شکاف نسلی، نظام ارزشی، متغیر مستقل

دانلود پایان نامه ارشد

توصیفی، مقایسهی نظامهای ارزشی جوامع و نظامهای فرهنگی مختلف و نیز ارزش‌های خرده‌فرهنگ گروهها و افراد مختلف در داخل نظامهای وسیعتر، اعم از جوامع ساده و کوچک تا پیچیده و با جمعیت زیاد و ناهمگن جدید، ادامه داشته و به‌تدریج بر جنبههای اساسیتری، نظیر بررسی شباهتها و تفاوتهای میان نظامهای ارزشی طبقات مختلف، جنسیت (زن و مرد)، سطوح تحصیلی و شغلی، سطح توسعه اقتصادی/ اجتماعی ملی و محلی، مراحل عمر و چرخهی حیات و موقعیتهای خاص آن (تأهل، سالخوردگی، جوانی و…) و رابطه ارزشها با تحولات اجتماعی و تاریخی جوامع، متمرکزشده است و به‌سوی نظریه‌سازی و توسعه یک دانشی به‌اصطلاح انباشتی در حال پیشرفت است (دیتز5، 1988: 1).
تحقیق فیدر6 (1975) با عنوان «پیمایش اجتماعی مربوط به مادر شهر آدلایه» که یک‌بار در سال 1972 و بار دیگر در سال 1973 با استفاده از فرم پیمایش ارزشی روکیچ موردبررسی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که متوسط نظامهای ارزشی والدین و فرزندان از چند نظر، مشابه بودند. برای مثال، والدین و فرزندانشان به ارزشهایی چون صلح جهانی، خوشبختی، صداقت، مسئولیت اهمیت بالایی میدهند و به ارزشهایی چون لذت، تأیید اجتماعی و رستگاری اهمیت پایینی میدهند. فیدر وجود اختلافات ارزشی میان نسلها را به تحولات مربوط به رشد در خلال دوره زندگی و بخشی دیگر را با درک شهود به‌عنوان ویژگیهای عام گروههای سنی مرتبط میداند؛ و با تأکید بر وجود تشابهات ارزشی، چنین نتیجهگیری میکند که بر اساس شواهد موجود می‌توان نظام ارزشی در خلال نسلها و تغییر نظامهای ارزشی را تأیید کرد.
ترول7 (1982) در تحقیقی به بررسی «زندگی خانوادگی در سنین میانی و پیری» پرداخته و متغیر مستقل خود را درازای متغیر وابستهای بانام ارزشها و احساسات و نگرشها، مکان جغرافیای زندگی والدین و جوانان مشابه هم باشند نگرشهای مشترکی بین آن‌ها وجود خواهد داشت و تفاوت و شکاف کمتر در ارزشهایشان دیده میشود و هرچه مشکلات جغرافیای زندگی متفاوت باشد احتمال شکاف نسلی بیشتر است.
خلیفه (1986) در تحقیقی تحت عنوان «بررسی روان‌شناختی تحول ارزشها» در بین دانشآموزان سه مقطع ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان در بین دختران و پسران کشور مصر به‌وسیله روش پژوهش مقطعی با استفاده از مصاحبه حضوری و چهره به چهره در گروه سنی الف و استفاده از پرسشنامه در گروه سنی ب و ج میپردازد. در مطالعه مقدماتی با استفاده از سؤالات باز سعی در به دست آوردن این نظام ارزشی از زبان خود پاسخگویان هست. مثل این سؤال: دوست داری چه صفات ویژگیهایی داشته باشی؟ پس از تحلیل پاسخها ارزش‌های هفتگانه (همراه با نمودارهای مختص به هرکدام) به شرح زیر به دست آمد:
1- ارزش موفقیت 2- ارزش استقلال 3- راستی 4- امانت 5- صداقت 6- دین‌داری 7- برابری.
