صادقين، أبي، پيامبر(ص)

دانلود پایان نامه ارشد

برابر است.
10) خبر جابر از امام باقر(ع)
شيخ طوسي(ره) در امالي: عن أبي عمير، قال: أخبرنا أحمد، قال: حدثنا يعقوب بن يوسف بن زياد، قال: حدثنا حسن بن حماد، عن أبيه، عن جابر، عن أبي جعفر(ع)، في قوله: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ، قال: “مع علي بن أبي طالب(ع)”.188 از امام باقر(ع) درباره آيه صادقين سؤال شد حضرت فرمودند يعني علي بن أبي طالب(ع).
11) خبر سليم بن قيس هلالي
سليم بن قيس در حديث مناشده از اميرالمؤمنين(ع): “فأنشدتكم الله جل اسمه، أ تعلمون أن الله أنزل يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ، فقال سلمان: يا رسول الله، أ عامة هي أم خاصة؟ فقال: أما المؤمنون فعامة لأن جماعة المؤمنين أمروا بذلك، و أما الصادقون فخاصة لأخي علي و الأوصياء من بعده إلى يوم القيامة؟”. قالوا: اللهم نعم.189 در حديث مناشدة از أمير المؤمنين علي(ع) نقل است كه از پيامبر(ص) سؤال شد درباره آيه صادقين، سلمان پرسيد: آيا صادقين گروه خاصي هستند يا عموم مردمند. پيامبر(ص): فقط علي(ع) است.
12) خبر أبو حمزة ثمالي
عياشي از أبو حمزة ثمالي نقل كرده: قلت أي شي‏ء إذا عملته أنا استكملت حقيقة الإيمان؟ قال أبو جعفر(ع): “توالي أولياء الله، و تعادي أعداء الله، و تكون مع الصادقين كما أمرك الله”. قال: قلت: و من أولياء الله؟ فقال: “أولياء الله محمد رسول الله، و علي و الحسن و الحسين و علي بن الحسين، ثم انتهى الأمر إلينا، ثم ابني جعفر، و أومأ إلى جعفر و هو جالس، فمن والى هؤلاء فقد والى الله، و كان مع الصادقين كما أمره الله”.190 ابوحمزه از امام باقر پرسيد چگونه ايمان خود را كامل نمايم؟ حضرت فرمود: ولايت اوليا الهي را بپذير و دشمن دشمنان خدا باش و با صادقين باش همانگونه كه خدا به تو امر نموده است. پرسيدم اوليا چه كسانس هستند حضرت نام ائمه را براي او بردند.
13) خبر جابر جعفي
و عن ابن شهر آشوب و عن شرف النبي، عن الخركوشي، و الكشف عن الثعلبي، قالا: روى الأصمعي، عن أبي عمرو بن العلاء، عن جابر الجعفي، عن أبي جعفر محمد بن علي(ع) في هذه الآية، قال: “محمد و آله”.191 از امام باقر(ع) نقل شده در باب اين آيه كه با محمد(ص) و آل او باشيد.
14) خبر عامه از ابن عباس
از كتب اهل سنت: ما رواه موفق بن أحمد بإسناده عن ابن عباس، في قوله تعالى: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ. قال: هو علي بن أبي طالب(ع) خاصة. ابن عباس صادقين در آيه را علي بن ابيطالب(ع) معرفي نموده است.
15) روايت از صادقين(ع)
عن أبي جعفر و أبي عبد الله(ع): “أن الصادقين ها هنا هم الأئمة الطاهرون من آل محمد أجمعين”192. از كتاب نهج البيان روايت از امام باقر و صادق(ع): صادقين همه ائمه طاهرين از نسل پيامبر(ص) است.
16) روايت دوم از صادقين(ع)
روي أن النبي (ص) سئل عن الصادقين ها هنا، فقال: “هم علي(ع) و فاطمة(س) و الحسن(ع) و الحسين(ع) و ذريتهم الطاهرون إلى يوم القيامة”193. از پيامبر(ص) درباره صادقين سؤال شد حضرت: آنان علي(ع) و فاطمة(س) و حسن(ع) و حسين(ع) و ذريه پاك آنان است تا روز قيامت.
17) روايت از اميرالمؤمنين(ع)
