مسیحیان اسپانیا، ادبیات عربی، سوره حجرات

دانلود پایان نامه ارشد

(ابراهیمی حریری، 1383، 12)

3-22 سبک مقامات
پس از بررسي علل پيدايش مقامهنويسي، ميتوان به بررسي سبک نگارش آنها پرداخت. «واژه سبک در زبان عربي به معني گداختن و ريختن زر و نقره در قالب است. در اصطلاح ادبيات، سبک، روش خاص ادراک و بيان افکار به وسيله ترکيب کلمات است.» (بهار، 1380، 14)
جمال مير صادقي، سبک را رسم و طرز بيان دانسته است و مينويسد که سبک، تدبير و تمهيدي است که نويسنده در نوشتن به کار ميگيرد؛ به اين معني که انتخاب واژگان، ساختمان دستوري، زبان مجازي، تجانس حروف و ديگر الگوهاي صوتي در ايجاد آن دخالت دارد. (مير صادقي، 1376، 506)
برخي از مواردي که بر متکلف بودن سبک مقامات دلالت دارد عبارتند از:
3-22-1 استفاده از کنايات و آيات قرآن
از ويژگيهاي نثر متکلف حريري استفاده وي از کنايات، مثلها و حکمتها است که شايد بتوان آن را از مهمترين و شايعترين خصوصيات بلاغي مقامات او دانست. حريري در مقامه «نصيبية» استفاده از کنايه را به اوج ميرساند، آنگاه که با کنايه از مرگ به «أبي يحيي»، از گرسنگي به «أبي عمره»، از سفره به «أبي جائع»، از نوعي نان به «أبي نعيم»، از بزغاله بريان به «أبي حبيب»، از سرکه به «أبي ثقيف»، از نمک به «أبي عون»، از تره به «أبي جميل»، از حليم به «أم جابر»، از فالوده به «أبي العلاء» و از تشت و آفتابه به «المرجفين» و … ياد مي کند.
حريري در نگارش مقامات خود، آنجا که کلام اقتضا نموده از آيات قرآن سود جسته تا سخنش استواري بيشتري بيابد. به عنوان نمونه در مقامهي «الحلوانية» ميگويد: «… و فَطِنَ لِما بَطَنَ مِنَ استنکارهم. و حاذَرَ أن يفرُطَ إليه ذَمٌّ. أو يلحَقه وَصمٌ. فقرأ: إنَّ بعضَ الظَّنِّ إثمٌ.» (حريري، 1364، 25) ترجمه: و به آن انکارشان که مخفی و پنهان بود، پی برد و از اینکه نکوهشی برای او پیش بیاید یا عیب و عاری به او برسد ترسید. به همین خاطر خواند: همانا بعضی از گمانها گناه است. حريري در اينجا از آيه 12 سوره حجرات استفاده نموده: «يا أيهَا ألذينَ آمَنوُا اجتَنبُوا کثِيراً مِنَ الظَّنِّ إنَّ بَعضَ الظَّنِّ إثمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يغتَب بَعضُکُم بَعضا أَيحِبُّ أحَدُکُم أن يأکُلَ لَحمَ أخِيهِ مَيتا فَکَرِهتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللهَ إنَّ اللهَ تَوَّابُ الرَّحِيمُ.»
استفاده حريري از آيات قرآن کريم، کنايات، مثلها و معمّاهاي نحوي و فقهي و … او را از پرداختن به بزرگترين گنجينهی واژگان عربي، در مقامات خويش باز نداشته و شايد همين امر موجب شده تا ابنخلّکان بگويد: مقامات حريري بسياري از واژگان عربي را در بر گرفته است. (ضيف، 1964، 302)

