ضريب، متغير، همبستگي

دانلود پایان نامه ارشد

دلالت دارند و بزرگ تر بودن اين شاخص ها از 80/0 حاکي از برازش مطلوب و مناسب مدل است.
شاخصهاي نسبي: اين شاخص ها به بررسي اين موضوع مي پردازند که يک مدل در مقايسه با ساير مدلهاي ممکن، از لحاظ تببين مجموعهاي از دادههاي مشاهده شده تا چه حد خوب عمل ميکند.
شاخص نرم شده برازندگيNFI) يا(DELTA1: بنتلر و بونت (1980) مقادير NFI برابر يا بزرگتر از 90/0 را در مقايسه با مدل صفر، به عنوان شاخصي مناسب براي برازندگي مدلهاي نظري توصيه کردهاند. ولي برخي ديگر نيز حداقل سطح پذيرش را 8/0 اعلام کرده‏اند.
شاخص نرم نشده برازندگي NNFI)): هر چند مقدار آن نسبت به تغييرات حجم نمونه مقاوم است، امّا چون دامنه آن محدود به صفر و يک نيست ، تفسير آن نسبت به NFI دشوارتر است. بر پايه قرارداد ، مقادير کمتر از 90/0 آن مستلزم تجديدنظر در مدل است.
شاخص برازندگي فزاينده: IFI) يا (DELTA2: مقدار IFI نيز بر پايهي قرارداد، بايد دست کم 90/0 باشد تا مدل مورد نظر پذيرفته شود.
شاخص برازندگي تطبيقي(CFI): مقدار آن بر پايهي قرارداد، بايد دست کم 90/0 باشد تا مدل مورد نظر پذيرفته شود.
شاخصهاي تعديل يافته: اين شاخصها به بررسي اين موضوع ميپردازند که مدل موردنظر چگونه برازندگي و صرفه‏جويي يا ايجاز را با هم ترکيب ميکنند.
PNFI, PGFI: آنچه اين شاخصها انجام ميدهند، در واقع ضرب آنها در نسبت درجه آزادي در مدل نظري به درجه آزادي ديگري است که مقدار آن در ماتريسي که در مدلهاي مطلق به کار مي رود. براي V اندازه برابر با (V+1) 0.5V و در مدل صفر که در مدلهاي نسبي به کار ميرود برابر با (V-1) 0.5V است. جيمز، مولائيک و برت شاخصي از اين نوع با نماد PGFI براي GFI در نرم افزار Lisrel ارائه کرده اند.
ريشه دوم براورد واريانس خطاي تقريب (RMSEA): مقدار RMSEA که به واقع همان آزمون انحراف درجه ازادي است، براي مدلهايي که برازندگي خوبي داشته باشند، کمتر از 0.05 است. مقادير بالاتر از ان تا 0.08 نشان دهنده خطاهاي معقولي براي تقريب در جامعه است. مدلهايي که RMSEA انها 0.10 يا بيشتر باشد برازش ضعيفي دارد.
4-5-2-1-1- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول پيوند افتراقي

متغيرمکنون: DIFFASS (پيوند افتراقي)
متغير مشهود: FATT (نگرش دوستان)؛ NUMF (تعداد دوستان)؛ PASS (ميزان ارتباط با دوستان)
نمودار 4-1- مدل تحليل عاملي مرتبه اول پيوند افتراقي
مطابق نمودار231 4-1 برآوردهاي استاندارد شده نشان ميدهد که بارهاي عاملي بالا و معنيدار از مدل اندازهگيري پيوند افتراقي حاکي از مناسب بودن مدل اندازهگيري پيشنهادي براي متغير پيوند افتراقي هستند. در مدل حاضر ضريب مسير بين شاخص نگرش دوستان و متغير مکنون پيوند افتراقي با بارعاملي 80/0 و خطاي اندازهگيري 36/0 ميباشد که در مقايسه با دو شاخص ديگر از بار عاملي بيشتر و خطاي اندازهگيري کمتري برخوردار است و سنجه مناسبتري براي متغير پيوند افتراقي ميباشد. آزمون مجذور خي دو اين فرض را که مدل مورد نظر هماهنگ با الگوي همپراشي (کوواريانس) بين متغيرهاي مشاهده شده است را ميآزمايد (هومن، 1391: 319). در مدل حاضر، مقدار خي دو، با درجه آزادي صفر از لحاظ آماري معني دار نيست. مي توان نتيجه گرفت که آزمون مجذور کاي، برازش دقيق مدل را با دادههاي مشاهده شده تعيين ميکند. به علاوه جذر ميانگين خطاي برآورد صفر است که برازش کامل مدل را نشان ميدهد.
4-5-2-1-2- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تعاريف

