فرهنگ جوانان

دانلود پایان نامه ارشد

ي ديگر از مطالعات، عدم صداقتعلمي را مفهومي وسيعتر از تقلب در نظر گرفتهاند و تقلب را يکي از انواع عدم صداقتعلمي ميدانند (نگاه کنيد به: سادلماير، 2005؛ کلُزبليکر38، 2007: 26-27؛ وايتلي و اسپيگل39، 2002: 17-16؛ آکبولوت40 و همکاران، 2008: 464). در همهي انواع رفتارهاي مربوط به عدم صداقت علمي که در پژوهشها، آييننامهها و مقررات دانشگاهها از آن نام برده شده و يا نزد اعضاي هيأت علمي، پژوهشگران و دانشجويان ارائه ميشود و يا جامعه آن را خلاف ارزشهاي اخلاقي ميداند، عمل “تقلبکردن41” را ذيل مفهوم و تعريفي که لغتنامهها عرضه ميکنند، ميتوان مشاهده کرد. به عنوان نمونه در فرهنگ آنلاين مريام- وبستر42 تقلبکردن تحت عنوان: “شکستن يک قاعده يا قانون که معمولا براي به دستآوردن چيزي انجام ميشود”، “نقض قوانين از روي بيصداقتي” تعريف شدهاست (وبستر، 2014). در همه رفتارهاي مربوط به تقلبعلمي، افراد به گونهاي از فريب و نيرنگ متوسل ميشوند. با اين اوصاف، دو اصطلاح عدم صداقت علمي و تقلب علمي ميتوانند به يک معني به کار برده شوند43. علاوه بر اين هاگس و مککيب (2006: 50) از يک اصطلاح سوم يعني سوء رفتار علمي نيز نام ميبرند و اظهار ميکنند که اصطلاحات عدمصداقت علمي و سوءرفتار علمي در اشاره به طيف وسيعي از رفتارهاي غير اخلاقي است که برخي از دانشجويان براي کامل کردن کار علميشان در آن درگير مي شوند و اين دو اصطلاح غالبا به جاي يکديگر به کار ميروند.
هدف از تقلب به دستآوردن يک مزيت شخصي در يک موقعيت خاص است. بيشتر مطالعات دربارهي اعمال غيرصادقانه در محيط علمي، تعريف تقلب را مطابق به دست آوردن يک مزيت غيرمنصفانه44 به وسيلهي فريب يا سرپيچي از قانون و تخطي از سياستهاي نهادي درصداقت و تخطي از قوانين و مقررات در يک محيط دانشگاهي تعريف کردهاند (بلُدگود و همکاران45، 2008؛ تورن-فيگوئروا46، 2010: 26). برخي از نويسندگان تقلب را به عنوان تخطي از نقشها يا انتظارات براي اعمال يا وظايف علمي خاصي تعريف ميکنند (مارسدن، 2008: 9). همچنين تقلب را به عنوان اعمال يا تلاشهاي فريبآميز ِ47 يک دانشجو براي استفاده از وسايل ممنوعه يا غير قابل قبول در هر کار علمي تعريف کردهاند (تورن-فيگوئروا، 2010). به نظر تاس48 (2010: 441) تقلب ميتواند شامل ارائه نادرست49 افراد از دانش خودشان يا نشاندادنِ خود به عنوان يک فرد دارايِ دانش به گونهاي فريبکارانه، تعريف شود.
در بسياري از پژوهشهاي انجام شده، تقلب به عنوان رفتاري غيراخلاقي همراه با قصد و نيت قبلي تعريف شدهاست (تورنفيگوئروا، 2010). طبق نظر کلنرود50 (2009: 507) “تقلب بدون شک يک پديده وابسته به اخلاق51 است”؛ از اينرو دستهاي از تعاريف در عدم صداقت علمي بر بعد اخلاقي متمرکز شدهاند. در وسيعترين سطح، عدم صداقت علمي به عنوان يک “رفتار غير اخلاقي52” تعريف ميشود (مارسدن، 2008). تقلب رفتاري را نشان ميدهد که از “هنجارهاي اخلاقي” دور ميشود و بطور فريبآميزي در تلاش براي به دستآوردن چيزهاي با ارزش، از قوانين تخلف ميشود (بلُدگود و همکاران، 2008). مطالعات ديگر، پديده تقلب علمي را به عنوان يک تضاد بين فرهنگ جوانان و هنجارهاي سيستم آموزشي يا به عنوان نشانهاي از فرهنگهاي متفاوت در برنامههاي آموزشي متفاوت تلقي ميکنند (کلنرود، 2009: 507). با توجه به توضيحات فوق ميتوان گفت رفتارهاي غيراخلاقي، فريبکارانه و خلافقانون در يک محيط آموزشي محور تعريف تقلب علمي را تشکيل مي‌دهند.
