سلسله مراتب، توسعه شهر

دانلود پایان نامه ارشد

دانند و چون از درجه بيسوادي بالا و سطح سواد پايين و فرهنگ روستايي برخوردارند نمي توانند در زندگي شهري مشارکت داشته باشند( داودپور، 1384: 46).
بنابراين مي توان نتيجه گرفت که “تفاوت فرآيند توسعه غيررسمي و اشکال متفاوت آنها قبل از هر چيز به مشخصات و ويژگي هاي فرهنگي برمي گردد. اين امر به معناي تأثير عوامل و شيوه هاي فرهنگي متفاوتي در نحوه شکل گيري سکونتگاههاي غيررسمي است. عواملي چون نظام مالکيت، سازمان يافتگي اجتماعي، هنجارهاي قانوني، مذهب، نظام خويشاوندي، روابط قومي و نژادي و نظام گسترده اي از ارزش ها و هنجارهاي حاکم بر روابط فردي و جمعي در درون اجتماع و نيز در ارتباط با دولت بر آن مؤثر است. بر اين مبنا تفاوت هاي رفتاري سکونتگاههاي بي ضابطه نمودي از مجموعه پيچيده روابطي است که الگوي رفتاري خاصي را تعيين مي کند که توسط آنها جوامع زندگي اجتماعي خود را باز مي يابند” ( شيخي، 1380: 48).

4-8-2- ويژگي هاي حقوقي
اسکان غيررسمي به نوعي اسکان گفته مي شود که افرادي بدون اجازه و يا پرداخت اجاره بها مکان آنها را اشغال کرده و آن را سرپناه خويش قرار داده اند. اين تعريف فقط به جنبه فيزيکي اسکان غيررسمي پرداخته و تصرف عدواني را لازمه اسکان غيررسمي دانسته است(عسگري طباطبايي، 1381: 102). “اغلب ساکنان اين سکونتگاهها، فاقد مالکيت زميني هستند که خانه خود را بر روي آن ساخته اند. اين زمين مي تواند زمين هاي دولتي و خصوصي خالي از سکنه و يا قطعات زمين حاشيه شهر مانند زمين هاي باتلاقي نامطلوب باشد. بنابراين زماني که زمين توسط مالکي احياء نشود و مورد استفاده قرار نگيرد، براي يک تصرف کننده غيرمجاز مناسب است تا خانه خود را بر روي آن بسازد”(داداش پور و عليزاده، 1390: 36).

منبع: مطالعات نگارنده
شکل شماره6: ويژگي هاي سکونتگاه هاي غيررسمي

9-2- ديدگاه هاي رايج در زمينه اسکان غيررسمي

اهميت بررسي ديدگاهها و نظريه ها پيرامون هر موضوعي از آنجا ناشي مي شود که آگاهي و بينش کافي پيرامون ديدگاههاي مطرح، موضوع مورد پژوهش محقق را، در مسيري قرار دهد که دستيابي به اهداف مورد نظر را محقق سازد. بنابراين براي مقايسه و درک رفتارها و ويژگيهاي کلي حاکم بر موضوعات مشابه، بايد سير تفکر و تکامل ديدگاههاي مختلف و مرتبط با موضوع، بررسي شود.
تاکنون انديشمندان، پژوهشگران، مديران و برنامه ريزان نظريات متفاوتي در خصوص سکونتگاه هاي خودرو ارائه کرده اند که با توجه به ماهيت و زمينه هاي مشترکي که در نوع نگرش برخي از نظريه ها ديده شده است، به طور کلي مي توان ديدگاههاي مرتبط با پديده اسکان غير رسمي را ، در قالب چند ديدگاه کلي طبقه بندي کرد، که در اين تحقيق، اين ديدگاه ها با توجه به اهداف، به دو دسته کلي تر تقسيم بندي شده اند:
1- ديدگاه هايي که با هدف شناسايي دلايلشکل گيري سکونتگاه هاي غيررسمي مطرح شده اند. (علت گرا) مانند: ديدگاه ليبرال، راديکال و جامعه گرايان جديد
2- ديدگاه هايي که در برخورد با پديده اسکان غيررسمي به دنبال راه حل هستند. ( راه حل گرا) مانند: ديدگاه مسأله گرا، بنيادگرا و هدفگرا

