مقاله با موضوع ادبیات عرب، مرگ و زندگی، جلال الدین محمد، کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

اهل سنت در تفسیر آیه «هی مولاکم وبئس المصیر 190» می‌نویسد:
در لفظ(مولی) چند نظریه وجود دارد، یکی از آن سخنان از ابن عباس است که گفته است:(مولاکم) یعنی فرجام و عاقبت. توضیح آن این است که(مَولی) از(وَلِی) به معنی نزدیک بودن است ؛ یعنی آتش جایگاه شما است که به آن نزدیک می شوید و به آن می رسید.
سخن دوّم از کلبی است که می‌گوید:(مولی) یعنی اولی و بر تر از شما به خود شما است. 191
بغوی و أبو حیان اندلسی، نظر کلبی را این گونه نقل می‌کنند: «(هو مولانا) ناصرنا وحافظنا وقال الکلبی هو أولى بنا من أنفسنا فی الموت والحیاة.»
(او مولای ما است) یاور و نگاهدار ما است، کلبی گفته است: مولی به معنای اولی و برتر از ما به جان ما در مرگ و زندگی است192.
2) د. أحمد النجولی الجمل
شرح حال محمد بن سائب کلبی:
ذهبی در باره او گفته است:
محمد بن السائب الکلبی. ت. بن بشیر بن عمرو وأبو النضر الکلبی الکوفی الأخباری العلامة صاحب التفسیر.
روى عن الشعبی وأبی صالح باذام وأصبغ بن نباتة وطائفة قال ابن عدی: لیس لأحد تفسیر أطول من تفسیر الکلبی.
محمد بن سائب کلبی از کوفیان و فردی اخباری بود، وی صاحب تفسیر و با لقب علامه مشهور است، ابن عدی در حق وی گفته است: تفسیری به گسترده گی تفسیر کلبی از هیچ کس سراغ نداریم193.
2. الفراء، یحیی بن زیاد، (متوفای 207هـ) ؛
همان طور که گذشت، به شهادت فخر رازی، فراء نیز از کسانی است که می‌گوید «مولی» به معنای «اولی» می‌آید: «والثانی: قال الکلبی: یعنی أولى بکم، وهو قول الزجاج والفراء وأبی عبیدة.»
تفسیر کلمه(مولی) به معنای اولی و برتر، از فراء نیز نقل شده است.
شرح حال فراء:
خطیب بغدادی در باره او می‌نویسد‌:
فراء نیز اهل کوفه بود که به بغداد آمد و آثارش را در موضوع علوم و معانی قرآن در همین شهر پدیدار کرد، از ابو العباس ثعلب نقل است که گفت: اگر فراء نبود ادبیات عرب نابود می‌شد ؛ چون او بود که آن را خالص نگه داشت و نوشت، اگر فراء نبود ادبیات عرب از طرف نا اهلان رو به نابودی می‌گذاشت ؛ چون هر کس به اندازه درک و فهمش از آن می‌گفت و می‌نوشت194.
و أبو محمد یافعی متوفای 768هـ ق.او را این گونه معرفی می‌کند:
فراء از بزرگترین و با ارزش‌ترین شاگردان کسائی است، که در دانش نحو و لغت سر آمد کوفیان و نسبت به فنون ادبیات عرب داناترین است195.
3. أبی عبیدة، معمر بن المثنی، (متوفای 210هـ) ؛
علاوه بر آن چه از فخر رازی نقل شد، ابو عبیده در کتاب مجاز القرآن در باره معنای کلمه مولی در آیه «هی مولاکم» می‌گوید: «هِی مَوْلاَکمْ» أولى بکم.
این مولای شما است ؛ یعنی اولی و برتر است به شما.
التیمى، أبو عبیدة معمر بن المثنى، مجاز القرآن، ج 1، ص 122.
