صادقين، مفسرين، همراهي

دانلود پایان نامه ارشد

برسند، بدين جهت در نتيجه گيري با ما همراه نشده اند و در واقع نيمي از راه را با تفسير شيعه همراهي نموده اند. دسته سوم با بيان رواياتي آيه شريفه را در فضل اميرالمؤمنين(ع) مطرح نموده اند و در اين مقدار باشيعه همراه شده اند.
الف) كساني كه اعتقاد به عصمت و انطباق بر اميرالمؤمنين(ع) ندارند
برخي از مفسرين اهل سنت اعتقاد به عصمت صادقين در آيه شريفه نداشته و آن را براهل بيت(ع) و اميرالمؤمنين(ع) منطبق ندانسته و حتي با وجود رواياتي در آثار روائي اهل سنت كه خواهد آمد از آن هيچ ذكري ننموده اند؛ در ذيل به برخي از اين تفاسير اشاره مي گردد.
1) طبري
محمد بن جرير طبري44 در تفسير روائي خود به نام “جامع البيان في تفسير القرآن” با حذف روايات متعدد نسبت به انطباق صادقين بر اميرالمؤمنين(ع) مي نويسد: در اين آيه به مؤمنين خطاب شده است كه تقوا پيشه نموده و در دنيا اهل ولايت الهي باشند تا در آخرت در بهشت همراه با صادقين باشند. سپس به اين آيه شريفه استشهاد نموده است: “ومن يطع الله والرسول فأولئك مع الذين أنعم الله عليهم من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين.” 45 و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، در روز رستاخيز، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيقهاى خوبى هستند.
وي آنگاه در مقام تطبيق آيه با ذكر رواياتي، چند تفسير ارائه مي دهد:
1) تطبيق بر ابوبكر و عمر
براي انطباق بر خليفه اول و دوم حديث ضحاك46 را ذكر نموده است: “عن الضحاك، قال: مع أبي بكر وعمر وأصحابهما” ضحاك نقل مي كند كه همراهي با صادقين يعني همراهي با ابوبكر، عمر و اصحاب آنها. و نيز به نقل از سعيد بن جبير47 مي نويسد: ” عن سعيد بن جبير ، قال: مع أبي بكر وعمر” همراهي با ابوبكر و عمر.
2) تطبيق بر پيامبر اكرم(ص)
پس از دو خليفه وي اقدام به تطبيق صادقين بر پيامبر اكرم(ص) مي نمايد، آنگاه براي توجيه اين تفسير به نقل روايت مي پردازد؛ وي براي انطباق بر پيامبر(ص) به روايت نافع48 تمسك جسته است و مي نويسد: “عن نافع، قال: مع النبي(ص) وأصحابه” نافع مي گويد همراهي با صادقين يعني همراهي با پيامبر(ص) و اصحابشان.

3) مهاجرين
براي اين امر روايت از ابن جريح49 را استفاده مي نمايد. “عن ابن جريج قال: مع المهاجرين الصادقين.” ابن جريح مي گويد همراهي باصادقين يعني همراهي با مهاجرين كه صادق هستند.
4) سه نفر متخلف
در بيان ديگري صادقين را منطبق نموده بر سه نفر متخلف از پيامبر(ص) و اصحابشان كه در آيه قبل به آنها اشاره شده است. در حديث ديگري از نافع50 آمده است: “عن نافع قال: قيل للثلاثه الذين خُلِّفوا، محمدٍ وأصحابه.” نافع نقل مي كند كه صادقين همان سه نفري هستند كه از پيامبر(ص) و اصحابشان تخلف نمودند.
وي مانند برخي ديگر از مفسرين اهل سنت معيت را تبديل به معناي جزئيت نموده است و آنرا به معناي نهي از كذب گرفته اند و اين قرائت را به نقل از أبوعبيده بن عبد الله بن مسعود از ابن مسعود نقل نموده است كه به جاي “مع الصادقين”، “مِنَ الصَّادِقِينَ” استعمال شده است. 51
2) احمد بن علي جصاص
احمد بن علي جصاص52 در كتاب “احكام القرآن” خود كه با مشي فقهي تأليف شده است نيز چند قول را نقل مي كند؛

