مدل کسب و کار، چشم انداز سازمان، عملکرد سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

همچنين مفاهيم مربوط به ذينفعان و CSR، قواعد و فرضيات لازم براي طراحي مدل کسب و کار مسئولانه حاصل شده است. همان طور که در جدول (2-5) ديده شد، مباحث و مسائل مربوط به مسئوليت اجتماعي سازمان را نمي توان به تنهايي و به طور جداگانه مورد بحث قرار داد. تا زماني که سازمان ها اين مباحث را با اجزاي مدل کسب و کار خود يکپارچه ننمايند (از ماموريت سازمان گرفته تا ارزش هاي ذينفعان)، قادر به تشکيل يک سازمان مسئول و در عين حال سودآور نخواهند بود.
در اين بخش محقق ابتدا به اين موضوع مي پردازد که چرا واژه ي “مدل کسب و کار مسئولانه”152 را انتخاب کرده است در صورتيکه مي توانست از واژه ي “مدل کسب و کار اجتماعي”153 استفاده نمايد. اندرل154 [134, p. 118] با بررسي و تحليل مفاهيم مختلف ارائه شده براي CSR پيشنهاد مي دهد که: ” واژه ي “مسئوليت اجتماعي سازمان” بايد کنار گذاشته شده و به جاي آن از “مسئوليت سازمان” که شامل وظايف اقتصادي، اجتماعي و محيط زيستي مي باشد، استفاده گردد” [9, p. 261].
وقتي از مسئوليت اجتماعي صحبت مي شود ممکن است مسئوليت سازمان در قبال برخي ذينفعان از جمله سهامداران که بدون حضور و مشارکت آنان سازماني تشکيل نخواهد شد ناديده گرفته شده و يا کمرنگ شود ولي “مسئوليت سازمان” بدون استفاده از واژه ي “اجتماعي” بسيار گسترده تر بوده و تمامي ذينفعان از جمله سهامداران و همچنين جامعه را شامل مي شود. البته برخي محققان به در نظر گرفتن ارزش هاي مشتريان و همچنين سهامداران در تشکيل مباحث و موضوعات مربوط به CSR تاکيد دارند. ورمالن155 [135] پيشنهاد مي دهد که “به جاي بکار بردن واژه ي “مسئوليت اجتماعي” که اين ذهنيت را ايجاد مي کند که يک سازمان بدون CSR غير مسئول است چرا در مورد “موتور سرمايه گذاري اجتماعي” صحبت نکنيم که نشان دهنده ي آن است که شرکت ها به جاي اين که وظايفي به سهامداران خود تحميل کنند که با عدم پذيرش و اجراي آنها، متهم به بي مسئوليتي و بي توجهي نسبت به مسائل جامعه مي شوند، به آنها در خصوص فعاليت هاي مسئولانه حق انتخاب مي دهند.” البته بايد ذکر کرد که اين ديدگاه ورمالن و واژه هاي بکار رفته توسط وي باز هم بر مسئوليت “اجتماعي” سازمان تاکيد دارد ولي مسئوليت ها و رفتار هايي که مورد پذيرش و انتخاب سهامداران بوده و منافع مورد نظر آنان را تهديد ننمايد. کارناني156 [136] نيز معتقد است که “در شرايطي که سود شرکت و سعادت اجتماعي در تضاد با يکديگر قرار دارند، درخواست جهت اجراي CSR غير موثر و ناکارا خواهد بود چرا که مديران علاقه اي به انجام فعاليت هايي که مورد علاقه ي عموم بوده ولي در مقابل علاقمندي هاي سهامداران مي باشند، ندارند.”
