علمي، تحريف، رفتارهاي

دانلود پایان نامه ارشد

تمرکز را بر سرقت علمي داشته‌اند (مارسدن، 2008). سرقت علمي را در نظر گرفتن ايدهها و يا کلمات مکتوب و غير مکتوب ديگران و ارائه آن‌ها به خود، بدون استناد دادن تعريف کردهاند. به‌عنوان‌مثال خريد يک مقاله از يک منبع تجاري، ضعف در ارجاع دادن به منابع در يک مقاله، استفاده از محتواي سايتها بدون ذکر نام سايت، يا ارائه يک مقالهي مشابه براي امتياز گرفتن در بيش از يک دوره يا مقطع تحصيلي، بدون اجازهي استاد، که آن را “خود سرقت علمي70” تعبير کرده‌اند (کلُزبليکر، 2008: 26) از مصاديق سرقت علمي هستند.
به نظر ميرسد که در يک ديدگاه جهاني سرقت علمي را به عنوان يک جرم دانشگاهي فرض کردهاند. سرقت علمي به‌ندرت قابل تشخيص است و حتي پس از تشخيص، آن را به بيدقتيِ مربوط به عدم مهارت در استناد دادن71، ارتباط ميدهند (وندي72، 2008). سرقت علمي ارتباط بسيار نزديکي با ساير رفتارهاي مربوط به عدم صداقت علمي دارد، به گونهاي که وندي (2008) بيان ميکند:
” اگر ما بررسي کنيم که سرقت ادبي در تحقيقات چگونه تعريف شدهاست، يک بررسي اوليه از دامنهي تعاريف سرقت علمي در لغتنامههاي عمومي؛ تحت عنوان آنچه که در آييننامهها و مقررات دانشگاهي (در زمينه اخلاق علمي) وجود دارد؛ نشان ميدهد که همگي اين تعاريف از نوعي قصد غيراخلاقي، دروغ گفتن، تقلب، دزدي، نادرستي و فريب حکايت ميکنند. چيزي که از اين بررسيها براي تعريف سرقت علمي ظاهر ميشود، اين است که سرقت علمي زير چتر ” تقلب علمي” که معمولا به عنوان يک جرم علمي ديده ميشود و مستحق مجازات است، قرار ميگيرد. در واقع، برخي محققان و استادان ملاحظه ميکنند که سرقت علمي به‌ طور نزديکي با تقلب علمي در مبهمترين حالت آن در يک رده قرار ميگيرد” (وندي، 2008: 20).
معلماني که سرقت علمي را به‌مثابه تقلب طبقهبندي ميکنند، اغلب سرقت علمي را به‌عنوان يک تجاوز فکري در نظر ميگيرند. طرفداران اين ديدگاه بيان ميکنند که سرقت ادبي در نوشتههاي علمي “پليدترين قتل فکري” و يک “خطر واضح و آماده براي آزادي فکري” است (ميرسکي، 2002؛ به نقل از وندي، 2008).
