مشارکت روستایی، مشارکت روستاییان، توسعه ی روستایی

دانلود پایان نامه ارشد

این تغییرات با توجه به زمینه های ملی هر کشور متفاوت است، اما در مفهوم وسیع آن ، مدیریت روستایی از دوره پدرسالاری در اوایل قرن بیستم به دوره دولت گرا در اواسط قرن بیستم و به یک دوره جدید حکمروایی در قرن بیست و یکم متحول شده است (وودز، 1390). راهبرد جدید مدیریت روستایی باید سمت و سوی مشارکتی داشته باشد و به این نکته مهم توجه کند که دستیابی به توسعۀ پایدار، منوط به افزایش ظرفیت ها در تمام امور است. جامعه ای توسعه یافته تر خواهد بود که بر سرنوشت خود تسلط بیشتری داشته باشد. در غیر این صورت، اگر جامعه ای به سطحی از رشد اقتصادی –اجتماعی برسد، اما قدرت اختیار و انتخاب از آن سلب شود، تنها مرحله ای از رشد را طی کرده، ولی فاقد توسعه است(مطیعی و سخایی، 1388 به نقل از حسینی ، 1386).
شکل جدید مدیریت روستایی« مدیریت مشارکتی» نام دارد در این شیوه مدیریت ، عناصر بیرونی تعیین سرنوشت مردم در روستا نیستند، بلکه مردم در تعامل با دولت و بازار از سرنوشت خود را رقم میزنند . مشارکت دادن مردم روستایی که خود ذینفع و گروه هدف برنامه های توسعه اند، با شکل گیری سازمان های مردمی- محلی در جامعه اماکنپذیر است. بدین ترتیب زمینه ای فراهم می شود تا نهادهای مشارکت کننده و همکاران طرح ها به طور بالقوه که تسهیل گری را انجام دهند(افتخاری، 1386 ، 146).
در سال های اخیر ، توسعۀ روستایی در قالب مشارکتی و نهادگرایی مطرح شده که ابعاد توسعۀ روستایی یکپارچه ، همراه با مشارکت مردم را در بر دارد. از این منظر، عوامل متعددی بر توسعۀ روستایی تاثیرگزارند که از جمله آنها می توان مدیریت روستایی وحضور خبرگان شوراها را نام برد (پورطاهری و همکاران، 1389، 87).
در مدیریت جدید روستایی ، مشارکت دادن مردم به عنوان مهمترین رکن موفقیت برنامه های توسعه روستایی شناخته می شود. در این میان عوامل مختلفی باعث عدم مشارکت روستاییان می شود. از دیدگاه برخی از پژوهشگران سرمایه گذاری به همراه توسعه زیرساخت ها در نواحی روستایی در راستای کاهش فقر این نواحی، مهمترین عامل عدم مشارکت روستاییان به شمار می رود، بنابراین دولت ها می توانند با اجرای برنامه های توسعه اقتصادی سطح مشارکت روستاییان را افزایش دهند(Leal.2007;Jennings,2007) از نظر برخی دیگر هم، ضعف زیرساخت های فرهنگی و پایین بودن سطح دانش وعدم آگاهی از فواید مشارکت، مهم ترین موانع مشارکت روستاییان به شمار می رود (Zhang,2011).
بنابراین می توان گفت، پیش نیاز افزایش مشارکت روستاییان در فرایند مدیریت روستایی، وجود رویکردی سیستمی و یکپارچه همراه با نگرش توسعه پایداری است تا هم موانع عدم مشارکت روستاییان کاهش یابد و هم روند توسعه روستایی تسهیل شود.