1-1-2- نوعشناسي تقلب علمي
تقلب علمي طيف وسيعي از رفتارها را در برميگيرد. بسياري از تحقيقات عدم صداقت علمي را شامل همهي رفتارهاي نادرستي که در فضاي آموزشي رخ ميدهند، دانستهاند؛ رفتارهايي که دامنهي آن، استفاده از يادداشتهاي پنهاني53 (برگه تقلب) تا وانمودکردن به بيماري را در بر ميگيرد. برخي ديگر از تحقيقات نيز فهم عدم صداقت علمي را به تقلب در امتحان، کپي کردن تکاليف يا کارهاي کلاسي از روي دانشجويان ديگر و سرقت علمي محدود کردهاند. مساله تعريف رفتارهاي مربوط به عدم صداقت علمي هنگامي گيجکننده ميشود که استادان و دانشجويان وقتي دربارهي عدم صداقت علمي صحبت ميکنند، معاني متفاوتي را از آن مراد ميکنند. اگر چه دانشجويان و استادان اذعان دارند که تقلب علمي يک مشکل اساسي در نهادهاي آموزشي است؛ اما در اينکه چه چيزي تقلب است و چه چيزي تقلب نيست، توافق نظر ندارند (بُيسِن، 2007: 5). گاهي ممکن است دانشجويان درستکار درباره چيزي که عمل نادرستي هست يا نه، دچار سردرگمي شوند و سهوا پا را از حدود خود فراتر نهاده و مرتکب رفتارهاي متقلبانه شوند (مارسدن، 2008). مککيب و همکاران (2006: 181)، مارسدن و همکاران (2005: 2) عدمصداقت يا تقلبعلمي را شامل رفتارهاي مختلفي دانستهاند و آن را به دو دستهي تقلب مربوط به آزمونها و تقلب در کارهاي مکتوب تقسيم کردهاند.
1-1-2-1- تقلب در آزمونها
اگر چه سيزک (1999) تقلب امتحاني را به عنوان تخطي از قانون تعريف ميکند (به نقل از مارسدن، 2008: 12)، معمولاً تقلب امتحاني در مطالعات تعريف نميشود؛ بلکه بيشتر بر اساس رفتارهاي خاصي که به‌وسيله‌ي محققان بررسي شدهاست توصيف مي‌شود؛ همانطور که بسياري از مطالعات گويههايي را در ارتباط با استفاده نابهجاي تکنولوژي در هنگام برگزاري امتحان به کار بردهاند. براي مثال، هاردينگ (2000) گويههاي مککيب و باورس را درباره يادداشتهاي پنهاني، با پرسيدن اين سؤال که ” آيا به منظور تقلب در امتحان، اطلاعاتي را در يک ماشين‌حساب يا پي دي اي54 ذخيره کردهاند؟” به کار بردهاست (به نقل از مارسدن، 2008: 13-12). مککيب و همکاران (2006: 181) رفتارهاي متقلبانهاي را که مربوط به امتحانات و آزمونها ميباشند، شامل اين موارد ذکر کردهاند: 1- کپي کردن از اوراق امتحاني دانشجويانِ ديگر در طول يک امتحان؛ با اجازه يا بدون اجازه آنها. 2- استفاده از يادداشتهاي پنهاني. 3- کمک کردن به شخص ديگري براي تقلب کردن در امتحان.