مور8 (1990) در تحقیقی تحت عنوان «ساختار ارزش‌های قدیمی در بن ژاپنیهای آمریکایی» که به روش پیمایشی بر روی نمونهای 1271 نفری از ژاپنیهای نسل دوم، سوم و چهارم مهاجر به آمریکا انجام داد و هدف آن تعیین میزان و ماهیت تغییر تفاوت ارزشها در 3 نسل و آزمون نظریه در مقیاس نظام ارزش‌های شوارتز ازنظر قابلیت آن در نشان دادن تفاوت ارزشی در سطح یک جامعهی معین و میان نسلهای مختلف آن بوده است. مهم‌ترین نتیجه به‌دست‌آمده این بوده که بیشترین تغییر ارزشی در نسل دوم رخ‌داده و دیگر اینکه اولویتهای ارزشی به شیوهای نظام‌اند طی این نسلها تغییر کرده اما نه به‌قدر مورد انتظار؛ بنابراین، ساختار عام نظام ارزش‌های شوارتز، در نسل سوم و چهارم تأیید و در دوم رد میشود.
«تحول فرهنگی در جامعه صنعتی» عنوان کتابی است که توسط اینگلهارت9 (1383) به رشته تحریر درآمده است. نویسنده در این پژوهش بر اساس یافتههای حاصل از پیمایشها و تحقیقات تجربی نظریه فرا مادی‌گری خود را بنیان گذاشته است و به عقیده وی خیزش فرا مادی‌گری به‌تنهایی یک جنبه از فرا گرد گسترده دگرگونی فرهنگی هست که به گرایشهای مذهبی، نقشهای جنسیتی، هنجارهای جنسی و هنجارهای فرهنگ جوامع صنعتی شکل نوینی بخشیده است. نتایج حاکی از آن است که او اولویتهای ارزشی مردم غرب از تأکید بر ارزش‌های مادی به تأکید بر ارزش‌های فرا مادی تحول مییابد و این تحول به‌گونه‌ای است که در میان گروههای بزرگ‌تر شمار مادیون به فرا مادیون افزایش مییابد.
دوگراف و ایوانز10 (1996) در مطالعهای تحت عنوان «چرا جوانان فرا مادی گراترند؟» به بررسی دادههای موجود از پیمایشهای انجام‌شده در 8 کشور (انگلیس، آلمان فدرال، هلند، اتریش، ایالات‌متحده، ایتالیا، سوئد، فنلاند) در فاصله 1973 تا 1976، از طریق مصاحبه با 12588 نفر از نمونههای معرف ملی از افراد 64- 19 ساله انجام شد. سطح سنجش (میکرو ماکرو11) با استفاده از متغیرهای کلان مربوط به 9 کشور نظیر GPP، امنیت و رفاه اجتماعی ملی و مقایسههای بین فرهنگی بوده است. درواقع هدف اصلی این بررسی، آزمون نظریه تغییر ارزشی اینگلهارت با توجه به متغیرهایی همچون تحصیلات عالیه و تجربه روحی دردناک در دوره جنگ و امنیت اجتماعی بوده که در نظریه مذکور نقش محوری نداشته و در این تحقیق فرض شده که عوامل اقتصادی تأثیری مهم بر روی رشد فرا مادی‌گرایی دارد. مدل تحقیق شامل 6 متغیر مستقل: رفاه مادی در دوره رشد، تجربه دردناک روحی ناشی از جنگ جهانی دوم طی جامعهپذیری، تجربه جنگ صرف‌نظر از سال تولد، سطح سواد فرد والدین، رفاه اقتصادی و اجتماعی زمان حال و متغیرهای مهم چرخه حیات فرد (شامل تأهل، شغل، سرپرستی خانواده، درآمد خانواده) بوده که تأثیر آن‌ها روی فرا مادی‌گرایی به‌صورت چند فرضیه آزمون گردیده است و از مهم‌ترین نتایج این بررسی این بوده که تجربه سختی در اثر جنگ و تحصیلات، مهم‌ترین عوامل پیش‌بینی کننده ارزش‌های فرا مادی در افراد موردمطالعه بودهاند. همچنین 31 درصد ارتباط بین سالهای تولد (نسل) و