عشق و محبت

دانلود پایان نامه ارشد

جهاد نفس *** در نامه‌ام نگاشته چندین شهادت است
(جلد 3 ص 348)

جدول (3ـ13): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 3ـ4 (آزادی) از مقوله سوم (ظلم ستیزی)
ردیف
ابیات و مصراع‌ها
جلد و صفحه
1
نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند *** تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند
(جلد 1 ص 199)
2
خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند *** زان سپس آن روز را هر ساله عید خون گرفتند
(جلد 1 ص 200)
3
سریر دولت آزادگی مراست سزا *** که شهریارم و آزادگان رعیت من
(جلد 1 ص 273)
4
آزادگی به سایه‌ی بال توست ***‌ای سرو سرفرازی و آزادگی
(جلد 1 ص 326)
5
بازادگان طبع تو شد توام *** آزادگی و سروری و رادی
(جلد 1 ص 327)
6
از بلبلان خدا نستاند گل *** وز شهریار گلشن آزادی
(جلد 1 ص 327)
7
آنکه جز آزادی ملت ندارد آرزو *** آنکه جز آبادی میهن ندارد آرمان
(جلد 1 ص 356)
8
شهریارا تا بود از آب آتش را گزند *** باد خاک پاک ایران جوان مهد امان
(جلد 1 ص 356)
9
به هر جا که آزاده‌ای دیدی‌ای باد *** خدا را که از ما رسانش درودی
(جلد 1 ص 370)
10
در این خرابه تا نبری بار اجنبی *** کس‌ای گوهر فروش نگوید خرت چند
(جلد 1 ص 374)
11
چیست به مستعمره پرداختن *** خلق خدا بنده‌ی خود ساختن
(جلد 1 ص 404)
12
آنکه آزادگی از او زاده است *** درس میهن پرستی او داده است
(جلد 1 ص 480)
13
کوس زد دشمن به مرز کشور آزادگان *** در همه گیتی تلقی شد به لبخند فسوس
(جلد 1 ص 541)
14
اجانب شد خریدار وطن اهل وطن را بین *** به بازار خیانت‌ای عجب دلال بدبختی
(جلد 1 ص 725)
15
چو عشق حلقه به در زد سری بنه بر خاک *** به شکر آنکه شد اهریمن و سروش آمد
(جلد 2 ص 858)
16
خوشم که از دل ابر غم آفتاب وطن *** برون به کوری چشم وطن فروش آمد
(جلد 2 ص 858
17
گر به عزت سپر تواند شد *** تن به ذلت به خاک نسپارد
(جلد 2 ص 1020)
18
یا رب آن شمع و گل و شعر و ادب یادش باد *** چه بهشتی که در او گلشن آزادی بود
(جلد 2 ص 1162)
19
عهد تبعیض و تبهکاری اغیار گذشت *** نوبت یاری و غمخواری احرار آمد
(جلد 3 ص 74)
20
متاع خارجیم خائنانه مفروشید *** که عاشقانه به جان می‌خرم متاع وطن
(جلد 3 ص 131)
21
شیرین نبود شکوه ات از بی‌بری‌ای سرو *** شیرین تر از آزادگی آخر چه برآری
(جلد 3 ص 139)
22
دگر سرهنگ و سربازی که طاغوتی است مطرح نیست *** در ائین جانبازی چه سرهنگی چه سربازی
(جلد 3 ص 353)

