ضرب المثل

دانلود پایان نامه ارشد

مرحله اوج و شکوفايي خود رسيده بود . احمد شوقي همانطور که با فنون جديد ادبي مانند شعر غنايي ، نمايشنامه و نشست هاي ادبي آشنا شد ، از نوع جديدي از ادبيات يعني ادبيات کودک اطلاع يافت وي با انديشه و احساسات شاعرانه خود جنبش هاي هنري و ادبي بين هنرمندان و ادباي فرانسه را درک نمود و فهميد موضوعات جديدي در ادبيات فرانسه وجود دارد که شايسته است شاعران عرب از آن تاثير بپذيرند و هنرهاي نويني وجود دارد که لازم است جايگاهي براي آن در ادبيات عرب پيدا شود از اينرو تصميم گرفت موهبت ها و استعداد شعري خود را در اين هنرهاي جديد بيازمايد و از حاصل مطالعه ي خود و آثار نوابغي در ادبيات فرانسه مانند “لامارتين ” ، “دي موسيه ” و ” ويگتور هوگو ” بهره گيرد. “127
” با بررسي مقدمه ي چاپ اول ديوان “الشوقيات” ميتوان دريافت که احمد شوقي براي آفرينش ادبياتي براي کودکان در قالب حکايت ها و قصه هاي افسانه اي منظوم به زبان حيوانات و پرندگان ، مشابه آنچه در کشورهاي متمدن غربي مشاهده نموده بسيار راغب بوده است ، و اين خود ، نشان دهنده ميزان تاثير پذيري وي از ادبيات غرب مي باشد . ازسوي ديگر احمد شوقي به صراحت اذعان نموده است که در راستاي خلق ادبيات کودک از اسلوب مشهور” لافونتين ” تاثير پذيرفته است. منظور شوقي ، زبان و بيان شعري لافونتين نيست بلکه مقصودش از ” اسلوب ” محتواي قصه ها وحکايت هاي افسانه اي موسوم به ” فابل” مي باشد که لافونتين آن را به زبان حيوانات روايت مي کرد. ” 128
” فابل بر اساس تعريفي که ” محمد غنيمي هلال ” از آن ارائه داده ، عبارت است از قصه ها و حکايت هايي با ويژگي هاي اخلاقي – تعليمي در قالب ادبي خاص آن که به شيوه ي نمادين در معناي کلي کلمه نه در مفهوم کتبي آن نوشته مي شود . و نماد به اين معناست که شاعر يا نويسنده شخصيت هايي در قالب حيوانات و ماجراهايي را ارائه مي کند ، حال آنکه منظور وي شخصيت هاي انساني است که نمادي براي شخصيت هاي ديگري بکار گرفته مي- شود.”129
لافونتين اين نوع ادبي را به بالاترين حد کمال هنري رسانده و در آن اصول کلي ، هنر نوابغ پيش از خود که در اين نوع ادبي وضع نموده اند ، را رعايت نموده است و خود اين اصول و قواعد هنري را به مرحله کمال و پختگي رسانده و در آن به تفوق و برتري دست يافته و قريب به اکثريت شاعران و نويسندگان از سبک وي تقليد کرده اند. از اينرو مي توان گفت احمد شوقي نيز تحت تاثير سبک و شيوه آن قرار گرفته است.
احمد شوقي در مقدمه مذکور ادبا و شاعران را به بنيان گذاشتن شالوده ادبيات نويني براي کودکان عرب مشابه ادبيات کودک در کشورهاي متمدن غربي دعوت نموده است به گونه اي که اهداف اخلاقي ، تعليمي ، تربيتي و زيبا شناختي در اين نوع ادبي تحقق يابد.
2-1-5-1 . اعمال و آثار احمد شوقي در حيطه ادبيات کودک
” احمد شوقي که بزرگ ترين شاعر عصر خود بود در زمينه کودکان حکايت هايي با عنوان ” صياد و گنجشک ” ، ” بلبل هاي نوزاد ” ، ” بوقلمون ” ، ” مرغان خانگي ” ، ” جانشيني شير” و ” سخنراني الاغ ” نوشت . و اين حکايت ها را در جزء چهارم ديوان معروف خود منتشر کرد . و در پي آن ديوان اشعار کودکان که شامل مجموعه اي ديگر از اشعار و حکايت هاي نسبتا آسان براي کودکان نوشت و نمونه اي از آثار منظوم شوقي که در ديوان خود ” مادربزرگ ” را اين چنين معرفي کرده است :
لـــي جَدَّةٌ تَرأَفُ بـــي

