معرفت دینی، استاد شهریار، عوامل اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

روش‌های کمی تحلیل محتوا می‌باشد، توانسته‌ایم شدت نظر استاد شهریار را نسبت به هریک از مقوله‌ها و حتی تک‌تک کدهای تحلیلی تحقیق، مورد سنجش و ارزیابی قرار دهیم. سپس در تحلیل جداگانه‌ای، از آزمون آماری «خی‌دو» استفاده کردهایم تا به‌لحاظ معنی‌دار بودن یا نبودن تفاوت‌های مشاهده شده در مقوله‌ها، آن‌ها را مورد ارزیابی قرار دهیم. آزمون خی‌دو از آزمون‌های شایع در بسیاری از پژوهشها است و اغلب اوقات، در تحقیقاتی که محقق علاقه‌مند به شمارش افراد، اشیاء و یا پاسخ‌هایی است که در طبقه‌بندی‌های مختلفی قرار می‌گیرند، از این آزمون بهره‌گیری می‌شود و محقق می‌تواند این فرضیه را که پاسخهای ذکر شده از نظر فراوانی با یکدیگر تفاوت معنی‌داری خواهند داشت، آزمون نماید.
بعد از این مراحل، با استفاده از ابیات و مصراع‌ها اقدام به پاسخ‌گویی به پرسش‌های تحقیق گردیده است.

3ـ10ـ تعریف متغیرهای تحقیق
3ـ10ـ1ـ تعریف نظری مفهوم دین از منظر جامعه‌شناسی
جامعه‌شناسی از آغاز تولد توجهی اساسی به دین داشته است به‌گونه‌ای ‌که می‌توان نخستین جامعه‌شناسان بزرگ (کنت، دورکیم، وبر و. . .) را جامعه‌شناسان دین به‌شمار آورد. اما جامعه‌شناسی دین به‌منزله شاخه‌ای از جامعه‌شناسی که به مطالعه جامعه‌شناسانه دین به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی می‌پردازد در نیمه‌ی دوم قرن بیستم با اختصاص گروه‌های علمی و پژوهشی گوناگون و نگارش آثار متعدد و برگزاری نشست‌های تخصصی منظم دراین‌باره، رسمیت یافت.

مسائل اساسی جامعه‌شناسی دین را می‌توان در چهار دسته طبقه‌بندی کرد:
1ـ چیستی دین؛ بررسی ماهیت و حقیقت دین و واکاوی ارکان و عناصر اصلی آن. در نگاه جامعه‌شناس، دین پدیده‌ای اجتماعی است؛ پدیده‌ای که در جامعه متولد شده، رشد می‌کند و دارای زمینه‌های اجتماعی خاص خود بوده، با تأثیر و تأثر و داد و ستد با دیگر پدیده‌های اجتماعی، آثار اجتماعی خاص از خود بر جای می‌گذارد.
تعریف‌هایی که جامعه‌شناسان از دین ارائه کرده‌اند در حقیقت خلاصه نظریه جامعه‌شناسانه ایشان درباره ماهیت و چیستی دین است که طبیعتاً بُعد اجتماعی دین در آن برجسته است و اگر به ابعاد دیگر آن هم توجه شده باشد مغلوب و مقهور جنبه اجتماعی آن خواهند بود؛ مثلاً تعریف دورکیم از دین که می‌گوید: «دین احساسات الهام شده گروه است به اعضایش که به خارج از وجدان آن‌ها فرا فکنده و عینیت یافته است» (شجاعیزند، 1388: 218). بیانگر دیدگاه او درباره چگونگی پیدایش عواطف دینی در آدمی است.
2ـ بررسی دین؛ جامعه‌شناسان آمریکا، که گرایشی پراگماتیستی (عمل‌گرا) دارند، به این محور علاقه بیشتری نشان داده‌اند. جستوجوی عوامل اجتماعی پیدایش دین، رابطه دین با دیگر نهادها، (نهاد خانواده، اقتصاد، دولت، آموزش و . . .) بررسی سازمان‌ها و ساختارهای دین (مسجد، خانقاه، مدارس علمیه و. . .) و طبقه‌بندی و بررسی گروه‌های دینی (بنیادگرا، سنّتی، روشنفکری دینی، جنبش‌های نوظهور دینی و. . .) از مسائل اساسی این محور از پژوهش‌های جامعه‌شناسی دین است.
3ـ تعیّنات اجتماعی معرفت دینی؛ موضوع اصلی این محور، معرفت دینی (در برابر معرفت فلسفی، معرفت علمی، معرفت سیاسی و. . .) و تعامل دوسویه آن با جامعه است که شامل بررسی نقش جامعه در شکل‌گیری، رواج و توسعه معرفت دینی، و نقش و تأثیرات اجتماعی آن است. این سنخ مسائل از سویی، به جامعه‌شناسی دین و از سوی دیگر به جامعه‌شناسی معرفت مربوط ‌شده، این‌دو گرایشِ جامعه‌شناسی را همزمان درگیر مباحث خود می‌کند. بررسی وضعیت حاملان دینی به‌‌لحاظ رفتار، شیوه‌ی زندگی، تأثیرگذاری اجتماعی و. . . یکی از مباحث مهم جامعه‌شناسی معرفت دینی به‌شمار می‌رود.
4ـ تحلیل رفتار اجتماعی دینداران؛ شعائر، مراسم و مناسک، رفتارهای دینی گوناگونی‌اند که جامعه‌شناسان دین عهده‌دار توصیف، تبیین و تحلیل جامعه‌شناسانه آن‌اند. مثلاً مناسک حج می‌تواند موضوع بررسی جامعه‌شناختی قرار گرفته، علل و عوامل اجتماعی پیدایش این رفتار دینی و آثار، نتایج و لوازم اجتماعی آن در تحلیل جامعه‌شناختی مشخص شود (شیروانی، 1393).