3-22-2 استفاده از سجعهاي متوالي وصنايع بديعي
سجع پردازي، از اوايل قرن چهارم رواج پيدا کرد و به تدريج رشد و گسترش و تنوع يافت و در آن تفنن ورزيدند تا به ابوبکر خوارزمي رسيد. در رسالهي مناظرهي بديع الزمان با خوارزمي ميخوانيم که خوارزمي به اقتراح بديعالزمان قطعهاي مينويسد که از آن قطعه است: «الدرهم و الدينار ثمن الدنيا و الآخرة بهما يتوصل إلي جنات النعيم و يخلد في نار الجحيم … و قد بلغنا في فساد النقود، أکبرناه أشد الإکبار و أنکرناه أعظم الإنکار …». بديع الزمان به او ميخندد که «إکبار و إنکار» و«نعيم و جحيم» و«عباد و بلاد» سجعهايي است هماره در دست، که در بيابان عرب باستان روييده است. (باغي، 1969، 105)
حريري نيز در آوردن سجعهاي متوالي بر روش بديعالزمان است، مانند اين موارد از مقامهي «الصنعانية»: «… يوَاقِيتُ الصَّلاتِ أعلَقُ بِقَلبِک مِن مَوَاقِيتِ الصَّلاة وَ مُغَالاتُ الصَدُقات آثَر عندَک مِن مُوَالاةِ الصَدَقات». (حريري، 1364، 17)
ترجمه: یاقوتهای عطاها و بخششها در نظرت از اوقات نماز دلآویزتر است. و زیاد و سنگین کردن مهریهها در نظرت از پشت سر هم دادن صدقات برگزیدهتر است. (حریری، 1389، 71)
همچنين حريري در صنايع بديعي هنر و توان خود را به خوبي نشان ميدهد، آنجا که در مقامهي «السمرقندية» به برشمردن صفات پروردگار ميپردازد و صفاتي به صورت بينقطه ميآورد: «الحَمدُ للهِ المَمدُوحِ الأسمَاءِ. المَحمُودِ الآلاءِ. الوَاسِعِ العَطاءِ.المَدعُوُّ لِحَسمِ الأوَاءِ. مَالِکُ الأمَمِ .وَ مُصَوِّرُ الرِّمَم. وَ أهلُ السَّمَاح وَ الکَرَم. وَ مُهلِکُ عَادٍ وَ إِرَمِ. أدرَکَ کُلَّ سِرٍّ عِلمُهُ. وَ وَسَعَ کُلَّ مُصِرٍّ حِلمُهُ. وَ عَمَّ کُلَّ عَالَمٍ طَولُهُ. وَ هَدَّ کُلَّ مَارِدٍ حَولُهُ.» (همان، 222)
ترجمه: سپاس آن خدایی را که نامهایش ستوده است و نعمتهایش، نیکو و عطایش، فراخ و وسیع. او را برای از بین بردن رنج و گرفتاری میخوانند، مالک امتها و تصویرگر استخوانها و شایستهی جود و کرم. و نابود کنندهی عاد و ارم. دانشش هر رازی را دریافته و حلم و بردباریاش، هر پافشاری کننده در گناهی را در بر گرفته. و فضلش به هر آفریدهای، عامّ و همگانی شده و قدرت و توانش، هر سرکش و یاغیای را نابود ساخته.

3-22-3 استفاده از شعر در ميان نثر
استفاده از شعر در ميان نثر، يکي از ويژگيهاي نثر فني است. بديهي است که استفاده از کلام منظوم و منثور کاربردهاي مشخصي دارد. «هر کجا انديشه غالب است بيان بايد به نثر باشد؛ هرکجا احساسات غالب است بيان ممکن است به نثر باشد يا به نظم، مگر هنگامي که احساساتي کاملا ً شخصي به طور قاطعي چيره است. در اين صورت بيان مي طلبد که منظوم باشد.» (ايراني، 1364، 205)
بر اين اساس، حريري قريب به اتفاق مقاماتش را به نثر نوشته است؛ زيرا هدف وي بيان انديشه و ديدگاه خويش از زبان شخصيتهايش است. بيان حريري رمانتيکي و کاملا احساساتي و شخصي نيست تا تمام اثرش منظوم باشد، مگر در مواردي که شخصيت اصلي داستانهايش بخواهد با بيان خويش احساسات جمع را براي کمک به خود برانگيزد. در چنين مواردي نيز استفاده وي از شعر، در خدمت پيشبرد طرح داستان است به گونهاي که اگر شعر را از داستان برداريم، روند داستان مختل ميشود. اشعار موجود در مقامات قطعات زائدي نيستند که سبب سنگيني نثر داستان شوند.
به عنوان نمونه در مقامه «الدينارية» هنگامي که حارث بن حمام براي کمک به فقيري که در ادامه مشخص ميشود ابو زيد سروجي است از او ميخواهد تا به مدح دينار بپردازد و ابو زيد نيز بدون درنگ به مدح آن ميپردازد.
أکرِم بِه أصفَرَ راقت صُفرتُه جوّاب آفاق ترامت سَفرَتُه
مَأثُورَة سُمعَتُه وَ شُهرَتُه قَد أودَعَـت سِـرَّ الغِنَي أسِرّتُه (حريري ،1364 ،29)
ترجمه: چه گرامی است آن طلای زرد رنگی که زردیاش، نیکو و شگفتآور است. سیاح و جهانگرد شهرهایی است که سفر به آنها دور و طولانی است.
آوازه و شهرتش، سینه به سینه روایت شده و راز ثروت و بینیازی در خطوط پیشانیاش، به امانت گذاشته شده است.

