عملکرد سازمان، منابع سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

کاربردي براي پياده سازي موفق CSR توسط مديران مي نمايند.

2-3-4) مسئوليت اجتماعي سازمان و ذينفعان
در طول چند دهه ي گذشته تئوري ذينفعان به يکي از مراجع و رويکرد هاي اساسي در بحث و تبادل نظر در حيطه ي CSR تبديل شده است [69]. مديران به طور پيوسته با تقاضاهايي از سوي گروه هاي مختلف ذينفعان جهت اختصاص دادن برخي از منابع به CSR مواجه هستند [65]. فريمن و همکاران بر اين باورند که هدف اصلي CSR خلق ارزش براي ذينفعان کليدي است و “مسئوليت” بيانگر آن است که نمي توان آنچه که در سازمان انجام مي شود را از مباحث اخلاقي تفکيک نمود [28].
کمبل84 [70, p. 950] اشاره مي کند که “رفتار هاي مسئولانه ي سازمان نسبت به جامعه ممکن است معاني متفاوتي در مکان هاي متفاوت، براي افراد متفاوت و در زمان هاي متفاوت داشته باشد؛ بنابراين ما بايد دقت کنيم که چگونه اين مفهوم را بکار مي بريم”. ذينفعان ممکن است يک نوع فعاليت CSR را مثبت ببينند ولي در مورد يک شکل يا فعاليت ديگر CSR ديد منفي داشته باشند [15].
بر اساس نظر فريمن و همکاران هم اکنون زماني است که بايد “مسئوليت اجتماعي سازمان” را با ايده ي “مسئوليت ذينفعان شرکت” با اختصاص يک مفهوم متفاوت به CSR جابجا نمود [28, p. 5].
با توجه به اهميت نقش ذينفعان در مباحث CSR ضروري است نگاه دقيق تر و آگاهانه تري نسبت به تئوري ذينفعان داشته باشيم.

2-4) تئوري ذينفعان
در بين ادبيات مربوط به ذينفعان تعاريف و تئوري هاي مختلفي از ذينفعان و ارتباطات، وابستگي ها و تاثيرات آنها بر سازمان وجود دارد. مي توان گفت که امروزه بسياري از محققان ذينفعان را در حوزه ي CSR و به عنوان يک بخش ضروري و اساسي آن مورد توجه و تحليل قرار مي دهند ولي يک ادبيات خاص البته با نگرش ها و رويکردهاي مختلف به طبيعت و هدف ذينفعان نيز وجود دارد. دونالدسون و پرستون [56]سه نوع مختلف از تئوري هاي مربوط به ذينفعان را دسته بندي کرده اند که عبارتند از: هنجاري، توصيفي و ابزاري.
آنها بيان مي کنند که مديريت ذينفعان همان مديريت در حالت گسترده ي آن است چرا که مي تواند تئوري هاي هنجاري، توصيفي و ابزاري را يکپارچه نموده و به مديران در تصميم گيري کمک نمايد. اعتبار نظريه ي آنان با توجه به کاربرد گسترده ي آن در مقالات و متون مختلف مربوط به تصميم گيري مديران در ارتباط با ذينفعان تثبيت شده است [71,72] . دونالدسون و پرستون معتقدند که اگر تئوري هاي هنجاري، توصيفي و ابزاري در کنار يکديگر و مرتبط با يکديگر ديده شوند مي توانند درک بهتري از مديريت ذينفعان به دست دهند [56] که اين رابطه در شکل (2-6) قابل مشاهده است.
بر اساس نظر دونالدسون و پرستون [56]اين مدل نشان دهنده ي ارتباط بين اين سه موضوع است که الف) ذينفعان چه کساني هستند؟ (توصيفي)، ب) ارتباطات ذينفعان چگونه مديريت مي شود؟ (ابزاري) و ج) هدف از اين ارتباطات چيست و چگونه اين ارتباطات از نظر اخلاقي منبع يابي مي شوند؟ (هنجاري) [73]. در واقع تئوري توصيفي بيان گر اين موضوع است که سازمان شبکه اي از علاقمندي هايي85 است که ممکن است با يکديگر مشارکت نموده و يا رقابت کنند. محققاني نيز[74, 75] بر شناسايي اين ارتباطات به جاي درک رفتارهاي تحت تاثير اين ارتباطات تمرکز داشته اند[73].

شکل (2-6): سه جنبه ي تئوري ذينفعان
منبع: [56]

رويکرد ابزاري بيان مي کند که عملکرد سازماني با توجه به نوع مديريت ذينفعان ممکن است بهبود يافته يا تنزل يابد [76]. اين رويکرد ذينفعان را به عنوان “مقصدي براي پايان” در نظر گرفته و آنان را درون يک پارادايم در علوم اجتماعي بخصوص آنچه که در حوزه ي استراتژي شکل يافته است مي بيند [77].
مرکز مدل (شکل 2-6) دونالدسون و پرستون [56] رويکرد هنجاري مي باشد و در واقع راهنماي فلسفي و اخلاقي در مديريت ذينفعان سازمان است و بر اساس نظر آنان مرکز هنجاري مي تواند درون تئوري اموال قرار گيرد چرا که سازمان ها بايد از مشارکت در فعاليت هاي مضر اجتناب نمايند. تئوري هاي هنجاري ديگري که درون مدل ذينفعان قرار دارند شامل ايده ي اعتماد [78] و اصول خير و صلاح عمومي و همگاني [79] مي باشند. بخش مشترک تئوري هاي هنجاري آن است که تئوري ذينفعان ريشه در عدالت، انصاف و مسئوليت در قبال ديگران دارد [73].