3ـ10ـ2ـ تعریف عملیاتی دین از منظر جامعه‌شناسی
با عنایت به چهارچوب نظری پژوهش، تلاش کرده‌ایم با استفاده از شاخصها و کدهای تحلیلی، ابعاد اجتماعی دین را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
از جمله مواردی که برای تحلیل مفهوم نابرابری اجتماعی دین در دیوان شهریار آمده و در این پژوهش به‌عنوان کدهای تحلیلی از آن‌ها نام برده می‌شود به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:
«تفرقه ـ نوع‌دوستی ـ وحدت ـ انفاق ـ محبت ـ عفو و بخشش ـ وفای به عهد ـ اخلاق ـ عدالت ـ ظلم‌ستیزی ـ جهاد ـ ایثار ـ آزادی».
تفرقه: به‌معنای پراکنده کردن و جدا جدا کردن و تَفَرُّق به معنای پراکنده شدن، جدا جدا شدن است.
نوع‌دوستی: بشردوستی و دلسوزی در حق همنوعان.
وحدت: به‌معنی یکتایی و همبستگی است.
انفاق: انفاق اصطلاحاً به اعطای مال یا چیزی دیگر به فقرا و نیازمندان گفته می‌شود.
محبت: عبارت است از احساس میل نسبت به چیزی که برای انسان، لذت‌بخش است.
عفو و بخشش: از گناه و اشتباه کسی گذشتن.
وفای به عهد: دِین خود را ادا کردن و به پیمان داده شده عمل کردن و حق کسی را تمام و کمال دادن.
اخلاق: جمع خلق به معنای خصلت‌های نفسانی انسان اعم از فضائل و رذائل است.
عدالت: این مفهوم دارای معانی گسترده‌ای است و معنی لغوی آن عبارت است از: برابری، انصاف داشتن و دادگر بودن است.
ظلم‌ستیزی: مبارزه با ستم، ظلم و ایستادن در برابر ظالم را گویند.
جهاد: بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است.
ایثار: به مفهوم عطا کردن و دیگری را بر خود ترجیح دادن است و این ویژگی بهترین کرامت اخلاقی برای انسان‌ها و بالاترین نیکی‌ها است.
آزادی: رهایی انسان از سلطه دیگری، رهایی از یوغ بردگی دیگری و سلطه بیگانه و مستقل بودن در اراده و تصمیم‌گیری در عرصه‌های گوناگون اجتماعی اعم از فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و مانند آن است. از این‌رو، آزادی و استقلال ملازم یکدیگرند؛ یعنی نبود استقلال، نبود آزادی و نبود آزادی، نبود استقلال را به‌همراه دارد.

