مدیریت محلی، جامعه پذیری، مدیریت روستایی

دانلود پایان نامه ارشد

بررسی نقاط قوت و ضعف شوراها؛ تلاش برای رفع مشکلات قانون شوراها؛ تمایل به افزایش قدرت شوراها ومدیرت محلی؛ کاهش تصدی دولت ووزارت کشور برای کنترل و نظارت شوراها؛ افزایش وظایف و اختیارات شوراها؛ و احضای برخی از وظایف و اختیارات دولت با هدف تمرکز زدایی و واگذاری آن ها به شورای عالی اداری(تاکنون اجرا نشده است)، از نشانه های این دوره است.
هرچند جامعه پذیری شورایی و مدیریت محلی؛ توسعه ی فرهنگ آن؛ آموزش اعضای شوراهای اسلامی؛ و تمرین مدیریت محلی توسط منتخبان مردم برای مدیریت شهرها و روستاها ، تجربه های موفق نظام شورایی برای مدیریت محلی است و در این میان و به طور میانگین در هر دوره حدود 33 هزار واحد شورایی و بیش از 130هزار نفر در انواع رده های شوراهای اسلامی شهر، روستا، بخش، شهرستان، استان شوراهای عالی استان ها فعالیت کردند، اما موانع و چالش های بسیار زیادی در سر راه شوراها وتوسعه ی آن ها بود و دولت نتوانست گام های بلندی برای نهادینه کردن الگوی مدیریت محلی بردارد و برخی ناکامی ها و موانع، الگو و مدل نظام شورایی و مدیریت محلی حکمرانی خوب و مدیریت محلی می باید با سایر خرده نظام های جامعه همگون شود و بسترهای مناسب فرهنگی و اجتماعی آن آماده گردد تا نظام مدیریت مشارکتی در کشور موفق شده و سبب افزایش مشارکت مردم در اداره امور مخفی گردد و سپس توسعه ی متوازن و پایدار محقق شود.
7. تمرکز گرایی دولت و تمرکززدایی خواهی نهادهای مدنی از سال 1384 تاکنون ادامه دارد؛ به این گونه که پس از برگزاری انتخابات نهم ریاست جمهوری و موفقیت اصول گرایان در انتخابات مجلس شورای اسلامی و بالاخره در اختیار گرفتن دولت وقوه ی مجریه توسط اصول گرایان و علی رغم این که رئیس دولت نهم خود محصول فرایند نظام شورایی و مدیریت محلی (شهرداری ) بود، لکن تمایل دولت به تصدی گری و تمرکز گرایی بیش تر شد و هدایت برنامه ها و حتی برنامه های توسعه استانی از مرکز از یک طرف، و کاهش اختیارات و وظایف شورای اسلامی و تمایل به افزایش نظارت دولت بر آن ها از طرف دیگر ، هم چنین اصلاح قانون شوراها در این راستا، بار دیگر نظام شورایی و مدیریت محلی را دچار چالش و موانع ساخت.
8. در همین زمان، نهادهای مختلف حاکمیتی از جمله رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام، علاقه مند به تمرکز زدایی دولت و اجرای اصل 44قانون اساسی شدند و تلاش برای کاهش تصدی گری دولت و واگذاری امور به بخش خصوصی، و بنگاه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و مردمی آغاز شد. بنابراین سیاست کلان در راستای تمرکز زدایی بود، لیکن تلاش و برنامه ریزی دولت نشان از علاقه آنان به تمرکز گرایی داشت و با این