أَحــنى عَلــَيَّ مِن أَبــي

وَكُلَّ شَـــيءٍ سَــــرَّني

تَذهَــبُ فــــيهِ مَذهَبي

إِن غَضِــبَ الأَهــلُ عَلَيـ

يَّ كُلـــُّهُم لَـــم تَغــضَبِ

مَشــــى أَبـي يَومــاً إِلَيـ

يَ مِـــشيَةَ المُــــــؤَدِّبِ

غَضــــبانَ قَـد هَدَّدَ بِالضَر

بِ وَإِن لَـــم يَضـــــرِبِ

فَلَــم أَجِــــــد لِيَ مِنهُ غَيـ

رَ جَدَّتــــي مِن مَهـــرَبِ

فَــتجــَعَلني خَلـــفَهـــا

أَنجـــو بِهــــا وَأَخـــتَبي

وَهــــيَ تَقــــولُ لِأَبــــي

بِلَهـــجَةِ الـــــمُؤَنِّبِ

وَيــــحٌ لَـــهُ وَيــــــحٌ لِهَ

ذا الــــوَلدِ المُــعَذِّبِ

أَلَـــم تَكُـــن تَصـــنَعُ ما

يَصـــنَعُ إِذ أَنتَ صَبي “130

” مادر بزرگي دارم که به من مهر مي ورزد او از پدرم به من مهربان تر است “.
” و هر چه مرا خشنود و شادمان سازد مادربزرگم آن را به خاطر من دوست دارد . “
” اگر همه خانواده ام بر من خشم گيرند ، او از من به خشم نمي آيد .”
” روزي پدرم به قصد تنبيه به طرف من آمد . “
” در حاليکه بسيار خشمگين بود مرا تهديد به کتک زدن نمود ، هر چند که او من را نمي زند.”
” در آن هنگام جز مادربزرگم حامي و پناه دهنده من نبود .”
” او بين من و پدرم مي ايستد و مرا پشت خود پنهان مي کند و بدين وسيله از تنبيه نجات مي يابم.”
” و با لحني سرزنش گو پدرم را مورد توبيخ قرار مي دهد .”
” به پدرم مي گفت : اي واي بر تو اي پسر شکنجه گر “
” آيا تو همچون او بازيگوشي نمي کردي آن زمان که خردسال بودي ؟!”
احمد شوقي در اين قطعه بيش از اين در ديوان اشعار خود ، به کودکان بسيار نزديک بود و در حد درک و فهم آنان سروده بود . اما در قطعه ” الوطن ” از کودکان دور مي گردد و در سطحي بالاتر و تاحدودي فراتراز سطح فکر آنان مي سرايد . و اين فاصله ، هم در بکارگيري کلمات و نمادها و حتي عنوان قطعه شعري نمايان است .
2-1-5-1 . طرح يک پرسش
سوالي که در اينجا پيش مي آيد اين است که چرا احمد شوقي در مقدمه مذکور به تلاش هاي عثمان جلال براي ترجمه قصه هاي منظوم لافونتين اشاره اي نکرده است؟ آيا وي ديوان العيون اليواقظ را مطالعه کرده وآن را جدي نگرفته است؟ يا بطور کلي اطلاعي از عثمان جلال و اثرش نداشته است؟ زيرا ديوان العيون اليواقظ به عنوان اولين ترجمه لافونتين به چاپ رسيده و حتي در مدارس مصر به عنوان ماده درسي تدريس مي شده است.
شايد به اين سوال ها مي توان چنين پاسخ داد که عثمان جلال در ترجمه ي فابل هاي لافونتين بيش از هر چيز به بخشيدن صبغه ي مصري به آن توجه داشته است و آن را گاه به زبان عاميانه و گاه به فصيح ترجمه نموده است ؛ زيرا روحيه مصري گرايي در بيشتر آثاري که به ترجمه آنها پرداخته ، بالاخص نمايشنامه هايي که از ادبيات فرانسه مانند نمايشنامه هاي راسين ، موليير و کورني