قرائات سبعه، زبان فرانسه، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

دانشگاه ديگر به عنوان استاد مهمان تدريس كرد و در سال‌هاي (1985-1987) در دانشگاه سازمان ملل متحد در توكيو مشاور آموزشي بود.286
حسن حنفي وقتي در دبيرستان خليل آقا دانش آموز بود (1948) با تفكر و فعاليت هاي اخوان المسلمين آشنا شد.در تابستان 1952 رسماً به اخوان المسلمين پيوست و در زمان دانشجويي در دانشگاه قاهره (1952-1956) در جنبش اخوان المسلمين به طور فعال مشاركت كرد.دغدغه خاطر اصلي حنفي بازگشت به سنت و ميراث اسلامي در پرتو بازسازي و نوسازي علوم اسلامي است و در صدد است تا با اين كار علوم كهن اسلامي را بروز و مطابق اقتضائات دوران جديد بسازد.و استقلال و هويت اسلامي را در برابر غرب اعلام كند.او نام سنت و نوسازي (التراث و التجديد) را بر پروژه خود مي‌نهد و سه جبهه براي آن قائل مي‌شود‌: 1ـ بازسازي سنت كهن 2ـ بازانديشي در بنيان انديشه غربي 3ـ نظريه پردازي مستقيم در خصوص واقعيت‌هاي خارجي امت عرب مسلمان.
آثار و تأليفات حنفي‌،وي آثار خود را در سه سطح تقسيم بندي مي‌كند:
الف ـسطح علمي و تخصصي
1ـ التراث و التجديد ؛2ـ من العقيدة إلي الثورة؛3ـ مقدمة في علم الاستغراب
ب ـ سطح فرهنگي
1ـ قضايا معاصرة در دو جلد: الف) في فكرنا المعاصر؛ ب) في فكرنا الغربي المعاصر؛ 2ـ دراسات اسلامية ؛ 3ـ دراسات
ج ـ سطح عمومي و نوشته‌ها براي مردم
1 ـ اليسار الاسلامية ؛2ـ الدين و الثورة في مصر (8 جلد) ؛3ـ هموم الفكر و الوطن (2 جلد).
در ميان سه جريان فكري رايج در مصر كه عبارتند از: راست ديني (غير دولتي)‌‌‌،چپ اسلامي و چپ سكولار‌‌‌،وي نماينده چپ اسلامي است. ليكن خود معتقد است كه از ابتدا در نامگذاري اين جريان كه مربوطه به اوست اشتباه رخ داده است و خود نام “التراث و التجديد” (سنت و نوسازي) را روي اين جريان مي گذارد.”اسم اين جريان در سطح علمي و نزد خواص التراث و التجديد است و در سطح مردم و نزد عوام اليسار الاسلامي”.
چپ اسلامي تريبوني است كه سنت و نوسازي در آن كاركردهاي سياسي‌اش را در جهت بسيج توده‌ها منعكس مي‌كند.”.دليل اينكه وي به اين دليل نام سنت و نوسازي را برگزيده است كه مي‌خواهد در پرتو سنت و ميراث اسلامي به بازسازي و نوسازي علوم اسلامي بپردازد. در مورد زمان شكل‌گيري اين جريان چنين مي‌گويد: “چپ اسلامي در 1980 بعد از انقلاب اسلامي در ايران (1979) و بعد از بيشتر شدن اطمينان به توانايي هاي انقلاب اسلامي و كمي قبل از حادثه تريبون در مصر به‌وجود آمد.”287
او چپ اسلامي را ادامه و مكمل اولين حركات اسلامي در تاريخ معاصر مي‌داند كه به اوضاع مسلمانان و نيازهاي سياسي و اجتماعي شان توجه كرده اند.منظور او از اين حركات‌‌‌،جنبش سيد جمال و عبده در بيداري اسلامي است. او به اين مطلب اشاره مي‌كند تا تأكيدي باشد بر اين‌كه اين جريان داراي سابقه و پشتوانه قابل توجهي است و آن‌گونه كه عده‌اي درباره آن مي‌گويند بدعت در حركات اسلامي نيست. حنفي معتقد است “با وجود اين‌كه در قرآن بر وحدت اسلامي تأكيد شده است ليكن چنين وحدتي وجود ندارد و چپ اسلامي به همين تمايز ميان طبقات جامعه اسلامي از اغنياء و فقرا توجه دارد.تمايز طبقه حاكم و محكوم و سيطره طبقه اول و در اين ميان چپ اسلامي از طبقه دوم دفاع مي‌كند.”