وضعیت، جامعه دچار پارادوکسیکال شده بود. در این میان وضعیت شوراهای اسلامی و مدیریت محلی چندان قابل دفاع نبود و لکن تلاش های بخش های نظام حاکمیتی از جمله مجمع تشخیص مصلحت و رهبری بر آن بود و می باشد که در قالب سیاست کلی ، وضعیت نظام شورای اسلامی و مدیریت محلی بهبود یابد تا شوراهای اسلامی و مدیریت محلی با وضعیت روشن و بایسته، کشور و جامعه ایران را برای نیل به حکمرانی خوب و مدیریت مشارکتی، هدایت کند.از نظر تالکوت پارسونز هر نظامی (به عنوان مثال نظامشورایی و مدیریت محلی) اگر بخواهد بقا پیدا کند و پویا باشد، می بایست حداقل چهار پیش نیاز را برآورده کند که به چهار پیش شرط کارکردی معروف اند و عبارت اند از :
1. انطباق پذیری: هر نظامی باید با محیط خود انطباق پیدا کند. به عنوان مثال نظام شورایی و مدیریت محلی می بایست با محیط خود یعنی حداقل در قلمرو و نظام مدیریتی کشور انطباق یابد.
2. دست یابی به هدف: می باید هر نظامی وسایلی را برای بسیج منابع خود داشته باشد تا بتواند به هدف های خود دست یابد و رضایت کند. به عنوان مثال مدیریت محلی و شورایی باید منابع مادی، قانونی، معنوی، فرهنگی و پشتیبانی های دیگر خود را بسیج کند تا بتواند رضایت شهروندان و بهره مندان از خدمات مدیریت محلی را فراهم آورد.
3. انسجام و یکپارچگی: هر نظامی با داشتن هماهنگی درونی می بایست بتواند اجزای خود را حفظ کند و با شیوه های لازم انحرافات ایجاد شده را تدبیر کند و خود را یک پارچه و منسجم نگاه دارد . به عبارت دیگر هر نظامی باید روابط متقابل اجزای سازنده اش را تنظیم کند و همچنین به رابطه میان چرا پیش نیاز کارکردی نیز سامان بخشد و یگانه سازی کند. به عنوان نمونه نظام شورایی و مدیریت محلی می بایست بتواند در درون خود و میان اجزایش همانند شوراها، شهرداری ، و دهیاری ، سلسله مراتب شورایی و غیره، همسانی ، انسجام و یگانه سازی را انجام دهد.
4. ثبات هنجاری و حفظ انگاره: یعنی هر نظامی (این جا نظام شورایی و مدیریت محلی ) می باید انگیزش ها را ایجاد ، نگه داری و تجدید کند( کرایپ، 2008).
پارسونز تلاش می کند تا نشان دهد که در نظام عمومی کنش (مثال کنش مشارکتی مبتنی بر حکمرانی خوب و مدیریت محلی) و نظام اجتماعی، کدام خرده نظام ها، کدام یک از بینش شرط های کارکدی را محقق می کند. از این رو علاوه بر مشخص کردن مجموعه ها و عناصر ساختاری نظام عمومی کنش و نظام اجتماعی (الزامات و ضرورت ساختاری)، هم چنین تعیین نمودن کارکردها (الزامات و ضرورت کارکردی)، به روابط سیبرنتیکی نیز توجه دارد. که ما به اختصار و در قابل جدول زیر، آن را بیان می کنیم(مهاجری، 1382: 140)
جدول شماره ی (2-1): نظام عمومی کنش، خرده نظام هیا اجتماعی و سلسله مراتب سیبرنتیکی
نظام عمومی کنش
نظاماجتماعی