2-7. مشارکت و نقش آن در توسعه ی روستایی
با وجود قدمت مشارکت در میان جوامع انسانی و عمل به آن واژه های مشارکت و مشارکتی برای اولین بار در اواخر دهه ی 1950 مطرح گردیده است؛ ولی با تأخیر در عرصه توسعه ی روستایی مورد استفاده قرار گرفته است. مشارکت مردم از سالهای 1960در کشورهای پیشرفته واز 1970در کشورهای رو به پیشرفته مرسوم شد. این نگرش به دنبال تأکید بر ابعاد اجتماعی در برنامه های توسعه آغاز شد. و با اهمیت توجه به پایداری اجتماعی، به عنوان بستر تحقق سایر ابعاد پایداری مورد توجه بیشتری قرار گرفته است (UNHSP,2009:65). کاربرد واژه ی مشارکت در برنامه ی توسعه روستایی و صنعتی شدن کشورهای مغرب زمین و اتخاذ چنین استراتژی در بسیاری از کشورهای جهان سوم، موجب شد تا پیامدهای منفی مانند مهاجرت و جابجایی شدید جمعیتی، افزایش شکاف بین مناطق شهری و روستایی و. .. حادث شود. در نتیجه، بسیاری از کشورها و تئوریسین های توسعه، درصدد بر آمدند تا نسبت به رهیافت های اتخاذ شده، تجدیدنظر نمایند. از این رو مشارکت روستاییان و مکانیزم های جلب و به کارگیری آن ها در برنامه‎های توسعه ی روستایی مورد توجه واقع گردید و مفهوم جدیدی از توسعه با عنوان توسعه ی مشارکتی وارد ادبیات گردید (مطیعی لنگرودی، 1382،ص83).
علل توجه روزافزون به رویکردهای مشارکتی توسعه از دهه ی 1970 به بعد را می توان در کاستی های موجود در رهیافت های به کار رفته قبلی در زمینه ی توسعه و پیامدهای منفی آن جستجو کرد.توسعه روستایی و مشارکت واقعی روستاییان به خصوص، در قالب سازمانی آن ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند به گونه ای که دو روی یک سکه را تشکیل می دهند. مشارکت روستایی در توسعه روستایی شامل مداخله‎ مردم در فرایند تصمیم گیری، اجرای طرح ها، بهره گیری از منافع این طرح ها و ارزیابی آنها می‎گردد مشارکت یک مفهوم ذاتی در جوامع بشری است که برای تحکیم آن نیازمند یک برنامه ریزی از پایین به بالا2و ارتباط بین همه ی فاکتورهای موجود در این زمینه هستیم (Wang, Xiao jun et al, 2008: 96).
در این زمینه تجربه ی بسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله کشور ما نشان می دهد که برنامه ریزی متمرکز، آمرانه و از بالا به پایین دست آورد مطلوبی نداشته است. هر چه سطوح مشارکت محدودتر باشد، امکان اجرایی و کارآمد شدن برنامه ها کاهش خواهد یافت و هزینه های اجرا و نظارت مرکزی افزایش یافته و آسیب پذیری طرح ها و سیاست ها بالا خواهد رفت بنابراین نظام برنامه ریزی باید به گونه ای طراحی شود که حجم گسترده ای از مشارکت را در کلیه سطوح داشته باشد (رضوانی، 1383،ص214).

2-8. مشارکت و مسئولیت پذیری
مسئولیت پذیری عبارت است از شدت و گستردگی مشارکت فرد در سازمان، احساس تعلق به سازمان، شغل واحساس هویت، مسئولیت پذیری را می توان در وفاداری، داشتن هویت و احساس مسئولیت های فردی و شغلی و سازمانی خلاصه کرد (آتش پور، 1387،ص83).مسئولیت پذیری اجتماعی تعهد پایداری را برای حمایت و بهبود رفاه اجتماعی در حال و آینده در زمینه پایداری منفعت وسود مشارکت کنندگان بوجود می آورد در این بین مشارکت وسیله ی تبدیل روستاییان بی تفاوت به روستاییان صاحب حقوق و مسئولیت های فردی واجتماعی می شود ( etal,2010:57).

