مدیریت دانش، دانش سازمانی، مدیریت اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

مشکل است. اما تعاریفی که نظریه پردازان از مدیریت دانش ارائه می نمایند ما رادر شناخت هر چه بیشتر آن یاری می رساند.
کارلس آمسترانگ9: مدیریت دانش فعالیتی سازمانی است که هدف از آن به وجود آوردن محیطی اجتماعی و فنی است که بتوان در آن محیط دانش تولید کرده و آن را با دیگران تقسیم نمود.
لاریی پروساک10: مدیریت دانش تلاشی برای آشکار کردن دارایی پنهان در ذهن اعضا و تبدیل این دارایی پنهان به یک دارایی سازمانی تا همه کارکنان سازمان به این دارایی دسترسی داشته باشند.
هربرت سنت آنگو11: مدیریت دانش یعنی ایجاد نوعی ارزش از دارایی های پنهان سازمان، ما زمانی به این هدف دست می یابیم که برای افراد ارزش قایل شویم و تواناییهای آنها را برای تولید و جمع آوری و مبادله دانش افزایش دهیم.
توماس دوپورت12: مدیریت دانش عملیات کشف، سازماندهی، خلاصه کردن و ارائه اطلاعات است به شکلی که معلومات کارکنان را بهبود بخشد.
بطور کلی می توان مدیریت دانش را فرآیند ایجاد، تایید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش تعریف نمود.(نعمتی، 1383)
مالهوترا13 تعریف خود از مدیریت دانش را اینگونه ارائه می دهد: مدیریت دانش، فرایندی است که بواسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری(درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش(بیرونی کردن دانش) و توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب می کنند.
استیوهالس14 مفهوم مدیریت دانش را در ارتباط با مفاهیم داده، اطلاعات و دانش مطرح می سازد. وی معتقد است که مشکل اصلی در زمینه مدیریت دانش این است که سازمانها نمی دانند که چگونه داده ها را به اطلاعات و اطلاعات را به دانش تبدیل کنند لذا بسیاری از سازمانها در حد مدیریت داده و مدیریت اطلاعات باقی مانده اند. هالس، مدیریت دانش را فرایندی می داند که سازمانها بواسطه آن توانایی تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود دانش کسب شده را به گونه ای موثر در تصمیم های خود به کار گیرند.(ابطحی،صلواتی،1385)
مدیریت دانش در رویارویی با تغییرات ناپایدار محیطی امروزه دنیای کسب و کار، تطبیق، راز بقا و شایستگی های مورد نیاز را برای سازمان ها فراهم می آورد. خصوصا این امر فرآیندهای سازمانی را که به دنبال ایجاد سینرژی(هم افزایی) از ترکیب ظرفیت های اطلاعاتی مبتنی بر فن آوری و قابلیت های نوآوری و خلاقیت کارکنان هستند را در خود جای داده است. در حقیقت این تعریف از نگاه مدیریت استراتژیک تاکیدی است بر تلفیق و هم افزایی فن آوری با رفتار کارکنان که دو شرط لازم برای باقی ماندن در دنیای پرهیاهوی امروز کسب و کار است. (یاریگر روش، 1382)
تعاریف دیگری از مدیریت دانش که تا کنون بر اساس تحقیقات انجام شده در خارج از کشور صورت گرفته در جدول زیر نمایش داده شده است. Kanagasabapath) &Radhakrishn

جدول2-1-تعاریف مدیریت دانش
تعریف مدیریت دانش
نویسنده
مدیریت دانش عبارت است از کشف ، توسعه ، بهره برداری ، انتقال و جذب دانش در داخل و خارج از سازمان از طریق فرایند مدیریت مناسب برای رفع نیازهای فعلی و آینده
Ouintas et al. (1997)
مدیریت دانش عبارت است از مدیریت دانش شرکت از طریق یک فرآیند نظام مند وسیستماتیک مشخص برای کسب ، سازماندهی ، حفظ ، استفاده ، به اشتراک گذاری و تجدید هر دو دانش پنهان و آشکار کارکنان به منظور ارتقاء عملکرد سازمان و ایجاد ارزش

Allee (1997)
Davenport (1998)
Alavi and Leidner (2001)
مدیریت دانش فرایندی است که به سازمانها کمک می کند تا مهمترین مهارت و اطلاعات مورد نیاز و ضروری را برای انجام فعالیتهایشان انتخاب کرده، سازماندهی، توزیع و انتقال دهند.
Gupta et al. (2000)
مدیریت دانش فرایند ایجاد ، اعتبار سنجی ، ارائه ، توزیع و کاربرد دانش است.
Bhatt (2001)
مدیریت دانش عبارت است از بکارگیری اطلاعات مناسب برای افراد مناسب در زمان مناسب ، که به مردم کمک می کند دانش را خلق و تسهیم کنند و بر اساس آن عمل کنند.

