عوامل داخلی، کارآفرینی، عوامل موفقیت

دانلود پایان نامه ارشد

كوچكي كه به اجرا درآمده نقش مهمي در رشد و توسعه صنعتي و اقتصادي آنان دارد. اين امر منجر به افزايش ثروت در جامعه، كاهش فقر و ايجاد فرصت هاي شغلي بيشتر شده و تعداد بيشتري از جوانان به سمت خوداشتغالي و تقويت روحيه خوداتكايي روي آورده اند. در كشور ما، يكي از راهبردهاي موثر در مواجهه با چالشهاي كسب و كار استفاده از سرمايه هاي انساني، ارتقاي بهره وري و توانمند سازي بنگاههاي كسب و كار در کشور است (مظفری، 1386). از اين رو، توجه و روي آوردن به رشد و گسترش صنايع كوچك، زودبازده و كارآفرين به عنوان يكي از راههاي توسعه اقتصادي همواره مورد توجه بوده است. نياز به سرماية اندك، بازده بالا وانعطاف پذيري توجيه اقتصادي صنايع كوچك را بيش از پيش نمايان مي كند. از اين رو و در حالي كه دولت نهم بر لزوم كارآفريني و توسعه صنايع پايين دستي به عنوان تنها راه استراتژيك كارآفريني در كنار ايجاد ارزش افزوده تأكيد دارد، مي توان اهميت نقش و گسترش بنگاه هاي اقتصادي كوچك و متوسط را در صنايع به روشني دريافت. در حال حاضر، سرمايه گذاري در بيشتر استانهاي كشور به سمت بنگاههاي كوچك و متوسط سوق داده شده است، به طوري كه كشور ما داراي قريب به 5.1 میلیون كارگاه كوچك و متوسط و 365 هزاركارگاه زير 6 نفر است. اين گونه شركت ها حدود 30 درصد از ارزش توليدات صنعتي را ايجاد مي كنند. 63 درصد اشتغال كشور از طريق اين بنگاه ها ايجاد مي شود و آنها 51 تا 52 درصد در اقتصاد كشور سهم دارند (بیدختی، 1388).
در ایران اهمیت واحدهای کوچک و متوسط صنعتی را از دو بعد کمی و کیفی می توان بررسی کرد. از بعد کمی، درصد بسیار بالایی از شرکت های موجود در کشور ما همچون بسیاری از کشورهای جهان را واحدهای کوچک و متوسط صنعتی تشکیل می دهند و تعداد شاغلان این واحدها قابل توجه است. همچنین ارزش افزوده ای که این واحدها تولید می کنند، چیزی بین یک سوم تا نیمی از ارزش افزوده کل کشور را تشکیل می دهد. از بعد کیفی، این واحدها می توانند بخش خصوصی را در سرمایه گذاری ها تشویق کنند، زیرا بخش خصوصی معمولا برای ایجاد واحدهای بزرگ امکانات کافی ندارد .این واحد ها همچنین می‎توانند به عنوان ابزار مناسبی برای خصوصی سازی درنظر گرفته شوند.این واحد ها امکان شناخت بازار را دارند و می توانند خود را با نیازهای بازار منطبق کنند و به خاطر کوچک بودن، فرایند تصمیم گیری در آنها بسیار سریع است و می توانند قدرت ابتکار و خلاقیت بیشتری داشته باشند و در توزیع فناوری در سطح کشور می توانند موفق تر بوده و سریعاً خود را با فناوری های لازم تطبیق دهند که این امر، در واحدهای بزرگ کمتر اتفاق می افتد.با توجه به آزادسازی و انعطاف پذیری آنها در زمینه های محصول، بازار، فناوری، مدیریت و سازمان امری مهم و حیاتی است که باید بدان توجه شود. در شکل 1-2 می توان میزان اشتغال در SME ها در تعدادی از کشورها نشان داده شده است (نظری نژاد و همکاران، 1387).