3-23 مقامات حریری راهی به درون وی
مقامات، راز گشاي درون پوشيده نويسنده آن است. دروني که گشايش آن تنها با شناخت زبان و سبک مقامات و رمزهاي آن ممکن خواهد بود؛ زيرا نويسنده «در باب هر چيز و هر کس که بنويسد سرّ خود را باز گفته است.» (ايراني،1364، 298) نويسنده مقامات براي بيان آراء و انديشههاي پيرامون اجتماع از زبان و سبکي سود ميجويد که از مهمترين ويژگيهاي آن ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
حريري در نگارش مقامات از روش و شيوه نگارش عصر خود تبعيت ميکند تا اثرش در زمرهي آثار برجسته عصر خويش جاي گيرد و به اين منظور، ساده نويسي را کنار ميگذارد و شيوه نگارش مصنوع را برميگزيند؛ زيرا عصر حريري، عصري است که اديبان و خوانندگان آثار ادبي، تنها به آثار مصنوع و متکلف ارزش ميدهند و ملاک توانايي اديب، در نگارش اينگونه آثار است. حريري خود در مقدمه مقاماتش به مصنوع بودن اثرش اعتراف ميکند:
«… إلي ما وشّحتُها به من الآيات و محاسن الکنايات و رصَّعتُهُ فيها من الأمثال العربية و اللطائف الأدبية و الأحاجي النحوية و الفتاوي اللغوية و الرسائل المبتکرة و الخطب المحبّرة.» (حریری،1364، مقدمه)
ترجمه: [مقامات خود را] به آيات قرآن، کنايات زيبا، ضربالمثلهاي عربي، لطيفههاي ادبي و معماهاي نحوي آراستم.

3-24 خلاصه ای از مقامات حریری
در مقامه اول، حارث بن همّام، راوی مقامهها با ابو زید سروجی آشنا میشود. بدینگونه که حارث از دیار خود به سفر میرود و در صنعاء در یَمَن کسی را میبیند که مردم بر گرد او حلقه زدهاند و او با شیوایی، اندرزگویی میکند.
حارث، شیفته او می شود و در پی او میرود و از نام و نشانش میپرسد، شاگرد او میگوید که استادش ابو زید سروجی است: «سِراج الغُرَباء و تاج الاُدَباء» و راوی و قهرمان با هم آشنا می شوند.
در مقامههای دیگر، ابوزید با حیلههای تازه و چهرههای گوناگون در شهرهای مختلف ظاهر میشود و شگفت آنکه هر بار، حارث بن همام سرانجام او را باز می شناسد.
چهل و هشت مقامه، شرح ماجراهای ابو زید است و شیوههای ترفند وی در مالاندوزی و گدایی. مقامه چهل و نهم «المقامة الساسانیه» تصویری از پایان عمر ابوزید و وصیتهای او به فرزندش است که جز تکدّی، پیشهای نگزیند و شیوههای او را بیاموزد.
در واپسین مقامه، ابو زید پشیمان از گذشته، به سوی خدا باز میگردد و از او آمرزش میجوید. همگان را ترک میکند؛ به شهر خود «سروج» باز میگردد؛ پشمینه میپوشد و با خلوتگزینی به زهد و عبادت میپردازد. پس از چندی، حارث بن همّام او را در سروج می یابد. روز و شبی با او به سر می بَرَد و در نماز و نیاز و ذکر و دعای او شرکت میکند. آنگاه او را به حالِ خویش وا میگذارد و باز میگرد؛ بدین گونه، مقامات به پایان میرسد. (عبادی، غلامرضا، 1389)