3ـ11ـ2ـ داده‌های نامشخص پژوهش

جدول (3ـ14): داده‌های نامشخص مربوط به مقوله اول (انسجام و همبستگی)
ردیف
ابیات و مصراع‌ها
جلد و صفحه
1
چیست تو را شعله فرو ریختن؟ *** شیون از آفاق برانگیختن؟
(جلد 1 ص 402)
2
راه دیار مشرق و مغرب ز هم جداست *** عاشق از اینوری و منافق از آنور است
(جلد 2 ص 864)
3
گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی *** پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است
(جلد 1 ص 105)
4
چو بار منت نامرد می‌برم رواست *** چراکه خدمت مردان به جا نیاوردیم
(جلد 1 ص 169)
5
در پای سرو دست نگیرند از کسی *** آنجا چه بی‌کسی که بیفتد ز پای وای
(جلد 1 ص 171)
6
طفلان بی‌پدر هم در گوشه و کنارند *** شاید که زرد و بیمار افتاده بی‌پرستار
(جلد 1 ص 299)
7
دیگر کسی بداد ضعیفان نمی‌رسد *** یاد از تو به غم‌زدگان غم‌گسار امیر
(جلد 1 ص 314)
8
در کشوری که این همه مزدور اجنبی است *** تنها تو بودی آن همه خدمتگذار امیر
(جلد 1 ص 314)
9
رسم خودی با همگان داشتن *** خود همگان را خودی انگاشتن
(جلد 1 ص 404)
10
کودک لختی به زمستان سرد *** چون دل سخت تو نیارد به درد؟
(جلد 1 ص 405)
11
نخله‌ی وادی ایمن به چراغ افروزی است *** تا بدام بقعه پی از رویت رایات بریم
(جلد 2 ص 882)
12
حاجت به نام بردنت ‌ای رادمرد نیست *** هر سو بنای خیر نشان می‌دهد تو را
(جلد 2 ص 991)
13
همه از پای خلق خار کند *** همه در باغ دهر گل کارد
(جلد 2 ص 1020)
14
کسانی شهریارا بی‌صدا صد گونه خدمتگر *** یکی هم خدمتی ناکرده چون هوچی است هو دارد
(جلد 2 ص 1101)
15
گر رهاندی ز مرگ جانی را *** جان دمیدی به تن جهانی را
(جلد 2 ص 1171)
16
جوانمردی که از مرگی رهاند نیمه جانی را *** بدان ماند که از نو جان دهد خلق جهانی را
(جلد 2 ص 1171)
17
باز در خم فلک باده‌ی وحدت صافی است *** سر برآرید حریفان که سبوئی بزنیم
(جلد 1 ص 268)
18
این حکایت که شرح خیر و شر است *** داستان اخوت بشر است
(جلد 1 ص 446)
19
حجاب سرو وحدت کی شود با پای امکان طی *** چه مرکب‌ها که پی شد شهسواران سرآمد را
(جلد 1 ص 509)
20
گر خواستی به اهل صفا متحد شدن *** من هم صلا زدم به صف اتحاد تو
(جلد 2 ص922)
21
ابتذال و کهنگی را با خلایق راه نیست *** تا ابد زشتی گناه است و نکوکاری ثواب
(جلد 1 ص 297)
22
حضرت سردار با من می‌کند احسان همی *** خانه‌ی احسانت ‌ای سردار آبادان همی
(جلد 1 ص 342)
23
درماندگی‌اش حلقه نخواهد زدن به در *** منعم، که در به مفلس درمانده وا کند
(جلد 2 ص 842)
24
امتحان صبر چون شایسته دادی در بلا *** نوبت شکر آید و تحسین و احسان غم مخور
(جلد 2 ص 898)
25
صبحدم باش که چون غنچه دلی بگشائی *** شیوه‌ی تنگ غروب است گلو بفشردن
(جلد 2 ص 945)
26
او به صاحب دولتان لطفی و اقبالیش نیست *** لیک با بیچارگانش گنج رأفت رایگان
(جلد 2 ص 968)
27
بنوش روح روان و خیال بخل مکن *** که چشمه‌ی ابدیت مقام استغناست
(جلد 2 ص 977)
28
در رشته‌ی خدای محبت زنید چنگ *** این رشته‌ی آشتی و وداد است و اتحاد
(جلد 2 ص 981)
29
اگر دولت از در فراز آیدت *** به دست و دلِ باز کن در فراز
که دولت نخواهد به انفاق رفت *** وگر رفت نیاید به امساک باز
(جلد 2 ص 1168)
30
گر دیو نه ئی باری خاتم به سلیمان ده *** تا ملک دل و دینت در زیر نگین باشد
(جلد 3 ص 15)
31
طبیعت چو باشد جواد و کریم *** تجلی به جود و کرم می‌کنیم
(جلد 3 ص 347)
32
پیک قاف محبتم، نه عجب *** گر فرو آیم و فرا بروم
(جلد 1 ص 109)
33
گو جام باده جوش محبت زند چرا *** ترکانه یاد خون سیاوش می‌کنی
(جلد 1 ص 113)
34
عمر منت مجال و تغافل نمی‌دهد *** مشنو که هست شرط محبت تغافلی
(جلد 1 ص 132)
35
به خط سبز تو کز اشک محبت شویم *** گر به آئینه دل زنگ گناهی دارم
(جلد 1 ص 140)
36