فرا مادی‌گرایی، توسط فقدان تجربه دردناک در زمان جنگ، 23 درصد آن توسط تحصیلات فرد و قدری کمتر، توسط تحصیلات پدر و 6 درصد آن توسط متغیرهای چرخه حیات تعیین میشود؛ بنابراین نتیجهگیری مهم تحقیق این بود که برعکس نظریه اینگلهارت، رفاه مادی دوره رشد فرد نمیتواند تبین کننده تغییر ارزشها از مادی به فرا مادی باشد و عوامل غیراقتصادی و روان‌شناختی، نظیر احساس امنیت روانی، در گرایش به ارزش‌های فرا مادی یا لیبرال مهم‌تر مؤثرترند
در تحقیقی که مرکز مطالعات پیو12 در سال 2003- 2002 میان بیش از 66000 نفر در 49 ملیت با عنوان «شکاف نسلی جهانی» انجام داده است گزارشی کرده است که تفاوتهای نسلی به تنشهای سیاسی و اجتماعی جاری در اروپای غربی و آمریکا (با جهانیشدن، ملیگرایی، مهاجرت) دامن زده است و تحلیل عمیق مرکز مطالعاتی پیو نشان داد که بزرگ‌سالان آمریکایی و اروپای غربی احتمالاً بیشتر از نوههایشان رشد ارتباطات جهانی را کتمان میکنند و نگران تهدید روش زندگی خود هستند و احساس میکنند که فرهنگشان از دیگر فرهنگها برتر است و از محدودیتهای مهاجرت حمایت میکنند این شکاف نسلی در اروپای شرقی کمتر دیده میشود و تقریباً در آسیا و آفریقا و خاورمیانه شکاف نسلی وجود ندارد یا وجود این احتمالاً آمریکاییها و اروپاییهای غربی کمتر از افراد دیگر مناطق جهان فرهنگ برتر خود را کمتر نشان میدهند و کمتر نگران بیگانگان هستند
اسمیت13 (2004) در کار خود تحت عنوان (بازنگری شکاف نسلی) با استفاده از دادههای مرکز تحقیق عقاید ملی تغییر دیدگاههای افراد را در طول سه دهه موردمطالعه قرارداد. مطالعات وی روی جوانان 24-18 ساله دهههای 1976،1985،1997 صورت گرفت. نتایج حاکی از این بود که جوانان امروزه علاقه کمتری به اموری مانند، خواندن روزنامه، کلیسا رفتن و تعلق داشتن به مذهب یا عقیده خاص دارند. جوانان در مقایسه با بزرگ‌ترها به‌طورکلی نسبت به جامعه و بالأخص نسبت به مردم بدبین‌تر هستند
شینبو و مایک14 (2007) در تحقیق تحت عنوان «آیا تغییرات فرهنگی در بریتانیا وجود دارد؟(یک مقاله انتقادی به رونالد اینگلهارت)» به بحث اینگلهارت در رابطه باوجود تغییرات قابل پیشبینی از ارزش‌های مادی به فرا مادی در بریتانیا با استفاده از اطلاعات سالهای 1981،1990،1999 با بررسی ارزش‌های جهانی، تمایز میان ارزش‌های مادی و فرا مادی که موردنقد قرارگرفته‌اند با تحلیل چندگانه و با به تصویر کشیدن آن در فضای چندبعدی، مشاهده شد که چطور حالتهای مختلف با یکدیگر مرتبط میگردند. این پژوهش نشان داد که ارزش‌های فرهنگی پیچیدهاند و به‌آسانی به دو قسم ارزش‌های مادی و فرا مادی خلاصه نمیگردند. در این پژوهش ازلحاظ سیاسی بیشتر ماهیت معنیدار حالتها را با تمایز قائلشان میان ارزش‌های آزادیخواهان و سلطهجویان و میان شهروندان مطیع و شورشگر را شناسایی میکند در این بررسی نشان می‌دهد که تغییرات عمده میان 1981 و 1999 وجود دارد و به‌طوری‌که افراد جوان که به‌تدریج در حال دور شدن از ارزش‌های فرا مادی هستند.
