مقاله با موضوع امام سجاد، امام صادق، امام رضا (ع)، مفاتیح الجنان

دانلود پایان نامه ارشد

فرمايند:
« الندم علي الذّنب توبه» ( القزويني، بي تا، ج 1، ص1420).
همچنين در رواياتي از حضرت علي(ع) آمده است:
« الندم علي الخطيئة استغفار» ( النوری، 1988 م، ج 12، ص 118).
در اين مجال به ذكر اقوال فقها و علماي اخلاق مي پردازيم كه همگي شرح و تفسير روايات مذكور مي باشد. مرحوم«ميرزاي بجنوردي» در بيان حقيقت توبه معتقد است: «حقيقت توبه، پشيماني از گناهاني است كه، انسان در گذشته مرتكب گرديده است» (الموسوي البجنوردي، 1376، ص 326).
«علامه طباطبائي» نيز، با ديدگاه مرحوم «ميرزاي بجنورودي» هم عقيده است و مي فرمايد: «حقيقت توبة بنده، ندامت و پشيماني از گناه و رويگرداني از معصيت مي باشد» (طباطبائي، 1372، ج 4، ص 253).
«ابوحامد امام محمد غزالي» در كتاب «الاربعين» حقيقت توبه را اينگونه بيان مينمايد: «حقيقت توبه اين است كه، انسان از راه دور شدن از خدا برگردد و به راه نزديك شدن به او روي آورد. آغاز توبه ايمان است؛ يعني نور معرفت بر قلب انسان مي تابد و به وسيله آن معلوم مي شود كه گناهان زهرهاي مهلكي مي باشند و اين نور، آتش ترس از خدا و پشيماني از گناه را در قلب مؤمن روشن مي كند و سبب مي شود كه از گناه پرهيز كند و نافرمانيهاي گذشته را جبران نمايد و كمال توبه وقتي حاصل مي شود كه انسان در حال حاضر از گناه بپرهيزد و در آينده هيچ وقت مرتكب معصيت نگردد. حتي المقدور، درصدد تلافي گذشته برآيد» (غزالي، 1368، ص 184).
حضرت آيت الله بجنوردي (حَفَظَه الله تَعالي) در بيان حقيقت توبه، بيان جامعي دارند كه در برگيرنده نظريات ديگر فقها نيز، مي باشد. ايشان ميفرمايد: «بر طبق فرمايش امام سجاد – عَليهِ السَلام – در صحيفه سجاديه: «اللهُمَ ان يَكُن الندم توبه اِليك فَانا اندم النادمين»
حقيقت توبه در مقام نفساني، ندم و پشيماني فاعل از معصيت صادره از جانب اوست. گرچه نفس توبه يك امر باطني و قلبي است و در مقابل ثبوت نياز به لفظ نمي باشد، اما رسيدن به اين معني، مستلزم اعتراف به لسان و انشاء كلام استغفار در مرحله اثبات مي باشد. بنابراين جهت جمع بين روايات اين باب، آن دسته از رواياتي كه مفادشان، ندم و پشيماني و عزم برعدم عود عدم به معصيت، به عنوان حقيقت توبه ميباشد، حمل بر مقام ثبوت كرده و رواياتي كه توبه را به عبارت از استغفار، به عنوان مرتبه بلوغ آن مي دانند، ناظر به مقام اثبات مي دانيم» (موسوي بجنوردي، 1376، ج1، صص 48-47).
حسین مظاهری در کتاب جهاد با نفس میگوید:
اگر برای کسی از گناه یک سال، دو سال و ده سال او تلاطمی درونی پیدا شده باشد گرچه گناهانش بسیار بزرگ هم باشد، اما چون ناراحت و پشیمان است، قطعاً پروردگار عالم او را می آمرزد و توبه هم همین تلاطم درونی است و استغفار و راز و نیاز، زینتهای توبه هستند» (مظاهری، 1365، ص 153).
