شعر فارسی، وزن و آهنگ، شفیعی کدکنی، دیوان حافظ

دانلود پایان نامه ارشد

می شوند.
2-13- وزن عروضی
عروض یکی از اقسام علوم ادبی است که در مورد وزن شعر بحث می کند و صحّت و سقم اوزان شعر داوری می کند. به عبارت دیگر علم سنجش شعر با افاعیل عروضی است. به هر یک از افاعیل عروضی یک رکن می گویند که از ریشه ی فَـ ـعَـ لَ و ترکیبات مختلف آن تشکیل می گردد. همان طوری که می دانیم هر رکنی ممکن است از یک یا چند هجا ساخته شده باشد. مثلاً: مفاعیلن از چهار هجا، فعولن از سه هجا، فع از یک هجا ساخته شده است. برای سنجش وزن یک بیت و یا یک مصرع، با افاعیل عروضی آن را به هجاهای مختلف کوتاه، بلند و کشیده تقطیع می کنند. (ماهیار، 1376: 17-16)
2-14- تقطیع
تقطیع در لغت به معنی بریدن و قطعه قطعه کردن است و در اصطلاح عرض یعنی جدا کردن هر مصرا ع به هجاهای کوتاه و بلند و کشیده.
برای پیدا کردن وزن شعر کافی است ابتدا شعر را آن طور که می خوانیم یعنی تلفظ می کنیم، می‌نویسیم سپس هر بخش یا هجا را جدا کرده، علامت خاص عروضی آن را یادداشت می کنیم و در نهایت علامت ها را به قسمت های مساوی سه تا سه تا، چهار چهار و یا سه چهار تقسیم می کنیم. نام حاصل از این ارکان را نوشته و مطابق اصطلاحات عروضی نام بحر آن را می نویسیم. برای پرهیز از اطاله ی کلام و مسائل جزئی از آوردن نکات غیر ضروری پرهیز می کنیم.

2-15- بحر
در عروض هر وزنی که از تکرار ارکان حاصل می شود، بحر می گویند. این بحرها ممکن است که از تکرار ارکان اصلی و یا از ترکیب رکن اصلی و فرعی به وجود آید.
بنا به گفته‌ی عروضیان، شعر فارسی دارای نوزده بحر می باشد که هفت بحر آن متفق الارکان و دوازده بحر آن مختلف الارکان می باشد.
بحرهای متفق الارکان بحرهایی هستند که از تکرار یک رکن حاصل می شود و بحرهای مختلف الارکان بحرهایی هستند که از تکرار دو رکن به تناوب به دست می آید.
اینک به صورت فهرست وار به بحرهای متفق الارکان می پردازیم:
بحر متقارب: معمولاً از تکرار فعولن به دست می آید.
بیا چون مقام طرب شد تمام نوایی بساز از پی این مقام
( دیوان سلمان ساوجی، 1389: 139)
فعولن فعولن فعولن فعل (بحرمتقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بحر هزج : از تکرار مفاعیلن به دست می آید.
قدم نه بر سر هستی که هست این پایه ادنی ورای این مکان جاییست عالی، جای توست آنجا
( دیوان سلمان ساوجی، 1389: 11)
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن ( بحر هزج مثمّن سالم)
بحر رمل: از تکرار فاعلاتن به دست می آید.
آب آتش رنگ ده ساقی که می‌بخشد صبا خاک را پیرانه سر پیرایه ی عهد صبا
( دیوان سلمان ساوجی، 1389: 6)
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (بحر رمل مثمن محذوف)
بحر رجز: از تکرار مستفعلن حاصل می شود.
عید است بر خیز ای صنم ، پیش آر پیش از صبحدم در بزم جمشید زمان ، خام خم اندر جام جم
( دیوان سلمان ساوجی، 1389: 143)
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (بحر رجز مثمّن سالم)
بحر کامل: از تکرار مُتَفاعِلُن حاصل می گردد.
به صنوبر قد دلکشش اگر ای صبا گذری کنی ز هوای جان حزین من دل خسته را خبری کنی
( دیوان سلمان ساوجی، 1389: 415)
مُتَفاعِلُن مُتَفاعِلُن مُتَفاعِلُن مُتَفاعِلُن (بحر کامل مثمّن سالم)
بحر وافر: از تکرار مُفاعلتُن به دست می آید.
مثال از مولوی:
سحر اثری ز طلعت او شبم نفسی ز عنبر او مرا غم او چو زنده کند چگونه شوم ز منظر او
مُفاعلتُن مُفاعلتُن مُفاعلتُن مُفاعلتُن (بحر وافر مثمّن سالم)
و بحرهای مختلف الارکان عبارت است از: بحر مُجْتث، بحر مُقْتَضَب، بحر مضارع، بحر مُنْسرح، بحر سریع، بحر خفیف، بحر غریب(جدید)،بحر مُشاکل، بحر طویل، بحر مدید و بحر بسیط.(ماهیار،1376: 38-35)
به طور کلی از این نوزده وزن، پنج بحر طویل، مدید، بسیط، وافر و کامل مخصوص شعر عرب بوده و سه بحر غریب، قریب و مشاکل مخصوص شعر فارسی است و در یازده وزن دیگر متقارب، هزج، رمل، رجز، منسرح، مضارع، مقتضب، مجتث، سریع، خفیف و متدارک مشترک هستند.(ماهیار، 1376: 38-35)
حال به بحور مختلف الارکان می پردازیم که فهرست آور در زیر بدان اشاره می گردد:
بحر مجتث: مستفعلن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
بحر خفیف: فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن
بحر مضارع: مفاعیلن فاعلاتن مفاعیلن فاعلاتن
بحر مقتضب: مفعولاتُ مستفعلن مفعولاتُ مستفعلن
بحر سریع: مستفعلن مستفعلن مفعولاتُ
بحر منسرح: مستفعلن مفعولاتُ مستفعلن مفعولاتُ
بحر قریب: مفاعیلن مفاعیلن فاعلاتن
بحر مشاکل: فاعلاتن مفاعیلن مفاعیلن
بحر غریب(جدید): فاعلاتن فاعلاتن مستفعلن
بحر طویل: مفاعیلن فعولن مفاعیلن
بحر مدید: فاعلاتن فاعلن فاعلاتن فاعلن
بحر بسیط: مستفعلن فاعلن مستفعلن فاعلن
به طور کلی از بحور نوزده گانه، پنج بحر طویل، مدید، بسیط، وافر و کامل مختص شعر عرب بوده و سه بحر غریب، قریب و مشاکل مختص شعر فارسی است و در یازده بحر دیگر: هزج، رجز، رمل، مقتضب، منسرح، مضارع، مجتث، سریع، خفیف، متقارب، متدارک مشترک هستند.

