مدیریت دانش، انتقال دانش، عوامل کلیدی

دانلود پایان نامه ارشد

ساعدي و حميدرضا يزداني (1388) مطالعه اي تحت عنوان ارائه مدل فرآيندي براي پياده سازي مديريت دانش مبتني بر يادگيري سازماني در ايران خودرو انجام داده اند. اين الگوي فرآيندي نشان مي دهد كه توسعه مديريت دانش از طريق يك فرآيند يادگيري چهار حلقه اي محقق مي شود به گونه اي كه منابع سازماني در طي اين فرآيند، ارتقا يافته و به قابليت ها و شايستگي هاي محوري سازمان تبديل مي شوند. بنابراين اگر سازمان نتواند محقق شدن اين فرآيند را فراهم نمايد، سرمايه گذاري انجام شده به هدر خواهد رفت.
محمودگودرزي، مجتبي ابوترابي، مهدي دستي گردي و كاظم دستي گردي (1388) مطالعه اي تحت عنوان ارتباط فرهنگ سازماني با مديريت دانش مديران ستادي سازمان تربيت بدني انجام داده اند. نتايج نشان مي دهد كه بين توليد دانش و انتقال دانش رابطه معني داري وجود دارد و وجود فرهنگ تسهيم دانش و آموزش و يادگيري مستمر مديران، گام موثري در جهت خلق و انتقال دانش و به كارگيري مديريت دانش است.
مصطفي تقوي و حميد شفيع زاده (1388) مطالعه اي تحت عنوان اصول و مباني مديريت دانش انجام داده اند. در اين مقاله ابتدا به تعاريف دانش، مديريت دانش و خاستگاه آن اشاره مي شود و سپس اصول مديريت دانش و نقش فناوري در آن بررسي شده و در نهايت به عوامل موثر در شکست و موفقيت برنامه مديريت دانش پرداخته مي شود.
سيد محمد اعرابي و سعيد موسوي (1388) مطالعه اي تحت عنوان الگوي استراتژيک مديريت دانش براي ارتقاي عملکرد پژوهشگاهها انجام داده اند. فرضيه اصلي اين پژوهش به اين شکل تعريف شده است که هماهنگي بين استراتژيهاي دانش، توليد و توسعه دانش، انتقال دانش و به کارگيري دانش در پژوهشگاهها با توجه به استراتژي کار پژوهشگاهها به ارتقاي عملکرد آنان منجر مي شود. نتيجه نهايي حاکي از تاييد فرضيه اصلي است.
بهارك شيرزاد كبريا و حسين خوش نظر (1388) مطالعه اي تحت عنوان تاثير مديريت دانش بر عملکرد پژوهشي دبيران دوره دبيرستان از ديدگاه مديران شهرستان سقز در سال تحصيلي 89-1388 انجام داده اند. نتايج نشان مي دهد كه بين مديريت دانش و عملكرد پژوهشي دبيران رابطه مسقيم وجود دارد، به طوري كه با افزايش مديريت دانش عملكرد پژوهشي دبيران نيز افزايش مي يابد.

