شاه طهماسب، پیمان صلح، سلطان محمد

دانلود پایان نامه ارشد

مانند: شمشیر، تیر و کمان و نیزه استفاده می کردند، حال آنکه سپاهیان عثمانی علاوه بر این سلاح ها از توپخانه و تفنگ نیز بهره می بردند.
سرجان ملکم در مورد شکست ایرانیان می نویسد: «سبب حقیقی آن توپخانه بزرگ و علم به قواعد حرب که سلطان سلیم به مرداوات با اهالی فرهنگستان باید فراگرفته باشد، بود» (ملکم، 1362، 239).
بدین ترتیب، «سلطان سلیم ازطریق خوی از چالدران عازم تبریز شد و در روز 15 رجب سال 920 هـ.ق/ 5 سپتامبر 1514 م پیروزمندانه وارد تبریز گردید و بر خلاف انتظار جشن پیروزی خود را با غارت یا قتل عام اهالی شهر آغاز نساخت و پیشنهاد کرد که زمستان را در تبریز بگذرانند که شورای جنگ و هیات وزیران موافقت نکردند و پس از شش روز از پایتخت صفوی عقب نشینی کرد» (قمی، 1359، 132).

2-3-3 روابط شاه طهماسب اول با عثمانیان
هنگامی که شاه طهماسب جانشین پدر شد همواره با رقابت های سران قزلباش و شورش ها در داخل کشور و یا دو نیروی بزرگ و هولناک در خارج از کشور رو به رو بود. در این میان دولت عثمانی تهدید و خطری جدی برای او بود.
شاه تهماسب در برابر عثمانیان تلاش می کرد حتی الامکان سیاست مسالمت آمیز و صلح جویانه ای در پیش گیرد و از روبه رو شدن در میدان جنگ با او بپرهیزد. برای قضاوت صحیح درباره این موضوع دو نکته را نباید از نظر دور داشت، «یکی نیروی سپاهیان عثمانی از نظر عده و نوع سلاح های جنگی و دوم مشکلات داخلی شاه طهماسب و از آن جمله تجاوزهای پی در پی ازبکان بر نواحی شرقی ایران» (بیاتی، 1353، 232).

2-3-4 جنگ های بیست ساله سلطان سلیمان با طهماسب
در سراسر نیمه اول قرن دهم هجری قمری جنگ های ایران با عثمانی بر سر تصرف کردستان، قفقاز و عراق عرب ادامه داشت و مبارزات هر دو کشور با تبلیغات شیعی و سنی همراه بود. منطقه دیار بکر پیروان اهل تشیع داشت و در منطقه کردستان و عراق اهل تسنن سکونت داشتند. «سلیمان اول در سال 940 ه.ق به آذربایجان حمله کرد و در سال بعد موفق به تسخیر تبریز و سلطانیه شد. علاوه بر آن او بغداد را نیز به تصرف درآورد. لشکر ایران اگر چه موفق به باز پس گرفتن آذربایجان شد، اما عراق عرب همچنان در دست عثمانیان باقی ماند» (میر احمدی، 1371، 60). در زمان سلطنت شاه طهماسب، سلطان سلیمان قانونی چهار بار به ایران لشکر کشید. «در یورش اول که تحریک اولامه تکلو باعث آن بود سپاه عثمانی به دلایل شرایط نامساعد آب و هوایی نتوانست مقابل سپاه صفوی مقاومت کند و عقب نشینی کرد» (سیوری، 1372، 51). «در یورش دوم پیروزی از آن سپاه صفوی بود به طوری که سپاه عثمانی نتوانست از سقوط قلعه های وان و وارجیش جلوگیری نماید و هر دو به تصرف سپاه صفوی درآمد و تمامی فرماندهان عثمانی از شاه طهماسب شکست خوردند. با شورش القاص میرزا برادر شاه طهماسب و پناهنده شدن وی به دربار عثمانی بهانه جدیدی برای سومین جنگ به دست عثمانیها افتاد و در سال 955 این لشکر کشی آغاز شد» (روملو، 1347، 314).