2-16- انواع وزن
در مورد انواع وزن که در شعر زبان های مختلف وجود دارد، عبارتند از: وزن کمّی یا امتدادی، وزن ضربی، وزن آهنگی، وزن عددی یا هجایی.
وزن کمّی یا امتدادی که آن را وزن عروضی نیز خوانده اند، در آن هجاها بر حسب کمیّت یا کوتاهی و بلندی یعنی امتداد زمانی منظّم شده و دارای کشش معیّن و ثابتی باشد. در این نوع وزن توازن و کیفیّت هجا نیز در دو مصراع کامل است و هجاهای کوتاه و بلند در برابر هم قرار دارد. وزن شعر فارسی از این نوع وزن می باشد.
وزن ضربی که به آن وزن تکیه ای نیز گفته می شود. در این نوع وزن، تعداد تکیه ها در مصراع های شعر ملاک تشخیص وزن است.
وزن آهنگـی یا نواختـی که بر زیر و بم یا ارتفـاع اصوات گفتار مبتنی است. عامل مؤثر در این وزن، نحوه ی تلفظ یعنی کیفیت ادای هجاهاست.
وزن عددی یا هجایی، در این نوع وزن ملاک تعداد هجاها در دو مصراع شعر می باشد و هیچ یک از صفات دیگر اصوات مورد توجه نیست.(وحیدیان کامیار، 1370: 39)