محمد دانشگر و مرضيه احرامي (1388) مطالعه اي تحت عنوان بررسي آمادگي بانك پارسيان براي پياده سازي مديريت دانش بر اساس مدل BKMM انجام داده اند. نتايج نشان مي دهد كه در ساختار سازماني با توجه به وضع نسبتا مطلوب در شاخص هاي پيچيدگي و رسميت گرايي مشاهده مي گردد تمركز زدايي نياز امروز بانك مي باشد. همچنین در این تحقیق پنج عامل تکنولوژی، منایع انسانی،محیط سازمانی، فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی به عنوان عوامل موثر بر آمادگی بانک پارسیان در به کارگیری مدیریت دانش شناسایی و مورد بررسی قرار گرفتند.
كرم اله دانش فرد و سعيد شهابي نيا (1389) مطالعه اي تحت عنوان بررسي رابطه بين فرهنگ سازماني و استقرار مديريت دانش (مطالعه موردي شركت توزيع نيروي برق معاونت اجرايي شمال شرق تهران) انجام داده اند. نتايج نشان داد که وضعيت تيم سازي، مذاكره و گفتگو، ارتباطات، حمايت مديريت عالي و يادگيري در شركت فوق الذكر به گونه اي است كه زمينه لازم براي استقرار مديريت دانش در سازمان را مهيا نمي كند.
محمد جعفر تارخ و نغمه الوندي (1389) مطالعه اي تحت عنوان تدوين راهكار اجرايي سيستم هاي مديريت دانش (مطالعه موردي شركت مشاور مديريت و خدمات ماشيني تامين) انجام داده اند. در اين تحقيق مدل موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي دي لون و مك لين كه داراي مقبوليت فراواني مي باشد به عنوان پايه استفاده گرديده است كه دليل اين انتخاب نزديكي اين مدل به حوزه هاي تحت پوشش مديريت دانش مي باشد.
محمد مراد زاده و همکاران (1388) مطالعه اي تحت عنوان ده عامل موفقیت مدیریت دانش در سازمانها انجام داده اند. هدف از این تحقیق ارائه درکی بهتر از محورهای مهم پیاده سازی نظام مدیریت دانش در یک سازمان است. راهکارهای معرفی شده در این مقاله در 10 محور مهم دسته بندی شده است که کلیات طرح یک سیستم مدیریت دانش را ارائه می‌کند. این 10 محور اصلی شامل: رهبری، فرهنگ سازمانی، فرایندها، دانش آشکار و پنهان، کانونهای دانش، اندازه‌گیری دانش، افراد و مهارتها، اهرمها و تقویت‌کنندگان بازار دانش و زیرساختهای تکنولوژیک است.
علیرضا علی احمدی،فرناز برزین پور و مهران کرمی (1388) مطالعه اي تحت عنوان مقایسه الگوهای بلوغ مدیریت دانش انجام داده اند. با توجه به جایگاه ویژه مدیریت دانش در سازمانهای امروزی و با توجه به این واقعیت که مدیریت دانش در گذر زمان و به شکل تدریجی کامل می شود؛ سازمانها و محققان بسیاری به ارائه الگوهای بلوغ مدیریت دانش پرداخته اند. هر چند که از جنبه های مختلف بر بسیاری از این الگوها ایراداتی وارد شده و بررسی هایی در مورد آنها انجام شده است؛ اما این بررسی ها؛ به طور عمده موردی بوده و در دامنه محدودی از الگوها انجام شده، فاکتورهای محدودی را در نظر داشته و حتی در مواردی نیز تنها به بیان نقاط اشتراک و مشخصه های ظاهری الگو بسنده کرده اند. این در حالی است که به منظور توسعه الگوهای بلوغ، لازم است تا بررسی جامعی روی الگوها صورت گیرد و الزامات توسعه این الگوها درک شود. از این رو در این تحقیق به منظور پوشش این خلا، اطلاعات مربوط به الگوهای مختلف مورد مطالعه عمیق و کیفی قرار گرفته، ضمن ارائه طبقه بندی الگوها بر اساس ویژگی هایی، همچون: میزان انعطاف پذیری، ساختار / توالی بلوغ، تمرکز بر ذی نفعان مختلف و جامعیت در نواحی کلیدی؛ این موارد در غالب سه دسته ویژگی عمومی، ساختاری و کاربردی/ قابلیتی قرار گرفته و موارد مورد اشاره در دسته کاربردی/ قابلیتی به عنوان الزامات کلان الگوهای بلوغ دانش معرفی شده اند. در نهایت با تحلیل نتایج و مقایسه های انجام شده، پیشنهادات و الزاماتی ارائه شده است که می تواند در راستای توسعه الگوهای بلوغ مدیریت دانش راهگشا باشد .
علی گزنی (1386) مطالعه اي تحت عنوان توسعه نظام مدیریت دانش در زیمنس انجام داده اند. در این تحقیق به بررسی جنبه های کاربردی در پیاده سازی پروژه مدیریت دانش در زیمنس پرداخته شده است.
مهدی اقبال سرابی و حسن اسماعیلی (1386) مطالعه اي تحت عنوان مدیریت دانش تجربه ای جدید در شرکت آب و فاضلاب خراسان رضوی انجام داده اند. با تغییر در ساختار شرکت آب و فاضلاب خراسان و جدا شدن گروهی از همکاران و به تبع آن جابجایی و انتقال ایشان تهدیدی در شرکت نمایانگر شد و آن هم انتقال تجربیات کارکنان با انتقال فیزیکی ایشان بود. بدین ترتیب، حرکت به سمت مدیریت دانش به منظور ذخیره آنچه در ذهن پرسنل در طی سالها شکل گرفته و برای سازمان هزینه های کلانی را نیز در بر داشته است آغاز گردید. محقق در این تحقیق با تکیه بر تجربیات شرکت و انطباق آن بر مفاهیم و نظریات علمی به بررسی و اثرات به کارگیری مدیریت دانش پرداخته است.
Chrissie McCracken & Steve Thornton در تحقیقی به ترجمه افسانه محسن زاده در سال(2005)به بررسی نقش عامل انسانی در مدیرت دانش می پردازند.طبق نتایج این تحقیق خلق دانش، فعالیتی انسانی است و به همین دلیل تمامی مزایا و معایب عملکرد بشری را نیز در بر خواهد داشت. راهکارهای فناورانه صرفا اغراقی در تشریح تفاوتهای بین افراد درگیر در یک پروژه هستند. رویکرد ارائه خدمات دانش، ایجاد محیطی است که هم از لحاظ فرهنگی و هم از لحاظ فیزیکی، اشتراک دانش را آسانتر کرده و مورد تشویق قرار دهد و به نیازهای تعریف شده مراجعان و فلسفه و استراتژیهای سازمان توجه شود.
atul gupta & Jason mcdaniel در سال(2002) در تحقیقی به بررسی پیوند حیاتی بین مدیریت دانش در سازمان های معاصر و توسعه یک مزیت رقابتی پایدار پرداخته اند.
Kanagasabapathy & R. Radhakrishnan در تحقیقی دیگر به بررسی عوامل کلیدی موفقیت68 در پیاده سازی سیستم مدیریت دانش می پردازند.جدول زیر خلاصه این عوامل را نشان می دهد.