1) معناي لغوي
به معناي الزام در صدق است و اين كه بايد از كذب عدول نمود زيرا اجازه كذب داده نشده است. اين قول به ابن مسعود نسبت داده شده است.
2) همراهي با انبيا در عمل صالح
همراهي با نبيين و صديقين در عمل صالح در دنياست كه اين قول را به نافع و ضحاك نسبت داده است.
3) مهاجرين و انصار
اين صفت أصحاب نبي اكرم(ص) يعني مهاجرين و أنصار است و اين آيه بر لزوم اتباع و اقتداء به آنها دلالت دارد. 53
3) ماوردي
علي بن محمد بن حبيب ماوردي54 از مفسرين قرن پنجم در تفسير خود بر دو وجه تفسير نموده است؛ اول بر سه نفر متخلف در آيه قبل كه مي توان آنرا بر متخلفين از توبه حمل نموده كه آنرا به ضحاك وأبو مالك اسناد داده است و دوم آنكه به متخلفين از ارسال جيش توسط پيامبر(ص) تفسير نموده و آنرا به عكرمه نسبت داده است.
سپس مي گويد در خطاب اين آيه دو قول است يك قول اينكه آيه خطابش به اهل كتاب از يهود و نصاري است كه تأويل آن اينگونه است: يا أيها الذين آمنوا من اليهود بموسى ومن النصارى بعيسى، اتقوا الله في إيمانكم بمحمد(ص) فآمنوا به، وكونوا مع الصادقين؛ يعني به پيامبر(ص) وأصحاب او در جهاد با مشركين، كمك نماييد اين قول را به نقل از مقاتل بن حيان ذكر نموده است. و قول دوم اينكه خطابش به مسلمين است و درباره تقوا بر اين معني دو وجه دارد يكي به معناي دوري از كذب است به نقل ابن مسعود؛ و ديگري به معناي “اتقوا الله في طاعة رسوله إذا أمركم بجهاد عدوِّه وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ” و اين صورت چهار وجه دارد: اولين آنها دو خليفه اول كه قول ضحاك است و دوم سه نفر متخلف در آيه قبل كه قول سدي است، سوم صدق در گفتار و نيت و عمل و خفاء و آشكار كه قول قتاده است، چهارم مهاجرين كه قول ابن جريج است. 55 كه توضيح اين اقوال و شرح روات آنها پيش از اين در اقوال مفسرين قبلي گذشت.
4) زمخشري
زمخشري56 از مفسرين قرن ششم در تفسير خود به نام “كشاف” مي نويسد: “مَعَ الصَّادِقِينَ” را “من الصادقين” نيز خوانده اند و سپس صادقين را افرادي كه در دين خدا از جهت سخن و عمل صادق هستند و يا در ايمان و معاهده با خدا و رسول خدا(ص) صادقند معرفي نموده است. سپس با بيان ارتباط آيه با آيات قبل آنرا بر سه نفري كه از سپاه پيامبر(ص) تخلف نمودند تطبيق مي كند. همچنين از ابن عباس نقل مي كند كه خطاب در اين آيه به كساني است كه ايمان آورده اند به آنان امر شده كه با مهاجرين و انصار باشند يعني آنها را صادق مي داند. 57
5) ابن عربي
محمد بن عبدالله ابن عربي58 از مفسرين قرن هفتم در كتاب خويش به نام “احكام القرآن” در تفسير صادقين هشت قول را ذكر نموده و سپس به بررسي آنها مي پردازد:
1) كساني كه ظاهر آنها و باطن آنها مساوي است.
2) كساني59 كه اين آيه شريفه درباره آنها نازل شده است: “لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ “60
3) مهاجرين؛ زيرا أبوبكر در سقيفه بنى ساعده به انصار گفت: خداوند درباره ما مهاجرين اين آيه را نازل نموده است و ما را به صادقين توصيف نموده است: “لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ …هُمُ الصَّادِقُونَ.”61 و لكن انصار را به مفلحين، توصيف نموده است “الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ”62 و سپس استدلال به آيه صادقين نموده و اينكه خداوند شما را امر كرده است به معيت با مهاجرين.
4) مسلمين؛ زيرا خطاب آيه به اهل كتابي است كه اسلام آورده اند.63
5) كساني كه به عهد خود وفا نموده اند، به دليل آيه شريفه: “رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ”64.
6) پيامبراكرم(ص) و اصحاب ايشان.
7) أبوبكر، عمر و يا كساني كه زودتر و در اوائل بعثت اسلام آوردند.
8) سه نفري كه در آيه قبل از آيه صادقين ذكر تخلفشان در جنگ تبوك گذشت.
وي معناي اول را حقيقت و غايت در معناي صدق دانسته كه به وسيله آن نفاق در اعتقاد و مخالفت در فعل از بين رفته و صاحب اين صفت را صديق مي نامند و وي ابوبكر و عمر را مصاديق آن معرفي مي كند. اما معناي دوم را معظم صدق دانسته، و مدعي شده است كه هر كه را داراي معظم صدق بدانيم مقام اقل صدق بايد از او تبعيت كند مانند معناي پنچم كه بعض مقام صدق را دارا هستند. و أما وي معناي هفتم، يعني تفسير به أبوبكر را با جميع اقوال همخوان دانسته زيرا از نظر وي او همه صفات را داراست. و أما قول چهارم را نيزصحيح برشمرده زيرا بخشي از صدق را داراست چون مخاطب أهل كتاب و منافقين هستند. همچنين وي در معناي تقوا كه در آيه آمده است دو قول را ذكر مي نمايد يكي در مسئله اختلاف در كذب و ديگري در ترك جهاد است كه اين دو بعض تقواست و لكن ايشان عموميت آنرا پذيرفته است. 65
6) بيضاوي
بيضاوي66 از مفسرين قرن هشتم در تفسير ادبي و كلاسيك خود به نام “انوار التنزيل و اسرار التأويل” مي نويسد معيت با صادقين در ايمان و عهد و قول و عمل است. او احتمال من الصادقين را هم داده است، به معناي توبه و انابه مانند آن سه نفري كه بحثشان گذشت. 67
7) ابوحيان
ابوحيان اندلسي68 از مفسرين قرن هشتم در كتاب تفسير خود به نام “البحر المحيط” مي نويسد: با توجه به آيه شريفه “فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ”69 همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان…؛ در مي يابيم كه صادقين در رتبه دوم بعد از پيامبر(ص) قرار دارند. و پس از بيان معاني صدق به ذكر اقوال مي پردازد كه به آنها اشاره شد و سپس از زيد بن علي، و ابن السميفع، و أبو المتوكل، و معاذ القاري نقل مي كند كه مع الصادقين، به تثنيه نيزقرائت شده است، و در اين صورت منظور خداوند و رسول(ص) اوست كه از اوامر و نواهي آنها اطاعت كنيم.70

