عقد اجاره، حقوق مدنی، اجرت المثل

دانلود پایان نامه ارشد

باشد لازم است میزان واندازه وخصوصیات آن معلوم باشد و آن را بر حسب عرف وعادت معین کند107.
اما گروهی دیگر از فقها نفقه اجیر را بر عهده خود او(اجیر) دانستهاند مگر آنکه در ضمن عقد شرط شده باشد که بر عهده مستاجراست108. چون اولا روایت بر موردی حمل میشود که در ضمن عقد شرط شده باشد که نفقه بر عهده مستاجر است109. ثانیا اصل عدم وجوب نفقه بر غیر است. ثانیا اجاره عقدی است معاوضی و اقتضای آن پرداخت عوض ومعوض است که نفقه اجیر خارج از این دو است110.
حاصل آنکه بنا بر نظریه اول نفقه را بر عهده مستاجر می داند واز نظر میزان هزینه عرف و عادت ملاک خواهد بود اما بنابر نظریه دوم نفقه بر عهده اجیر است مگر آنکه شرط شده باشد که بر عهده مستاجر باشد.
در حقوق مدنی در مورد هزینه اجیر چیزی به دست نیامد.
2-7-1-2. پرداخت اجرت و شرایط پرداخت آن
اجرت یکی از ارکان اجاره است. عوضى كه مستأجر در قبال استفاده از منفعت كار، به اجير مى‌پردازد، اجرت ناميده مى ‌شود111. در عقد اجاره، اگر مزد و اجرتی که، مورد نظر و توافق دو طرف است نام برده شده و معین گردیده است،اجرت المسمی گفته مى‌شود. واگر مزدی که معمولا مردم ، در برابر انجام دادن کاری، به عامل، میپردازند. و از آن نام برده نشده، و معین نگردیده باشد، اجرت المثل گفته مى‌شود112.
عوضی راکه در اجارهی اشخاص نسبت به آن توافق کردهاند اجرت مینامند113.اجرت شرایطی دارد که در پی میآید:

2-7-1-3. تعیین اجرت
در عقد اجاره اجرت باید معین باشد. وبکارگیری اجیر قبل از تعیین اجرت کراهت دارد114. چون در روایات به آن سفارش شده است:
أ‌- حدیث اول؛ از امام صادق (ع) نقل شده است که میگوید« نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يُسْتَعْمَلَ أَجِيرٌ حَتَّى يُعْلَمَ مَا أُجْرَتُهُ115؛ رسول خدا نهی کرده از کسی که اجیر را به کار بگیرد تا اینکه علم به اجرتش داشته باشد».
ب‌- حدیث دوم: سلیمان بن جعفر از امام رضا نقل کرده است که میفرماید: « واعلم أَ نَّه مامِنْ أَحَدٍ يَعْمَلُ لَكَ شَيْئاً بِغَيْرِ مُقَاطَعَةٍ ثُمَّ زِدْتَهُ لِذَلِكَ الشَّيْ‌ءِ ثَلَاثَةَ أَضْعَافٍ عَلَى أُجْرَتِهِ إِلَّا ظَنَّ أَنَّكَ قَدْ نَقَصْتَهُ أُجْرَتَهُ وَ إِذَا قَاطَعْتَهُ ثُمَّ أَعْطَيْتَهُ أُجْرَتَهُ حَمِدَكَ عَلَى الْوَفَاءِ فَإِنْ زِدْتَهُ حَبَّةً عَرَفَ ذَلِكَ لَكَ وَ رَأَى أَنَّكَ قَدْ زِدْتَهُ 116؛ کسی که بدون تعیین اجرت؛ برای دیگری کار میکند واگر بیشتر از مزدش به او پر داخت کند گمان می کند که از مزدش کم کردی ولی اگر اجرتش را تعیین کنید و مزدش را بپردازید و اگر چیزی به مزدش بیفزایید میفهمد که تو به اجرتش افزوده اید».
اگر اجرت كيلي و وزني باشد واجب است علم به مقدار آن وجود داشته باشد. حتماً بايد در تعيين مقدار آنها از كيل يا وزن استفاده نمود و در صورت عدم تعيين مقدار آن، امكان ايجاد ضرر براي متعاقدين (موجر و مستأجر) يا براي يكي از آنهاوجود دارد. زیرا بدون علم غرر حاصل میشود و پیامبر (ص) نهی از غرر کرده است. چون اجاره از عقود معاوضی هست مثل بیع پس باید اجرت معلوم باشد و در آن خلافی نیست زیرا پیامبر(ص) فرموده است کسی اجیر میشود پس لازم است علم به اجرت داشته باشد با مشاهده و وصفی که رافع جهالت باشد همانطور که در عقد بیع است117. آیا مشاهده کفایت میکند؟ که در کتاب تذکره آمده است مشاهده اقوی است. اما اكثر فقهاي شيعه معين شدن مقدار اجرت را لازم ميدانند118. شرط است که اجرت مالیت داشته باشد پس اجاره منعقد نمیشود به آنچه که مالیت ندارد مثل شراب و خوک و مانند اینها. و جایز است عین خارجی یا کلی در ذمه و یا عمل یا منفعت و یا حقی باشد که قبل انتقال به غیر باشد مثل ثمن در بیع 119.
گاه اجرت در عرف معین نمیشود و اجیر آن را به تناسب اهمیت کار و مدتی که صرف آن می کند، در پایان کار معین می سازد. در چنین مواردی، پاسخ مر سوم این است که، اگر درباره تعیین اجرت تراضی نشود، ناچار باید اجرت المثل را جایگزین آن کرد. زیرا، تعیین اجرت از شرایط درستی عقد است و رابطه ای که در آن اجرت تعیین نمیشود تابع احکام مربوط به استیفا است نه اجاره.
ولی درتعدیل پاسخ مرسوم، میتوان گفت در فرضی که اجرت با ضابطهای که در عقد معین شده قابل محاسبه است، باید آن را در حکم معین شمرد: مانند اجرت که به تناسب مدت آن معین میشود و دو طرف درباره ی میزان اجرت یا هر ساعت یا هر روز توافق میکنند یا اجرتی که به تناسب میزان مسافت تعییت میشود (دستمزد راننده با تاکسی متر ). ملاک مواد 502و 515 قانون مدنی نیز این استنباط را تأیید می کند120 .
اجرت ممکن است به گونه ای مقطوع و پیش از انجام دادن کار معین شود و صاحب کار از هزینهی نهایی مطمئن سازد121.
از منظر فقه و حقوق مدنی اجرت باید قبل از انجام کار معین باشد و باید نوع و مقدار آن را تعیین کرد، اما در حقوق آمده است که میشود اجرت را پس از انجام کار بر حسب زمان کار تعیین کرد.

