عوامل موفقیت، مشروعیت بخشی

دانلود پایان نامه ارشد

وبرادرش« شيخ سليمان عبدالوهاب النجدي حنبلي» طرد و در ردّ او كتاب نوشتند .
اما مردم عادی و بدوی نجد به سبب نبود دانشمندان اسلامی روشنگر، دعوت او را پذیرفتند . جهل فرهنگی و اعتقادی مردمان این منطقه زبانزد تاریخ است اینان مردمانی بدوی و نا آگاه از آموزه های حقیقی اسلام بودند که برای پذیرش هر سخن تازۀ آمادگی داشتند بویژه اگر به مسئله دعوت ابن عبد الوهاب که همراه با متهم ساختن تمام مسلمانان به شرک و بت پرستی، و حلال بودن ریختن خون مردم مسلمان و به غنیمت بردن ثروت آنان بود اعلام کرد این سخن ، بدویان صحراگرد ساده اندیش و گرسنه را برای غارت و چپاول اموال دیگر مسلمانان بر می انگيخت.149
در زمان شیخ محمد سر زمین نجد نقطۀ دور افتادۀ بود که محل رفت دیگران به آنجا بسیار اندک بود و از نجدیان نیز بخارج کمتر سفر میکرد. به عبارتی ساکنان نجد، مردمی بودند که در حالت بساطت و سادگی و بی خبر از همه جا و همه چیز، اذهان شان از آنچه در دنیا می گذشت خالی وفکر شان از هر اندیشه و عقیدتی جدید تهی بود.طبیعی است که مردمی این چنین زیست می بایست خیلی زود تحت تعلیمات امثال شیخ محمد قرار بگیرند و با تعصب از آن دفاع کنند و حتی از بذل جان خود در راه آن دریغ نورزند. حال اگر فرض کنیم که دعوت وهابی گری در محیط دیگری غیر از نجد و در شرایطی غیر از شرائطی که در آن سر زمین حاکم بود اظهار میشد، آیا بازهم با چنین پیشرفت مواجه می شد؟ و نظیر آنچه در نجد نصیب آنها شد پیدا میکرد؟ به نظر میرسد جواب منفی باشد زیرا برخی از دعوت کنندگان وهابی به شرحی که در اخر کتاب وهابیان ذکر خواهد شد ، دعوت وهابی گری را در چند نا حیه غیر از نجد ، آغاز کردند و افراد مبرزی به نشر ان تفکر واندیشه ، همت گماشتند و و در برخی منطق مانند پنجاب هند ، ناشران دعوت ، با همان متد و روشی که شیخ محمد و تباعش در نجد معمول می داشتند دست به فعالیت زدند ، اما هیچ یک از این کوشش ها به نتیجۀ مطلوب نرسید.150
آیت الله مكارم شيرازي در مقايسة بين موفقيت محمد ابن عبدالوهاب در سر زمين نجد و عدم موفقيت ابن تيميه در سرزمين شام ، مي نگارد : يكي از دليل عمدة آن اين بود كه دمشق وشام يكي از مراكز علوم اسلامي در آن زمان بود ، وعلماي بر جسته وحوزه هاي علميّه فراواني داشت ؛ آنها بصورت وسيع در برابر اشتباهات ابن تيميه به مقاومت بر خاستند ، وبا اين كه طرفداران قابل ملاحظة پيدا كرده بود ، نفوذ او را با دلائل منطقي در هم شكستند ، در حالي كه سر زمين نجد ازاين نظر در آن زمان بسيار فقير بود ، وشبهات سر سلسلة اين گروه با مقاومت چنداني رو برو نشد ودر ميان عوام گسترش يافت . در طول تاريخ هر منطقة زير پوشش علما ودانشمندان آگاه بوده است ، از اين آفات مصون مانده است.151علی اصغر رضوانی در این مورد مقایسه فوق می نگارد: «از آنجایی که افکار باطل ابن تیمیه در منطقۀ شامات که مهد علم و دانش بود، با انتقادات واعتراضات علماء و دانشمندن مذاهب مختلف مواجه گردید و باعث انزوای ابن تیمیه گشته، افکار و عقاید وی در بوته فراموشی سپرده شد. ولی در قرن 12ه.ق. این افکار در منطقۀ نجد که عاری از تمدن و فاقد فرهنگ بود ، مجدداً منتشر شد و پس از آن توسط قدرت سعودی و با پشتیبانی قدرت های استعماری به ترویج آنها پرداخته شد».152
آیت الله جعفر سبحانی می نگارد:
«دو چیز به انتشار دعوت محمد بن عبدالوهاب در میان اعراب بادیه نشین نجد کمک کرد: 1- حمایت سیاسی نظامی آل سعود 2- دوری مردم نجد از تمدن و معارف و حقایق اسلامی ».153 عوامل مؤثردر جذب ونفوذ وهابیت.