2-9. ضرورت مشارکت در توسعه ی روستایی
امروزه همه دست اندرکاران و دلسوزان امر توسعه ی روستایی که بیش از هر چیزی بر ارتقای سطح زندگی روستاییان در تمامی ابعاد اعتقاد دارند، بر توسعه ی اقتصادی به همراه توسعه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی توجه دارند و از این رو مشارکت مفهومی است که در برگیرنده ی تمامی ابعاد خواهد بود و به رشد متوازن تمامی جنبه های زندگی روستاییان خواهد انجامید. امروزه به خوبی این موضوع مورد تأیید قرار گرفته است که بخش اعظمی از فقیران در سطح ملی در روستاها ساکن هستند و مشارکت به عنوان عنصر اساسی سهیم کردن فقیران روستایی در تصمیم گیری ها از اولویت خاصی برخوردار است. نظام متمرکز اداری و تصمیم گیری های از بالا بسیاری از طرح های توسعه در نواحی روستایی را با شکست مواجه کرده است که برای جلوگیری از تداوم چنین شکست هایی می بایست برای روستاییان اهمیت ویژه‎ای قائل شده و نظرات و افکار آنها مورد نظر برنامه ریزان قرار گیرد.از مشکلات دیگری که نظام متمرکز در ایران به وجود آورده است، عدم هماهنگی در توسعه ی نواحی مختلف در سطح ناحیه ای و به ویژه در مناطق روستایی است و مشارکت به عنوان پیش شرط اساسی در توسعه ی روستایی می تواند به برنامه ریزی در سطح محلی منجر شود (رستمی، 1382،ص 21).
• توجه به فقیران روستایی؛
• تجدیدنظر در نظام متمرکز اداری؛
• توجه به نابرابری های ناحیه ای؛
• توجه به مشکلات زیست محیطی روستایی؛
• توجه به تقسیم منافع حاصل از توسعه؛
• امکان جلب سرمایه گذاری های مردم و سرمایه گذاری مشترک دولت و مردم؛
• امکان استفاده از نیروی انسانی (رایگان و ارزان)؛
• استحکام بخشیدن به قدرت سیاسی و امنیت ملی کشور در روستاها (Misra and Suar, 2005: 545).

2- 10. قدرت و مشارکت
به طور کلی تعابیر و تفاسیر متفاوتی در زمینه بحث مشارکت وجود دارد، که از این میان می توان از تعریفی یاد کرد که از مشارکت تحت عنوان قدرت یاد می کند. تعبیر رایج تری هم از مشارکت وجود دارد که براساس آن مشارکت برابر است با کسب قدرت : قدرت به معنای توان دسترسی به منابع لازم برای حفظ معیشت و کنترل این منابع.
به نظر نلسون3ورایت4در خصوص تحلیل رابطه بین قدرت و مشارکت سه مدل تحلیلی از قدرت وجود دارد.
1. مدل قدرت با5 : از استعاره ی توسعه ی ا نسانی استفاده می نماید و در مبحث مشارکت، خود را با مفهوم توانمندسازی نشان می دهد.
2. مدل قدرت بر6 : که از استعاره ی توزیع مجدد و تحول ساختاری استفاده می نمایند و در مبحث مشارکت خود را با برخورداری از قدرت تصمیم سازی نشان می دهد.
3. مدل تمرکززدا7 :از استعاره ی تمرکززدایی استفاده می نماید و مباحث مشارکت خود را با تأکید بر مفهوم از پایین به بالانشان می دهد (غفاری، 1380،ص 58).
برای تحلیل رابطه ی مشارکت و قدرت، جایگاه مشارکتی افراد اهمیت فوق العاده ای دارد که در این زمینه از بحث آرنستاین استفاده می شود. نردبان آرنستاین از مشارکت8 «در ادبیات مشارکت اجتماعی محلی و توانمندسازی به کرات مورد استفاده قرار گرفته است.
نردبان آرنستاین دارای 8 پله است که پایین ترین آن را شهروند ناظر (کنترل کننده) تشکیل می دهد. او این پله های هشت گانه را به سه مقوله ی غیر مشارکتی، درجاتی از ورود به مشارکت و درجاتی از قدرت شهروندان تقسیم می نماید. پله های کنترل و درمان گری در مقوله ی غیر مشارکتی، پله های اطلاع دادن، مشاوره و توافق در مقوله نشانه های ورود به مشارکت و پله های هم کاری، قدرت نمایندگی و شهروند ناظر در مقوله ی قدرت شهروندان قرار می گیرد.
شکل 2-1 : نردبان آرنستاین از مشارکت