8) ابن كثير دمشقي
ابن كثير دمشقي71 از مفسرين قرن هشتم در كتاب تفسير خود مي نويسد: آيه به معناي ملازمه با صدق است تا به وسيله آن از هلاكت نجات يابيد. سپس با توجه به روائي بودن اين تفسير، وي از احمد بن حنبل، حديث نبوي را اينگونه روايت مي كند: بر شما باد به راستگوئي زيرا شما را به نيكي هدايت مي نمايد و شما را به بهشت رهنمون مي سازد و فردي كه صداقت دارد نزد خداوند نامش را جزء صديقين مي نويسند و از كذب دوري كنيد كه شما را به گناه و جهنم مي برد و نام شما را در كاذبين ذكر مي كنند. و نيز ازعبدالله بن‏ عمرو نقل مي كند درباره اين آيه كه گفته است: با محمد(ص) و أصحابش، و نيز از ضحاك نقل مي كند: با أبوبكر و عمر و أصحابشان باشيد.72
9) احمد بن محمد بن عجبيه
احمد بن محمد بن عجبيه73 از مفسرين قرن سيزدهم در تفسير “البحر المديد” كه با مشي عرفاني تأليف شده است، از قول ابن جزى مراد از صدق را دو احتمال دانسته اند يكي صدق لسان و ديگري أعم از صدق لسان است يعني صدق در أقوال و أعمال و اهداف و تصميم ها؛ و مراد از صادقين را مهاجرين، دانسته اند و به دو دليل استدلال نموده اند يكي به آيه شريفه: “لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ …و أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ”74 اين اموال براى فقيران مهاجرانى است…و آنها راستگويانند. و ديگري احتجاج أبو بكر بر أنصار در روز سقيفه، كه گفته است: نحن الصادقون، و قد أمركم الله أن تكونوا معنا، صادقين ما هستيم كه خداوند به شما امر كرده است تبعيت ما را. و از سهيلي نقل نموده است كه: تا زماني كه صادقين هستند خلافت بايد در آنان باشد، سپس در پايان با نقل كلام قشيري كه سابقين از اصحاب را ذكر نموده است ابوبكر و عمر را در صدر آن قرار داده است و اين قول را پسنديده است. 75
10) ابن عاشور
ابن عاشور76 از مفسرين قرن چهاردهم در تفسير تحليلي ادبي خود به نام “التحرير و التبيين” مي نويسد: اين آيه خاتمه دو آيه قبل است و در مقام بيان غرض جديدي نيست و اين آيه به منزله تذييل براي قصه جنگ تبوك است زيرا آنان پس از خطاي خود برگشته و توبه نموده اند و در بيان خود صادق بودند و صدق آنان آنها را نجات داده و موجب پذيرش توبه آنها شد. امر به “كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ” أبلغ در تخلق به صدق است مانند: اصدقوا است. و نظير آن هم در قرآن آمده است “وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ”77. و نيز به معناي من تبعيضيه هم استعمال مي شود مانند: “أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ”78 و يا اين آيه شريفه: “أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ”79 .80
11) مراغي
احمد بن مصطفي مراغي81 از مفسرين قرن چهاردهم در تفسير خويش ضمن بيان رواياتي بر تقوا و مراقبت از اوامر و نواهي الهي آن را دليل همراهي با صادقين در بهشت مي داند و از كذب بر حذر مي دارد.82
زحيلي83 از مفسرين معاصر ضمن نقل داستان آن سه نفر آيه را در ذيل آن داستان معنا مي نمايد.84

نتيجه

پایان نامه
Previous Entries استعاره و مجاز، ظاهر و باطن Next Entries فخر رازى، امام صادق