکل گیری ملت و تدوین سیاست ها و برنامه های ملت سازی با پیروی از الگوی همانند سازی در ابتدای امر نامطلوب به نظر می رسد چون نتیجه این رویکرد عدم رشد و تکامل فرهنگ گروه های قومی یا اقلیتی است ولی شرایط جنگی کشور ایران در آن مقطع زمانی ایجاب می کرد این سیاست و الگو مورد استفاده قرار گیرد تا بتوان بعد از بحران های اوایل انقلاب و در ادامه آن مقابله با تجاوز عراق به ایران، ملت را زیر یک

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع قانون اساسی، ایدئولوژی، انقلاب اسلامی، ملی گرایی Next Entries مقاله با موضوع انقلاب اسلامی، دولت – ملت، هویت ایرانی، ایران باستان