در اين پژوهش با توجه به مباحث بيان شده در بالا و بخش هاي مدل کسب و کار و CSR از واژه ي “مدل کسب و کار مسئولانه” استفاده شده است تا بيان گر مدل کسب و کاري باشد که به تمامي ذينفعان، از سهامداران گرفته تا جامعه، توجه نموده و خلق ارزش براي آنان رويکرد اصلي آن مي باشد. با توجه به اين که هدف اساسي مدل کسب و کار افزايش سود بيشتر که خواست اصلي سهامداران است بوده و همچنين هدف اساسي CSR دستيابي به رفاه و سعادت اجتماعي و خلق ارزش براي ذينفعان و در نظر گرفتن منافع آنان مي باشد، يکپارچه کردن مدل کسب و کار و CSR مي تواند تضمين کننده منافع سهامداران از يک سو و ساير ذينفعان از جمله جامعه از سوي ديگر باشد. چارچوب مدل کسب و کار مسئولانه بر اساس علاقمندي ها، مشارکت و همچنين انتظارات ذينفعان طراحي شده است. بر اساس نظر وود و جونز157 [24] ذينفعان بر منباي علاقمندي هاي ويژه ي خود و سطح مشارکت در يک سازمان، انتظاراتي را (که ممکن است اين انتظارات واضح و آشکار و يا ضمني و نا آشکار باشند) در خصوص عملکرد سازماني بنا خواهند کرد که اين علاقمندي ها، مشارکت و انتظارات بيانگر ارتباط سازمان و ذيفعان مي باشد.
از اين پس منظور از واژه ي “ذينفعان” کليه ي افراد و گروه هاي درگير در يک کسب و کار از جمله: مشتريان، سهامداران، تامين کنندگان، کارکنان، مديران، شرکا، سازمان هاي غير دولتي (NGOs)، جامعه، دولت، محيط زيست، نسل هاي آتي،….. مي باشد. در حقيقت مي توان اين طور بيان کرد که در مدل کسب و کار مسئولانه گروه هاي مختلف از يکديگر تفکيک نشده و چه سهامداران، چه جامعه و حتي نسل هاي آتي جزء ذينفعان بوده و سازمان نسبت به تمامي آنها مسئول است. چارچوب مدل کسب و کار مسئولانه در شکل (4-1) ارائه شده است.
همان طور که در شکل ديده مي شود ذينفعان در مرکز مدل کسب و کار مسئولانه قرار دارند و نحوه ي ارتباط آنان با سازمان، بازده و نتايج حاصل از فعاليت هاي سازمان را شکل مي دهد. آنچه مفهوم کسب و کار را مشخص مي کند علاقمندي هاي تمام ذينفعان است که يکي از اين ذيفنعان جامعه مي باشد. ماموريت سازمان، چشم انداز سازمان، استراتژي ها و تمام اجزاي مفهوم کسب و کار بايد با توجه به علاقمندي هاي ذينفعان شکل گيرد. پس از اينکه مفهوم کسب و کار بر اساس علاقمندي هاي ذينفعان شکل گرفت، هر ذينفع بر اساس مفهوم کسب و کار و استراتژي هاي تعيين شده در فعاليت هاي سازمان مشارکت مي کند.

شکل (4-1): چارچوب مدل کسب و کار مسئولانه

4-1-5-1)علاقمندي ذينفعان
علاقمندي ها تعيين کننده ي عوامل و روش هاي ايجاد کننده ي ارزش هاي مورد نظر ذينفعان مي باشند. با توجه به اينکه ذينفعان مختلف نگرش ها و رويکردهاي مختلفي به فعاليت هاي يک سازمان دارند، علاقمندي هاي مختلفي نيز خواهند داشت. گاهي اين علاقمندي ها با يکديگر در تقابل و تضاد قرار مي گيرند و ساده ترين راهي که يک سازمان براي از بين بردن اين تضاد مي تواند در پيش گيرد حذف ذينفعي است که از زاويه ديد سازمان منفعت کمتري دارد و يا قدرت مقابله با سازمان را ندارد. اين سبک و سنگين کردن ذينفعان براي انتخاب رابطه ي جايگزيني نام دارد که محققان و پژوهشگران مختلفي به آن پرداخته اند.