روابط سیبرنتیکی
خرده نظامها
کارکردها
مجموعه های ساختی
عناصر ساختی
مثال های نظام شورایی و مدیریت محلی در ایران
روابط سیبرنتیکی
غنی از نظر اطلاعات

غنی از نظر انرِژی
نظام فرهنگی
ثبات هنجاری
جامعه پذیری با فرهنگ پذیری
فرهنگ و ارزش ها
فرهگ مشارکتی با مدل توسعه محلی و شورایی، سند راهبردی چشم انداز وسیاست های کلان
غنی از نظر اطلاعات

غنی از نظر انرژی

نظام اجتماعی
یکپارچگی و انسجام
نظام حقوقی
هنجارها
قانون اساسی، قانون مجلس و آیین نامه های دولت

نظام شخصیتی
دست یابی به هدف
نظام سیاسی
گروه های و عاملان
وزارت کشور-شوراها، احزاب و…

ارگانیزم زیست شناختی
انطباق
نظام اقتصادی
نقش ها
مالیات دهندگان گیرندگان نظام بودجه ای

2-6-1- تعادل و جامعه پذیری
مفاهیم یک پارچگی و : تعادل” 20، از ” مفاهیم کلیدی” 21 و از سازه های اساسی نظریه ی ساختی –کارکردی ، به عنوان یکی از اهداف اصلی جامعه از یک طرف ، و ” ارزش ها، هنجارها” 22 و جامعه پذیری به عنوان ابزارها و وسایل مناسب برای رسیدن به اهداف ازطرف دیگر، بسیار مهم هستند . کارکردگرایان ساختاری در چارچوب نظریه خود به مفاهیم، ارزش ها و اهداف از یک سو و هنجارها به عنوان وسایل رسیدن به ارزش ها و اهداف از طرف دیگر و از همه مهم تر به فرایندی که این امر مهم را ممکن می سازد یعنی به فرایند جامعه پذیری ، دقت اساسی دارند. و آن ها را در کانون توجه خود قرار می دهد ؛ چرا که این مفاهیم ، عوامل و فرایندها؛ انسجام،یک پارچگی و به سامانی یک جامعه؛ نظام و سازمان موجب می شود و در نتیجه تعادل آن ها را ممکن می سازد (مهارجی ، 1382: 131).
در نظام های اجتماعی ، هم محیط و عوامل آن، و هم عناصر ساختی با ایفای کارکردهای خود، تعادل را موجب می شودند. در این میان اگر فرایند جامعه پذیری نتواند بین اهداف و ارزش های جامعه، یا نظام اجتماعی و هنجارها و یا وسایل اجرای آن ارزش ها و مطلوب های مرتبط ، انطباق ایجاد کند، یک پارچگی و انسجام جامعه و یانظام ضعیف، و در نتیجه دچار بی تعادلی می شود. در این صورت، جامعه یا نظام باید تلاش کند که از طریق تعریف دوباره ی ارزش ها و هنجارها، و با یاری فرایند جامه پذیری و با ساخت یابی مجدد و پی در پی به یک پارچگی و انسجاتم و تعدل جددی دست یابد و تغییرات و تحول های پدید آمده، نابودی جامعه و یا نظام را موجب نشود تا موجبات تغییرات و تحولات در جامعه و نظام ، سازگاری آنها برای فائق آمدن بر محیط خویش و تعادل را فراهم آورد(ساختی یابی دوباره). از این رو جامعه پذیری، پرونده ی محرک های اساسی و بنیادی است که کنشگران، کنش خود را بر آن ها بنا می نهد و از این طریق با درونی شدن ارزش ها، هنجارها و مهارتها در کنشگران و ایفای درست نقش ها در پایگاه ها، هم نوایی و تعادل در جامعه و نظام به وجود میآید و با ادامه حیات پویای خود، توسعه پایدار حاصل می گردد.
نظام مدیریت محلی با هدف تحقق حکم رانی خوب یکی از ساخت های طراحی شده ی پس از انقلاب اسلامی 1357 است که با ساخت یابی مجدد مبتنی بر فرهنگ و ارزش ها ی مشارکت و به ویژه مشارکت شهروندان در اداره ی جامعه بر اساس مقتضیات محلی، می باید به باری فرایند جامعه پذیری و ایجاد الزامات هنجاری ، همانا انسجام، یک پارچگی و تعادلی را در جامعه ایجاد کند تا ایران به اهداف و مطلوب های سند چشم انداز ایران در 1404 دست یابد . اگر در این میان این امر تحقق نپذیرید ، باید فرایند بازشناسی و اصلاح گردد تا چالش های کاهش یابد و موانع بر طرف شود وجود مشارکت در اجزای مختلف حکومت، جوهر و ماهیت دکراسی به شمار می رود (Ward,2010) در واقع امروزه، تعهد به مشارکت دادن مردم در برنامه های توسعه ، در قالب نهادها از ویژگی های اصلی دولت های توسعه مدار به شمار می رود (Pollard,2010) از این رو دولت ها به اتخاذ رویکردهای مشارکتی در برنامه های توسعه روی آورده اند (Murray-li,2007;Jennings.2007:Lange,2008)
شکل2-1: فرایند، فرم و نتیجه مشارکت های مردمی در جوامع محلی
منبع: Hophmayer & Krozer,2008