2-3-5 صلح آماسیه (962 هـ.ق / 1555 م)
جنگ های خونین و خصومت ریشه داری که از ابتدای تاسیس سلسله صفویان بین ایران و عثمانی جریان داشت و خرابی هایی که جنگ 20 ساله عهد شاه طهماسب به ایران وارد کرده بود پادشاه صفوی را وادار کرد که در سال 962 هـ.ق / 1555م پایتخت خود را ه همواره در معرض خطر حمله و اشغال عثمانیان بود از تبریز به قزوین منتقل کند.
در این زمان سپاه و نیروی دریایی عثمانی در نهایت قدرت و عظمت بود و شاه طهماسب به خوبی می دانست که قادر به مقابله و جلوگیری از تجاوزهای مکرر عثمانی ها نیست بنابراین با آنان از در صلح و دوستی درآمد و «شمس الدین بیگ ایلخانی رئیس قراولان خاصه خود را با نامه ای که مفاد آن حاکی از تمایل به صلح و آشتی بود به باب عالی فرستاد. شاه طهماسب در نامهی خود متذکر شده بود که عثمانی ها از حملات متعدد خود به ایران فایده ای نبرده اند و هرگز نخواهند توانست این کشور را جز قلمرو خود درآورند» (حقی، 1370، 388).
با رسیدن سفیر ایران به اردوگاه آماسیه، سلیمان وی را به حضور پذیرفت و نامه شاه طهماسب را با حسن قبول تلقی کرد و آمادگی خود را برای انعقاد پیمان صلح اعلام داشت.

2-3-6 روابط سلطان محمد خدابنده و عثمانیان
حکومت سلطان محمد خدابنده مقارن با سلطنت سلطان مراد در عثمانی بوده. درا ین دوران «سلطان مراد ایالت ترانسیلوانی در اروپا را تسخیر کند و همزمان با این امر متوجه ایران شد و به خسرو پاشا والی ایالت وان دستور داد کردهای سنی مذهب را تشویق به حمله و غارت شهرهای آذربایجان نماید» (فلسفی، 1371، 63) و خسرو پاشا وارد آذربایجان شده نواحی خوی و سلماس را مورد تاخت و تاز قرار داد و از آنجایی که اعتراضی نسبت به این امر از جانب سلطان خدا بنده دریافت نکرد شرایط را برای حمله مساعد ارزیابی کرد و دستورات حمله را صادر کرد و در این میان نامه اعتراض شاه ایران در رابطه با شکستن پیمان آماسیه به شاه عثمانی، در مرزهای این دو کشور ضبط شد و نامه به دست سلطان نرسید. «مصطفی پاشا وارد قفقاز شد، ارمنستان، قراباغ، گرجستان، قلعه تفلیس، شروان، باکو، دربند و عثمانی را تصرف کرد و در واقع به سال 896 هـ. ق تقریبا تمامی قفقاز را تحت سلطه خود درآورد» (قمی، 1359، 679).

2-3-7 سقوط تبریز ( 993 هـ.ق/ 1585 م )
سلطان مراد ، عثمان پاشا حاکم شروان را به استانبول احضار کرد و وی را به مقام وزارت اعظم منسوب کرد، سپس وی را با دویست و شصت هزار پیاده جهت تسخیر آذربایجان روانه نمود. در آغاز سال 993 هـ.ق که عثمان پاشا با قوای بسیار در شهر ارزروم مستقر گشته مقدمات حمله به آذربایجان را فراهم می ساخت، شاهزاده حمزه میرزا در عیش و کامرانی بود بالاخره «شاه محمد، شاه ایران بسیاری از سرداران بزرگ ترکمان و تکلو از جمله محمد خان ترکمان حاکم کاشان، ولی خان تکلو حکمران همدان و مسیب خان شرف الدین اوغلی حاکم ری را به تبریز فرا خواند. این حاکمان از فرمانش سرباز زدند و از لشکرهای فارس، کرمان و عراق هیچکس به آذربایجان نیامد» (منشی، 1334، 224).
قوای عثمانی به حوالی شهر تبریز رسید و سلطان محمد و فرزندش حمزه میرزا نتوانستند مانع از حمله سپاه عثمانی شوند و از در اطاعت و تسلیم درآمدند. عثمان پاشا نیز راه سازش و مسالمت آمیز را پیش گرفت و در روز سه شنبه 27 رمضان 993 هـ.ق شهر تبریز را به آسانی در دست گرفت و دستور داد در آنجا قلعه ای بسازند و آنچه از سلاح و آذوقه به دست آورده بود در آنجا نهاد و جعفر پاشا را حاکم تبریز اعلام داشت. سرانجام پس از درگذشت عثمان پاشا تبریز توسط حمزه میرزا تسخیر شد و از دست ترکان عثمانی آزاد گشت.