الف- فقر و تبعیض
از عواملی که برای پیشرفت تبلیغ وهابیت کمک کرد می توان عامل فقر و رفتار تبعیض آمیز را قلمداد کرد زیرا تجربه نشان داده است که فقر و مشکلات مالی در برخی مناطق سنی نشین و حتی شیعه نشین کشور، وهابی پولدار را با توفیقاتی روبرو ساخته و از طرفی برخی کج سلیقگی های فردی اِعمال شده و رفتار تبعیض آمیز میان سنی و شیعه به نا رضایتی ها دامن زده است و زمینه گرایش به وهابی ها را (نه از باب علاقه که از باب اعتراض به وضع موجود ) فراهم کرده است.
ب- ضعف ایمان نسل جدید
بشر که غالبا سرو کاری با عالم فیزیک و ماده دارد باور داشتن به امور غیب و متافیزیکی را می توان با اعتقاد راسخ آموزه های متین دینی هضم کرد به طوری که اگر این باور با نیروی ایمان ساپورت نشود در معرض آسیب خواهد بود ، لذا وهابیت از همین اهرم استفاده کرده و سراغ افراد ضعیف الایمان و مدرنیزه شده غرب رفته و در دام خویش گرفتار می نماید زیرا آموزه های وهابیت از نظر غیب زدایی و نفی عوامل متا فیزیکی، همگرایی جدی ای با فرهنگ الحادی غرب دارد و از همین منظر تاثیر پذیرفتگان از فرهنگ مدرنیته ورسانههای غربی ( بویژه در نسل جوان) بخصوص از طریق اینترنت و دانشگاه ها را در همین راستا بتوان توضیح داد .
ج- نا آگاهی دین داران
یکی از روشها و ابزارهایی که وهابیت برای دست یافتن به اهدافشان استفاده می کنند منحرف کردن دین داران نا آگاه و ساده لوح است البته نادانی و نا آگاهی ، همواره بزرگترین دستاویز انحرافات در همه جریان های مذهبی بوده و توانسته است در میان دین باوران نا آگاهی که با بدنه علماء و نخبگان دین کمتر ارتباط داشتند اند . اثر بگذارد و با شستشوی مغزی و تحریک احساسات مذهبی آنها ، طرفداران و هواداران جان بر کفی برای خودشان تربیت کنند . افراطی های پاکستان و گروه ریگی و القاعده که جوانانی خام وسطحی با دغدغه دینی اند ، نمونه خوبی برای این مساله به شمار می آید .