پارکز و رابینسون15 (2008) در تحقیقی تحت عنوان «شکاف ارزشی در حوزهی نگرش به نقشهای جنسیتی» پرداختهاند. این پژوهش به این نتیجه رسیده است که جوانان مذکر 18 تا 22 ساله گرایش دارند در امور ارزشی بزرگ‌سال خود مشارکت کنند. این در حالی است که این گرایش در میان جوانان دختر به دو بخش نقشهای جنسیتی و غیر جنسیتی تقسیم میشود و نشانگر شکاف نگرشی بین دختران جوان و بزرگ‌سالان در مورد نقشهای اجتماعی است
مطالعهای با عنوان «ارزشها و تغيير در يک نسل: در کلانتان مالزی»، توسط ری بک و دو مانک16 (2010) انجام‌شده است. نتايج اين مطالعه، با استفاده از نتايج دو مطالعهی متفاوت که درباره ارزش‌های فرهنگی (مانند مذهب اسلام، کمک متقابل، آداب‌ورسوم، خويشاوندی و جامعه روستايی) و مدرنيزاسيون (داشتن تحصيلات، پول، ماشين و پزشک بودن) که يکی در سال 1969 و ديگری در سال 2006 در کلانتان انجام‌شده است، به‌دست‌آمده است. نتايج حاکی از تسلط اسلام در نظام ارزشی و مفهومی همهی کلانتانيايیهاست. همچنين شاهد کاهش اهميت ديگر ارزش‌های فرهنگی در طی اين سالها هستيم. درباره مدرنيزاسيون، پزشک بودن به‌عنوان اولويت اول در مطالعهی اول، به تحصيلات در مطالعهی دوم تغيير کرده است. در زمينه ديگر متغيرها نيز شاهد کاهش اهميت آن‌ها در طی بازهی زمانی سی‌ودو سال بودهايم.
مطالعهای با عنوان «ارزش‌های کاری پيشروی نسلها» توسط هانسن و لوتی17 (2012) انجام‌شده است. حجم نمونه برابر با 1689 نفر بوده است که 371 نفر از نسل خاموش، 1179 نفر از نسل رفاه و رونق و 139 نفر از نسل ايکس بودهاند. دادهها با استفاده از پرسشنامه اهميت مينهسوتا (MIQ) جمع‌آوری‌شده‌اند. ارزش‌های کاری موردبررسی شامل استقلال، راحتی، نوعدوستی، ايمنی، شأن شغلی و انجام کار بودهاند. نتايج نشان میدهد که نسل خاموش نسبت به دو نسل ديگر، بيشتر بر استقلال و شأن شغلی تأکيد داشتند. برای دو نسل ايکس و نسل رفاه و رونق، ايمنی و موقعيت کاری دارای اهميت بيشتر بوده است. در کل میتوان گفت که تفاوت کمی در ارزش‌های کاری در ميان سه نسل وجود دارد. بااین‌حال تأثير نسل بر ارزش کاری بسيار بيشتر از تأثير سن است.
2-1-2 پژوهش‌های داخل کشور
عظیمی (1377) در پژوهشی با عنوان «ارزش‌های اجتماعی و اولویت ارزشی در ایران» که به سفارش مرکز پژوهشهای بنیادی معاونت پژوهشی وزارت ارشاد صورت گرفته است. وی با استفاده از روش تحلیل ثانویه دادههای مربوط به سنجش ارزشها را در تحقیق ملی منوچهر محسنی تحت عنوان «بررسی آگاهیها و نگرشها در رفتار اجتماعی/ فرهنگی در ایران» تجزیه‌وتحلیل نماید و شماری از اولویتهای ارزشی را در گروههای سنی مختلف به تصویر کشاند. دادهها نشان میدهند که جوانترین گروه سنی (16-24 ساله) درمجموع به ارزش‌های مادی اولویت بیشتری داده است. درعین‌حال همین گروه در مقایسه با سایر گروههای سنی بیشتر به ارزش‌های غیرمادی اولویت دادهاند. دادهها نشان میدهد انتخاب ارزش‌های فرا مادی در مقابل ارزش‌های مادی در بین جوانترین گروه سنی (16-24 ساله) کمتر هست همچنین مسنترین گروه سنی بیشتر به ارزش‌های غیرمادی

پایان نامه
Previous Entries علوم اجتماعی، شهرستان رودبار، اجتماعی و فرهنگی Next Entries روش پیمایش، نظام ارزشی، مطالعه موردی