شرح حال أبو عبیده:
شمس الدین ذهبی در باره او می‌گوید: «أبو عبیدة معمر بن المثنى التیمى البصری اللغوی الحافظ صاحب التصانیف قال الجاحظ: لم یکن فی الأرض خارجى ولا جماعى اعلم بجمیع العلوم من أبی عبیدة وذکره بن المدینی فصحح روایاته.»
ابو عبیده از بصریان و لغت شناس و حافظ(کسی که احادیث فروانی حفظ باشد)، دارای آثار علمی است. جاحظ در باره او گفته: در روی زمین کسی آگاه تر از ابو عبیده به همه دانش‌ها نبوده است196.
و جلال الدین سیوطی می‌گوید:
در لغت و شعر و علوم قرآن سه نفر مقام پیشوائی آن را دارند که مانند آنان قبل و بعد از ایشان دیده نشده است. آنچه از این دانشها در دسترس مردم است از اینان گرفته شده است. این سه تن عبارتند از ابو زید، ابو عبیده، و اصمعی، و این سه نفر آنچه داشته اند از ابو عمر گرفته اند197.
3. الزجاج، أبو اسحاق، (متوفای 311هـ):
به شهادت فخر رازی، زَجّاج نیز از کسانی است که «مولی» را به معنای «اولی» گرفته است:
زجاج نیز در تفسیر و توضیح کلمه(مولی) گفته است: یعنی اولی و برتر به شما است. 198.
4. أبو بکر الأنباری(متوفای 328هـ):
ابوبکر انباری گفته: مولی به معنای اولی است، و این فرمایش خداوند:(النار هی مولاکم) ؛ یعنی نار اولی است برای شما. در شعر لبید هم به معنای اولی آمده است: دو گروه متخاصم گمان بردند که ترسناک تر و سزاوارتر برای ترس و وحت پشت سر و روبرو است199.
5. أبو القاسم صاحب بن عُبّاد الطالقانی(متوفای 385ه): «وتکونُ بمَعْنى الأُوْلى ؛ کقَوْلِه عَزَّ ذِکرُه: «هِی مَوْلاَکم» أی هی أَوْلى بکم.»
مولی به معنای اولی است، مانند این فرمایش خداوند متعال:(هی مولاکم) ؛ یعنی این آتش برای شما سزاوارتر است200.

6. الدقیقی النحوی:
وی نیز که از بزرگان علم لغت در قرن هفتم به شمار می‌ورد، تصریح می‌کند که «مولی» به معنای «اولی» می‌آید: وقال تعالى: «مأواکم النار هی مولاکم» أی أولى بکم.
خداوند فرمود: جایگاه شما آتش است، یعنی آتش اولی و برتر است برای شما201.

7. إبن منظور الأفریقی(متوفای 711هـ):
ابن منظور مصری که کتاب لسان العرب او از برترین کتاب‌های لغت به شمار می‌رود، با استشهاد به شعر معروف لبید تصریح می‌کند که «مولی» در این شعر به معنای «أولی» است: «وأما قول لبید: فعدت کلا الفرجین تحسب أنه مولى المخافة خلفها وأمامها فیرید أنه أولى موضع أن تکون فیه الحرب.»
در شعر لبید: از(مولی المخافة) این چنین قصد شده است که: سزاورتر و بر ترین مکان که در آن جنگ خواهد بود، پشت سر و رو برو است202.
8. أبو البقاء الکفوی(متوفای 1094هـ):
کفوی از بزرگان لغت در قرن یازدهم است. وی در کتاب مشهورش الکلیات در باره کلمه(مولی) می ‌نویسد: ««مأواکم النار هی مولاکم» أی: هی أولى بکم.» (جایگاه شما آتش است ؛ یعنی اولی و سزاوار تر برای شما است203.)
9. الحسینی الزبیدی(متوفای 1205هـ):
وی با استشهاد به شعر لبید، می‌نویسد: «وقول لبیدٍ: فَغَدَتْ کلا الفَرْجَین تَحْسَبُ أنَّه * مَوْلى المَخافةِ خَلْفُها وأَمامُها. فإنَّه أَرادَ أَولى مَوْضِع یکونُ فیه الخَوْف204.»