مارسدن (2008) بيان ميکند، اين مشکل بطورخاص در مطالعات پيشين مشهود است که تمامي بحثهايِ راجع به رفتارهاي مربوط به عدم صداقت علمي بهطور کلي به عنوان سرقت ادبي ارائه شدهاند. در سادهترين سطح، سرقت ادبي به عنوان استفاده از کلمات يا ايدههاي شخص ديگري بدون استناد صحيح تعريف شده است؛ اما چنين تعاريفي پيچيدگي اين سازه را انکار نميکند. اولين مشکل به تفاوت روشنِ بين سرقت علمي عمدي و غيرعمدي مربوط ميشود، و اغلب اين تمايز غيرقابل تشخيص است. مباحث نظريِ اين مسئله ممکن است به‌وسيله‌ي ايجاد يک تمايز روشن بر اساس قصد و نيت رفتار نشان داده شوند. تا آنجا که به چنين تعريفي مرتبط ميشود به دانشجوياني که توجه ضعيفي به رفرنسدادن در تکاليف دارند، يا به بريدن و چسباندن يک يا دو جمله از يک منبع الکترونيکي اقدام ميکنند و يا ارجاع منابع استفاده شده در تحقيقشان را فراموش مي‌کنند، محکوم سرقت علمي هستند. ملاحظه درجهاي که اين عمل بر اساس بيخبري و بيگناهي ميباشد، مهم است. اگر اين عمل بدون قصد و نيت باشد، دانشجو ممکن است به سرقت علمي محکوم باشد؛ اما به تقلب محکوم نيست. از طرف ديگر، دانشجويي که يک تکليف درسي را از شخصي که در دورههاي گذشته آن را تکميل کرده، قرض ميگيرد و پس از آن، کل يا قسمت عمدهاي از آن را کپي ميکند و به عنوان کار خود ارائه ميدهد، هم محکوم سرقت علمي و هم محکوم تقلب است. دانشجوياني که معني سرقت علمي و شيوههاي استناد صحيح را ياد ميگيرند، و در عين حال به کپيکردن تصميم ميگيرند متقلب هستند. علاوه بر اين، اين اصطلاح براي پوشش دادن طيف گستردهاي از “سرهمنگاري73” (عمل وصله کردن کلمات نقل‌قول شده از چندين نويسنده) تا کلاهبرداري استفاده ميشود (مارسدن، 2008: 14-11).
1-1-3-3- جعل74
جعل را مي‌توان ساختن دادهها يا نتايج يک تحقيق و ثبت يا گزارش آن‌ها تعريف کرد. هم‌چنين جعل را مي‌توان ساخت و توليد دادهها يا نتايجي قلمداد کرد که به‌واسطه تحقيقات خود آن فرد تأييد نشده باشند (دکو، 2002: 6؛ توکل، 1388: 7). جعل کامل و بي کم و کاست دادهها را جعل تام ناميدهاند. اگرچه جعل در پژوهش، تخطي از حقوق پديدآورندگان نيست اما بيش از همه به عينيت شناختي علم آسيب مي‌زند و همچنين عينيت اجتماعي علم را نيز مورد تهديد قرار ميدهد (توکل، 1388: 7).
1-1-3-4- تحريف75
دکو (2002: 6) در تعريفِ تحريف بيان ميکند که ” تحريف دستکاري مواد تحقيقاتي، تجهيزات، فرآيند يک تحقيق، يا تغيير و يا حذف اطلاعات و يا نتايج به دست آمده از آن است؛ به گونهاي که واقعيت پژوهش به درستي درگزارش نهايي تحقيق نشان داده نشود”. توکل (1388: 7) اظهار ميکند: “تحريف در پژوهش عبارت است از دستکاري تعمدي مواد، تجهيزات و فرايندهايِ يک پژوهش و يا تغيير يا حذف تعمدي دادهها و نتايج و ارائه سوگيرانه گزارش پژوهش و يا تفسير غلط و هدفدار شواهد و مدارک، دادهها، يافتهها، نتيجهگيري و يا پيام علمي… “. آکبولوت و همکاران (2008) با توجه به تقسيمبندي شوراي پژوهشهاي علمي و تکنولوژيکي ترکيه، علاوه بر جعل و تحريف، گول زدن76را نيز اضافه و آن را اجتناب از گزارش برخي از يافتهها که در راستايِ فرضيههايي از يک تحقيق نيست تعريف کردهاند، که به نظر مي‌رسد با توجه به تعريفي که از تحريف ارائه شد، تحريف اين مفهوم را نيز در برميگيرد.