2-4-1) ويژگي هاي ذينفعان
فرآيند تعيين و ليست کردن ذينفعان بدون هيچ توضيح و دليلي به جهت ساده سازي و فقر تئوريک همواره مورد انتقاد بوده است [77] و بنابراين تلاش هاي مختلفي با تمرکز بر ويژگي ها و خصائص ذينفعان انجام شده است تا به خلق يک تئوري توصيفي و قدرتمند بيانجامد [73]. فرومن86 [71] به طور مثال به شناسايي تغييرات در ارتباط بين ذينفعان و سازمان ها بر اساس ويژگي هاي اصولي قدرت و اخلاق پرداخته است. البته بايد اذعان کرد که مدل ميشل، ايگل و وود87 [72] بسيار معتبر بوده و در متون بسياري توسط محققان و پژوهشگران مختلفي مورد استفاده قرار گرفته است [71]. آنها سه ويژگي کليدي براي يک ذينفع شناسايي کرده اند که عبارتند از فوريت88، حقانيت89 و قدرت و بيان مي کنند که اين خصايص مقياسي براي مقدار توجهي که مديريت بايد به يک ذينفع کند مي باشند [72].
انواع قدرت را مي توان به رسمي، اقتصادي، سياسي [80] و همچنين سودمند گرايي اجباري90 و هنجاري تقسيم کرد [72]. کرول [81] پيشنهاد مي دهد که اندازه بر مبناي بودجه و کارکنان و همچنين مقدار و منبع وجوه، مي تواند براي سنجش درجه ي قدرت ذينفعان بکار رود [82].
ميشل91 و همکارانش با افزودن فوريت به مدل هاي قبلي بيان مي کنند که مدل هاي قبلي پويايي را در نظر نگرفته اند [72] و در واقع مدل هاي ايستايي هستند که به عامل زمان توجهي نکرده اند و تنها قدرت و حقانيت ذينفعان عامل تصميم گيري و برنامه ريزي مديران مي باشد. مدل ميشل و همکارانش [72] باعث بهبود تصميم گيري مديريت شده و به مديريت کمک مي کند تا مباحث مهم و مربوط در خصوص ذينفعان و اعمال آنان را طبقه بندي نمايند [83].
در شکل (2-7) مي توان ارتباط بين سه خصيصه ي ذينفعان که منجر به ويژگي ها و رفتارهاي خاص آنان مي شود را ديد.

شکل 2-7: طبقه بندي ذينفعان بر اساس فوريت، حقانيت و قدرت
منبع: [72]

نوع شناسي ميشل و همکارانش[72] نشان مي دهد که سازمان بر ذينفعان اساسي خود بخصوص ذينفعان قاطع تمرکز مي نمايد چرا که آنها ويژگي هاي لازم براي ايجاد کردن مزيت رقابتي يا مانع شدن از توسعه ي آن را دارند.

2-4-2) ارتباط ذينفعان و سازمان
مباحث مربوط به ارتباط بين ذينفعان و سازمان در مرکز تئوري ذينفعان قرار دارد [71,84]. برخي از مدل هاي ارتباطي مانند مدل فرومن [71] با تئوري مبتني بر منابع پيوند خورده اند. شکل (2-8) نشان دهنده ي مدل ارتباطي ذينفعان و سازمان و پتانسيل ذينفعان براي مشارکت و يا تهديد سازمان مي باشد. بر اساس اين مدل ذينفعان مي توانند امکان دسترسي به منابع و يا عدم دسترسي را بر اساس موقعيت خود تعيين نمايند [85]. سويج92 و همکارانش چهار نوع استراتژي را براي مديريت ذينفعان پيشنهاد مي دهند: مداخله، ديده باني، مدافعه و همکاري [85].

پتانسيل ذينفعان براي تهديد سازمان

بالا
پايين
پتانسيل ذينفعان براي همکاري با سازمان
بالا
ذينفع نوع 4:
برکت آميخته
استراتژي همکاري

ذينفع نوع 1:
حمايتگر
استراتژي مداخله

پايين
ذينفع نوع 3:
بدون حمايتي
استراتژي مدافعه
ذينفع نوع 2:
حاشيه اي و مرزي
استراتژي ديده باني

شکل (2-8): نوع شناسي تشخيصي ذينفعان سازمان
منبع: [85]

