علمي، ديگران، رفتارهاي

دانلود پایان نامه ارشد

تعريف کردهاند. استفاده از مطالب علمي ديگران بدون ذکر منبع، خود سرقتي علمي، تعويض نام نويسنده با نام خود، انتساب ايده ديگران به خود و رونويسي از محتواي وب‌سايت‌ها و وبلاگهاي اينترنتي به‌عنوان معرفهاي اين بعد در نظر گرفته‌شده‌اند که پنج گويه براي سنجش آن به‌کاررفته است. به‌عنوان‌مثال “برايم پيش‌آمده که مطالبي را از يک مقاله، کتاب و پاياننامه برداشته و منبع اصلي آن را ذکر نکنم” و “برايم پيش‌آمده که يک کار درسي را در پيش از يک کلاس يا بيش از يک دوره تحصيلي ارائه کنم” از گويه هاي سنجش سرقت علمي هستند.
4-7-1-4- جعل علمي
جعل را ساخت و توليد دادهها يا نتايج يک تحقيق يا يک پروژه آزمايشگاهي قلمداد کردهاند که به ‌واسطه خود آن فرد و از طريق تلاشهاي علمي انجام و تأييد نشده باشند. بعد جعل علمي از دو مؤلفه‌ي جعل در تکاليف درسي و جعل در تحقيق يا پروژههاي آزمايشگاهي تشکيل‌شده است. جعل منابع در يک کتابشناسي، معرفِ بعد جعل در تکاليف درسي و تهيهي گزارش براي يک تحقيق يا آزمايش بدون انجام دادن آن، معرفِ بعد جعل در تحقيق يا پروژههاي آزمايشگاهي ميباشند که براي هرکدام يک گويه اختصاص داده‌شده است. به‌عنوان‌مثال گويه “بدون انجام يک تحقيق و يا يک پروژه، براي آن يک گزارش تهيه کردهام” براي سنجش بعد جعل در تکاليف درسي به کار رفته است.
4-7-1-5- تحريف علمي
تحريف علمي ارائه نادرست واقعيتها يک تحقيق و به انحراف کشيدن نتايج واقعي يک تحقيق براي رسيدن به هدفي خاص است. دو مؤلفه‌ي تحريف در نگارش مطالب علمي و تحريف در يک تحقيق يا آزمايش، بعد تحريف علمي را تشکيل ميدهند و براي آن دو معرف رفرنس دادن بدون دسترسي به منبع اصلي و دستکاري دادهها در نظر گرفته شده است. براي سنجش تحريفعلمي دو گويه به کار رفته است. به عنوان مثال “برايم پيش آمده است که در کار علميام به منابع اصلي بدون دسترسي و مطالعه شان ارجاع دهم” يکي از اين گويهها ميباشد.
4-7-1-6- تسهيل تقلب براي ديگران
تسهيل تقلب براي ديگران را کمک به ديگران براي ارتکاب به رفتارهاي متقلبانه علمي تعريف کردهاند. دو مولفه کمک به ديگران براي تقلب در امتحان و کمک به ديگران براي تقلب در تکاليف درسي، بعد تسهيل تقلب براي ديگران را تشکيل ميدهند. براي سنجش مؤلفه‌ي اول از سه معرف رساندن جواب با ايما و اشاره به ديگري، رساندن جواب با استفاده از يادداشت‌هاي پنهاني و اجازه دادن به کسي ديگر براي نگاه کردن به ورقه امتحاني سود جستهايم که سه گويه براي آن اختصاص داده شده است. به عنوان مثال “پيش آمده جواب سوالات امتحان را با ايما و اشاره به دانشجوي ديگري برسانم”. همچنين براي سنجش مؤلفه دوم معرف کمک به نوشتن تکاليف درسي طرح گرديد که يک گويه به آن اختصاص دادهايم.
براي سنجش رابطه بين متغيرهاي يادگيري اجتماعي و تقلب علمي از ميان 25 نوع از مصاديق تقلب علمي 7 مورد به‌عنوان مصاديق ثابت تقلب علمي انتخاب شدند که در تمامي سؤالات و پرسشنامه تکرار شدهاند و در جدول 4- 3 نشان داده شده است.