3ـ11ـ داده‌های پژوهش
3ـ11ـ1ـ داده‌های مربوط به ابعاد اجتماعی دین در دیوان اشعار فارسی استاد شهریار
پس از چندین بار مطالعه اکتشافی دیوان فارسی استاد شهریار، با بهره‌گیری از کلمات و شواهد موجود در دیوان، ابیات و مصراع‌هایی که در هر مقوله و کد تحلیلی که ابعاد اجتماعی دین را می‌رساندند انتخاب گردید و به‌عنوان داده‌های پژوهش حاضر جمع‌آوری و مورد بررسی قرار گرفتند.
داده‌های مربوط به هر مقوله و کدهای تحلیلی پژوهش به قرار زیر است (با رسم جدول)

جدول (3ـ1): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ1 (مذمت تفرقه) از مقوله اول (انسجام و همبستگی)
ردیف
ابیات و مصراع‌ها
جلد و صفحه
1
شکست آن مه بی‌مهر عهد صحبت من *** به سنگ تفرقه زد شیشهی محبت من
(جلد 1 ص 273)
2
خرمن دنیا و دین بر باد یغما می‌دهند *** لعنتش باد آنکه این رسم دوئیت کرد باب
(جلد 1 ص 296)
3
چو دل یکی است به یک دلبرش توان دادن *** منافق است نه عاشق کسی که یک‌دله نیست
(جلد 1 ص 313)
4
این همه دوری و دوئی از کجاست *** این نه طبیعی است که مصنوع ماست
(جلد 1 ص 402)
5
حکم طبیعت همه بر اتفاق *** وه که نجوید بشر الّا نفاق
(جلد 1 ص 402)
6
شرط بود با همه یک‌رو شدن *** درد بشر دیدن و دارو شدن
(جلد 1 ص 404)
7
عالمی بی‌نفاق و کبر و حسد *** که بهشت برین بدو نرسد
(جلد 1 ص 458)
8
نفاق و فقر و نادانی در این قرن اتم ما را *** چه ننگین می‌کند محکوم اضمحلال و بدبختی
(جلد 1 ص 725)
9
کس نپرسد در میان این خزان و تفرقه *** کآن بهار انس و جمع جو کناران را چه شد
(جلد 2 ص 836)
10
که هر چه صلح و صفا در زمان کنی پیدا *** هر آنچه جنگ و نفاق از جهان کنی نابود
(جلد 2 ص 983)
11
اهرمن خوش به هم انداخت جناح چپ و راست *** زاغیان واهمه از عاقبت خویش نکرد
(جلد 3 ص 81)
12
شاعران ما نگفتند از نفاق و دشمنی *** زانکه انسانیم و انسان دوستی ما را شعار
(جلد 3 ص190)
13
کفر از برون و شرک و نفاق از درون ولی *** ایمان مگر امان که تواند کران گرفت
(جلد 3 ص 289)
14
نفاق از ما و کفر از دیگران زاد *** که آن جنت شد آخر این جهنم
(جلد 3 ص 343)
15
حجت حق شد تمام از جهت اتفاق *** چند نفاقت درِ فتنه و شر کوبدا
(جلد 3 ص 429)