3-25 متأثران از مقامات حريري
از آنجا كه مقامهنويسی يكي از فنون نگارش در ادبيات اسلامي است و منحصر به قومي خاص نيست، دانشمندان اكثر بلاد اسلامي چون اندلس، مصر، شام، عراق، حجاز، يمن، مغرب و ايران از سبك آن تأثير پذيرفته و آثاري از خود برجاي گذاشتهاند.
قاضي فاضل از جمله ادباي به نامي است كه به اين كار مبادرت ورزيد و به معارضه با مقامات حريري برخاست و هنگاميكه به مقامه بغدادیه رسيد گفت: چگونه انسان ميتواند به معارضه با اين اثر بپردازد و از ادامه سر باز زد.
ابوطاهر محمد بن يوسف اشتركوني(متوفي 538) كه او نيز به تقليد از حريري پنجاه مقامه نوشت. و مقامات المسيحيه طبيب عيسوي ابوالعباس يحیي بن سعيد ماري (متوفي 589) كه تقليدي است از سبك نويسندگان بعد از حريري؛ و شمس الدين الصیقل الجُزري(متوفي 701) پنجاه مقامه به نام مقامات الزينبیه به تقليد از حريري نوشت؛ و محمد بن ابراهيم دمشقي (متوفي 727) كه او نيز پنجاه مقامه به نام مقامات الفلسفيه دارد كه در موضوعات فلسفي و عرفاني است. (خطيبي، 1375، 566)
در مقامهنويسي عصر جديد ناصيف يازجي (1214 – 1287 ه.ق)‌ اديب لبناني، شصت مقامه در تقليد از حريري نوشته كه اطّلاع وسيع و عميق نويسنده را از لغت و صنايع بلاغي نشان ميدهد و از نمايش واقعيّات اجتماعي معاصرش به كلّي خالي است و صرفاً هدف تعليمي دارد. (ذكاوتي قراگزلو، 1364، 74)
سرقسطي تنها مؤلفي است كه از تمام فنون حريري تقليد نمود. او پنجاه مقامه خود به نام المقامات اللزوميه را با موضوع قصه گدايان و نيرنگ، و با دو قهرمان خيالي، يعني راوي و گدا، به سبك و سياق حريري نوشت. كتاب او چه به لحاظ مضمون داستانها و چه به لحاظ اسلوب، بر منوال مقامات حريري نوشته شده است. (http/webs.ono.com)

3-26 مقامات حریری و ادب اروپایی
مقامات حریری در ادب اروپایی و فرهنگ ادبی و قصهنویسی غربی نیز اثرگذار بوده و بارها به زبانهای خارجی ترجمه و چاپ شده است. دکتر غنیمی در اثر خود چنین میگوید: «مقامات حریری در قرن 12 میلادی توسط سالمون بن زقبیل7 و سپس به وسیله الخریزی به عبری ترجمه شد و در سال 1205 م. منتشر گردید. این کتاب در میان عبری زبانان و مسیحیان اسپانیا رایج بود و آن را به زبانهای خود ترجمه کردند. بنابراین مقامات حریری در ادبیات عربی اندلس از مقبولیت بسیار خوبی برخوردار شد و به نظر دور مینماید که نویسندگان اسپانیایی از این کتاب

پایان نامه
Previous Entries تحول معنایی، ادبیات عرب، دوره اسلامی Next Entries بینامتنیت، زبان عربی، علوم انسانی