جدول 4- 3- مصاديق ثابت تقلب علمي
مصاديق ثابت تقلب علمي
1- تقلب در امتحان (مثل نگاهکردن به برگهي ديگران، عوضکردن برگه، پرسيدن از ديگران، نوشتن روي ورقه و يا دستهي صندلي، استفاده از موبايل و….)
2- انجام تکاليف درسي توسط ديگران و يا رونويسي از تکاليف درسي که توسط دانشجويان ديگر نوشته شده است.
3- ارائه کردن يک کار درسي در بيش از يک کلاس يا بيش از يک دوره تحصيلي.
3- استفاده کردن از مطالب نوشته شده توسط ديگران و ارائه آنها به نام خود، بدون ذکر نام پديدآورنده اصلي.
4- تهيه گزارش براي يک تحقيق و يا يک پروژه، بدون انجام دادن آن تحقيق يا آن پروژه.
6- دستکاري و تحريف دادهها يا نتايج يک تحقيق يا يک پروژه، براي گرفتن نتيجهي مورد نظر.
7- رساندن تقلب به دانشجويان ديگر در جلسه امتحان (مثل نشان دادن برگه، گفتن جواب‌ها با ايما و اشاره و…).
سنجش همگي ابعاد تقلب علمي بر مبناي مطالعات (وايتلي و اسپيگل233، 2002؛ مککيب و همکاران،2006؛ کلُزبليکر234، 2007؛ آکبولوت و همکاران، 2008؛ مگي و همکاران، 2008) انجام گرفته است.
4-7-2- يادگيري اجتماعي
برگس و ايکرز (1966) نظريه پيوند افتراقي را با نظريه تقويت افتراقي به منظور ساخت يک نظريه براي تبيين رفتار انحرافي ترکيب کردند که از آن به عنوان نظريه يادگيري اجتماعي نام برده ميشود. ايکرز و همکاران فرض کردند که احتمال ارتکاب به رفتارهاي مجرمانه، در جايي که افراد بيشتر در معرض رفتارهاي مجرمانه قرار بگيرند افزايش خواهد يافت. زماني که ارتباط با بزرگسالان و همتايان مجرم و نگرش مثبت آن‌ها بيشتر باشد، احتمال ارتکاب به جرم نيز افزايش پيدا ميکند. همچنين زماني که ارتکاب به جرم به شکل ناهمساني بيش از انجام ندادن آن تقويت (دريافت پاداشها و تنبيهها) شده باشد و جايي که تعاريف منفي يا خنثيِ بيشتري نسبت به انحراف وجود داشته باشد، احتمال ارتکاب به جرم نيز افزايش پيدا ميکند.
در اين پژوهش براي سنجش يادگيري اجتماعي از متغير پيوند افتراقي، متغير تعاريف، متغيرهاي تقويتي (تقويت افتراقي) نظير تشويق، عکسالعمل، بازدارندگي، پاداش و در نهايت از متغير تقليد سود جستهايم.
4-7-2-1- پيوند افتراقي
متغير پيوند افتراقي به ابعاد رفتاري و هنجاري در تعاملات اجتماعي اشاره ميکند. ارتباط با همتايان و ديگران مهم دو منشا اصلي پيوند افتراقي هستند و پس از آن کيفيت هنجاري که به عنوان نگرش و ارزشهاي ادراک شده دوستان و نزديکانِ مهم تعريف ميشود، قرار دارد. براي سنجش پيوند افتراقي دو مؤلفه تعداد دوستان و شدت رابطه با دوستان براي بعد رفتاري و مؤلفه نگرش دوستان نسبت به رفتارهاي متقلبانه علمي براي بعد هنجاري در نظر گرفته شدند. مؤلفه تعداد دوستان با اين سؤال که “فکر ميکنيد چه تعداد از دوستان شما هريک از رفتارهاي زير را انجام ميدهند؟” سنجيده و پاسخهاي آن بر مبناي طيف پنج‌تايي ليکرت از “هيچ يک از دوستانم”، “3-1 نفر”، “6-4 نفر”، “9-7 نفر” و “10 نفر و بيشتر” طراحي شده است. مؤلفه‌ي شدت ارتباط با دوستان نيز با اين سؤال که “ميزان ارتباط شما با دوستاني که مرتکب رفتارهاي مربوط به تقلب علمي ميشوند چقدر است؟” سنجيده شده و بر مبناي طيف ليکرت پاسخهاي “خيليزياد”، “زياد” “تاحدودي”، “کم” و “اصلا” براي آن در نظر گرفته شده است. مولفه نگرش دوستان در بعد هنجاري نيز با سؤال “فکر ميکنيد نگرش دوستان صميميتان نسبت به هريک از رفتارهاي زير چگونه است؟” و با پاسخهاي “کاملاً موافق‌اند”، “موافق‌اند”، “بي تفاوت‌اند”، “مخالف‌اند”، “کاملا مخالف‌اند” بر مبناي طيف ليکرت سنجيده شده است.