2-6- مشارکت
مشارکت مردم و از طریق تشکیلات و سازمان‌های روستایی برنامه‌ها و طرح‌های توسعه روستایی تدوین و اجرا گردیده و تحت نظارت و ارزشیابی قرار می گیرد(رضوانی،۱۳۸۳: ۲۱۱)
با گسترش مفهوم مشارکت در میان دست اندرکاران و صاحب نظران توسعه و به ویژه توسعه روستایی، عده زیادی از فعالان توسعه به ارائه راه کارهای نظری و عملی در جهت ترغیب و تشویق مشارکت و از طرفی اهمیت موضوع مشارکت در توسعه پرداخته اند. برای نمونه ، گاندی خواهان تحول روستاها ازطریق توسعۀ درونی انها تبدیل شان به مکان هایی زیست پذیر و متناسب با رشد و ترقی بود(پاپلی یزدی و ابراهیمی، 1381 ، 156) در این میان موفقیت وشکست هر سازمان در دستیابی به اهداف و انجام وظایفش متکی به مدیریت آن است . روستا نیز به منطله یک سازمان فضایی زیستی، از این قاعده مستثنی نیستند(فیروزنیا، 1390، 89)
در منابع علمی، تعاریف متعددی از مدیریت ارایه شده است . عده ای مدیریت را هنر انجام امور به وسیله دیگران توصیف کرده و بر نقش دیگران و قبول هدف از سوی آنان تاکید داشته اند.
گروهی مدیریت را علم هماهنگی کوشش های اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف معین توصیف کرده اند (الوانی ، 1377، 56). در تعریف دیگری فرآیند به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی، مالی ، اطلاعاتی و انسانی از رطیق سازماندهی ، بسیج منابع وامکانات ، هدایت و رهبری برای دستیابی به اهداف سازمان بر اساس نظام ارزشی وچتر حاکم بر جامعیت را مدیریت گویند(موسویان، 1384، 64). در این میان میتوان مدیریت روستایی را برنامه ریزی برای روستا، سازماندهی اقدام توسعه ای و هماهنگی و نظارت بر اقدام های انجام شده دانست(دربان آستانه، 1384، 78) در واقع مدیریت روستایی، علم تلفیق و تنظیم عوامل مختلف طبیعی ، انسانی، اقتصادی و غیره در جامعه روستایی است(طالب ، 1375، 45).
مدیریت روستایی در فرایند توسعه روستایی یکپارچه و پایدار نقش اساسی دذارد . مدیریت روستایی در واقع فرایند سازمان دهی و هدایت جامعه ومحیط روستایی از طریق شکل دادن به سازمان ها و نهادهاست.(هاشمی و همکران، 1390). ساختار اداره نواحی روستایی در بین کشورها به لحاظ تشکیلات سازمانی وسیاسی حاکم و نیزسلیقه تاریخی متفاوت می باشد. با وجود ساختارهای متفاوت اداری ، در دهه های اخیر حکومت محلی روستایی در بیشتر کشورها در معرض تحول چشمگیری بوده است. ماهیت و زمان

پایان نامه
Previous Entries مدیریت محلی، مدیریت روستایی، تمرکز زدایی Next Entries مشارکت روستایی، مشارکت روستاییان، توسعه ی روستایی