نمودار 2-1) میزان اشتغال در SME ها در تعدادی از کشورها

2-3. متغیرهای موثر در عملکرد صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط
مي توان گفت كه مجموعه گسترده اي از عوامل بر صادرات تأثيرگذار هستند. عواملي چون انگيزش، تجربه، رشد، نوع شركت و رفتارهاي صادراتي بر عملكرد صادراتي تأثير دارند علاوه بر آن پديده هاي خارجي از قبيل تغييرات محيطي نيز مي توانند به صورت غيرمستقيم بر صادرات اثرگذار باشند. بسياري از عوامل ساختاري، رويه اي، عملياتي، رفتاري و … هستند كه باعث مي گردد توليد كننده ها در اقدام به امر صادرات، توسعه آن و نيز حفظ توان صادراتي خود ناتوان بمانند. از سوي ديگر با توجه به تحقيقات بي‎شماري كه در زمينه صادرات انجام شده محدوديت اطلاعات در مورد بازارهاي خارجي را به عنوان يكي از مهم ترين عوامل در عدم اطمينان نسبت به انجام فعاليت هاي صادراتي داشت. پس براي بهبود عملكرد صادراتي بايد اين متغيرها را شناخت و در نظر گرفت (ناطق و نیاکان، 1388). در این قسمت به برخی مطالعات صورت گرفته در این زمینه که به بررسی عوامل اثرگذار بر عملکرد صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط پرداخته اند اشاره می شود.
بخش مطالعات اطلاعاتی دانشگاه شیفیلد7 به تعیین نیازهاي اطلاعاتی شرکت هاي با اندازه کوچک و متوسط پرداخته است. روش عوامل موفقیت کلیدي می تواند داراي کاربردهاي مفیدي در شرکت هاي تجاري با اندازه کوچک یا متوسط براي تضمین و حفظ مزیت رقابتی باشد و می تواند براي تصمیم گیري، توسعه سیستم هاي اطلاعات مدیریتی، طراحی استراتژیک و تمرکز بر رشد و توسعه سازمانی، مفید و کمک کننده باشد. فاکتورهاي کلیدي که از این مطالعه موردي به دست آمده است، عبارتند از:
1) عرضه محصول، 2) موفقیت بازار، 3) ارتباطات شرکتی موثر، 4) روابط مشتری، 5) اخلاقیات شرکت، 6) بازدهی و کارایی عملیاتی، 7) ثبات مالی، 8) مدیریت استراتژیک، 9) شایستگی اطلاعات شرکت. در این مطالعه، اطلاعات به عنوان یک موضوع مهم و مؤثر شناخته شد؛ بطوريکه شایستگی اطلاعات شرکت به عنوان عامل کلیدي موفقیت و اطلاعات به عنوان عامل کلیدي حمایت کننده مطرح شدند. همچنین، بر همه فاکتورهاي دیگر یا بطور صریح و یا به صورت ضمنی اثرگذار بودند (تیلور و سن8، 2002).
در مطالعه دیگري در دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه مالایا در کوالالامپور، به بررسی عوامل موفقیت براي کارآفرینان کوچک روستایی براساس برنامه یک منطقه و یک صنعت در مالزي پرداختند. این مطالعه به این دلیل انجام شد که با وجود رشد اقتصادي قابل توجه مالزي، نابرابري اقتصادي میان مناطق روستایی و شهري به عنوان یک بحث سازنده بحساب می آمد. ابزار تحقیق یک پرسشنامه شامل چهار بخش: مشخصات مالک کسب و کار، زمینه کسب و کار، عوامل موفقیت داخلی و عوامل موفقیت خارجی بوده و مقیاس پنج مرحله اي لیکرت براي اندازه گیري به کار رفته است.
عوامل داخلی که به ویژگی هاي ذاتی کسب و کار یا کارآفرین اشاره دارد با استفاده از متغیرهایی مانند سطح نوآوري، دانش کسب و کار، کار سخت، منابع مالی قوي، رقابتی بودن محصول و شبکه هاي کسب و کار ارزیابی شده است.