جدول (3ـ2): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ2 (نوع‌دوستی) از مقوله اول (انسجام و همبستگی)
ردیف
ابیات و مصراع‌ها
جلد و صفحه
1
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا *** جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
(جلد 1 ص 99)
2
به دنیایی که نشمارد خود از نوع بشر ما را *** من از جان شهریار غصه‌ی نوع بشر خوردم
(جلد 1 ص 158)
3
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی *** کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
(جلد 1 ص 244)
4
آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد *** آنکه چون ماه برافروخت شب تار کسی
(جلد 1 ص 244)
5
سودش این بس که به هیچش بفروشند چو من *** هر که با قیمت جان بود خریدار کسی
(جلد 1 ص 244)
6
سود بازار محبت همه آه سرد است *** تا نکوشید پی گرمی بازار کسی
(جلد 1 ص 244)
7
تا بگیرم دست صد چون خود ز پا افتاده را *** با سر افتادم به پای چون تو شاهی دستگیر
(جلد 1 ص 279)
8
چشم و گوش علم دیدی، چشم و گوش دل بجوی *** این اگر توفیق وصلی می‌دهد آن پیش ماست
(جلد 1 ص 294)
9
وز لوح دین و اخلاق این نقش هم بخوانید *** انسان همیشه باید با نوع خویش غمخوار
(جلد 1 ص 299)
10
باری تو‌ای عزیز آغوش خانواده *** از طفل بی‌پدر هم با این وظیفه یاد آر
(جلد 1 ص 299)
11
محصول کشت و کار تو صرف رفاه خلق *** محصول دیگران همه شد احتکار امیر
(جلد 1 ص 314)
12
در بادیه گر تشنه‌ای از راه فرو ماند *** مردم همه کوشند که تا تشنه نماند
(جلد 1 ص 368)
13
لیک در دم از گروه بی‌صیام *** عده‌ای کردند خدمت را قیام
(جلد 1 ص 400)
14
سر به کف دامان همت بر میان *** جان خود کردند وقف کاروان
(جلد 1 ص 400)
15
روزه‌داری با همه اجر و ثواب *** پیش این خدمت نیامد در حساب
(جلد 1 ص 401)
16
هر کجا توفیق خدمت شامل است *** روزه‌داری هدیه‌ای ناقابل است
(جلد 1 ص 401)
17
این عبادتها به عادت می‌کنی *** خدمت ار کردی عبادت میکنی
(جلد 1 ص 401)
18
شرط اخوت نه ستمکاری است *** حق برادر همه غم خواری است
(جلد 1 ص 404)
19
ای که نگیری ز دل افتاده دست *** گر بشری نقص وجودیت هست
(جلد 1 ص 405)
20
دستگیری کن که تا والا شوی *** نقشبند پرده‌ی بالا شوی
(جلد 1 ص 563)
21
پادشاهی که به شب برقع پوش *** می‌کشد بار گدایان بر دوش
(جلد 1 ص 616)
22
کنون‌که رو به غروب آفتاب مهر و وفاست *** هر آنکه شمع دلی برفروخت ماه من است
(جلد 2 ص 822)
23
دستگیری به نهانی که سخاوتمندان *** لب ببندند اگر دست سخا بگشایند
(جلد 2 ص 832)
24
زنهار دستگیری افتادگان کنید *** کاین دست‌ها سپر شده دفع بلا کنند
(جلد 2 ص 843)
25
حاجت خلق برآریم و به پیشانی باز *** سجده بر درگه آن قبله‌ی حاجات بریم
(جلد 2 ص 882)
26
زینهمه دل که شکسته است خدا می‌یابند *** اگر از آینه‌ها گرد و غباری گیرند
(جلد 2 ص 908)
27
گر رهایی است برای همه خواهید از غرق *** ورنه تنها خودی از لجه رهانیم که چه
(جلد 2 ص 938)
28
پیش پای همه افتاده کلید مقصود *** چیست دانی دل افتاده به دست آوردن
(جلد 2 ص 945)
29
همره مردان خیر سوی آفت دیدگان *** شد روان این دفعه سیل نان در آذربایجان
(جلد 2 ص 967)
30
برادرانه بیا زیر بال هم گیریم *** به چاه کردن یوسف حکایتی رسواست
(جلد 2 ص 977)
31
هر دولتی که خادم و مخدوم ملت است *** نه انتخاب خواهد و نه رأی اعتماد
(جلد 2 ص 981)
32
به جز خوف خدا و خدمت خلق *** برای توشه‌ی عقبا نماند
(جلد 2 ص

پایان نامه
Previous Entries استاد شهریار، تحلیل محتوا، تحلیل داده Next Entries اخلاق مداری، عشق و محبت، عدل و داد