1-1-2-2- تقلب در تکاليف درسي و پژوهشي
به منظور استمرار فرايند آموزش در خارج از محيط علميِ دانشگاه، دانشجويان موظفاند که فعاليتهايي را به عنوان وظايف پژوهشي شامل کارنوشتهاي درسي، پاسخ به يک سؤال مشخص، ارائه گزارش يک تحقيق يا آزمايش، انجام داده و نتايج آن را به کلاس ارائه کنند. دانشجويان نياز دارند آنچه را خواندهاند ياد بگيرند و تحليل کنند و به روشني آن را توضيح دهند. وظايف پژوهشي به دانشجويان کمک ميکند که يک مسئله را تدوين نموده، اطلاعات مورد نياز خود را بشناسند و اطلاعات مربوطه را ارزيابي و سازماندهي کنند. در نهايت اينکه آنها بايد روند پژوهش و آنچه را که آموختهاند منعکس کنند (لاثراپ و فاس55، 2005: 164). بسياري از دانشجويان تکاليف درسي و پژوهشي خود را مطابق با آنچه از آنها خواسته شده انجام نميدهند و در انجام آن مرتکب تقلب ميشوند. اصطلاح تقلب در تکاليف درسي و سرقت علمي اغلب به جاي يکديگر استفاده ميشوند؛ اما با وجود ارتباط بين آنها اين دو سازه هميشه مترادف هم نيستند. کپيکردن کار از دانشجويان ديگر بايد فراتر از همکاريهاي غيرمجاز، به عنوان سرقت ادبي بازتعريف شوند. اصطلاح تقلب در وظايف درسي، طيف وسيعي از رفتارها از مستندسازي و بازخوانيهاي56 درهم ريخته تا فريبکاري عمدي و آشکار را در بر ميگيرد ( مارسدن: 2008). تقلب در تکاليف درسي ميتواند سرقت ادبي باشد و سرقت ادبي هم نيز ميتواند تقلب در تکاليف محسوب شود؛ البته نه هميشه. گرايش به تعريف همهي اشکالِ تقلب در تکاليف درسي، به عنوان سرقت ادبي، ميتواند مشکلات بزرگي را براي دانشگاهيان و سياستگذاران که نقششان نشاندادن مشکلات علمي در دانشگاههاست، ايجاد کند (همان: 2008). تقلب درمطالب پژوهشي و تکاليف درسي علاوه بر سرقتعلمي، اعمال متقلبانهي ديگري را نيز در برميگيرد. مککيب و همکاران ( 2006: 181) رفتارهاي مربوط به کارنوشت درسي را شامل 1- سرقتعلمي، 2- همکاري در تکاليفي که به طور خاص براي کار انفرادي خواسته شده باشد، 3- کپي کردن يا چسباندن چند جمله از يک منبع مکتوب يا اينترنتي بدون استناد به آن منبع 4- جعل يا تحريف منابع و مراجع، 5- ارائه کاري که به ‌وسيله‌ي شخص ديگري انجام گرفته است، 5- ارائه کمکهاي غير مجاز به کسي روي تکاليف درسي و 6. ارائه يک مقاله دانلود شده از يک وب‌سايت؛ ميباشند.