متغير مکنون: DEFI (تعاريف)
متغير مشهود: DR (انکارمسئوليت)؛ CC (محکوميتمحکومکنندگان)؛ DI (انکارآسيب)؛ AHL (توسل به فاداريهاي بالاتر)؛ PND (تعاريف مثبت/منفي)
نمودار 4-2- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تعاريف
مدل تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تعاريف نشان ميدهد از ميان 5 شاخص متغير مکنون تعاريف، همهي شاخصها داراي بارهاي عاملي معنيدار و قابل قبولي هستند. تعاريف مثبت/ منفي با ضريب همبستگي 81/0 بالاترين ضريب همبستگي و محکوميت محکومکنندگان با ضريب همبستگي 63/0 کمترين ضريب همبستگي را به خود اختصاص داده است. نتايج آزمون نشان مي‌دهد شاخص RMSEA يا جذر برآورد واريانس خطاي تقريب، كمتر از 08/0 است (021/0 RMSEA=). شاخص کاي دو (?2) از لحاظ آماري معنيدار نيست. ساير شاخص‏هاي برازندگي اين مدل (GFI,CFI,IFI,NNFI) بالاتر از 90/0 هستند. بنابراين مدل اندازهگيري براي سنجش متغير مکنون تعاريف مناسب بوده و همگي شاخصها قادر به اندازهگيري متغير تعاريف ميباشند.

4-5-2-1-3- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول متغيرهاي تقويتي افتراقي

متغير مکنون: REACT (عکسالعمل)-PRAISE (تشويق)- REWARD (پاداش)- DETERR (بازدارندگي)
متغير مشهود: Q16_1 تا Q16_7 (گويه هاي عکسالعمل)؛ Q17_1 تا Q17_7 (گويه هاي تشويق)؛ Q20_1 تا Q20_7 (گويه هاي پاداش)؛ DEFORM، DEINFORM (بازدارندگي رسمي، بازدارندگي غيررسمي)
نمودار 4-3- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول ابعاد تقويت افتراقي
به منظور بررسي تحليل عاملي متغيرهاي تقويتي افتراقي يک مدل چهار عاملي در نظر گرفته شده است. مطابق نمودار4-2 همهي شاخصها در مدل اندازهگيريِ ابعاد تقويت افتراقي، داراي بار عاملي معنيدار و قابل قبولي هستند.
با توجه به مقادير استاندارد برآورد شده، از بين هفت شاخصِ سنجش بعد عکسالعمل گويه شماره 5 با ضريب 74/0 داراي همبستگي بيشتري با نمرات عکسالعمل است و بنابراين وزن بيشتري را در محاسبه نمره عکسالعمل به خود اختصاص داده است. در مقابل گويه شماره 1 از سنجش بعد عکسالعمل با دارا بودن ضريب 54/0 داراي کمترين همبستگي با نمرات عکسالعمل است.
در بعد تشويق نيز از بين هفت شاخص اندازهگيري، گويه شماره 2 با ضريب 83/0 داراي بالاترين ضريب همبستگي با متغير پنهان تشويق است و بيشترين وزن را در سنجش اين متغير به خود اختصاص داده است. از طرفي سوال شماره 7 از سنجش اين متغير با ضريب همبستگي 73/0 کمترين وزن را به خود اختصاص داده است.
براي بعد پاداش از ميان هفت شاخص اندازهگيري، سوال شماره 5 با ضريب همبستگي 84/0 داراي بالاترين ضريب همبستگي و سوال شماره 1 با ضريب همبستگي 52/0 کمترين ضريب همبستگي را به خود اختصاص داده است.
در بعد بازدارندگي هر دو شاخص بازدارندگي رسمي و غير رسمي داراي بارهاي عاملي معنيدار و قابل قبولي هستند. بازدارندگي رسمي ضريب همبستگي 34/0 و بازدارندگي غيررسمي ضريب همبستگي 81/0 را به خود اختصاص دادهاست.
در اين مدل براي مطلوب شدن شاخصهاي برازش، کواريانس خطاهاي برخي از شاخصهاي متغيرهاي پنهان عکسالعمل، تشويق و پاداش؛ محاسبه و در مدل لحاظ شده است. نتايج آزمون نشان مي‌دهد شاخص برازش RMSEA يا جذر برآورد واريانس خطاي تقريب، كمتر از 08/0 است (061/0 RMSEA=) شاخص ?2 / df کمتر از 3 است. ساير شاخص‏هاي برازندگي اين مدل (GFI,CFI,IFI,NNFI) بالاتر از 90 درصد هستند. شاخصهاي برازندگي حاکي از برازش خوب مدل با دادههاي مشاهده شده است.