او همچنين چپ اسلامي را نتيجه حتمي پيروزي بزرگ انقلاب اسلامي در ايران مي‌داند كه چگونه ملت توانست در مقابل تمام قواي رژيم مستبد شاه ايستاده و با نيروي “الله اكبر قاصم الجبارين” و با شعار “فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجراً عظيماً” پيروز شود.در نهايت در مورد اين جريان مي‌گويد: “چپ اسلامي هم چنين تحول اصلاح ديني است كه در دويست سال اخير آغاز كرده‌ايم و فقط در سطح مقابله و برخورد با مخاطرات زمان يعني استعمار و سرمايه داري و… نيست‌‌‌،آن‌طور كه نزد افغاني بوده؛ بلكه علاوه بر آن در سطح اعاده بناي فكر ديني و اصلاح آن نيز مي‌باشد.و براي اولين بار بعد از ابن رشد در فلسفه و معتزله در اصول دين و شاطبي در اصول فقه و ابن خلدون در تاريخ و ابن تيميه در فقه‌‌‌،به بازسازي صياغ فكر ديني پرداخته‌ايم و اين كار را با دوري جستن از اشاعره كه تفكر رسمي (در مصر) و رايجي كه آميخته با تصوف هم هست‌‌‌،آغاز كرده‌ايم و به معتزله نزديك شده‌ايم؛ همچون محمد‌عبده كه معتقد استعقل قادر بر ادراك است و به استقلال اراده در رفتـار و سلـوك آدمـي ايمـان داشتـه و انسان را با عقلش قادر بر شناخت معرفت و با اراده‌اش قادر بر انجام افعال خود مي‌داند.لذا چپ اسلامي موافق با اصول خمسه معتزله آراء خود را شكل مي‌دهد.”288
در ميان متفکران معاصر مسلمان‌،دکتر حسن حنفي جايگاه ويژه‌اي دارد. او در مباحث خود شيوه‌اي خاص را دنبال مي‌کند و عمق مطالعاتش در دستگاه سنت‌،پشتوانه‌اي شده است تا بتواند آنچه را در دکترين جديد بيان مي‌کند‌،محکم و مستقل به نظر آيد.289
او خواهان بازگشت به سنت اسلام به منظور بازسازي و نوسازي علوم اسلامي است. از همين رو کار خود را بر روي اين علوم و تطبيق آن با مقتضيات زمان متمرکز کرده است.
حسن حنفي معتقد به هويت اسلامي و استقلال کامل آن از سنت فرهنگيغرب است. کارهاي علمي او را مي‌توان در بازسازي سنت‌،بازانديشي بنيان انديشه غرب ونظريه‌پردازي‌هاي جديد‌،خلاصه کرد.
حسن حنفي با بازخواني “علم کلام” بر اين باور است که “توحيد” را بايد از دايره صرف اعتقاد خارج و کارکرد آن را در ميدان عمل روشن ساخت. حنفي توحيد اسلامي را با نگاهي متفاوت از ساير اديان قرائت مي‌کند. او معتقد است توحيد در اسلام‌،با دستگاه خرد‌،قابل تعريف است‌،در حالي که تثليث در مسيحيت‌،امري رمزآلود و نهفته در عالم غيب است و ارتباطي با دنياي خرد ندارد. او مي‌گويد‌: توحيد در انديشه اسلامي در پيوند با ذات انسان است و حامل پيام در يگانگي “سخن و عمل”‌،و دوري از نفاق و رياکاري. توحيد يعني آزادگي و جامعه توحيدي ؛ جامعه اي است که کاستن از اختلافات طبقاتي را دنبال مي‌کند. از نگاه او توحيد در نظام جهاني هم معني دارد و پيام مخالفت با نژادپرستي و کاستن از فاصله بين قوي و ضعيف و به ميدان آوردن گروه‌هاي به حاشيه رانده شده را همراه دارد.