2-17- اهمیّت و تأثیر وزن شعر فارسی
همان طوری که گفته شد، وزن یکی از ویژگی های بارز شعر می باشد و آن را از نثر متمایز می سازد. چنانچه با شنیدن قطعه شعری گیرایی و شیوایی کلام را حس می کنیم، این شیوایی همواره به سبب تأثیر و اهمیّت وزن در شعر می باشد. در مورد تأثیر وزن در شعر می توان گفت که:«وزن در شعر سببی برای یادآوری کلّ مضمون و برانگیختن خیال می باشد. به کلمات خاصّ هر شعر تأکید می بخشد. ریتم و آهنگ، طبعِ القاپذیر مخاطب را بیدار می کند و باعث حسن تأثیر می شود. ذهن را برای دریافتن مقصود آماده تر می سازد و به تفصیل و تکرار حاجت نمی افتد. ایجاد رابطه میان اندیشه های مختلف را آسان می کند. شور و جهش و لذّت موزیکی و موسیقایی پدید می آورد. و بالأخره وزن، به فهم و ضبط معنا و محتوا کمک می کند.»(مدرّسی، 1380: 263)
در این که نوع وزن و آهنگ در ایجاد حالات روحی و عاطفی نقش به سزائی دارد، هیچ شکی نیست. به عنوان مثال: «هر چه شماره ی هجاهای کوتاه در وزنی بیشتر باشد، آن وزن سریعتر خوانده می شود و بنابراین بیشتر مایه ی نشاط و هیجان می گردد. برعکس وزن هایی که در آنها شماره ی هجاهای بلند به نسبت بیشتر است، سنگین تر و آرامتر و با حال تأمل و اندیشه و دریغ و اندوه مناسبتر است. وزن های تند و ضربی برای بیان شور و شوق و هیجان مناسب است:
وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من! تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من!
(سعدی، 1365: 653)
اما وزن های سنگین و آرام را شاعران بزرگ لطیف طبع، اغلب برای بیان تأثّر و افسوس و شکایت و آرزو به کار برده اند:
یـــاری انــدر کس نمی بینیم یاران را چه شـد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرّخ پی کجاست خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
(دیوان حافظ، 1373: ابیات2-1، غزل169)
در نظر گرفتن نوع شعر و رعایت حالات عاطفی اوزان و انطباق آن با مفاهیم و مضامین و معانی شعری از اهمیت والایی برخوردار است؛ به طوری که اگر شاعر همسویی قالب با مضمون و میزان با موزون را وجهه ی همّت خود قرار دهد و موازین دیگر شعری را رعایت کند، خواهد توانست شعرش را ارتقا بخشد. به همین منظور است که محقّقان درباره ی انواع شعر مانند: قصیده، غزل، رباعی و… خصوصیات لازم را برای هریک مناسب دانسته اند مثلاً اوزان شاد و غنایی را برای انواع غزل، اوزان سنگین را برای قصیده مناسب دانسته اند.(مدرّسی، 1380، 262-261)
شفیعی کدکنی تأثیرات وزن را در سه اصل خلاصه کرده است:
1- لذت موزیکی به وجود می اورد و این در طبیعت آدمی است که از این لذّت می برد خواه ناخواه، و از طرف دیگر زبان عاطفه همیشه موزون است زیرا آدمی در انفعالات روحی سخنش مقطع است و تکیه ها و ترجیع هایی دارد که آهنگش متفاوت است هم از نظر صوتی و هم از نظر طولی.
2- میزان ضربه ها و جنبش ها را منظم می کند.
3- به کلمات خاص هر شعر تأکید می بخشد و امتیازی از نظر کشش کلمات ایجاد می کند.(شفیعی کدکنی، 1370: 49)
همین اصول موجب شده اند که وزن به عنوان مهمترین عامل شعر معرفی گردد و می بینیم که اثر کتب مقدس نیز از وزن و آهنگ خاصی برخوردار است و این موضوع به خوبی نشان می دهد که انسان در برابر موزونیت چه تأثّراتی دارد.«نیما رابطه ی وزن و شعر را به خوبی می دانست و می گفت: شعر بی وزن به انسان برهنه و عریان شباهت دارد.»(جنتی عطایی،1334: 12)
2-18- هماهنگي وزن و محتوا
هماهنگي وزن با محتوا، روح كلّي موسيقي شعر را در ذهن جاري مي كند و در انتقال مفهوم،‌نقش مهمّي دارد. وزن، در طول تاريخ شعر فارسي، كاركردهاي خاصّي يافته و براي بيان مفاهيم عرفاني، مذهبي،‌ غنايي،‌ اجتماعي و سياسي، دچار دگرگوني هايي شده تا اينكه به تدريج براي انتقال هر مفهوم، وزني ويژه تعيين گرديد.
دكتر تقي وحيديان كاميار در كتاب وزن و قافيه ي شعر فارسي، اوزان و مفاهيم را اين گونه تقسيم بندي كرده است:
الف) اوزان نرم و سنگين كه در معاني اي مانند مرثيه، هجران،‌ درد و حسرت و گله به كار رفته است:
فعلاتن (=فاعلاتن) فعلاتن فعلاتن فعلن (=فع لن)
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (فع لن) كه مناسب غم و حسرت و نظاير آن است.
مفعول فاعلات مفاعيل فاعلن (=مستفعلن مفاعلن مستفعلن فعل)
ب) اوزان ضربي و تند كه معاني شورانگيز و پرجذبه و حال را القا مي كنند:
فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
ج) وزن حماسي:
فعولن فعولن فعل
د) اوزان برهاني وجدلي مناسب معاني پند و اخلاق و حكمت:
مفعول مفاعيل فاعلاتن (مستفعل مستفعل فعولن)
مفعول مفاعلن مفاعيل
مفعول فاعلات مفعولن فع (مستفعلن مفاعلن مستفعلن)
ه) اوزان تند و كوتاه براي مفاهيم شاد به ويژه مثنوي هايي كه مضمون شاد دارند يا اشعار كودكانه:
مفتعلن مفتعلن فاعلن
مفعول مفاعلن فعولن (مستفعل فاعلات فع لن)
وزن مفتعلن فاعلن

پایان نامه
Previous Entries شعر فارسی، شفیعی کدکنی، موسیقی شعر، زبان فارسی Next Entries موسیقی شعر، شفیعی کدکنی، آهنگ کلام، شهرهای خراسان