کمک هاي دولت به عنوان عامل خارجی مؤثر براي موفقیت کارآفرینان روستایی توسط شاخص هایی مانند کمک هاي مالی، آموزش و خدمات توسعه، بازاریابی، پشتیبانی اخلاقی، کمک هاي فنی، زیرساخت، و خط مشی هاي مربوط به کسب و کار مورد بررسی قرار گرفت.
عامل اول موفقیت خارجی، کمک هاي دولت در آموزش و خدمات توسعه می باشد. نوع آموزش مورد نیاز کارآفرینان به منظور موفقیت عبارتند از آموزش در کارآفرینی، بازاریابی، مدیریت کیفیت، حسابداري پایه و مهار تهاي فنی، خدمات مشاوره، اطلاعات کسب و کار و دانش فنی. عامل دوم موفقیت توسط کارآفرینان کیفیت کارآفرینی تجسم شده است. این عامل موفقیت داخلی است که رفتار کارآفرینی خوب و ویژگی هاي شخصی یعنی سطح نوآوري، سخت کوشی و اعتماد به نفس را شامل می شود. ویژگی هاي ذاتی فوق است که یک کارآفرین را از کارگر یا مدیر متمایز می سازد. کارآفرین کسی است که از اعتماد به نفس براي انجام ریسک برخوردار بوده و مایل است تا فرصت هاي بازار و کشف و نوآوري هاي جدید را در ازاي منافع بالقوه و سود به انجام رساند. عامل سوم، محیط خارجی را نشان می دهد. علاوه بر طرح هاي فردي کارآفرینی، محیط امکان حمایت از این تلاش ها را در اولویت قرار می دهد. زیرساخت ها و تأسیسات (زیرساخت هاي حمل و نقل، ارتباطات، ساختمان، آب و برق، دسترسی به سرمایه) مدخل هاي لازم براي توسعه مناطق روستایی محسوب می شوند که زمینه هاي مساعد را براي موفقیت کسب و کار روستایی کوچک ایجاد می کند. عامل چهارم با بازاریابی ارتباط دارد. بازاریابی ضعیف همواره به عنوان مشکل عمده کسب و کارهاي کوچک تلقی شده است. دسترسی به بازار فاکتور پنجم است که توسط شبکه هاي مطلوب در سوپر مارکت، در دسترس بودن محصولات در سوپر مارکت ها و مراکز توریستی، ایجاد ارتباطات خوب با عمده فروشان و خرده فروشان، ارائه کیفیت قابل مقایسه با محصولات، توانایی نفوذ به اصل بازار، و دستیابی به فرصت بازار می باشد. ارتباط قوي با شبکه کسب و کار به عنوان فاکتور ششم علاوه بر ایجاد شبکه ها یا نهادهاي مالی و انجمن هاي تجاري دیگر می باشد.
این مطالعه به شکل تجربی نشان داد که عوامل داخلی و خارجی براي موفقیت کسب و کار کوچک که توسط کارآفرینان روستایی تجسم شده است، مهم می باشد. بنابراین بر اساس این پژوهش، استدلال سایر محققان به اثبات می رسد که عوامل داخلی و خارجی به نوبه خود تعیین کننده موفقیت کسب و کار کوچک محسوب می شوند و براي کسب و کار روستایی کوچک نیز صدق می کند. با این حال، نتایج مطالعه نشان داده است که عوامل خارجی از عوامل داخلی در کمک به موفقیت در کسب و کار کوچک در مناطق روستایی، مهمتر است.
این مطلب به این معنی است که عوامل داخلی ضروري هستند، اما آن ها براي موفقیت کسب و کار کافی نمی باشد.
اگر چه کارآفرینان تجربه قابل توجه در انجام کسب و کار داشتند، اما از تحصیلات بالایی برخوردار نبودند. نظام آموزشی مالزي تا سطح متوسطه اجباري است تا اینکه امتحا ن محور باشد و توجه جدي به توسعه صلاحیت هاي عمومی کارآفرینی و کسب و کار در مدرسه نمی شود. در نتیجه، ترك کنندگان مدرسه با مهارت هاي کسب و کار اساسی که به آن ها در فعالیت هاي تجاري یاري می رساند، مجهز نمی شوند. بنابراین تعجب آور نیست که کارآفرینان در این مطالعه کمک هاي دولت را در آموزش و براي موفقیت کسب و کار خود مدنظر قرار می دهند.