في كتاب معاني الاخبار خطبة لعلي(ع) يذكر فيها نعم الله‏ عليه و فيها يقول: الا و انى مخصوص في القرآن بأسماء احذروا ان تغلبوا عليها فتضلوا في دينكم، يقول الله: “ان الله مع الصادقين” انا ذلك الصادق.194 در كتاب معاني الاخبار در خطبه اي كه از امام علي(ع) نقل شده است حضرت به اسامي كه در قرآن براي ايشان تخصيص شده نام برده اند و اشاره به صادقين نموده و فرموده اند من آن صادق هستم.
18) خبر بريد العجلي
بصائر الدرجات:الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى‏ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ‏ قَالَ إِيَّانَا عَنَى‏.195 از امام باقر(ع) معنى آيه مباهله را پرسيدم فرمود: از صادقين ما را قصد كرده.
19) خبر ابوذر غفاري
روزى أبوذر غفارى حديثى از رسول خدا(ص) روايت مى‏كرد جمعى وى را تصديق نمى‏كردند شكايت به رسول خدا(ص) كرد پيامبر(ص) فرمودند: زمين به خود راستگو تر از ابوذر نديده ايشان دراين حال بود كه امير المؤمنين على(ع) از در درآمد پيامبر(ص) فرمودند: مگر اين مرد كه صديق بزرگ و فاروق اكبر است.”ما أظلّت الخضراء و لا أقلّت الغبراء على ذى لهجة أصدق لهجة من ابى ذرّ الّا هذا الرّجل المقبل فانّه الصدّيق الأكبر و الفاروق الأعظم.”196
20) خبر تفسير قمي
في تفسير القمي:‏ “وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً” قَالَ‏ النَّبِيِّينَ‏ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ وَ الصِّدِّيقِينَ‏ عَلِيٌّ(ع)‏ وَ الشُّهَداءِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ‏ وَ الصَّالِحِينَ‏ الْأَئِمَّةُ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً الْقَائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ‏.197
در تفسير قمى در ذيل اين آيه شريفه198 مي فرمايد: منظور از نبيين پيامبر اكرم(ص) و صديقين على(ع) و شهداء حسن و حسين(ع) و صالحين ائمه‏ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً قائم آل محمّد(ع)است.
21) خبر انس
رَوَى الشَّيْخُ الطُّوسِيُّ(ره) فِي كِتَابِ مِصْبَاحِ الْأَنْوَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَنَسٍ قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) فِي بَعْضِ الْأَيَّامِ صَلَاةَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا بِوَجْهِهِ الْكَرِيمِ فَقُلْتُ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ رَأَيْتَ أَنْ تُفَسِّرَ لَنَا قَوْلَهُ تَعَالَى‏ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً فَقَالَ(ص) أَمَّا النَّبِيُّونَ فَأَنَا وَ أَمَّا الصِّدِّيقُونَ فَأَخِي عَلِيٌّ(ع) وَ أَمَّا الشُّهَدَاءُ فَعَمِّي حَمْزَةُ وَ أَمَّا الصَّالِحُونَ فَابْنَتِي فَاطِمَةُ وَ أَوْلَادُهَا الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ الْخَبَرَ.199
شيخ طوسى(ره) در كتاب مصباح الانوار باسناد خود از انس نقل ميكند: كه روزى با پيامبر اكرم(ص) نماز صبح را خوانديم در اين موقع آن جناب رو بجانب ما برگردانيد من عرض كردم: يا رسول اللَّه(ص) براى ما اين آيه را تفسير بفرمائيد؛ حضرت فرمودند: منظور از پيامبران منم و صديقين برادرم علي(ع) اما شهداء عمويم حمزه و صالحين دخترم فاطمه(س)و اولاد او حسن و حسين(ع) هستند.