ترجمه نموده ، مشهود بوده بطوريکه وي به غالب شخصيت هاي نمايشنامه ها رنگ و بوي مصري داده است ، از اينرو طبيعي است که احمد شوقي به دليل بکار رفتن زبان عاميانه و آميختن آن به زبان فصيح و صبغه مصري در بيشتر حکايت ها و قصه هاي منظوم ، از ديوان العيون اليواقظ چشم پوشي کند و در مقدمه چاپ اول “الشوقيات” به آن اشاره اي نکند . نکته قابل ذکر اينکه ساختار هنري قصه هاي منظوم لافونتين توجه احمد شوقي را بيش از هرچيز ديگر به خود جلب نموده و خيال شعري وي را بر انگيخته است و به عبارتي ديگر کمال هنري در حکايت هاي لافونتين تجلي يافته و احمد شوقي بزرگترين شخصيت ادبي بوده که از هنر وي الهام گرفته است.
البته اين به معناي دفاع از شوقي در ناديده انگاشتن ديوان العيون اليواقظ نيست ؛ زيرا از عيوب ما در پژوهش تاريخ ادبيات ، بي توجهي به آثار نويسندگان و ادباي فاضل و ناديده گرفتن پيشگامي آنهاست. محمد عثمان جلال در هر صورت از پيشگامان عرصه ادبيات نوين کودک به شمار مي رود که در زمينه سازي براي شکل گيري ادبيات نوين کودک نقش مهمي ايفا نموده است.
علي رغم آنکه احمد شوقي اولين شخصي به شمار مي رود که بسياري از ادبا را براي خلق ادبيات نوين براي کودکان عرب دعوت نموده است ، اما خود وي در تطبيق اين تئوري موفقيت قابل ملاحظه اي کسب نکرده و آثار چشم گيري براي برطرف کردن نياز کودکان به ادبيات خلق نکرده است ؛ ” زيرا از زماني که وي به ادبيات کودک دعوت نموده ، آثار خلاقانه وي در اين زمينه کاهش يافته است و مقدار آن حتي به يک سوم آثاري که به ترجمه آن پرداخته است ، نمي رسد .”131 ” از سوي ديگر احمد شوقي قصائدي را براي کودکان سروده و آنها را در چاپ اول ديوان شوقيات منتشر نموده ، و در چاپ دوم ديوان حذف کرده است و قصائد مديح و مناسبات را جايگزين آنها نموده است .”132
برخي از پژوهشگران در پاسخ به اين سوال که چرا آثار احمد شوقي در حيطه ادبيات کودک پس از بازگشت به مصر کاهش يافته و در تطبيق تئوري خلق ادبيات کودک در جهان عرب موفقيت چنداني به دست نياورده است دو دليل عمده بيان مي کنند که عبارتند از :
” 1 : ديدگاه تحقير آميز به ادبيات کودک و بي ارزش برشمردن آن
2 : جامعه ي عربي ، جامعه اي مرد سالار است . و هنر بدون توجه به جايگاه کودک بر محور
بزرگسال مي چرخد تا رضايت او را به دست آورد. “133
” احمد شوقي علاوه بر قصه هاي افسانه اي منظوم به زبان حيوانات و پرندگان ، قصه هاي منظوم ترانه ها و سروده هايي ديگري نيز براي کودکان سروده است . مجموعه قصه هاي منظوم به زبان حيوانات شوقي که آنها را در چاپ اول ديوان ” الشوقيات ” گنجانده ، بالغ بر پنجاه منظومه بوده است که در چاپ مجدد الشوقيات در جلد چهارم آن ، چهار منظومه ديگر برآن افزوده شده است و ” محمد صبري السربوني ” در “الشوقيات المجهوله” حکايتي با عنوان “دوله السوء” بدان افزوده است که قبل از آن در “المجله المصريه” با نام مستعار ” نجي الخرس ” منتشر شده است . “134