Holm (2001)
مدیریت دانش عبارت است از ایجاد ، استخراج ، انتقال و ذخیره سازی دانش و اطلاعات درست به منظور طراحی خط مشی بهتر ، اصلاح فعالیت و ارائه نتایج
Horwitch and Armacost (2002)

2-3-مبانی و مفاهیم مدیریت دانش
2-3-1-داده، اطلاعات، دانش
به هنگام *غور* در مدیریت دانش، تعریف دانش از ضروریات به شمار می رود. بدون چنین تعریفی، مدیران دقیقا متوجه نمی شوند که به دنبال مدیریت چه چیزی هستند و آیا چنین دانشی برای اعمال مدیریت دارند یا خیر.
اطلاعات با داده ها چه تفاوتی دارند؟ آیا یکی از آنها و یا هر دو دانش را می سازند؟
داده15: در واقع می توان گفت که داده ها، رشته واقعیتهای عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند. به عنوان مثال، زمانی که فردی به یک سازمان مراجعه و در ازای پرداخت مبالغی پول، خدمات یا کالاهایی را دریافت می کند، معامله ای اتفاق افتاده که می توان آن را به عنوان “داده” توصیف نمود. چنین واقعیتهایی هرگز روشن نمی کنند که آیا این سازمان به خوبی اداره می شود یا خیر، زیرا این داده ها به تنهایی معنی دار و هدفدار نیستند.
همه سازمانها به انواع داده ها احتیاج دارند. نگهداری سوابق و بایگانی، نقطه کانونی فرهنگ داده به شمار می رود و مدیریت موثر داده ها در موفقیت آنها نقش بسزایی دارد. بعضی از سازمانها به اشتباه فکر می کنند داده های بیشتر نسبت به داده های کمتر از حالت مطلوبتری برخوردارند و با استفاده از آنها می توانند تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. این وضعیت به دو دلیل نادرست است: اول اینکه داده های زیاد، کار تشخیص داده های لازم و درک آنها را دشوار می کند. دلیل اساسی تر اینکه داده ها فاقد معنی قابل استفاده اند. یعنی تنها بخشی از واقعیت را نشان داده و از هر نوع قضاوت، تفسیر و مبنای قابل اتکا برای اقدام مناسب، تهی هستند.داده ها را می توان مواد خام عناصر مورد نیاز برای تصمیم گیری به شمار آورد، چرا که نمی توانند عمل لازم را تجویز کنند. داده ها نشانگر ربط، بی ربطی و اهمیت خود نیستند، اما به هر حال برای سازمانها و مخصوصا سازمانهای بزرگ اهمیت زیادی دارند.(ابطحی ، صلواتی 1385)
اطلاعات16:اطلاعات، داده های کمی خلاصه شده را در بر می گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شده اند تا بتوانند معنی دار شوند. این داده ها هم دانش را نشان نمی دهند. آنها نشانگر آغاز مدیریت اطلاعات17 هستند، اطلاعاتی که مدیر می تواند به کارگیرد تا کاری بیش از پردازش مراوده فردی انجام دهد.اطلاعات غالبا تشکیل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود گرفته و معنایی را ارائه می کند که بزرگتر از آن چیزی است که از داده های خام مکشوف می گردد. ولی نظریه پردازان و دست اندرکاران دانش همگی بر این باورند که این اطلاعات است و نه دانش.
اگر چه خط و مرز بین دانش و اطلاعات روشن نیست، لیکن چند ویژگی وجود دارد که این دو را از هم جدا می کند. که این ویژگیها عبارتند از:
1-سطح ظرافت: اطلاعات غالبا به موقعیتها، شرایط، فرایندها و یا هدفهای خاص اشاره دارد. در این صورت در برگیرنده سطحی از ظرافت و دقت است که آن را برای کار مورد نظر مناسب می کند. ورای موفقیت یا کار خاص، اطلاعات تا زمانی که به دانش تبدیل نشود کم ارزش خواهد بود. برای مثال، اطلاعات در خصوص محصول الف چیزهای زیادی در خصوص محصول ب آشکار نمی کند. ولی دانش، کاملا انتزاعی است و به گونه ای طراحی شده که بتواندظرافت خاص را از بین برده و کاربرد وسیع تری داشته باشد.
2-زمینه:اطلاعات در برگیرنده داده ها در زمینه18 است. زمینه ممکن است محصول، مشتری یا فرایند کسب و کار باشد و شکل اولیه داده ها را تا سطح اطلاعات ارتقا دهد. زمینه، اطلاعات را برای مدیریت جهت تصمیم گیری و برنامه ریزی مفید می کند. مدیر نتایج معناداری را درخصوص معاملات با بررسی و بازبینی داده ها استخراج می کند. برای اینکه داده مفید واقع شود باید در درجه اول در زمینه قرار گیرد.
3-دامنه: دامنه اطلاعات کلا محدود به زمینه ای است که در آن ایجاد می شود. اطلاعات فروش به مدیران در خصوص فروش مطالبی ارائه می دهد، دانش در این خصوص فراتر عمل می کند و در موقعیتهای گوناگون کاربرد دارد.
4-به هنگام بودن:اطلاعات بر زمان مبتنی است و بنابراین، به طور مداوم در حال تغییر است. به مجرد اینکه داده جدید، اخذ شود اطلاعات جدیدی مورد نیاز خواهد بود. به عنوان مثال اطلاعات ماه اسفند با اطلاعات ماه فروردین، به احتمال زیاد، متفاوت خواهد بود زیرا داده های تشکیل دهنده آنها تغییر پیدا کرده است. دانش به علت بار معنایی زیاد خود، حساسیت زمانی کمتری دارد. دانشی که از اطلاعات دیروز و امروز به دست آمده می تواند برای درک اطلاعات فردا به کار رود.
دانش19: پیچیدگی مفهوم دانش باعث شده است که دیدگاه های مختلفی در خصوص آن شکل بگیرد. رادینگ معتقد است که برای برخی، دانش سازمانی فرزانگی است که نتیجه یادگیری و تجربه است. برای برخی دیگر دانش سازمانی فقط یادگیری یا فقط تجربه است. برای برخی دیگر دانش سازمانی، اطلاعات یا داده می باشد.
دانش، فراتر از داده ها و اطلاعات است. تراگل20، دانش را اینگونه تعریف نموده است:
Knowledge = information in text + understanding
اکثر مردم، به طور شهودی فکر می کنند که دانش، وسیعتر، عمیق تر و غنی تر از داده ها و اطلاعات است. مردم معمولا هنگام گفت و گو درباره صاحبان دانش، تصویر کسانی را ارائه می دهند که در زمینه ای خاص دارای اطلاعاتی زیاد، عمیق و قابل اعتماد بوده و اشخاصی هوشمند و تحصیل کرده اند. مردم لفظ دانشمند یا دانشور را برای یادداشت، کتاب راهنما و یا پایگاههای اطلاعاتی به کار نمی برند حتی اگر این موارد بوسیله افراد صاحب دانش تدوین شده باشند.داونپورت و پروساک21 در مقاله ای با عنوان “اصول مدیریت دانش” دانش را اینگونه تعریف کرده اند:
“ترکیبی منعطف و قابل تبدیل از تجارب، ارزشها، اطلاعات معنی دار و بینش های متخصصان که چارچوبی را برای ارزیابی و انسجام اطلاعات و تجارب جدید ارائه می دهد.”
بلاکر22 هم در تعریف دانش گفته است که: دانش، یعنی موضوعی چند لایه، پیچیده، پویا و انتزاعی که در ذهن انسان نهفته است.
هوبر و نوناکا23 معتقدند که دانش عبارت است از اعتقاد و باوری که منجر به افزایش توان بالقوه پدیده ها برای اقدامات و تصمیمات اثربخش می شود. در این تعریف چند نکته اساسی نهفته است:اول اینکه دانش الزاما موجب اثربخش شدن اقدامات و تصمیمات نمی شود و این اثربخشی تابع عوامل مختلفی است.دوم اینکه، در این تعریف، پدیده ممکن است فرد، گروه یا سازمان و حتی جامعه باشد. سوم اینکه، دانش در درون افراد نهفته است و لذا از اطلاعات و داده متمایز می گردد. مطابق این تعریف، دانش به اطلاعاتی گفته می شود که از طریق فرایندهایی مثل ژرف اندیشی و تبادل نظر و یادگیری در ذهن افراد و یا گروهها پردازش شده است لذا اطلاعات، ماده خام ایجاد دانش است که ممکن است در کتابها، گزارشات، فایل های کامپیوتری و … جای گرفته باشد.(ابطحی،صلواتی،1385 : 9-5)