د- رفتار های تفرقه آمیز
وهابیت برای رسیدن به اهداف شان از وسیله تفرقه میان تشیع و اهل سنت به خوبی استفاده می کنند و برخی از گروه های اهل سنت که در طول سالهای متمادی با شیعیان زندگی مسالمت امیز داشته اند تلاش می کنند در مرحله اول بین شان تفرقه ایجاد کنند و بعد به سوی خود شان جذب نمایند.برهمین اساس برخی از کسانی که حرکت های افراطی و وحدت شکن دارند و دست به اعمال تفرقه آمیز می زنند در واقع گامی برای پیشرفت فرقه وهابیت بر داشته اند.154
3- همکاری آل سعود
همکاری حاکمان وقت و تشنگان قدرت یکی دیگر از عوامل موفقیت وپیشرفت وهابیت بود که برای تداوم حکومت خوشان دست پیمان همکاری متقابل بسوی محمد ابن عبدالوهاب دراز کردند و همواره بر مفاد این پیمان و معاهده تلاش می کردند. حاکمان آل سعود از ابتدای دعوت دعوت محمد ابن عبدالوهاب تا هنوز پیوسته با وهابیت همکاری و در خدمت آنان قرار گرفته اند در کتاب «وهابیان را بهتر بشناسیم» آمده است : [….] با پدرش به شهر «حریمله» هجرت کرد و تا وفات پدر در آنجا ماند؛ در حالی که پدر ش از او راضی نبود. از آنجا که محمد بن عبدالوهاب ، عقاید خرافی خود را که بر خلاف عامه مسلمانان بود و در حقیقت همان عقاید ابن تیمیه بود منتشر می ساخت ، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر «عیینه» فرار کرد .قرار شد امیر شهر ، عثمان بن معمر ، اورا یاری کند تا بتواند افکار و عقایدش را در جزیرۀ العرب منتشر سازد. و برای تأکید این میثاق ، امیر عیینه خواهرش جوهره را به نکاح محمد بن عبدالوهاب در آورد . لکن این میثاق و ازدواج دوام نیاورد .به همین دلیل از ترس این که امیر او را ترور کند به «درعیه» شهر مسیلمۀ کذاب ، فرار کرد. از همان موقع که در «عیینه» بود به کمک امیر شهر در صدد اجرای عقاید وافکار خود برامد و مقر زید بن خطاب را خراب کرد و این منجر به فتنه و آشوب شد . در «درعیه» نیز با محمد بن سعود-جدآل سعود- که امیر آن شهر بود، ملاقات کرد. قرار شد محمد بن سعود هم او را یاری کند ودر عوض، او نیز حکومتش را تأیید نماید. محمد بن سعود به جهت تأیید این میثاق ، یکی از دختران خود را به نکاح او در آورد . اولین کار او این بود که حکم به کفر و شرک و ترور امیر«عیینه» داد و سپس آل سعود را برای حمله به «عیینه» تشویق کرد . در اثر آن حمله تعدادی زیادی کشته ، خانه هایشان غارت و ویران شد و به نوامیس شان هم تجاوز نمودند.155 در جای دیگر آمده است که وقتی محمد بن عبدالوهاب به درعیه امد و با محمد بن سعود در ارتباط شد همان پیمانی را که با امیر عیینه بسته بود با محمد بن سعود نیز بست ولی همکاری محمد بن سعود با او به دو شرط منوط بود که برای شیخ محمد طرح کرد ؛ یکی این که در قبال این که ما ترا یاری کردیم و به کشور ها دست یافتیم ما را ترک نکنی و در جای دیگر سکنا نگزینی! و دوم این که ما در شهر درعیه قانون مالیات گیری از میوه های مردم در فصل رسیدن، داریم تو باید متعهد شوی که این قانون و درآمد اقتصادی ما را لغو نکرده و فرمان تحریم مالیات گیری را صادر ننمایی! و شیخ محمد نیز این دو شرط را قبول نموده واظهار نمود که من ترا با دیگری به هیچ عنوان عوض نخواهم کرد و خدا در فتوحاتی که نصیب ماخواهد کرد ، غنایمی قرار خواهد داد که تو را از این مالیات نا چیز بی نیاز سازد .این پیمان همکاری بین هر دو محمد بسته شد و ابن سعود از این پیمان ومعاهده خوشحال بود. این پیمان تاکنون در شعاع گسترده ای محفوظ مانده است. محمد بن عبدالوهاب بعد از این معاهده به فعالیت خویش شروع کرد و به تمام رؤسای قبائل و مردم نجد نامه نوشت و آنها را به سوی پذیرش دعوت مذهب خود فرا خواند . برخی پیروی کردند وبرخی دیگر بی اعتنایی کردند و شیخ محمد با عنوان جهاد علیه کفر و شرک و بدعت گذاران، با همکاری ابن سعود ، لشکری تشکیل داد و علیه مسلمانان قیام کردند و به شهرها و روستاهای مسلمان نشین یورش بردند و مردم را بخاک و خون کشیدند و تمام اموال ودارایی آنها را به عنوان غنایم جنگی به غارت بردند156.