4-7-2-2- تعاريف
تعاريف معناهاي هنجاري هستند که به يک رفتار داده ميشوند و رفتار را به عنوان مطلوب يا غير مطلوب تعريف مي‌کنند. تعاريف رفتار هم از نظر ساترلند و هم از نظر ايکرز اجزا اخلاقي همکنش اجتماعي است که بيان کننده درستي يا نادرستي يک چيز است. تعاريف ممکن است باورهاي عمومي باشند که در مورد گسترهاي از رفتارها به کار گرفته ميشوند و يا به طور مشخص بر شکل واحدي از رفتار متمرکز ميشوند. ديگر تعاريف، تعاريف خنثي هستند که راهي را به وجود ميآورند که بدان وسيله از برخي (يا از همه) از مجازاتها مورد انتظار اجتناب کرد و رفتار را توجيه نمود يا براي آن پوزش طلبيد (ويليامز و مک شين، 1391: 231). بنابراين دو بعد تکنيکهاي خنثيسازي و تعاريف مثبت/منفي235 متغير تعاريف را تشکيل ميدهند.
بعد تکنيکهاي خنثيسازي در اين تحقيق از چهار مؤلفه انکار مسئوليت236، انکار آسيب237، محکوميت محکومکنندگان238، توسل به وفاداريهاي بالاتر239 تشکيل شده است.
انکارمسووليت: انکار مسئوليت زماني است که فرد منحرف منکر مسئوليت عمل خود ميشود و معمولا ديگران مسئول شناخته ميشوند و نيروهاي بيروني مورد سرزنش قرار ميگيرند. بسياري از جامعه شناسان توجه داشتهاند که افراد منحرف آگاهي جالب توجهي نسبت به توجيههاي رواني و جامعه‌شناسانه دارند و از اين امر براي توجيه رفتار استفاده ميکنند. دو معرف “سخت بودن امتحانات و تکاليف درسي” و “مفيد نبودن دروس” براي انکار مسئوليت در ارتکاب به رفتارهاي متقلبانه در نظر گرفته شدهاند، که در نهايت دو گويه “به خاطر سخت بودن امتحانات و يا تکاليف دشوار و غيرقابل حل استاد مجبورم تقلب کنم” و “بعضي درسها هيچ فايدهاي ندارند و براي گذراندن آن‌ها بايد تقلب کرد” براي سنجش آن به کار رفته است.
انکارآسيب: در انکارآسيب بحث اصلي اين است که فرد منحرف احساس ميکند که رفتار او موجب زيان و صدمه به کسي نميشود و فقط خلاف قانون است. “کم اهميت بودن تقلب” و ” آسيب نرساندن به کسي ” دو معرف هستند که براي انکار آسيب در ارتکاب به رفتارهاي متقلبانه در نظر گرفته شده که دو گويه “تقلب سرجلسه امتحان واقعا حق کسي را ضايع نمي‌کند” و “برداشتن مطالب علمي ديگران به آن‌ها هيچ ضرري نمي‌زند” براي سنجش آن به کار رفته است.