منبع : غفاری، 1380، ص58
بر مبنای اندیشه آرنستاین همه ی افرادی که در فرآیند مشارکت درگیر می شوند از درجه و میزان مشارکتی یکسانی برخودار نیستند. بلکه براساس پله و موقعیتی که در این فرایند کسب می نمایند، جایگاه مشارکتی آنان تعیین می گردد. در مرحله ی شهروندی است که فرد از حق مشارکت به معنای واقعی آن برخوردار می گردد. بدیهی است که این وضعیت در جایی که فرایند دموکراسی در معنای محتوایی اش تحقق پیدا کرده باشد و نه در معنای ضروری و شکلی آن امکان بروز و ظهور خواهد داشت. اگر فرایند دموکراسی محدود به شکل صوری آن شود، چیزی که در بیش تر کشورهای در حال توسعه وجود دارد، تحقق فرایند توانمندسازی دچار مشکل خواهد بود. آن چنان که در مورد آفریقا مطرح می نماید، در غلبه ی دموکراسی صوری بر دموکراسی محتوایی موجب انسداد معناداری در فرایند دموکراتیک ناتوانمندی خود مشروعیت بخشیده و تحت ستم بودن و بیگانگی آنها دیگر همانند گذشته مشهوری ندارد که برای حل آن اقدام نماید تحقق مشارکت وابستگی مهمی با گرایش های حکومت دارد و وابسته به تقویت قانونی و سیاسی و نیز دسترسی به منابعی چون زمین، سرمایه، اطلاعات و مهارت است (ازکیا و غفاری، 1383،ص 163).
مشارکت روستاییان در تصمیم گیری توسعه روستا سنگ محک رهیابی توسعه ی هماهنگ یا همه جانبه به شمار می رود. از این رو مشارکت به عنوان یک هدف، خصوصاً در سطح محلی جزء جدایی ناپذیر توسعه قلمداد می گردد (افتخاری، 1382، صص 70-68).
برنامه های محلی، مسئولیت مشترک سازمان ها و کارگزاران بسیاری است که بر یکدیگر اثر می گذارند و از سوی دیگر هر چه مشارکت مردم عادی و گروه های ذینفع از قبیل نهادهای صنفی یا احزاب سیاسی در تهیه و اجرای برنامه ها افزایش یابد برنامه برای آنها معنادارتر است (رضوانی، 1383،ص134).

2-11. مشارکت و پایداری اقتصاد روستایی
مطالعات انجام یافته در خصوص تحلیل رابطه بین مشارکت و توسعه پایدار روستایی بسیار محدود است و بیشتر مطالعات نیز به پروژه های مساله محور اختصاص یافته است. همچنین مشارکت های مردمی را در بسیاری از موارد به گروه های ویژه، مثل تصمیم سازان و به مدیران شرکت ها محدود کرده اند(Cai & etal, 2009: 8911). روش های مشارکتی برای پروژه های توسعه، توسعه جامعه محور، تمرکز زدا و مبتنی بر رهیافت های محلی گسترش یافته است. مشارکت منجر به بکارگیری مکانیسم

پایان نامه
Previous Entries مدیریت محلی، جامعه پذیری، مدیریت روستایی Next Entries مشارکت مردم، توسعه روستا، کشاورزی پایدار