جعل و تحريف دو موضوع بسيار نزديک به هم هستند و تعريف آن‌ها ممکن است به‌درستي صورت نگيرد. بسياري تحقيقات جعل و تحريف را در دو دستهبندي مجزا قرار دادهاند (نگاه کنيد به؛ توکل، 1388؛ دکو، 2002؛ و رجبزاده، 1392؛ آکبولوت و همکاران، 2008). در واقع جعل اختراع و گزارش دادهها يا اطلاعاتي است که از طريق تلاشهاي علمي توليد نشده باشند و تحريف ارائه نادرست واقعيتها يک تحقيقِ واقعي و به انحراف کشيدن نتايج آن براي رسيدن به هدفي خاص است. رجبزاده (1392) بيان ميکند ” آنچه دروغپردازي (تحريف) را به عنوان دستهي مستقلي در نظر پژوهشگر مجزا ميسازد “هدف در مورد نتايج” پژوهش است”. با اينوجود لاثراپ و فاس(2005)؛ کلزبليکر(2007)؛ وايتلي و اسپيگل(2002: 17-16) جعل و تحريف را در يک معني به کار برده و هر دو را تحت عنوان جعل تعريف کردهاند. اين تحقيات تحريف را نوعي از جعل به حساب آوردهاند، بگونهاي که جعل مفهومي کليتري را ميرساند. کلزبليکر “جعل” را “تحريف کردن77” عمدي يا ارائه غلطِ اطلاعات به‌دست‌آمده از يک منبع در يک تکليف درسي (به‌عنوان مثال ساخت منبع براي کتاب‌شناسي يک مقاله يا جعل يک تکليف آزمايشگاهي) تعريف ميکند (2007: 27). لاثراپ و فاس(2005: 83) اظهار ميکنند جعل “استفاده از اطلاعات ابداع شده و يا “تحريفِ” تحقيقات و يافتههاي ديگران است”. لاثراپ و فاس چهار نمونه از جعل و تحريف را ذکر ميکنند و با اين وجود معتقدند جعل و تحريف تنها به اين نمونهها محدود نميشوند:
1. استناد به اطلاعاتي که از منابع رفرنس داده شده در تحقيق گرفته نشدهاند. اين ممکن است شامل اسناد نادرست به محتواي يک منبع دسته دوم باشد، به عنوان مثال، يک دانشجو ممکن است به جاي مراجعه به منابع اصلي، مطالب خود را از تحقيقي که به آن منابع اصلي رفرنس داده بگيرد و به دروغ ادعا کند منابع اصلي را مطالعه کرده است (لاث راپ و فاس، 2005: 83).
2. ذکر منابعي در کتابشناسي تحقيق، در صورتي که محتواي آن منابع اصلا مورد استفاده قرار نگرفتهاند.
3. يک نمونه ديگر از جعل، ارائه78 مقاله يا کار علمياي است که در آن اطلاعات غلط و ساختگي، پنهانکاري عمدي و زيرکانه و يا انحراف واقعيتهاي اصلي، منشا، و عملکرد دادهها صورت گرفته باشد.
4. ارائه قسمتهايي از يک کار علمي يا تمام آن به نام خود، در صورتي که توسط کسي ديگر انجام شده است.
1-1-3-5- تسهيل عدم صداقت علمي79
کلزبليکر (2007) و وايتلي و اسپيگل (2002: 17). تسهيلِ عدم صداقت علمي را “کمک تعمدي يا تلاش براي کمک به شخص ديگري به منظور مشارکت در برخي از انواع صداقت علمي” تعريف کردهاند. بديهي است که مشارکت در يک رفتار مجرمانه جرم تلقي ميشود. بسياري از رفتارهاي متقلبانه در محيط علمي با مشارکت وکمک انجام ميگيرند. در اينگونه رفتارها دو طرف يعني کمککننده و دريافتکننده کمک درگير هستند.
1-1-3-6- ارائه نادرست80
ارائه نادرست را ارائه کردن اطلاعات غلط براي يک استاد در مورد يک تکليف علمي تعريف کردهاند. به‌عنوان‌مثال آوردن بهانه‌اي نادرست براي غيبت در امتحان، يا به‌دروغ ادعا کنند که يک مقاله ارائه کرده‌اند.
1-1-3-7- قصور در مشارکت81
قصور در مشارکت گرفتن امتياز و نمره براي مشارکت در يک پروژه مشترک علمي، درحالي‌که براي انجام سهم عادلانه خود کوتاهي شده است. بسياري از دانشجويان ممکن است که در کارهاي مشترک مانند آزمايشها و پروژهها شرکت نکنند يا در کار گروهي داخل کلاس مشارکت نکنند، اما امتياز آن را دريافت کنند.