2-7-1-4. شرط تعجيل در پرداخت اجرت
جایز است در عقد اجاره براي پرداخت اجرت مدت تعيين شود و يا شرط شود كه اجرت بدون مدت و فوري پرداخت گردد. در صورت شرط فوريت پرداخت اجرت، اجراي آن از طرف مستأجر لازم و ضروري است و مستلزم استيفاء منفعت و يا به پايان رسانيدن عمل مورد اجاره نمي باشد122. در این خصوص به آیه ای از آیات قرآن استناد شده است123. «فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ124؛ و اگر براى شما(فرزند را) شير مى‌دهند، پاداش آنها را بپردازيد». بدلیل اینکه در آخر آیه آمده است که: «وَ إِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى؛ و اگر به توافق نرسيديد، آن ديگرى شيردادن آن بچه را بر عهده مى‌گيرد».
اگر عقد اجاره مطلق باشد و تعجيل در آن شرط نشود لازم است که اجرت را فورا پرداخت شود125.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: «أعطُوا الأَجيرَ أجرَهُ قَبلَ أن يَجِفَّ عَرَقُهُ126؛ مزد اجير را پيش از آن كه عرقش خشك شود ، بپردازيد».
2-7-1-5. زمان استحقاق و مالكيت براجرت
در اجاره اشخاص (اجاره عمل) هدف انجام عمل است. وامكان تعهد به خلاف آن نيز وجود دارد،يعني اجير اول اجرت را بگيرد و بعد از آن کار را انجام دهد.
چه در اجاره اموال وچه در اجاره اشخاص به مجرد وقوع عقد مالكيت براجرت تحقق پيدا ميكند.چرا كه خود انشاء عقد علت تامه است بر نقل وانتقال127.
در اجاره ی اشخاص، پیش از پایان کار به هیچ تعبیری نمیتوان ادعا کرد که منفعت موضوع عقد به مستأجر تسلیم شده است. بنابراین، اجیر پیش از پایان کار حق ندارد از مستأجر مطالبهی اجرت کند، مگر اینکه در این باب قراری گذارده باشند128.
در اجاره انسان زمان استحقاق اجرت انجام کار است؛ اما هم در فقه و هم در حقوق مدنی آمده است میشود در ضمن عقد شرط کرد که اجیر میتواند قبل از انجام عمل مطالبه اجرت کند.

2-7-1-6. توصیه قرآن در مورد تعیین اجرت
در قرآن کریم چندین توصیه در مورد اجرت میباشد که به برخی از آنها اشاره میشود.

2-7-1-7. رعایت انصاف در تعیین
در تعیین مقدار اجرت، قرآن به رعایت انصاف سفارش کرده، میگوید: اگر خواستید برای فرزندان دایه بگیرید، بر شما گناهی نیست؛ به شرط آن که پرداخت آن چه که را به عهده گرفتهاید، به طور شایسته بپردازید129.
«وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ130؛ و اگر(با عدم توانايى، يا عدم موافقت مادر) خواستيد دايه‌اى براى فرزندان خود بگيريد، گناهى بر شما نيست؛ به شرط اينكه حق گذشتهی مادر را به طور شايسته بپردازيد. و از(مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و بدانيد خدا، به آنچه انجام مى‌دهيد، بيناست».
برخی از مفسران مراد از«مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ» را اجرت المثل دانسته اند131.
قرآن در آیه 6 سوره طلاق می گوید: «وَ إِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى؛ اگر کارتان با آن که بچه را شیر می دهد به دشواری کشید، زن دیگری بچه را شیر دهد».
بسیاری از فقیهان از جمله شیخ طوسی132 و فاضل مقداد133 یکی از مصادیق «تعاسر» را در این آیه، نپذیرفتن اجرت المثل از سوی دایهها دانستهاند134.