وقتی دل بر اثر کثرت گناهان بمیرد و هیچ نقطه نورانی در آن یافت نگردد و جولانگاه شیاطین گردد، برای اصلاح و احیاء آن، هیچ راهی جزء، توبه نیست، آن هم توبه حقیقی؛ توبه ای که آثار سازنده آن در اعمال و نیّات انسان ظاهر گردد و او را از منجلاب گناه، نجات و به سوی رب الارباب، سوق دهد (حسنی، 1377، ص 58).
امام سجاد –علیه السلام –می فرمایند:
«و امات قلبی عظیم جنایتی فاحیه بتوبة منک»
«معصیت بزرگم باعث مرگ قلبم شده است، پس با قبول توبه ام، آن را زنده گردان» (مفاتیح الجنان، ص161مناجات تائبین).
در شرح نهج البلاغه صبحی صالح، آمده است:
«قال ذوالنون: حقیقةالتوبة ان تضیق علیک الارض بما رحبت حتی لا یکون لک فراراً ثم تضیق علیک نفسک…»
«ذو النون گفت: حقیقت توبه این است که زمین با تمام فراخی اش بر تو تنگ گردد، تا جایی که آرامش خاطر از تو سلب شده و سپس دلتنگ شوی…» (ابراهیم ، 1379، ج 11، ص184).
آیت الله دستغیب –رحمة الله علیه-حقیقت توبه را پشیمانی از گناه دانسته و می گوید:
«بنابراین حقیقت توبه همان پشیمانی از گناه است از جهت زشتی آن نزد خداوند و اینکه خلاف رضای اوست. مانند غلامی که کاری را بر خلاف رضای مولایش انجام دهد و غافل باشد که مولا او را می بیند، چون فهمیده که او را می دیده، البته سخت از کردار خویش پشیمان می شود» (دستغیب، بی تا، ج 2، ص 433).
ملا احمد نراقی حقیقت توبه را در سه چیز محقق می داند:
اول: به قوت ایمان و نور یقین؛ زیرا هر گاه بنده ای را ایمان به خدا و اعتقاد به پیغمبر او باشد و به فرموده ایشان اعتماد داشته باشد و بداند گناهی که از او صادر شده، حجابی است میان او و آنچه خدا وعده فرموده است از سعادت دنیویّه و اخرویّه و مراتب عالیه و درجات متعالیه، البته آتش ندامت و پشیمانی در دل او افروخته می شود و از یاد معاصی گذشته متألم می گردد. اگر ایمان او سست و اعتقاد او نادرست باشد، پشیمانی که یکی از اجزای توبه است، از برای او حاصل نمی گردد.
دوم: به پشیمانی و ندامت از کرده خود؛ به این معنا که دل به یاد آنچه از او صادر شده از گناهان، متألم و محزون شود و آرزو کند که ای کاش آن عمل از او صادر نشده بود و به سبب آن قرین تأسف و تألم باشد، و این نتیجه یقین سابق است. زیرا، مادامی که یقین به اینکه بواسطه معصیت به درجه هلاکت می رسی، نداشته باشی، پشیمانی از برای تو حاصل نمی گردد.
سوم: ترک آنچه مرتکب شده از معصیت در حال و عزم بر ترک آن در تتمه عمر خود و قصد تلافی تقصیری که از او صادر شده؛ این نتیجه پشیمانی مذکور است. پس مادامی که این امر متحقق نشود، توبه حاصل نمی گردد» ( نراقی، 1371، ج 2، ص326 ).
امام خمینی –رحمة الله علیه –می فرمایند:
«حقیقت توبه، رجوع از احکام و تبعات طبیعت است به سوی احکام روحانیت و فطرت. چنانچه حقیقت انابه که رجوع از فطرت و روحانیت است به سوی خدا و سفر کردن و مهاجرت نمودن از بیت نفس است به سوی سر منزل مقصود، پس منزل توبه مقدم بر انابه است» (خمینی، 1368، ص45).
حقیقت توبه همان رجوع است و جایگاه آن بازگشت دل است و از آن می توان به انقلاب درونی یا ندامت تعبیر کرد(حسنی ، 1377، ص64).