1-1-3-8- کارشکني82 (علمي)
کارشکني را جلوگيري کردن از اتمام کار ديگران، به‌عنوان‌مثال، اخلال در آزمايش آزمايشگاه يا از بين بردن اسناد از روي يک فايل به طوري که ديگران نتوانند آن را استفاده کنند. کار شکني در مطالعات کلزبليکر(2007) وايتلي و اسپيگل(2002: 17-16) به کار رفته است. اما با توجه به قرابت آن با مفهوم ونداليسم به سختي بتوان آن را در دستهبندي عدم صداقت علمي قرار داد از اين جهت در پژوهش حاضر مد نظر قرار نگرفته است.
در نهايت آنچه با تکيه بر نوعشناسي و دستهبندي مطالعات پيشينِ تقلب علمي حاصل شد، در جدول (1-1) انعکاس يافتهاست که نشان ميدهد، تمامي تقسيمبنديهايي که با توجه به تعاريف عملکردي ارائه شده مي‌تواند در تقلب در آزمون و تقلب در وظايف پژوهشي قرار بگيرند.
جدول 1-1- نوعشناسي و دستهبندي تقلب علم
تقلب در امتحان
تقلب در وظايف پژوهشي

* تقلب (استفاده از مواد و کمک‌هاي غيرمجاز در هنگام گرفتن امتحان)
* تسهيل تقلب امتحاني
* ارائه نادرست (ارائه بهانههاي دروغين)
* سوء رفتارهاي علمي

* تقلب (همکاري غيرمجاز، به‌عنوان نمونه انجام تکاليفي که انفرادي بوده است)
* سرقت علمي
* جعل
* تحريف
* تسهيل تقلب در مطالب پژوهشي براي ديگران
* ارائه نادرست علمي
* قصور در مشارکت علمي
* کارشکني علمي
* سوء رفتارهاي علمي
1-1-4- تکنولوژيهاي نوين ارتباطي و ظهور انواع جديد از تقلب علمي
تکنولوژيهاي نوين ارتباطي و فضاي مجازي باعث شدهاند تقلب علمي بسيار بيشتر از گذشته شيوع پيدا کرده و انواع جديدي از تقلب را وارد اين حوزه کنند. به عنوان مثال تقلب قراردادي يا پيماني83 يکي از انواع تقلب است که در سال‌هاي اخير پديده آمده است (والکر و تونلي84، 2012) دانشجويان با پرداختن پول به بنگاه‌هايي خاص يا از طريق سايتهاي موجود در فضاي مجازي که چنين خدماتي را ارائه مي‌دهند، تکاليف خود را کامل مي‌کنند. يافتههاي مطالعات اخير نشان ميدهد که استفاده از کامپيوتر و اينترنت عدم صداقت علمي را تسهيل و گسترش ميدهد. اگر اخلاق در علوم کامپيوتري يکي از مسائلي است که با تکنولوژي کامپيوتر پديدآمده، اخلاق اينترنت ممکن است به صورت زير مجموعهاي از اخلاق کامپيوتري و يا يک حوزه جديد از اخلاق که با پيشرفت اينترنت پديد آمدهاست؛ در نظر گرفتهشود (آکبولوت و همکاران، 2008: 464). در واقع استفاده از تکنولوژيهاي اطلاعاتي و ارتباطي رفتارهاي غيراخلاقي را از چندين طريق سادهتر ساختهاند است. اول اينکه استفادهي دانشجويان از اطلاعات اينترنتياي که در اسناد سنتي غيرقابل دسترسي هستند اثبات عدم صداقتعلمي را براي مربيان دشوار ميسازد. دوم اينکه برنامههاي رايانهاي، تقلب علمي را براي دانشجوياني که اطلاعات را از منابع الکترونيکي در کار خودشان بدون اسناد دادن؛ کپي-پيست ميکنند، راحتتر ميسازد. چهارم دانشجويان بهراحتي ميتوانند به پايگاههاي داده مقالات دوره تحصيلي85 دسترسي داشته باشند و مقالات تحقيقي اصيل را بخرند يا دانلود کنند. پنجم آنها ميتوانند در فرومهاي86 گفتوگوي آنلاين شرکت کنند

پایان نامه
Previous Entries فرهنگ جوانان Next Entries اعمال مجرمانه، انتقال دانش