فريمن [20] با رد رابطه ي جايگزيني معتقد است مديران به جاي توجه به اين رابطه و حذف يک ذينفع و يا ناديده گرفتن علاقمندي هاي آن به نفع ذينفع ديگر بايد بر نوآوري تمرکز نمايند و از طريق خلق محصولات و يا روش هاي جديد با استفاده از علاقمندي هاي مشترک تمام ذينفعان کليدي بيشترين ارزش ممکن را براي سازمان و ذينفعان فراهم نمايد.
با توجه به اين که بحث اصلي اين تحقيق مسئوليت سازمان در قبال ذينفعان مي باشد، توجه به مبحث علاقمندي هاي ذينفعان از اهميت بالايي برخوردار است. بنا به نظر ناسي [21]براي تعيين وظايف اخلاقي سازمان در قبال ذينفعان، درک علاقمندي هاي هر ذينفع ضروري است. رويکرد اين تحقيق آن است که براي تعيين کليه ي وظايف سازمان در قبال ذينفعان که بنا به چارچوب شوارتز و کرول [25] شامل وظايف اقتصادي، اخلاقي و قانوني مي باشد، بايد درک و شناخت مناسبي از علاقمندي ها وجود داشته باشد. در واقع مي توان اين گونه بيان کرد که علاقمندي هاي ذينفعان نمايانگر مسئوليت هايي است که سازمان در قبال ذينفعان و همچنين ذينفعان در قبال يکديگر دارند.
با توجه به نقش و اهميت ذينفعان در مسئوليت هاي سازمان، ما نمي توانيم ذينفعان را از اين چارچوب حذف کرده و آنها را ناديده بگيريم هرچند که ممکن است علاقمندي هاي آنها نسبت به CSR با يکديگر در تضاد و تقابل باشد. به طور مثال محققاني چون بارني و رابين158 و همچنين گاس و روبرتز[137,138] 159 به اين نکته اشاره دارند که برخي از مديران براي افزايش اعتبار و شهرت خود به عنوان نمايندگان مسئول و پاسخگوي سازمان به افزايش سرمايه گذاري در CSR مي پردازند و اين در حالي است که اين سرمايه گذاري به هزينه ي سهامداران انجام مي شود. وقتي علاقمندي ذينفعان با مفهوم کسب و کار يکپارچه گشته و در واقع مفهوم کسب و کار بر اساس علاقمندي هاي ذينفعان تعريف و مشخص شود استراتژي هاي سازمان بر اساس سود سازمان که تضمين کننده ي سود سهامداران است از يک سو و سود ساير ذينفعان از سوي ديگر تدوين و تحليل خواهند شد. اين هنر و توانايي رهبران است تا خواسته ها و علاقمندي هاي ذينفعان مختلف را متعادل نموده و استراتژي هاي سازمان را در همين جهت تعيين و مشخص نمايند. “دستور العمل CSR به طور قابل وضوحي درباره ي تصميمات استراتژيک بوده و رهبران کسب و کارهاي مختلف بايد به اين درايت و هوشمندي دست يابند که در کدام بخش هاي CSR سرمايه گذاري کنند تا ذينفعان مختلف را راضي و متقاعد نمايند” [65,108,139].
ارتباطات بين ذينفعان مختلف همراه با شفافيت و صداقت سازمان مي تواند يک روش موثر در ايجاد تعادل و جلب رضايت ذينفعان بوده و آنها را براي مشارکت در فرآيند هاي خلق ارزش برانگيخته و انگيزه ي لازم را در آنان ايجاد نمايد. سازمان ها بايد به خلق ارتباطات هماهنگ و هارمونيک به صورت خلاقانه اقدام نمايند تا حداکثر ارزش خلق شود.