استاد مطهری در خصوص حقیقت توبه می فرمایند:
«توبه عبارت است از یک انقلاب درونی، نوعی قیام، نوعی انقلاب از ناحیه خود علیه انسان. این از مختصات انسان است. گیاه تغییر مسیر می دهد ولی خودش قیام نمی کند، نمی تواند قیام کند، این استعداد را ندارد. توبه، یعنی آن قیام درونی، اینکه مقامات عالی وجود انسان علیه مقامات دانی وجود دارد که آنها زمام امور این کشور را در دست گرفته اند، یک مرتبه انقلاب می کنند، همه اینها را می گیرند، به زندان می اندازند و خودشان با قواد و جنود و لشکریان خود، زمام امور را در دست می گیرند..» (مطهری، 1374، صص112-110).
آیت الله سید عبدالعلی سبزواری می گوید:
«به دلیل اجماع و نص حقیقت توبه همان پشیمانی است.» (الموسوی السبزواری، بی تا، ص 359).
در اوائل المقالات آمده است:
«می گویم؛ حقیقت توبه عبارت است از پشیمانی بر آنچه از دست رفته است. به گونه ای که این پشیمانی و ندامت باعث شود، انسان به سوی خداوند برگردد و شرط توبه آن است که اراده کند، بار دیگر، در طول زندگی، به گناهانی که از آنها توبه کرده است، پس، کسی که در توبه اش آنچه را که گفتیم (ندامت و عزم بر عدم بازگشت به گناهان) را جمع نکند، اصلا ًتائب نیست (هر چند عزم بر ترک گناهان جزء حقیقت توبه نیست)» (شیخ مفید، 1371، ص100).
در آخر کلام می گوییم: حقیقت توبه، همان بازگشت قلبی و به تعبیری دیگر همان ندامت است. عزم بر ترک و جبران مافات از جمله شرایط تحقق توبه و از لوازم و ثمره توبه واقعی بوده، و قابل انفکاک و انفصال از توبه حقیقی نیست.
2-2- 1- توبه نصوح
«يا اَيُّهَا اَلَّذينَ امَنوُا تُوبُوا إِلَي اللهِ تَوبَةً نُصُوحاً عَسَي رَبُّكُم أَن یُکَفّر عَنكُم سَيِّئاتِكُم وَ يُدخِلَكُم جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا اَلاَنهارُ» (تحريم/ 18)
«نصوح» بر وزن «فعول» و در لغت به معناي «خلوص» ميباشد؛ عرب به عسل خالص از موم «ناصح» ميگويند (الراغبالاصفهاني، 1404، ص78). بعضي از اهل لغت «نصح» را به معنای «دوختن» هم دانسته اند؛ به همين معناست «نَصحتُ التوبَ» يعني، لباسم را دوختم و «الناصح» به معناي «خياط» ( الجوهري، 1990، ص 411).
در اينكه مراد از «توبه نصوح» چيست؟ اقوالي از فقها، مفسرين و علماي اخلاق ذكر گرديده كه به بيان آنها مي پردازيم:
الف)-شيخ بهايي در كتاب «اربعين» (الجبعي العاملي، 1381، ص464) حضرت امام خميني(ره) در «چهل حديث» (الموسوي الخميني، 1985، ص 282) « صاحب رياض الساكلين» (الحسيني، 1413، ص124) مي فرمايند:
منظور از توبه نصوح، توبه اي است كه مردم را فرا خواند تا مانند آن را به جا آورند، از آنجا كه آثار پسنديده اش در وجود صاحبش آشكار مي گردد.
ب)- مرحوم طبرسي در تفسير «مجمع البيان» (الطبرسي، 1414، ج 10، ص 404) مي گويد:
«توبه نصوح وسيله اي است كه، پرده هاي ديانت كه به وسيله گناهان پاره شده اند، رفو مي كند يا اينكه ميان انسان تائب با اولياء الهي، اتصال برقرار مي كند؛ مانند دوختن تكه پارچه ها تا اينكه لباس كامل و قابل استفاده شود.» اين تفسير از توبه نصوح، با معناي لغوي آن نيز، تناسب دارد.