2-7-1-7 . نحوه تعیین غنی و فقیر
قرآن، شخص غنی را در پرداخت اجرت بیشتر آزاد گذاشته است که از دارایی خود هزینه کند و هر که روزیاش تنگ باشد؛ فقط به مقداری که خدا به او داده خرج کند:
«لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ 135؛آنان كه امكانات وسيعى دارند، بايد از امكانات وسيع خود انفاق كنند و آنها كه تنگدستند، از آنچه كه خدا به آنها داده انفاق نمايند».
طبری در ذیل این آیه مینویسد: غنی به اندازه توانش اجرت بپردازد و فقیر، در حد توان، پرداخت کند136.

2-8 .تعهدات اجیر
2-8-1. کیفیت اجرای کار مورد تعهد
در اجاره اعمال اجیر کاری را که طبق مفاد اجاره پذیرفته است انجام دهد. و اجیر نمیتواند اجرت را قبل از اتمام کار مطالبه کند مگر اینکه کار را تسلیم نماید137.
اجير بايد کاری را که به موجب قرارداد به عهده گرفته است انجام دهد. برای تشخيص اين که تعهد چگونه بايد انجام شود، بايد طبيعت آن مورد توجه قرار گيرد. در مواردی که اين تعهد ناظر به نتيجه حاصل از کار است، کافی نيست که اجير ثابت کند تلاش لازم را برای به دست آوردن نتيجه کرده است؛ بايد آن نتيجه را به دست آورد تا مستحق گرفتن اجرت باشد. برای مثال، اگر ساختن بنايی به مقاطعه داده شود، تعهد مقاطعه کار زمانی انجام شده است که بنا ساخته شود و معمار آن را آماده تسليم به صاحب کار کند. بر عکس، در جايی که مفاد تعهد در پاره ای از کوششها خلاصه شود، به دست آوردن نتيجه غايی کار ضرورت ندارد138 .
موضوع تعهد بايد بر طبق شرايط قرارداد و رسوم و قواعد شغلی و اوصاف کارهايی که آن گروه از مقاطعه کاران به طور معمول انجام میدهند اجرا شود. پس اگر کاری که انجام يافته وصفی پستتر از معمول داشت باشد و مقاطعهکار چنانکه بايد به وظايف خود عمل نکند، تعهد اجرا نشده است: يعنی کار ناقص يا معيوب در حکم انجام ندادن تعهد است.
در این گونه موارد همین که ثابت شود که کالای موضوع قرارداد ناقص ساخته شده و نتیجه ی کار چنان که باید نیست، تعهد انجام نشده است و اجیر مستحق دستمزد نیست139.
در اینجا فقه و حقوق مدنی اشتراک نظر دارند که اجیر باید طبق مفاد عقد اجاره کار مورد تعهد را انجام دهند.

2-8-2. تسلیم مورد اجاره و ضمانت اجرای آن
اجیر باید مورد اجاره را در زمان مقرر به مستأجر تحویل دهد و در صورتی که مستأجر اجرت اورا پرداخت نکرده باشد وی حق دارد پس از اتمام کار، عین را حبس کند تا اجرت را دریافت نماید و چنانچه در این فاصله عین مذکور بدون تعدی و تفریط تلف شود، ضامن نخواهد بود پس اگر عین در دست اجیر باشد و بعد از اتمام کار وقبل از دادن به مستأجر تلف شود در صورتیکه بدون تفریط باشد مستحق اجرت است. در نظر بگیرید خیاطی برای دوختن لباسی اجیر میشود بعد از دوختن لباس وقبل از دادن به مستأجرلباس تلف شود خیاط میتواند اجرت آن را مطالبه کند پس اگربرای دوختن لباس ضمان اجیر شرط شده باشد مالک حق داردکه قیمت لباس را بگیرد واگر ضمان اجیر شرط نشده باشد مستحق چیزی نیست 140.
اجیر از حیث ضمان نسبت به آنچه که در دست اوست، همانند مستأجر خواهد بود. یعنی اگر خیاط نسبت به پارچه ای که برای دوختن لباس در تصرف اوست، تعدی و تفریط نکند ضامن تلف آن نخواهد بود141.
اجير بايد کالايی را که به سفارش مستأجر ساخته يا تعمير و اصلاح کرده است در مدت مقرر به او رد کند. اين تعهد ناظر به نتيجه است و اجير بايد علت خارجی را که مانع کار او شده است، ثابت کند تا از مسئوليت مبرا شود. درباره امکان مطالبه کالايی که تهيه شده است بايد بين حالتی که مصالح آن را خود اجير

پایان نامه
Previous Entries عقد اجاره، اجرت المثل، حقوق مدنی Next Entries قانون مدنی، تعدی و تفریط، حقوق مدنی