4- سردادن شعار هاي مذهبي
از عوامل دیگر موفقیت وهابیان ، استفاده وهابیان از شعار های مذهبی بود که در جنگ با مخالفان به ویژه شیعه به کار می گرفتند. آنها با شعارهاي همچون بدعت زدايي وجهاد با كافران ومشركان ، روحيه جهادي در بين مردم القا مي كردند وعوام الناس را پيرامون رهبران شان گرد مي آوردند وبا اين روش مرموزانه وخوارج گونه به تمام جنايات شان رنگ مذهبي مي دادند وآن را فريضه ديني پنداشته و به قصد قربت انجام می دادند چنانکه طالبان وقتی سرهای مخالفین شان را از بدن جدا می کردند لااله الا الله می گفتند .علی اصغر فقهی می گوید: «شیخ محمد ، جنگ با مخالفان خود را که نام جهاد بر آن می نهاد جزو اصول کارخویش قرار می داد تا اتباع او به قبائل ونواحی دیگر حمله برند و پس از غلبه بر دشمنان، اموال ایشان را تصاحب کنند و سرزمین شان را متصرف شوند. بادیه نشینان که به این امور عادت داشتند، بدان روی آوردند ، بویژه که اغلب آنان با یکدیگر دشمن بودند و هر قبیله برای حمله به قبلۀ دیگر آمادگی داشت ».157 در کتاب چالش های فکری و سیاسی وهابیت آمده است : شعار جهاد با کافران و مشرکان ، یکی از عوامل موفقیت آمیز وهابیت بود محمد بن عبدالوهاب از این حربه خوب به نفع خویش استفاده کرد زیرا این حربه همیشه مورد توجه مسلمین قرار داشت و امتیاز های زیادی را برای آنها داشت. در این راستا تمامی اختلافات و در گیری ها رنگ مذهبی و اعتقادی به خود می گیرد و در نتیجه مسلمین و پیروان فرقه های مختلف اسلامی ، با قصد قربت و فریضه دینی در این در گیری ها و صحنه های نبرد حضور می یابند و بر این اساس ، با احساس رضایت از رفتار خود، غریزه ای معنوی خود را هم ارضامی نمایند.158 در حقیقت می توان گفت وهابیت عقاید مردم را به بازی گرفت و از این راه منافع خود شان را تامین کرد. در واقع شعار های جذاب و از جمله تکفیر دیگران یک وسیله ای بود برای وهابیت که با آن مال و زندگی مردم به راحتی مورد تجاوز و تصاحب قرار می گرفت، سرزمین شان اشغال و تصاحب می شد چنان که فؤاد ابراهیم در کتاب «شیعیان عربستان» می نگارد: میتوان گفت حکومت آل سعود بر اساس تکفیر جوامع همسایه با هدف مشروعیت بخشیدن به تجاوز و تعرض به سرزمین شان، اشغال مناطق آنان و مصادره اموال شان بنیان نهاده شده است، گرایش به توسعه طلبی که از ارکان تفکیک نا پذیر و ذاتی ایدئولوژی وهابی به شمار میآید

پایان نامه
Previous Entries افغانستان، امپراتوری عثمانی، روابط اجتماعی Next Entries کشورهای اسلامی، شورهای اسلامی، جهان بینی