مدل سويج و همکارانش [85] تمرکز يکساني بر همکاري و تضاد دارد ولي هيل و جونز93 [86] با مخالفت با اين ايده بيان مي کنند که ارتباط به جاي اين که متحمل هزينه هاي ناشي از تضاد آشکار شود بايد بر همکاري تمرکز نمايد.
کلرکسون94 [84] تئوري ذينفعان را به طور شفاف تري با يکپارچه کردن با تئوري عملکرد اجتماعي سازمان (به عنوان چارچوبي براي مواجهه با ذينفعان) درون حوزه ي تفکر استراتژيک پايه ريزي نموده [58] و بيان مي کند که اهميت موضوعاتي که استراتژي سازمان را تعيين مي کنند واکنش ذينفعان را به شکل پي در پي شکل خواهند داد.
تئوري مبتني بر منابع اين گونه بحث مي کند که دسترسي به يک منبع، ميزان برتري ذينفعان را تعيين مي نمايد [30]؛ يک برتري که بنا به نظر جاواهار و مک لالين95 [87] به دليل تغيير نياز سازماني در طول چرخه ي حيات سازمان تغيير خواهد کرد. مي توان اين گونه بحث کرد که يک استراتژي سازماني در طول مراحل اوج و رشد روي ذينفعان خارجي تمرکز مي کند اما هنگام بلوغ سازمان توجه و سياست هاي آن روي نيازها و انتظارات ذينفعان داخلي است [73]. فرومن [71] معتقد است که ارتباط بين سازمان و ذينفعان مبتني بر رقابت است نه همکاري، و ذينفعان از برتري خود براي کنترل دسترسي به منابع براي رسيدن به انتظارات خود استفاده مي کنند. وي چهار نوع استراتژي که ذينفعان بر اساس تئوري مبتني بر منابع و توانايي در کنترل دسترسي به منابع بکار مي برند را بدين صورت عنوان نموده است:
مضايقه: ذينفع يک منبع را از سازمان مضايقه مي نمايد؛
استعمال: ذينفع تامين يک منبع را ادامه مي دهد ولي جريان منبع را محدود مي کند؛
مستقيم: ذينفع جريان منابع را اداره مي کند، يا از طريق مضايقه و يا از طريق محدود کردن آنها؛
غير مستقيم: ذينفع از طريق يک هم پيمان جريان منابع را اداره مي کند ( از طريق تشويق هم پيمان به مضايقه ي منبع يا آزاد کردن آن تنها در شرايط خاص)؛
با استفاده از مجموعه حالات بالا مي توان ماتريس استراتژي هاي ذينفعان در مقابل سازمان را ترسيم نمود (شکل 2-9)
بر اساس ماتريس 2×2 فرومن [71] جايي که سازمان قدرت را در اختيار دارد، اين ذينفع است که به سازمان وابسته است (حالت1) و در اين حالت سازمان مانع نفوذ ذينفع مي شود ولي از طرف ديگر ذينفع با يک ذينفع قدرتمند تر متحد شده و رفتار سازمان را تحت تاثير قرار مي دهد. در ساير خانه ها نيز به همين شکل است و جايي که ذينفع از قدرت کافي برخوردار باشد خود بر رفتارهاي سازمان اثر مي گذارد و جايي که خودش قادر به اين کار نباشد از قدرت ديگري بهره مي گيرد و به طور مستقيم يا غير مستقيم سعي در کنترل منابع سازمان دارد.
مدل فرومن [71] از دو ضعف عمده رنج مي برد: اول اينکه تخمين و ارزيابي سطح وابستگي بين سازمان و ذينفع در اين مدل مشکل است و دوم اينکه سازمان و ذينفع بازي مجموع صفر (تئوري بازي ها) را دنبال مي کنند [73]. از سوي ديگر مدل فرومن با ادعاي هيل و جونز [86] متناقض است و آنها بيان مي کنند سازمان و ذينفع علاقه به مشارکت در يک ارتباط هم افزا دارند چرا که چنين رابطه اي براي هر دو گروه منابع بيشتري خواهد داشت.

آيا ذينفع به سازمان وابسته است؟

خير
بله
آيا سازمان به ذينفع وابسته است؟
خير
4
وابستگي پايين
غير مستقيم/مضايقه

1
قدرت سازمان
غير مستقيم/کاربرد

بله
3
قدرت ذينفع
مستقيم/مضايقه
2
وابستگي بالا
مستقيم/کاربرد

شکل (2-9): نوع شناسي استراتژي هاي نفوذ ذينفعان
منبع: [71]

2-4-3) علاقمندي هاي ذينفعان
هنگامي که بحث علاقمندي هاي ذينفعان به ميان مي آيد محققان مختلف رويکرد هاي متفاوتي به اين موضوع دارند. سويج و همکاران معتقدند که ذينفعان را مي توان برحسب علاقمندي هاي آنان تعريف نمود که اين علاقمندي ها مي توانند شکل هاي مختلف شامل حقوق (قانوني يا اخلاقي)، مالکيت يا مالکيت قانوني را به خود بگيرند: ذينفعان مجريان اجتماعي هستند که يک سهم (يا علاقمندي) در اعمال سازمان دارند

پایان نامه
Previous Entries عملکرد سازمان، منابع سازمان، عرضه و تقاضا Next Entries مدل کسب و کار، عملکرد سازمان، تعامل سازمان