2-3-8 سیاست و تدبیر شاه عباس اول در روابط خارجی او
شوستر والستر در مورد سیاست خارجی شاه عباس اول می نویسد: «وی در سیاست خارجی این فکر قدیمی را تجدید کرد که با شاهزادگان مسیحی اروپایی توافق نامه هایی منعقد کند تا ترکان را به زانو درآورد. به تدریج تعداد قابل توجهی از سفرای خود را به تمام دربارهای اروپا گسیل داشت. موفقیت در حوزه سیاسی بسیار دل سرد کننده بود اما تجارت با وعده و قول رونق یافت» (شوستر، 1364، 20).
شاه عباس به ظاهر می خواست سلطان عثمانی را در جنگ های او با عیسویان یاری دهد اما «هم این که قوای خود را برای مقابله با امپراطوری ترک مهیا دید با فرمانروایان عیسوی اروپا بر ضد سلطان عثمانی از در دوستی و اتحاد در آمد و پس از بازگرفتن آذربایجان و قفقاز به بین النهرین تاخت و بغداد و نجف و بسیاری دیگر از شهرهای آن سرزمین را نیز به تصرف درآورد» (فلسفی، 1371، 169).

2-3-9 معاده اول صلح استانبول ( 999 هـ.ق/ 1590 م )
در فاصله زمانی که شاه عباس سرگرم مذاکره با هندی ها و روس های برای دریافت کمک نظامی بود، «سپاه عثمانی از فرصت ها استفاده کرد لرستان و خوزستان را هم تصرف کرد، شاه عباس که از همکاری سران قزلباش و مساعدت دول همجوار مایوس شده بود، ناچار به قبول شرایط سنگین عثمانیان تن داد و حاضر به انعقاد قرار داد صلح شد که با این روش چند سالی برای تجدید قوای ایران و استرداد سرزمین های از دست رفته مهلت به دست آورد» (مهدوی، 1377، 56). در شعبان سال 998 هـ.ق / نوامبر 1598 شاه عباس به همراه سفیران خود به استانبول رفت و پس از انجام مذاکرات که سه ماه به طول انجامید عهدنام صلح استانبول را در سال 999 هـ.ق / 1590 م امضا شد.

2-3-10 نیروهای جدید شاه عباس.
مرگ سلطان مراد سوم در سال 1003 هـ.ق شاه عباس را بر آن داشت تا ضمن تشکیل یک نیروی جدید، منسجم و دایمی نظامی بر امیران ناآرام قزلباش ها نظارت موثری اعمال نماید. بدین دلیل که نیروهای نظامی که شاه عباس به ارث برده بود به صورت یک سپاه دایمی نبود و بر اساس نظام متداول شاه به هنگام نیاز از روسای مختلف قزلباش درخواست نفرات سپاهی می کرد. اما واحدهای جدید از غلامان قفقازی تشکیل شده، سپاهی دائمی بودند که حقوق خود را از شاه دریافت می کرد و در مقابل او مسئول بود.
در عصر شاه عباس اول، «سپاه جدیدی به نام شاهسون (دوستداران شاه) به وجود آمد که ایجاد آن تا حدی زیادی از قدرت قزلباش کاست. در این سپاه جدید بسیاری از افراد گرجی و مسلمان و مسیحی شرکت داده شده بودند. آنها از شاه مواجب دریافت می داشتند» (ورهرام، 1368، 205).