فصل چهارم: پاسخ به شبهات آيه صادقين

در اين فصل به شبهات رسيدگي نموده و پاسخ آنها را بررسي مي نمائيم. در ابتدا با توجه به نظرات فخر رازي در اين آيه شريفه و تبيين آنها در فصل دوم ضمن اشاره به پاسخ آن پرداخته و سپس شبهات ديگر مستشكلين را بررسي مي نمائيم.
گفتار اول: شبهات فخر رازي
چنانكه در فصل دوم گذشت فخر رازي با اينكه به تعصب و شكاكيت معروف است، ولي اين حقيقت را پذيرفته است كه خداوند، مؤمنان را امر به همراهي با صادقين نموده اند و آيه دلالت بر عصمت صادقين دارد تا در پرتو او از خطا مصون بمانند، و اين معنى در هر زمانى هست، و هيچ دليلى بر اختصاص آن‏ به عصر پيامبر(ص) ندارد. ولكن در پايان مطلب معصوم را اجماع امت مي داند نه يك فرد، و به تعبير ديگر اين آيه دليل بر حجيت اجماع مؤمنين و عدم خطاى مجموع امت است.200
پاسخ
اولين پاسخ از فخر رازي اين است كه اگر منظور از صادقين مجموع امت باشد، خود اين “پيرو” نيز جزء آن مجموع است، و در واقع پيرو جزئى از پيشوا مى‏شود، و اتحاد تابع و متبوع خواهد شد، در حالى كه ظاهر آيه اين است كه پيروان از پيشوايان، و تابعان از متبوعان جدا هستند.
اشكال اينكه صادقين جمع است و بايد در هر عصرى معصومان، متعدد باشند. اين است كه مخاطب در آيه تنها اهل يك عصر نيستند، بلكه آيه تمام اعصار و قرون را مخاطب ساخته و مسلم است كه مجموع مخاطبين همه اعصار با جمعى از صادقين خواهند بود، و به تعبير ديگر چون در هر عصرى معصومى وجود دارد، هنگامى كه همه قرون و اعصار را مورد توجه قرار دهيم سخن از جمع معصومان به ميان خواهد آمد، نه از يك فرد. شاهد اين موضوع آن است كه در عصر پيامبر(ص) جز او كسى‏كه واجب الاطاعة باشد وجود نداشت، و در عين حال آيه به طور مسلم شامل مؤمنان زمان او مى‏شود، بنابراين مى‏فهميم منظور جمع در يك زمان نيست بلكه جمع در مجموع زمان هاست.
پاسخ ديگر اينكه اگر آيه درصدد بيان صدق براي عموم جامعه مي بود لازم بود كه بفرمايد من الصادقين نه مع الصادقين اين امر قرينه است بر اينكه صادقين گروه خاصي هستند. همچنين امر بدون قيد و شرط بر تبعيت از افراد دلالت بر عصمت آنهاست، آنچنانكه اين مطلب را نيز فخر رازي اذعان نموده است. اما مسئله اطلاق معصوم بر مجموع امت و متفرع دانستن وجوب تبعيت بر علم به معصوم، اجتهاد در مقابل نص است و مجموعي كه يك عنوان انتزاعي است نمي تواند معصوم باشد در حالي كه افراد تشكيل دهنده آن خود معصوم نيستند.
علامه مجلسي(ره) نيز در مقام پاسخ به وي برآمده ودر ضمن چند مطلب از اشكالات فوق جواب داده اند: اول: او خود اعتراف نمود كه خداوند اين دستور را داده تا امت در هر زمان از خطا محفوظ باشند، اگر آنچه مدعى شده كه معنى آيه اجماع است صحيح باشد چگونه مى‏توان در اين زمانها كه دانشمندان در شهرها پراكنده هستند علم به اجماع پيدا كرد. دوم: اگر اين اجماع هم تحقق يابد در مقدار كمى از مسائل است پس چگونه مى‏تواند از خطا جلوگيرى كند. سوم: اين مطلب از آيه كاملا مشهود است آنهائى كه بايد با صادقين باشند غير از خود صادقين هستند بنا بر آنچه او مدعى شد هر دو يكى خواهند شد.
چهارم: اگر منظور از صادق در آيه كسى است كه في الجمله صادق باشد شامل تمام مسلمانان مى‏شود. زيرا آنها به ناچار در كلمه توحيد لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏ صادقند ، يا مراد كسى است كه در تمام گفتار صادق باشد. قسم اول صحيح نيست بدليل آنكه لازم مى‏آيد مأمور به پيروى از يك يك مسلمانان باشند چنانچه از ظاهر جمع با الف و لام “الصادقين” استفاده مى‏شود.پس بايد قسم دوم صحيح باشد كه آن هم موجب عصمت خواهد بود.
پنجم: دليلى كه نقل كرد براى بطلان ادعاى شيعه در معرفت امام مردود بودن آن كاملا ظاهر است زيرا هر نادان و گمراه و دين ساز مى‏تواند براى عدم لزوم پى‏گيرى از حق و گردن نهادن بشرايع، همين ادعا را بكند.201

گفتار دوم: شبهات ابن تيميه
صاحب كتاب “منهاج السنه” مي نويسد شيعه بر اين اعتقاد است كه اين آيه دلالت بر عصمت دارد و از ميان چهار خليفه فقط علي بن ابيطالب(ع) است كه داراي اين ويژگي است سپس استدلال شيعه را اينگونه تبيين مي كند: خداوند بر ما واجب نموده است كه با كساني كه به صادق بودن آنها علم داريم همراه باشيم، و اين فرد كسي نيست جز معصوم زيرا احتمال كذب در غير معصوم وجود دارد و معصوم علي بن ابيطالب(ع) است زيرا از ميان خلفا جز علي كس ديگري معصوم نيست. وي با نقل ضعيف استدلال شيعه در تبيين آيه فوق در صدد رد آن بر آمده است؛ حال آنكه اگر وي تمام استدلال و ادله را به درستي نقل مي نمود شايد جواب و رد آن بر وي سخت و دشوار مي نمود. وي شبهات را اينگونه مطرح مي كند. با توجه به اينكه شبهات وي بعضا به هم پيوسته اند و گاهي پاسخ از آنها پيوسته است لذا ابتدا به ذكر شبهات پرداخته و سپس پاسخ آنها مي آيد:
شبهه اول: صديق ابوبكر است
صديق مبالغه در صادق بودن است پس هر صديقي صادق است ولكن هر صادقي صديق نيست و به ادله كثيره ابوبكر صديق بودنش ثابت است پس واجب است كه آيه شامل او شود بلكه شمول آيه براي او اولي است از شامل شدن آن براي ديگر صحابه؛ بنابراين با اقرار به لزوم معيت با ابوبكر نمي توان به امامت علي

پایان نامه
Previous Entries صادقين، ايمان، أبي Next Entries مصادره به مطلوب