دکتر حنفي به مباحث سنت و نوگرايي يا مدرنيته توجه ويژه دارد. او در 1980 ميلادي نوشتاري راتحت عنوان “التراث و التجديد‌: موقفنا من التراث القديم” منتشر کرد و با کتاب”من العقيدة الي الثورة” به بازخواني سنت در سال 1988 ميلادي روي آورد. او کتاب “مقدمة في علم الاستغراب” را هم به منظور نقد سنت در غرب نگاشت.290
حسن حنفي از معدود نوانديشان عرب است که با انديشه انقلاب اسلامي ايران در سال‌هاي نخست آن آشنا شد. او آنگاه که در اروپا به سر مي برد‌،با زنده ياد دکتر علي شريعتي از نزديک آشنايي و دوستي برقرار کرد. در روزهاي نخست انقلاب اسلامي هم براي آشنايي با دستگاه فکري امام خميني توجه خود را معطوف به مباحث ايشان در ارتباط باولايت فقيه و حکومت اسلامي کرد.
طه حسين
طه حسين نويسنده توانا و جنجالي مصر در سال 1889 ميلادي در يكي از روستاهاي مصر متولد شد. او كه هفتمين فرزند خانواده اش بود، در سه سالگي قدرت بينايي‌اش را از دست داد اما خداوند به او هوش و استعدادي وافر اعطا كرد كه همين هوش او را زبانزد خاص و عام كرد. پدر “طه حسين” طبق سنت آن روزگار، فرزندش را براي تعليم قرآن به مكتب‌خانه روستا فرستاد تا كودكش اصول قرائت قرآن را بياموزد. او كه كارمند دون پايه يك شركت كشاورزي بود، در مدت زمان كوتاهي ديد كه پسر نابينايش توانسته كه قرآن را از حفظ كند. خود طه در اين مورد در كتاب “الايام” (آن روزها) كه توسط “حسين خديو جم” به زيبايي هر چه تمام‌تر به فارسي ترجمه شده است چنين مي نويسد: “آن روزها كه من پسربچه‌اي‌ بيش نبودم و از قدرت بينايي هم محروم بودم‌، به همراه پدربزرگم در ايوان خانه‌مان مي‌نشستم‌، او با صداي بلند قرآن‌، ادعيه و اشعار قديمي ادبيات عرب را برايم مي‌خواند، من هم با جان و دل گوش فرا مي دادم و طولي نكشيد كه در مدت زمان كوتاهي آن‌هارا از حفظ كردم.”291
طه حسين در سن 14 سالگي تمامي محفوظات كودكي‌اش به كمكش آمد و توانست در آزمون ورودي الازهر قبول شود و با برادرش به فراگيري علوم ديني و زبان بيگانه پرداخت .
شيخ المرصفي يكي از برجسته‌ترين اساتيد الازهر وقتي به استعداد طه حسين پي برد، به او پيشنهاد كرد تا از درياي ادبيات كهن زبان عربي از جمله كتاب “الكامل” مبرد و حماسه “ابي” تمام استفاده را ببرد. او نيز پند استاد را با جان و دل پذيرفته و شروع به مطالعه و تعمق پيرامون نوشته‌هاي اين دو كتاب برجسته كرد.در ساعات فراغت‌، او به محضر يكي از اساتيد الازهر كه به زبان فرانسه تسلط كامل داشت مي رود تا از او اين زبان را بياموزد.
او چند سال پياپي در روزهاي يكشنبه قصه‌هاي خلاصه شده ادبيات فرانسه و در روزهاي چهارشنبه مباحثي در مورد شعر عربي را در روزنامه “السياسة” به چاپ مي‌رساند كه اتفاقا هواداران بي‌شماري داشت .