2-1-5-3 . احمد شوقي از ديدگاه محمد غنيمي هلال
” محمد غنيمي هلال ” در اين باره گفته است : ” شوقي دريافت ، که شعر غنايي براي بيان افکارش کفايت نمي کند ؛ از اينرو از قالب موضوعي قصه به زبان حيوانات بهره گرفت و منظومه اي با عنوان “دوله السوء” سرود . و در سال 1900 در “المجله المصريه” منتشر کرده است که محتواي اجتماعي ، هجايي و سياسي داشته است که به خاطر ترس از حکومت آن را از ديوانش حذف کرده است .”135
” احمد شوقي در نظم قصه ها و سرودها و ترانه ها از چهار منبع بهره گرفته است که عبارتند از :
الف – حکايت ها و داستان هاي منظوم لافونتين به زبان حيوانات
ب- حکايت هايي از ميراث ديني
ج- حکايت هايي از ميراث ادبي عربي
د- قصه هايي از تجربه ها و مهارت هاي دروني “136
2-1-6 . فعاليت هاي ديگر در زمينه ادبيات کودک
” الاب يونا و فتورا ” در سال 1883م کتابي با عنوان ” لطائف الاقوال في القصص و الامثال” را از ادبيات بيگانه در دو جلد تاليف ترجمه نموده است که شامل شصت و دو قصيده و ضرب المثل مي باشد . اين کتاب در مجموع ترجمه سخنان شيوا و امثال حکيمانه و قصه هاي عاميانه رايج در فرهنگ وادبيات بيگانه است که لذت و فايده را براي کودکان به ارمغان مي آورد .”137
” در سال 1897م مجله “السمير الصغير” منتشر شد و صاحب امتياز آن يک گروه علمي بودند که آن را اينگونه معرفي کرده اند : مجله علمي تهذيبي و تصويري و کشاورزي و تجاري و صنعتي که در روزهاي يازدهم و دوازدهم و بيست و يکم هرماه منتشر مي شود .اين مجله به مسائل تربيتي توجه داشته و بخش هاي ثابتي را به آداب و تهذيب اختصاص داده است و در آن کودکان را به دوري از رذيلت و آراسته شدن به فضيلت نصيحت کرده است و در بخش ديگري با عنوان “الجنس اللطيف” نصيحت هايي را به دختران نموده و در آن موضوعاتي درباره ي آشپزي گنجانده شده است . از باب هاي مهم ديگر اين مجله بخش قصه ها مي باشد که در قالب نظم و نثر بازگو شده است .”138
” پس از مجله “السمير الصغير” انتشار مجله و روزنامه مختص کودکان ادامه يافت .در سال 1998 م روزنامه ” انيس التلميذ ” منتشر شد ، اما پس از مدت زمان اندکي متوقف شد. در سال 1902م فقط يک شماره از مجله ” دليل الطلاب الشهريه ” و نيز روزنامه “التلميذ الشرقي ” انتشار يافت . يک سال پس از آن ” محمد عمر باجوري” مجله ” التربيه ” و ” عزالدين صالح” مجله ” مساعد الا سبوعيه ” را منتشر ساختند .در سال 1906م مجله

پایان نامه
Previous Entries اوقات فراغت، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان Next Entries مدارس دخترانه، امثال و حکم، آموزش زبان