به طور کلی، دیگر عوامل خارجی (محیط خارجی، حمایت از بازار، دسترسی به بازار و شبکه) حاکی از اهمیت نقش دولت در ارتقاء موفقیت کسب و کار کوچک روستایی می باشد. یافته هاي این مطالعه نشان می دهد که دولت باید به طور فعال نقش محوري خود را در زمینه هاي آموزش مهارت به عنوان کسب و کار روستایی کار ایفا کند که شامل اول مهار ت و خلاقیت، دوم تقویت شایستگی کسب و کار از طریق آموزش جدي تر، سوم سرمایه گذاري در زیرساخت ها و امکانات یک محیط مساعد کسب و کار محلی و چهارم خدمات مؤثر در بازار، پشتیبانی از لحاظ ارتقاء محصول، دسترسی به بازار و شبکه می باشد (عرفانی و اسدی، 1391).
ساردر9 و همکاران ( 1997) مطالعاتی را در 161 شرکت کوچک در بنگلادش به انجام رساندند و دریافتند که شرکت ها از خدمات پشتیبانی مانند بازاریابی، آموزش مدیریت و پرورش و آموزش، فنی، توسعه و مشاوره، اطلاعات، و امکانات عمومی از طریق سازمان هاي عمومی یا خصوصی با تجربه افزایش قابل توجه در خرید و فروش، اشتغال و بهره وري برخوردارند.
بررسی گسترده توسط راگ آف10 و همکاران( 2004) نشان داد که عوامل داخلی و خارجی از عوامل تعیین کننده موفقیت کسب و کار محسوب می شوند. عوامل نخستین به خصوصیات صاحب و یا کارآفرین و کسب و کار اشاره دارد، در حالی که عوامل بعدي به فاکتورهاي خارج از کنترل مالک بستگی دارد. در میان سایر عوامل داخلی می توان اندازه و کسب و کار در سال، توانایی جذب سرمای هگذاري خارجی، مدیریت، تأمین مالی، برنامه ریزي، تجربه، مهارت و پیاده سازي هر پروژه شناسایی شده را ذکر نمود. عوامل بیرونی و یا محیط زیست نرخ مالیات فروش، هزینه هاي زیرساخت، پژوهش دانشگاهی، بدهی شرکت ها، وضعیت بازار اعتبارات، فرصت کسب و کار، در دسترس بودن منابع، شرایط اقتصادي، رقابت، و قوانین دولت می باشد.
مان و همکاران وي (2002) نیز پس از مرور تاریخچه موفقیت هاي SME، سه جنبه کلیدي و محوري مؤثر بر موفقیت یک SME را مشخص نمودند که عبارتند از: عوامل داخلی، محیط خارجی و تأثیر ناشی از مدیر شرکت. ویژگی هاي خانوادگی، روا نشناختی و رفتاري مدیر و گرداننده شرکت، همچنین مهارتهاي مدیریتی و دانش فنی وي، در اغلب موارد از مؤثّرترین عوامل مرتبط با عملکرد یک SME م یباشد. بعلاوه، روابط موجود تحت تأثیر بسیاري از خصوصیات صنعتی، محیطی و وابسته به شرکت و نیز خط مشی هاي آن قرار دارند.
پنج منبع اصلی فاکتورهاي موفقیت کلیدي توسط بولن و روکارت11 (1981) پیشنهاد شده اند: صنعت، استراتژي رقابتی و تعیین موقیعت، محیط، فاکتورهاي زمانی و

پایان نامه
Previous Entries بنگاه های کوچک، بنگاه های کوچک و متوسط، دارایی ها Next Entries ارزش افزوده، بنگاه های کوچک، بنگاه های کوچک و متوسط