آنچه از نظر شما گذشت بخشی از آراء و اندیشه های بزرگانی از قافله علم و ادب، لغت، تاریخ و غیر آن بود که در تفسیر کلمه مولی از آنان در کتب تاریخ و لغت و غیر آن به ثبت رسیده است.
حال از وجدان قلم بدستان و مبلغان حقیقت جو می پرسیم که: آیا باز هم جائی برای ادعای اجماع شما باقی می ماند که گفتند: اجماع اندیشمندان عرب اعم از لغت شناس و مورخ و دیگران بر این است که کلمه(مولی) به معنای(اولی) استعمال و تفسیر نشده است؟
ب. «مولی» به معنای «اولی» از دیدگاه مفسران
نه تنها اهل لغت تصریح کرده‌اند که کلمه «مولی» به معنای «أولی» می‌آید ؛ بلکه اکثر دانشمندان و بزرگانی که در تشریح و تفسیر آیات کتاب مقدس ما مسلمانان قرآن کریم قلم فرسائی کرده و زحماتی ارزشمند متحمل شده‌اند نیز بر این مطلب تصریح کرده‌اند، که نام پانزده تن از آنان را مشاهده می‌کنید:
1. محمد بن اسماعیل بخاری(متوفای 256هـ):
وی در تفسیر سوره حدید می‌نویسد: «باب تفسیر سُورَةُ الْحَدِیدِ قال مُجَاهِدٌ «مَوْلَاکمْ» أَوْلَى بِکمْ.»
مجاهد گفته است:(مولاکم) به معنای(اولی) و برتر به شما است205.
ابن حجر عسقلانی در شرح این مطلب می‌نویسد: «قوله مولاکم أولى بکم قال الفراء فی قوله تعالى «مأواکم النار هی مولاکم» یعنی أولى بکم وکذا قال أبو عبیدة وفی بعض نسخ البخاری هو أولی بکم وکذا هو فی کلام أبی عبیدة.»
فراء در توضیح آیه شریفه:(ماواکم النار هی مولاکم206) گفته است: مولی به معنای اولی و برتر به شما است، ابوعبیده نیز چنین گفته است و در بعضی از نسخه‌های بخاری به معنای «او اولی به شما است» آمده است، و همچنین است در سخن ابوعبیده207.
2. أبو عبد الرحمن سلمی(متوفای 412هـ):
وی که از مشاهیر قرن پنجم هجری به حساب می‌آید در تفسیر آیه «هی مولاکم» می‌نویسد: «مأواکم النار هی مولاکم» أی أولى الأشیاء بکم واقربها إلیکم.» (جایگاه شما آتش است ؛ یعنی سزاوار تر و نزدیکترین چیزها به شما است208.)
3. أبو القاسم القشیری(متوفای 465هـ):
أبو القاسم قشیری نیز در تفسیر آیه «هی مولاکم» مولا را به اَولی معنی کرده است: «و «هی مولاکم» أی هی أوْلَى بکم209.»
4. علی بن احمد واحدی(متوفای 468هـ):
واحدی، مفسر مشهور اهل سنت در این باره می‌نویسد: «مأواکم النار(منزلکم النار) هی مولاکم(أولى بکم)» (جایگاه ومنزل شما است، یعنی آتش سزاوار و اولی برای شما است210.)
5. محمد بن فتوح حمیدی(متوفای 488هـ):
حمیدی، محدث و مفسر سنی، صاحب کتاب الجمع بین الصحیحین در باره معنای کلمه مولی می‌گوید:
ومنه قوله «ذلک بأن الله مولى الذین آمنوا» أی ولیهم والقائم بأمورهم والمولى الأولى بک ودلیله قوله «مأواکم النار هی مولاکم» أی هی أولى بکم.