1-1-2-3- سوءرفتارهاي علمي
مارسدن (2008) در رساله دکتري خود علاوه بر تقلب امتحاني و تقلب در تکاليف درسي، سوءرفتارهاي علمي57 را نيز بر اين تقسيمبندي افزوده است. مارسدن سوءرفتارهاي علمي را آن دسته از رفتارهاي غيرصادقانه علمي ميداند که بهطور مستقيم با تقلب در امتحان و تقلب در تکاليف درسي مرتبط نيستند. با توجه به ارتباط امتحان دانشگاه و تقلب در تکاليف درسي، سوء رفتار علمي طيف وسيعي از فعاليتها را در بر ميگيرد که اين فعاليتها غالباً کمتر در ادبيات تحقيق مطرح شدهاند. پارهاي از فعاليتهاي مربوط به سوءرفتار علمي، برحسب ارائهي توجيهات واهي به منظور تأخير يا عدم حضور در جلسهي امتحان و يا تحويل ندادن تکاليف درسي، مورد بررسي قرار گرفتهاند. همچنين سوءرفتار علمي ميتواند شامل تغيير يا تخريب بخشهايي از اسناد مرجع مانند از بين بردن صفحات ارزشمندِ کتب در کتابخانه، يا پنهانکردن يک کتاب در قفسهاي متفاوت از جاي اصلي آن، براي جلوگيري از دسترسي ديگران به آن کتاب، باشد. انواع جعل علمي58 که فعاليتهاي غير قانوني در برخي حوزههاي قضايي59، شامل استفاده از اسناد جعلي60 و جانشينسازيشخص61 را نشان ميدهد، در اين دستهبندي قرار گرفتهاند. مدارک جعلي ميتوانند براي ايجاد گواهينامههاي قلابي62 به منظور ورود به يک دوره تحصيلي خاص که شخص بطور قانوني واجد شرايط آن نميباشد، استفاده شوند. جانشينسازيشخص به عمل دانشجوياني اشاره داردکه شخصي ديگري را -اغلب با ويژگيهاي فيزيکي مشابه- وادار ميکنند تا به جاي آنها در جلسهي آزمون حاضر شود و به سوالات آزمون پاسخ دهد. چمبري ( 1385) سوءرفتار علمي را در دستهبندي کجروي در محيط علمي، در کنار جعل، سرقت ادبي، تقلب و… آورده و سوءرفتار علمي را تخطي عمدي از سياستهاي دانشگاه ميداند. دستبردن در نمرات يا مشارکت در خريد يا توزيع سوالاتِ امتحاني که هنور برگزار نشده، تلاش براي تغيير يا اصلاح يک نمره در يک دفتر نمره، وارد شدن به يک ساختمان به منظور به دستآوردنِ برگه و سوالات امتحاناتي که برگزار نشده؛ نمونههايي از سوءرفتار علمي هستند (چمبري، 1385: 7).
1-1-3- نوعشناسي تقلب علمي بر اساس تعاريف عملي
علاوه بر تقسيمبندي رفتارها در سه بخش تقلب در امتحان، تقلب در تکاليف پژوهشي و سوء رفتارهاي علمي، مطالعات انجام شده در تقلب و عدم صداقت علمي دستهبندهايي را بر پايه تعريف عملي63 ارائه دادهاند که هر کدام از آنها ميتوانند در طبقهبندي پيشين يعني تقلب در امتحان و پژوهش بگنجند. اين دستهبنديها، رايجترين دستهبندي در تحقيقات انجام شده در اين حوزهاند. اين نوعشناسي را ميتوان در مطالعات کلزبليکر (2007: 26-27)، (سادلماير، 2005: 2) وايتلي و اسپيگل (2002: 17-16)، آکبولوت و همکاران64 (2008: 464) و لاثراپ و فاس (2005: 83) يافت.
1-1-3-1- تقلب65
تقلب در اين دستهبندي عبارت است از استفاده عمدي يا تلاش براي استفاده از مواد66، اطلاعات يا مطالعهي غيرمجاز67 در هر کار علمي که براي گرفتن نمره يا امتياز ارائه ميشود؛ بنابراين چنين رفتارهايي شامل استفاده از يادداشتهاي پنهاني يا کپي کردن از کار ديگران در طي برگزاري يک امتحان يا همکاري غيرمجاز68 در امتحان، کوئيز، تکاليف خارج از کلاس، يا پروژه و…، بدون اجازه مي‌باشد. با توجه به اينکه همکاري غيرمجاز در دستهي تقلب قرار گرفته است. برخي مطالعات (به عنوان مثال؛ کلنرود و روزندر: 2009) آن را در يک دسته‌بندي جداگانه قرار دادهاند. در اين مطالعات واژهي تقلب را براي رفتارهاي خلاف قوانين برگزاري امتحان و همکاريهاي غيرمجاز را مربوط به تقلب در تکاليف درسي در نظرگرفتهاند.
1-1-3-2- سرقت علمي69
تمامي نوعشناسي و تقسيمبنديهايي که از عدم صداقت علمي صورت گرفته است بيشترين

پایان نامه
Previous Entries کارکردها و اهداف، فلسفه اخلاق، حوزه آموزش Next Entries علمي، تحريف، رفتارهاي