2-3-2-عناصر اساسی مدیریت دانش
مدیریت دانش 4 عنصر اساسی دارد: دانش، مدیریت، تکنولوژی اطلاعات و فرهنگ سازمانی. هر کدام از این اجزا نقشی عمده در مدیریت دانش داشته و می تواند تاثیری بسزا در موفقیت یا شکست آن داشته باشد.

2-3-2-1-نقش دانش در مدیریت دانش
ادلسن میگوید: “مردم همواره دانش داشته اند و از آن استفاده کرده اند.” اما دقیقاً دانش چیست؟ دانش، دانستنی است که در تجربیات، مهارتها، قابلیتها، توانایی ها، استعدادها، افکار، عقاید، طرز کارها، الهامات و تصورات افراد موجود است و به شکل مصنوعات ملموس، فرایندهای کاری و امور روزمره  یک شرکت خود را آشکار می سازد.
دانش دو نوع است: عیان و نهان (صریح یا ضمنی). دانش صریح، دانشی است که مدون شده است و یا به فرمتهای خاصی ارائه شده است. مثلاً توضیح داده شده یا ثبت شده یا مستند شده و بنابراین به آسانی میتوان دیگران را در آن سهیم نمود. دانش صریح میتواند در اشکال دستنامه ها، روش کارهای نوشت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد اشخاص ثالث، ورزشکاران، فورس ماژور Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد ورزشکاران، جبران خسارت، جبران خسارات