براي شناخت و درک حوزه ي هاي مورد علاقه ي ذينفعان، سازمان ها بايد تمام اين حوزه ها را شناسايي و طبقه بندي نموده و در مورد آنها با ذينفعان خود به بحث و تبادل نظر بپردازند. اين حوزه ها مي توانند به مواردي چون: انرژي، آلودگي هاي مختلف محيط زيستي، تعليم و تربيت، شرايط کاري، بيکاري، بهداشت و امنيت، افراد ناتوان و معلول، اخلاق کسب و کار و …. مربوط شوند.

4-1-5-2) مشارکت ذينفعان
مشارکت ذينفعان را مي توان در يک حالت بسيار عمومي بدين صورت تعريف کرد: “فرآيند مداخله افراد و گروه هايي که بر سازمان تاثير گذاشته يا از آن تاثير مي پذيرند” و اين مداخله از طريق ذينفعاني که به سازمان نزديک بوده و منابع آن را تامين مي کنند مانند سهامداران، کارکنان، مشتريان و تامين کنندگان و همچنين ذينفعان با فاصله ي دورتر که در بخش هاي اجتماعي يا سياسي مربوط فعاليت دارند مانند سازمان هاي غير دولتي، گروه هاي فعال و انجمن هاي محلي، انجام مي شود [22]. گرين وود مشارکت ذينفعان را به عنوان شيوه هايي که سازمان بکار مي گيرد تا ذينفعان اش را به شکل مثبتي در فعاليت هاي سازمان درگير نمايد تعريف کرده است و معتقد است هرچه سازمان با ذينفعان اش مشارکت بيشتري داشته باشد نسبت به آنها مسئول تر و پاسخگو تر خواهد بود .[23]
تعريف محقق از مشارکت ذينفعان آن است که کليه ي فعاليت هايي که ذينفعان بر اساس علاقمندي هايشان و در ارتباط و همکاري با سازمان و همچنين ساير ذينفعان انجام مي دهند تا به خلق ارزش بپردازند.
زماني که علاقمندي هاي ذينفعان، تشخيص داده شده و مفهوم کسب و کار (و بخصوص انتخاب هاي استراتژيک) بر اساس آنها تعريف و مشخص شد، سازمان نيازمند مشارکت ذينفعان خواهد بود.
علاقمندي هاي ذينفعان و پس از آن مشارکت آنان قابليت هاي مورد نياز براي اجراي استراتژي هاي سازمان را مشخص خواهند نمود. منابع و فرآيند ها بايد براي دستيابي به انتظارات ذينفعان و همچنين اهداف سازمان تهيه و آماده شوند. کريستين راينينگ – تونسن160 [140] در مصاحبه اي با مجله ي MIT Sloan Management Review (August, 2011) چنين بيان مي کند: “اگر من استراتژي هاي خوب، ارتباطات خوب و مديران خوب داشته باشم مي توانم سرمايه ي مورد نياز را بدست آورم. امروز شما نمي توانيد ابتدا سرمايه فراهم کنيد و سپس داستان کسب و کار خود را بنويسيد. داستان سرمايه گذاران بسيار مهم است. اگر اين داستان به اندازه ي کافي خوب باشد شما مي توانيد سرمايه حاصل کنيد.”

4-1-5-3) انتظارات ذينفعان
مي توان انتظارات ذينفعان را تعيين کننده ارزش هايي دانست که حاصل علاقمندي ها و مشارکت ذينفعان در سازمان است. پس از اينکه علاقمندي ها عوامل و روش هاي خلق ارزش را مشخص نموده و مشارکت ذينفعان اين عوامل و روش ها را فراهم و اجرا نمود، ارزش هاي خلق شده بايد مرتفع کننده ي انتظارات ذينفعان باشند تا آنان براي مشارکت هاي بعدي انگيزه ي لازم را داشته باشند.
در

پایان نامه
Previous Entries مدل کسب و کار، ارزش سهام، سود سهام Next Entries مدل کسب و کار، تضاد و تقابل