4-5-2-1-4- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تقليد

متغير مکنون: IMIT (تقليد)
متغير مشهود: Q22_1 (تقليد در تقلبامتحاني)؛ Q22_2 (تقليد در تقلب در تکاليفدرسي)؛ Q22_3 (تقليد در سرقتعلمي)؛ Q22_4 (تقليد در جعلعلمي)؛ Q22_5 (تقليد در تحريفعلمي)؛ Q22_6 (تقليد در تسهيل تقلببرايديگران)
نمودار 4-4- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تقليد
نتايج مدل اندازهگيري متغير مکنون تقليد نشان ميدهد که همگي شاخصهاي اين متغير داراي بارعاملي معنادار و قابل قبولي هستند. شاخص تقليد از ديگران مهم در سرقت علمي با ضريب 90/0 داراي بالاترين همبستگي و شاخص تقليد از ديگران مهم در تقلب امتحاني با ضريب 69/0 داراي کمترين همبستگي با متغير مکنون تقليد ميباشد. در اين مدل براي مطلوب شدن شاخصهاي برازش، کواريانس خطاهاي برخي از شاخصهاي متغير مکنون تقليد محاسبه و در مدل لحاظ شده است. نتايج آزمون نشان مي‌دهد شاخص RMSEA يا جذر برآورد واريانس خطاي تقريب، كمتر از 08/0 است (055/0 RMSEA=). شاخص کاي دو(?2) از لحاظ آماري معنيدار نيست. ساير شاخص‏هاي برازندگي اين مدل (GFI,CFI,IFI,NNFI) بالاتر از 90/0 هستند. بنابراين مدل اندازهگيري براي سنجش متغير مکنون تقليد مناسب بوده و همگي شاخصها قادر به اندازهگيري متغير تقليد ميباشند. شاخصهاي برازندگي حاکي از برازش خوب مدل با دادههاي مشاهده شده است.
4-6- پايايي232 ابزار سنجش
قابليت اعتماد يا پايايي عبارت است از اينكه آيا هر روش خاصي هرگاه چندين بار در مورد موضوع واحدي بكار برده شود هر بار نتايج يكساني بدست ميدهد (ببي، 1384). پايايي را مي توان به چند طريق محاسبه کرد که متداولترين آن محاسبه ضريب آلفاي کرونباخ است. اين آماره نشانگر متوسط همبستگي بين آيتمهاي سازنده مقياس است (جولي پلنت، 1389). براي سنجش پايايي در اين پژوهش از ضريب آلفاي کرونباخ سود جستهايم که نتايج آن در جدول زير انعکاس يافتهاست.
جدول 4-2- ضرايب آلفاي کرونباخ مقياس تحقيق
مقياس
تعداد گويه
ضريب آلفا
تقلب علمي
25
92/0
پيوند افتراقي
21
91/0
تعاريف
10
87/0
عکس العمل
7
85/0
تشويق
7
92/0
پاداش
7
89/0
بازدارندگي
14
90/0
تقليد
7
91/0
با توجه به جدول مقادير آلفاي کرونباخ نشان مي دهد که پايايي خوبي براي مقياسهاي تحقيق به دست آمده است. مقادير ضريب آلفاي همهي مقياسهاي بالاتر از 70/0 و قابل قبول ميباشد.
4-7- تصريح مفاهيم و سنجش متغيرها
4-7-1- تقلب علمي