محکوم کردن محکومکنندگان: در اين مورد فرد منحرف توجه خود را از اعمال به سمت انگيزهها و رفتار کساني معطوف مي سازند که کار او را مورد تاييد قرار ندادهاند. يعني ممکن است ادعا کنند که آنها متظاهرند و داراي جرمهاي مخفي هستند و يا دچار غرضورزي شخصي ميشوند. “عدم کيفيت تدريس اساتيد” و “گرفتن آزمون به روش ناعادلانه” دو معرف هستند که براي محکوم کردن محکومکنندگان در ارتکاب به رفتارهاي متقلبانه علمي در نظر گرفته شده که دو گويه “اگر استادان کيفيت تدريس را بالا ببرند و خوب درس بدهند تقلب کمتر مي شود” و “اساتيد نبايد از تقلب ما نگران باشند چون امتحان گرفتن روش عادلانه اي نيست” براي سنجش آن به کار رفته است.
توسل به وفاداريهاي بالاتر: در اين مورد فرد منحرف تلاش ميکند که تا تقاضاي کوچک گروه را فداي تقاضاي اجتماعي کند. لازم به ذکر است فرد منحرف، هرچند که خود از هنجارهاي مسلط پيروي نميکند، منکر آنها نيز نميباشد؛ بلکه جرم را درگير حالت دوگانهاي ميداند که بايد آن را با قانون شکني حل کند. “پاسخ به انتظارات دوستان” و “پاسخ به انتظارات والدين” دو معرف هستند که براي توسل به وفاداريهاي بالاتر در ارتکاب به رفتارهاي متقلبانه علمي در نظر گرفته شدهاند و دو گويه “اگر به دوستانم در سر جلسه امتحان تقلب نرسانم و يا تکاليف درسي آنها را انجام ندهم ممکن است از من ناراحت شده و با من قطع رابطه کنند” و “براي پاسخ به انتظارات پدر و مادرم براي نمرات بالا، مجبورم تقلب کنم” براي سنجش آن به کار رفته است.
بعد تعاريف مثبت/ منفي نيز از دو معرف “باور به ضروري بودن تقلب براي معدل” و ” باور به تقلب درصورت درست درس خواندن” تشکيل شده است و دو گويه تقلب گاهي اوقات براي بالا بردن معدل جهت ورود به يک مقطع يا دوره خاص لازم است” و “اگر شما مرتب سر کلاس رفته و خوب درس بخوانيد تقلب اشکال ندارد” براي سنجش آن به کار رفته است.
بر مبناي طيف ليکرت پاسخ تمامي سوالات متغير تعاريف از “کاملا موافق”، تا “موافق”، “بينظر”، “مخالف” و “کاملا مخالف” طراحي شدهاست.
4-7-2-3- تشويق
ارائه تشويق، به معنى نشان دادن رفتار مطلوب است. از طريق تشويق، انجام دادن يا انجام ندادن يک رفتار مورد تأييد قرار ميگيرد (عليوردي نيا و حيدري، 1391). بعد تشويق با استفاده از مولفهي تشويق دوستان مشخص شده است. براي سنجش اين بعد از پاسخگويان پرسيده شد که “دوستانتان چقدر شما را براي انجام رفتارهاي زير تشويق ميکنند؟” پاسخهاي اين بعد بر مبناي طيف پنج تايي ليکرت از “اصلا” تا “خيلي زياد” طراحي شدهاند.
4-7-2-4- عکسالعمل
عکسالعمل، اشاره به شدت واکنش ديگران مهم (والدين، همسالان، معلم و دوستان) به رفتارهاى فرد دارد (عليوردينيا و حيدري، 1391). بعد عکس العمل با استفاده از مولفهي عکسالعمل تصوري دوستان مشخص شده است. که براي سنجش آن از پاسخگويان پرسيده شد که “فکر مي کنيد اگر دوستان شما با خبر شوند که رفتارهاي زير را انجام دادهايد، چه عکسالعملي خواهند داشت؟” معرفهاي مربوط به اين مولفه يک طيف پنج تايي از عکسالعملهاي مثبت

پایان نامه
Previous Entries ضريب، متغير، همبستگي Next Entries تحقیق با موضوع علوم قرآن، تاریخ اسلام، صلح حدیبیه