مه مهر تو پروردم و تو کین من تا چون کند *** نامهربانی‌های تو با مهربانی‌های من
(جلد 1 ص 140)
37
سپر صلح و صفا دارم و شمشیر محبت *** با تو آن پنجه نبینم که به پیکار من آیی
(جلد 1 ص 146)
38
به ارادت که من به سر بردم *** تو محبت به جا نیاوردی
(جلد 1 ص 160)
39
من پروراندمت که تو با این بها شدی *** گم کردی‌ ای متاع محبت بهای وای
(جلد 1 ص 171)
40
دل انتظار عاطفه دارد و لیک من *** از بخت بی‌عطوفتم این انتظار نیست
(جلد 1 ص 183)
41
غزال حسن شکار شغال سفله نگردد *** امان که شیر محبت شکار کردی و رفتی
(جلد 1 ص 193)
42
تو هم ‌ای بادیه پیمای محبت چون من *** سر راحت ننهادی به سر بالینی
(جلد 1 ص 203)
43
تا جهان باقی و آئین محبت باقی است *** شعر حافظ همه جا ورد زبان خواهد بود
(جلد 1 ص 212)
44
منادیان محبت کجا شدند آخر *** صدای زنگی از آن کاروان نمی‌آیند
(جلد 1 ص 231)
45
باشد که این ترانه‌ی محزون ز شهریار *** هر کس داشت درد محبت زیر کند
(جلد 1 ص 234)
46
یک عمر در شرار محبت گداختم *** تا صیرفی عشق چه سنجد عیار من
(جلد 1 ص 240)
47
گرچه جز زهر من از جام محبت نچشیدم *** ای فلک زهر عقوبت به حبیبم نچشانی
(جلد 1 ص 248)
48
سال تجدید شد و‌ای ماه که ما نیز کنیم *** با تو آن عهد مودت که کهن شد تجدید
(جلد 1 ص 266)
49
چند بر سینه زدن سنگ محبت باری *** سر به سکوی در آینه روئی بزنیم
(جلد 1 ص 268)
50
ز جویبار محبت چشیدم آب حیات *** که چون بهار همیشه ایمن از خزان مانم
(جلد 1 ص 270)
51
چشم محبت به عیب خلق نبیند *** این همه دیدن بهل به دیده معیوب
(جلد 1 ص 287)
52
ای جذبه‌ی محبت تو محور وجود *** بی‌جود جذبه‌های تو اجزا ز هم جدا
(جلد 1 ص 291)
53
جام محبت تو به صهبای معرفت *** بر تشنگاه وادی حیرت زند صلا
(جلد 1 ص 291)
54
جهان مراست وطن مذهب من است محبت *** چه کافر و چه مسلمان چه آسیا چه اروپا
(جلد 1 ص 331)
55
نسیم ری همه بوی محبت آرد از او *** مگر به باغ تو ‌ای گل دمیده مهر گیاست
(جلد 1 ص 373)
56
بهشت گمشده‌ی خود دگر نمی‌یابم *** که کوی عشق و محبت بدان نشانی نیست
(جلد 1 ص 376)
57
دست عزیزان چو پدر می‌فشرد *** دست برادر به برادر سپرد
(جلد 1 ص 404)
58
خورده شیر محبت از مادر *** دست در دست هم نهاده پدر
(جلد 1 ص 445)
59
شهر ری خالی شد از مهر و محبت، خواجه گفت: *** مهربانی کی سرآمد شهریاران را چه شد
(جلد 2 ص 836)
60
شاهان کشور تو بنازم که تخت و تاج *** یک سو نهند و عرض نیاز گدا کنند
(جلد 2 ص 843)
61
من کیستم؟ اسیر محبت، گدای عشق *** وز ملک دل که حسن و هنر پادشاهش است
(جلد 2 ص 923)
62
ساز گردونم و افتاده در آغوش زمین *** چنگ در تار محبت زن و بنواز مرا
(جلد 2 ص 931)
63
جهان بود امتحانی از محبت *** به عاشق نمره‌ای ممتاز دادند
(جلد 2 ص 942)
64
گر محبت مطرح است و وجهه‌ی بی‌غل و غش *** من از او محبوب‌تر مردی ندیدم در جهان
(جلد 2 ص 971)
65
تا سر دهد به گلشن جانانه، گر رسید *** مرغی به زیر بال محبت فشرده بود
(جلد 2 ص 1033)
66
در آن سرا چه نسوزد مگر چراغ محبت *** در آن میانه نسوزد مگر سماور مینو
(جلد 2 ص 1040)
67
دعای اهل محبت بلا بگرداند *** چنانکه شامل و مشمول قوم یونس شد
(جلد 3 ص 41)
68
تو شهریار کتابت به جز محبت نیست *** که درس عشق دهد مکتبی که من دارم
(جلد 3 ص 46)
69
ناز بگذار و همان پای محبت به سرم نه *** که همان خاکم و افتاده‌تر از آنچه که بودم
(جلد 3 ص 56)
70
خلوت ما دگر از اهل محبت خالی است *** این‌قدر هست که این خلسه خیال‌انگیز است
(جلد 3 ص 155)
71
سخن تا خام و خالی از محبت *** همان بهتر که لب خاموش داری
(جلد 3 ص 248)
72
در بناهای محبت دیگر *** خلل آن نیست که یابد ترمیم
(جلد 3 ص 407)
73
مگر مطاع محبت شکفت در بازار *** که شهریار بدان عرضه شد تقاضایی
(جلد 3 ص 415)