همانگونه که در فصل اول اين پژوهش به بررسي آن پرداخته شد تقلب علمي طيف گستردهاي از رفتارها را در برمي‌گيرد که شامل تمامي رفتارهاي فريبکارانه، غيراخلاقي و خلاف قوانين دانشگاهي که به‌منظور کسب امتياز علمي انجام ميشود، ميباشد. به‌منظور سنجش تقلب علمي پس از مطالعه اکتشافي و مرور تحقيقات خارجي مصاديق رفتارهاي متقلبانه علمي شناسايي و با توجه نوع عملکرد افراد متقلب در شش بعد تقلب در امتحان، تقلب در تکاليف درسي، سرقت علمي، جعل علمي، تحريف علمي و تسهيل تقلب براي ديگران دستهبندي شدند.
4-7-1-1- تقلب در امتحان
تقلب در امتحان شامل تمام رفتارهاي غيراخلاقي، فريبکارانه و خلاف قوانين برگزاري امتحان است که در حين برگزاري امتحان به‌منظور پاسخ دادن به سؤالات آزمون توسط دانشجويان انجام ميگيرد. براي سنجش بعد تقلب در امتحان؛ نگاه کردن به ورقهي امتحاني دانشجويان ديگر، پرسيدن جواب سؤالات امتحان از ديگران، استفاده از يادداشتهاي پنهاني، غيبت عمدي در امتحان و ارائه دلايل دروغين، جانشين‌سازي، گرفتن جواب سؤالات با ايما و اشاره، تبادل برگهي امتحان و استفاده از موبايل به‌عنوان معرف اين بعد تعريف‌شده‌اند. درنهايت 8 گويه براي سنجش نهايي در نظر گرفته‌شده است. به‌عنوان‌مثال برايم: “پيش‌آمده که سؤالات امتحان را با نگاه کردن به برگهي امتحاني شخص ديگري پاسخ بدهم” و “برايم پيش‌آمده در حين برگزاري امتحان جواب سؤالات امتحان را از شخص ديگري پرسيده باشم” و “پيش‌آمده است که به‌منظور تقلب در امتحان، روي اعضاي بدن، روي يک ورقه، روي صندلي، و يا روي شيء ديگري را نوشته و دور از چشم مراقبين از آن استفاده کنم” از گويههاي اين بعد ميباشند.
4-7-1-2- تقلب در تکاليف درسي
تقلب در انجام تکاليف درسي شامل استفاده عمدي يا تلاش براي استفاده از مواد، اطلاعات، همکاريها و مطالعات غيرمجاز است. براي سنجش بعد تقلب در تکاليف درسي؛ همکاري غيرمجاز، رونويسي از تکاليف دانشجويان ديگر، خريداري تکاليف علمي، عدم همکاري در کار گروهي به‌عنوان معرف تعريف‌شده‌اند که چهار گويه براي سنجش آن اختصاص داده‌شده است. به‌عنوان‌مثال “برايم پيش‌آمده است که تکاليف درسياي را که بايد حتما به‌صورت انفرادي انجام شود، به‌صورت جمعي انجام داده باشم” يکي از گويههاي اين بعد ميباشند.
4-7-1-3- سرقت علمي
سرقت علمي را در نظر گرفتن ايدهها و يا کلمات ديگران و ارائه آن‌ها به خود، بدون ارجاع دادن

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع فرزندان طلاق، شهید مطهری، فروپاشی خانواده Next Entries تحقیق با موضوع یازده سپتامبر، پوشش زنان، حکومت اسلامی