از مواردی که مولی به معنای اولی آمده این آیه است که فرمود:«این به خاطر آن است که خداوند مولای مؤمنان است» ؛ یعنی سرپرست و مسؤول کارهای شما است، و مولی در این آیه به معنای اولی و سزاوار به تو است، دلیل بر این معنی سخن خداوند در این آیه است، جایگاه شما آتش است، آتش مولای شما است ؛ یعنی اولی و برتر و شایسته برای شما است211.
6. ابن عطیه اندلسی(متوفای 546هـ):
ابن عطیه اندلسی، مفسر و ادیب نامور سنی در تفسیرش می‌نویسد:
وقوله «هی مولاکم» قال المفسرون: معناه هی اولى بکم.
مفسران در باره(هی مولاکم) گفته‌اند: معنای آن این است که آتش برای شما اولی است212.
7. بیضاوی(متوفای 685هـ):
عبد الله بن عمر بیضاوی در تفسیر آیه «هی مولاکم» آن را به اولی گرفته و می‌نویسد213:
«هی مولاکم» هی أولى بکم کقول لبید: فغدت کلا الفرجین تحسب * أنه مولى المخافة خلفها وأمامها.
«هی مولاکم» یعنی آتش برای شما شایسته تر است. مانند قول لبید: سزاورتر و بر ترین مکان که در آن جنگ خواهد بود ، پشت سر و رو برو است .
8. أبو عبد الله قرطبی(متوفای 671هـ):
قرطبی، مفسر پرآوازه اهل سنت، از کسانی است که «مولی» را به معنای «اولی» گرفته است:
(هی مولاکم) أی أولى بکم والمولى من یتولى مصالح الإنسان ثم استعمل فیمن کان ملازما للشیء214.
(هی مولاکم) یعنی اولی به شما و مولی کسی است که سرپرست و متولی انسان باشد ،سپس درباره کسی که همراه چیزی باشد استعمال شده است.
9. نسفی(متوفای 710هـ):
نسفی، مفسر مشهور اهل سنت و صاحب کتاب عقائد النسفیه که از کتاب‌های درسی حوزه‌های علمیه اهل سنت است، کلمه «مولی» را به اولی تفسیر کرده و می‌گوید:
«هی مولاکم» هی أولى بکم215.
10. علاء الدین خازن(متوفای 725هـ):
وی در تفسیر آیه «هی مولاکم» می‌گوید:
«هی مولاکم» أی ولیکم وقیل هی أولى بکم.
این مولای شما است یعنی سرپرست، وگفته شده اولی و برتر به شما است216.
11. سعد الدین تفتازانی(متوفای791هـ):
تفتازانی، ادیب، مفسر و متکلم نام‌آور سنی از کسانی است که تصریح می‌کند آمدن «مولی» به معنای «اولی» در کلام عرب شایع بوده و بسیاری از بزرگان علم لغت به آن تصریح کرده‌اند217.
12. فیروز آبادی(متوفای 817هـ)
فیروز آبادی، مفسر و لغوی معروف اهل سنت در تفسیر آیه «هی مولاکم» می‌نویسد:
«هی مولاکم» أولى بکم النار.
یعنی اولی و برتر به شما است218.
13. ابن عادل حنبلی(متوفای880هـ):
وی نیز در تفسیر آیه «هی مولاکم» می‌گوید:
وقوله: «هِی مَوْلاَکمْ» یجوز أن یکون مصدراً أی: ولایتکم , أی: ذات ولایتکم.
جایز است که مولاکم مصدر و به معنای ولایت باشد219.
14. جلال الدین محمد بن احمد المحلی(متوفای 854هـ):
جلال الدین المحلی، در تفسیر جلالین که از نوشته‌های مشترک او و جلال الدین سیوطی است، «مولاکم» را به معنای اولی به شما معنی کرده است:
«مأواکم النار هی مولاکم» أولى بکم220.
15. محمد علی شوکانی(متوفای 1250هـ)

پایان نامه
Previous Entries مقاله با موضوع ادبیات عرب، حقایق تاریخی، نهج البلاغه، مذهب شافعی Next Entries مقاله با موضوع «ولی، مسلمین»، ثنای، دادم،