جدول (3ـ15): داده‌های نامشخص مربوط به مقوله دوم (فضائل و ارزش‌های اخلاقی)
ردیف
ابیات و مصراع‌ها
جلد و صفحه
1
از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی *** با چون منی به غیر محبت روا نبود
(جلد 1 ص 191)
2
ای که به کین خیزی و خنجر کشی *** وای ندانی که برادر کشی
(جلد 1 ص 402)
3
می‌خراشند ز کین سینه‌ی هم *** سینه‌ها پر بود از کینه‌ی هم
(جلد 1 ص 421)
4
به وفای تو خورده‌ام سوگند *** که به قربان آن جفا بروم
(جلد 1 ص 108)
5
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت *** به شرط آن‌که گهگاهی تو هم از من کنی یادی
(جلد 1 ص 110)
6
تا عهد دوست خواست فراموش دل شدن *** غم می‌رسد به وقت و وفا می‌دهد به دل
(جلد 1 ص 126)
7
هر که با من به سر عهد قدیم است و وفا *** گو تفاوت نکند قول و قرارم با تو
(جلد 1 ص 132)
8
منم و دار و ندارم همه این ذوق و صفا *** تو وفا کن که همه دار و ندارم با تو
(جلد 1 ص 133)
9
بازگشتم به سر راه محبت که هنوز *** به سر کوی وفا چشم به راهی دارم
(جلد 1 ص 140)
10
از گفتگو و یاد جفا کردنم چه سود *** او بود بی‌وفا و در این گفتگو نبود
(جلد 1 ص 149)
11
دلبرا جان تو و من که به عهدی همه کج *** قسمتی راست اگر هست به جان من و توست
(جلد 1 ص 156)
12
من جفا دیدم و وفا کردم *** تو وفا دیدی و جفا کردی
(جلد 1 ص 159)
13
ز بی‌وفایی تو کار من چنان شد زار *** که با خیال تو کارم به کارزار کشید
(جلد 1 ص 171)
14
تا خط وفا مشق کنی، با قلم پا *** طومار در و دشت نِوِشتی و نَوَشتی
(جلد 1 ص 179)
15
باز آیمش به عهد به امید اعتبار *** اما به عهد باد وزان اعتبار نیست
(جلد 1 ص

پایان نامه
Previous Entries ظلم و ستم Next Entries استاد شهریار، توزیع فراوانی، نوع دوستی