2-3-11 معاهده دوم صلح استانبول ( 1022 هـ.ق / 1613 م )
فتوحات شاه عباس با تسخیر نواحی در بند، باکو و شماخی شدت بیشتری گرفت و این موفقیت ما دولت عثمانی را بر آن داشت تا هر چه سریعتر مقدمات صلحی را فراهم آورند اما چون قدرت دولت صفوی غالب بود صدر اعظم عثمانی طی مراسمی از شاه عباس خواست تا دولت ایران پیشنهاد صلح را بنماید و از آنجایی که شاه صفوی از موضع قدرت به مسئله صلح می نگریست «در کلیه پیشنهادها و مراسلاتی که برای سلطان اول ارسال می کرد، حدود و ثغور را بر مبنای پیمان صلح آماسیه در نظر داشت و بر این اساس بار دیگر ترکان عثمانی تحت قیادت مراد پاشا عازم ایران شدند تا در مصاف شاه عباس بخت خود را بیازمایند» (منشی، 1334، 1757).
سر انجام پیمان صلح میان قاسم بیگ به نمایندگی از ایران و نصوح پاشا به نمایندگی از عثمانی به سال 1022 هـ.ق / 1613 م به امضا رسید

2-3-12 دوران شاه صفی تا شاه طهماسب دوم
پس از مرگ شاه عباس سام میرزا در«چهاردهم جمادی الثانی 1038هـ.ق به نام شاه صفی بر تخت سلطنت جلوس کرد و وارث دولت صفوی که در اوج اقتدار و عظمت بود گردید» (قمی، 1359، 11).
پادشاه جدید همانطور که مرسوم آن زمان بود سفیرانی برای اعلام پادشاهی خود به دربارهای دول همجوار از جمله عثمانی فرستاد. در حالی که هنوز جنگ بین این دو کشور برقرار بود ، شاه صفی توسط مقصودبیگ پیشنهاد ترک مخاصمه و انعقاد پیمان صلح بین دو کشور را مطرح کرد. اما سلطان مراد چهارم که هرگز نمی توانست شکستهای متعددش را از شاه عباس را فراموش کند خود را آماده حمله به بین النهرین می کرد. سلطان مراد لشکر کشی به بغداد را آغاز کرد اما در اثر بارش باران های شدید مدتی در موصل متوقف شد و سپس وارد کردستان گردید.«سپاه ایران نیز به مقابله با عثمانی آمد اما با شکست مواجه شد و در این جنگ همدان به تصرف عثمانی درآمد سپس از راه سلسله جبال زاگرس به بغداد عظیمت کرد. پادگان ایرانی بغداد به فرماندهی صفی قلی خان به شدت از آن شهر در مقابل حمله های خسرو پاشا دفاع کرد و با وجود آن که توپخانهی عثمانی دیوار بغداد را با خاک یکسان کرد اما بغداد تسلیم نشد تا این که سپاه صفی شاه به یاری محاصره شدگان شتافت. خسرو پاشا بلافاصله دست از محاصره بغداد کشید و با دادن تلفات سنگین عقب نشینی کرد سپس شاه ایران به اصفهان مراجعت نمود» (حقی، 1370، 230).

2-3-13 معاهده صلح قصر شیرین (ذهاب)
سلطان مراد چهارم در سال 1048 هـ.ق/ 1638 م از راه موصل مصمم به فتح بغداد شد. «سلطان مراد پس از چهل روز محاصره به کمک توپخانه موفق به شکافتن حصار بغداد گردید و توانست این شهر را که 15 سال در دست ایرانیان بود فتح کند» (گروسینسکی، 1363، 18). در جریان محاصره

پایان نامه
Previous Entries سلطان محمد، دولت عثمانی، امپراطوری عثمانی Next Entries آسیای صغیر، روابط فرهنگی، هنر اسلامی