به هر روي طه حسين در سال 1950 به عنوان وزير آموزش و پرورش مصر منصوب شد. شعار او آموزش رايگان همچون آب و نان و هوا بود. وي آموزش را براي همه افراد جامعه امري ضروري و غيرقابل اجتناب توصيف مي‌كرد.292
طه حسين در سال 1959 بخاطر تلاش‌هاي ادبي‌اش موفق به دريافت جايزه ملي مصر شد. او در سال 1973 چشم از جهان فرو بست .
طه حسين‌، اين نويسنده سرشناس مصري كتاب‌هاي زيادي در زمينه‌هاي گوناگون از جمله ادبيات‌، علوم سياسي و تاريخ دارد. او همچنين كتاب‌هاي معروف فرانسه از جمله “اندر روماك” اثر زاسين‌، روح تربيت لوبون را به زبان عربي ترجمه و منتشر كرد.
از كتاب‌هاي تاليفي او مي توان به “احلام شهرزاد”‌، “شجرة الئبوس”‌، “المعذبون في‌الارض”‌، “الايام”‌، “مرآة الاسلام”و “علي بن ابي طالب” اشاره كرد.293
به سبب افکار خويش در سال 1908 از الازهر اخراج شد 294و به دانشگاه مصر که جديداً تاسيس شده بود‌،وارد شد‌،در سال 1914 اولين دکتراي خويش را از دانشگاه مصر اخذ نمود و تز دکترايش در مورد ابوالعلاء بود‌،سپس براي تحصيل و اخذ دکتراي دوم خود به فرانسه رفت و با اميل دورکيم آشنا شد و دکتراي خود را درباره نظريات اجتماعي ابن خلدون نوشت. در سال 1919 به مصر بازگشت و در دانشگاه مصر مشغول تدريس تاريخ يونان و روم گرديد و در اين سال‌ها به سبب دلشيفتگي خويش به تمدن يوناني و اين که آن را پايه‌گذار تمدن جديد غربي مي‌دانست به نگاشتن کتاب‌هايي درباره يونان پرداخت تا جوانان و انديشمندان مسلمان راه‌هاي پيشرفت غرب را فرا بگيرند. در سال 1926 کتاب “في الشعر الجاهلي” را نوشت که موجب بروز اعتراضات شديدي شد و رديه‌هاي فراواني بر عليه آن نگاشته شد و در نهايت نويسده و کتاب محاکمه شدند و او از دانشگاه اخراج شد و کتاب نيز معدوم گرديد. در سال 1927 برخي از مطالب کتاب را حذف نموده و با نام “في الادب الجاهلي” به چاپ رسانيد.
طه حسين در کتاب في الشعر الجاهلي به انکار وجود حضرت ابراهيم و اسماعيل پرداخته و چنين مي‌نويسد295‌:‌ تورات و قرآن هستند که در مورد ابراهيم و اسماعيل داستان‌هايي را روايت مي‌کنند‌،ولي وجود اين دو اسم در دو کتاب قرآن و تورات براي اثبات وجود ايشان کافي نيست چه برسد به داستان هجرت هاجر و اسماعيل به مکه و در ادامه مي‌نويسد که هجرت ابراهيم واسماعيل به مکه از حيله‌هاي قريش بوده که مي‌خواستند از نظر سياسي و اقتصادي از اين داستان بهره‌برداري نمايند و ورود اين داستان در قرآن براي ايجاد رابطه و نزديکي با يهود است.
او معتقد بود که قرآن صادق‌ترين آيينه‌اي است که عصر جاهليت را به ما نشان مي‌دهد 296و ما در کنار شعر و ادب جاهلي بايد از قرآن نيز براي مطالعه دوران جاهليت استفاده نماييم.
در خصوص قرآن و قرائات سبعه نيز او معتقد است که اين قرائات بر اساس تفاوت لهجه قبايل عرب شکل گرفته که اين مطلب را عقل ادراک نموه و نقل نيز تاييد مي کند.297
در خصوص ايمان عمر بن خطاب نيز طه حسين ترديد نموده و ايمان وي را به سبب تعصب قريشي قلمداد نموده و روايتي را در اين خصوص نقل مي کند298.
طه حسين کتابي با نام “من بعيد” دارد که در آن

پایان نامه
Previous Entries خاورشناسان، کانون توجه، نزول قرآن Next Entries حسن و قبح