جدول2-4-عوامل کلیدی موفقیت
ابعاد عوامل کلیدی
مطالعات تحقیقاتی مرتبط
محیط سازمانی باز و قابل اعتماد69
Davenport et al. (1998), Buckman (1999),
فرهنگ70
Greco (1999), Ryan and Prybutok (2001), Wild et al. (2002), Moffett et al. (2003)
تعهد و رهبری مدیریت ارشد71
Davenport et al. (1998), Van Buren (1998), Greco (1999), Dess and Pickens (2000), Ryan and Prybutok (2001), Moffett et al. (2003)
درگیری افراد72
O’Brien and Crauise (1995), McCune (1999), Wilson and Asay (1999), Ryan and Prybutok (2001), Moffett et al. (2003)
آموزش کارکنان73
Greengard (1998), Cohen and Backer (1999), Moffett et al. (2003)
تیم های کاری مورد اعتماد74
Geraint (1998), Greengard (1998), Ryan and Prybutok (2001), Moffett et al. (2003)
توانمند سازی کارکنان75
Ward (1997), Martinez (1998), Ulrich (1998), Duval (1999), Verespej (1999), Moffett et al. (2003)
زیرساختهای سیستم های اطلاعات76
King (1996), Davenport et al. (1998), Greco (1999), Bourdreau and Couillard (1999), Savary (1999), Ryan
and Prybutok (2001), Lee and Hong (2002), Paiva et al. (2002), Wang (2002), Moffett et al. (2003)
سنجش عملکرد77
Martinez (1998), Bassi and Ven Buren (1999), Pearson (1999), Barsky (2000) Moffett et al. (2003)
الگوبرداری78
Davis (1996), Drew (1997), Day and Wendler (1998), O’Dell and Grayson (1998) Moffett et al. (2003)
معماری دانش79
Davenport and Klahr (1998), Buckman (1999), Greco (1999), Hickins (1999), Tynan (1999), Hsieh et al. (2002), Moffett et al. (2003)
Hansen,nohria & Tierney در سال 1999درتحقیقی دریافتند که مشاوران یک روش متحدالشکل را برای مدیریت دانش تعقیب نمی کنند بلکه آنها از دو استراتژی متفاوت در این زمینه استفاده می کنند که عبارتند از: استراتژی کد گذاری و استراتژی شخصی سازی. هانسن، نوریا و تایرنی اقدامات مدیریت دانش را در چندین صنعت مورد مطالعه قرار دادند. در این راستا، آنها کارشان را با مطالعه مدیریت دانش شرکتهای مشاوره ای شروع کردند. زیرا “دانش” سرمایه اصلی مشاوران بوده و این شرکتها در زمره اولین شرکتهایی بودند که به مدیریت دانش توجه کرده و در این زمینه سرمایه گذاریهای کلانی انجام داده بودند. همچنین آنها در بین اولین شرکتهایی بودند که در یک حجم وسیع در پی استفاده از تکنولوژی اطلاعات به منظور تسخیر و گسترش آن برآمده بودند. از سوی دیگر، به نظر محققان فوق، تجارب این شرکتها که در ارتباط با تجارب تمامی شرکتهایی بود که به نیروی انسانی خبره و جریانهای فکری وابسته بودند، می توانست در مورد اینکه چه کارهایی در زمینه مدیریت دانش انجام شده و چه کارهایی انجام نشده آنها را راهنمایی کند.

jennex & olfmanدر تحقیقی در سال(2004) در مدل های موفق مدیریت دانش، به فرهنگ دانش که از تبادل و به کارگیری دانش و حمایت مدیران ارشد شامل تخصیص منابع، رهبری و آموزش پشتیبانی کند، اشاره کرده اند.

بنابراین از آنجایی که تاکنون در رابطه با” شرکت حمل و نقل و خدمات کانتینری دریا گستر کیش”
به عنوان بزرگترین شرکت خدمات دریایی کشور و اصلی ترین و فعال ترین پورت اپراتور در بندر شهید رجایی تحقیقی صورت نگرفته و با توجه به اهمیت مدیریت دانش در این عصر این تحقیق از جایگاه و ضرورت ویژه ای برخوردار می باشد.

2-17-اهمیت حمل و نقل دریایی
 بشر در ابتدا مبادلات كالا به كالا انجام ميداد ولي به دليل عملي نبودن تجارت كالا‌ به كالا و گذشت زمان مبادلات به وسيله يك نوع كالاي رايج انجام شد .(كالاي رايج كالايي بود كه در يك منطقه زياد و حياتي بود مثل گندم كه قابل مبادله با هر نوع كالايي بود)
 كه اين نوع تجارت هم مشكلات خود را داشت كه فساد پذيري، از بين رفتن، مصرف شدن، خورده شدن از جمله آنهاست. بعد از آن بشر به اين نياز

پایان نامه
Previous Entries مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی، تکنولوژی اطلاعات Next Entries امام خمینی، نیروی انسانی، تجارت بین الملل