پ)- منظور از«توبه نصوح» توبه ايست كه، شخص را نصيحت كند كه ديگر به گناه باز نگردد. مؤيّد اين احتمال رواياتي است كه از اهل بيت (ع) نقل گرديده، از جمله روايتي از پيامبر اكرم (ص): «روي عكرمه عن ابي عباس قال معاذ بن جبل: يا رسول الله ما التوبه النصوح؟ قال ان يتوب التائب ثم لايرجع من ذنب كما لا يعود اللبن الي الضرع»(الطبرسي، 1412، ج 10، صص 404-403).
ت)- جرجاني در«التعريفات»مي نويسد:
«توبه نصوح، عزم انسان است بر اينكه ديگر به گناهاني كه كرده، باز نگردد.» ايشان به نقل از «ابن عباس» هم، توبه نصوح را چنين تعريف ميكند: «توبه نصوح، عبارت است از پشيماني قلبي و استغفار به زبان و از ميان برداشتن افعال قبيح و اقرار تائب به اينكه ديگر به گناه پيشين بازنگردد» (الجرجاني، بي تا، ص 74).
ث)- همچنين بيان شده: «توبه نصوح توبه اي است كه خالص براي خداوند تبارك و تعالي باشد به اين صورت كه تائب برگناهان به خاطر آنها و به اين جهت كه خلاف رضاي الهي است، نادم گردد»( طباطبائي، 1372، ج 19، ص 389).
ج)- شخصي به نام ابي الصباح كناني مي گويد:
از امام صادق(ع) درباره گفتار خداوند پرسيدم كه مي فرمايد:«يا اَيُّهَا اَلَّذينَ آمَنوا تُوبُوا إِلَي اللهِ تُوبَةً نُصُوحاً»؛ (تحريم /8) اي كسانيكه ايمان آورده ايد به سوي خداوند توبه كنيد توبه اي پاك و خالص. فرمود: توبه خالص اين است كه بنده از گناه خويش توبه كند پس ديگر آن گناه را مرتكب نشود. محمدبن فضل مي گويد: از امام رضا (ع) همين پرسش را نمودم حضرت فرمود: بنده از گناه توبه كند پس ديگر به آن گناه باز نگردد و دوست داشتني ترين بندگان در نزد خداوند بندگاني هستند كه بسيار آزموده شده و توبه كننده اند (حرعاملي، 1381، کتاب جهاد با نفس، باب 86).
ح)- ابو بصير مي گويد: به امام صادق(ع) گفتم: معني توبه نصوح چيست؟ فرمود: یعني توبه از گناهي كه هرگز ديگر به آن باز نگردد، گفتم: پس كداميك از ماست كه بتواند اين كار را بكند؟ فرمود: اي ابو بصير به راستي كه خداوند آن بندگانش كه زياد فريب بخورند و زياد توبه كنند را دوست دارد (كليني، بي تا، ج 2، ص432).
خ)-محمد بن هلال مي گويد: از امام هادي (ع)پرسيدم توبه نصوح (خالص) چيست؟ حضرت در پاسخ من نوشت: اينكه باطن و درون(در مقام توبه) همانند ظاهر باشد و بلكه باطن از ظاهر برتر باشد (حرالعاملي، 1381، کتاب جهاد با نفس، باب87).
همچنين حضرت امام سجاد(ع) در صحيفه سجاديه مي فرمايند:
بارالها و چه بسا بنده اي كه از گناه به درگاه توبه كرده و او در علم غيب نزد تو است كه توبه اش را فسخ و باطل خواهد ساخت و به جرم و گناه بازگشت مي كند. من اي خدا به تو پناه مي برم كه اينچنين بنده اي باشم پس همين توبه مرا توبه اي قرار بده كه ديگر بعد از اين توبه محتاج به توبه ديگر نباشم آن توبه سبب بر محو گناهان گذشته گردد و موجب سلامتي و خطا و عصيان در

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع قانون مجازات، عمل صالح.، شهادت شهود، قرآن کریم Next Entries مقاله با موضوع نهج البلاغه، معناشناسی، رسول خدا (ص)، حدود الله