1-9-2- ديدگاه ليبرال
در اين ديدگاه اسکان غير رسمي به مثابه معلول عوامل داخلي در کشورهاي در حال توسعه تلقي شده است و در جهت گذار از جامعه سنتي به جامعه صنعتي، اين نوع اسکان به عنوان ضرورتي در فرآيند اين تحول قلمداد مي شود(احمدي‏پور، 1374: 34). ” اين ديدگاه، با آنکه به برخي از ابعاد پديده حاشيه نشيني توجه دارد، اما تحليل ريشه اي از مسأله به دست نمي دهد و به طور کلي با حقيقت درگير نمي شود و واقعيت موجود اسکان غير رسمي را از تبعات نظام جهاني موجود که در مجموع مورد قبول است مي داند، و بيشتر به برخي جنبه هاي اجتماعي، کالبدي و اقتصادي حاشيه نشيني تأکيد دارد. انديشمندان ليبرالي تضادهاي ناشي از رشد نامتعادل اقتصادي و يا روابط متروپل و اقمار را دست کم مي گيرند و در زنجيره روابط نظام اقتصادي، تنها بر ويژگي الگوي رشد اقتصادي نامتعادل تکيه مي کنند، تجزيه و تحليل آنان از روابط اقتصادي کشورهاي در حال توسعه، عمدتاً بر پايه شناخت عوامل دروني استوار است و از بيان بر هم کنش عوامل بروني و دروني نظام اقتصادي و عملکرد روابط بين المللي اقتصادي کشورهاي توسعه يافته بر کشورهاي در حال توسعه، پرهيز مي کنند”(حاج يوسفي،1381: 16).
به طور کلي، تا اين اواخر ديدگاه اغلب اقتصاددانان ليبرال غربي، مهاجرت از روستا به شهر در فرآيند توسعه اقتصادي مطلوب به شمار مي آمد و تصور مي شد که مهاجرت داخلي، فرآيندي طبيعي است که نيروي کار اضافي به تدريج از بخش روستايي خارج مي شوند تا نيروي کار مورد نياز رشد و توسعه صنعتي را تأمين کنند(تودارو، 11382: 381)، اما ” نتيجه فرآيند مهاجرت و توسعه شهرنشيني شتابان و ناهمگون کلانشهرهاي کشورهاي در حال توسعه ديدگاه اقتصاددانان ليبرال را تغيير داد و از دهه هفتاد به بعد ديگر اقتصاددانان و انديشمندان توسعه، مهاجرت از روستا به شهر را جرياني سازنده و ضروري براي حل مشکل تقاضاي در حال رشد شهرها براي نيروي کار نمي دانند.اين عامل به تشديد مسائل جدي بيکاري شهري منجر مي شود که خود ناشي از فقدان تعادلهاي اقتصادي و ساختاري بين مناطق شهري و روستايي است.نتايج پژوهشهاي آماري نشان مي دهد که آهنگ شتابان مهاجرتهاي بي رويه از روستا به شهر، علاوه بر دامن زدن به نابسامانيهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، حاشيه نشيني شهري را پديد مي آورد، و در واقع فقر روستايي به فقر شهري با کليه محروميتهاي آن تغيير مکان مي دهد”( همان منبع : 382).

2-9-2- ديدگاه راديکال
“در دهه هاي 60 و 70 ميلادي بر خلاف انديشمندان ليبرالي، گروه ديگر متفکران، از جمله نظريه پردازان مکتب وابستگي در آمريکاي لاتين، مانن، کوندرفرانک، دوس سانتوس، فورتادو، مانوئل کاستل و کساني ديگر به طور کلي عقب ماندگي کشورهاي در حال توسعه(کشورهاي وابسته)را معلول تسلط اقتصادي کشورهاي توسعه يافته کنوني مي دانند و به نظر آنها الگوي توسعه وابسته و برونزا و جريان صنعتي شدن وابسته، شهرنشيني شتابان و ناهمگون را به دنبال دارد که به موازات رشد نامتعادل، نابرابري درآمدها افزايش مي يابد و عدم تعادلهاي ساختاري جامعه شتاب مي گيرد و به ديده آنها برآيند عملکرد توسعه وابسته عبارتست از پيدايش شکاف طبقاتي ميان شهر و روستا و در نتيجه ظهور گروههاي حاشيه نشين شهري”(حاج يوسفي،1381: 17).
به طور کلي انديشمندان مکتب وابستگي، توسعه نيافتگي را معلول ويژگيهاي دروني ساختار اقتصادي، اجتماعي و سياسي کشورهاي در حال توسعه نمي پندارند، بلکه نتيجه روابطي اقتصادي و سياسي مي دانند که در طول تاريخ کشورهاي توسعه نيافته(اقمار)را به کشورهاي پيشرفته (متروپل)پيوند داده و توسعه دومي(کشورهاي پيشرفته) را به هزينه عقب ماندگي اولي(کشورهاي توسعه نيافته) فراهم آورده است(همان منبع : 18).

3-9-2- ديدگاه جامعه گرايان جديد
از ديدگاه انديشمندان مکتب جامعه گرايان جديد، حاشيه نشيني و پيدايش گروههاي حاشيه اي و فقير در جوامع شهري کشورهاي در حال توسعه، ناشي از عملکرد روند طبيعي تضاد ميان کار و سرمايه است، و پيامد قهري عملکرد قوانين حاکم بر نظام اقتصاد سرمايه داري، يعني تمرکز و انباشت سرمايه، رشد ناموزون اقتصادي و بروز تضادهاي اجتماعي(تضاد اراضي بين دهقانان زمين دار و بي زمين، تضاد بين زندگي شهري و روستايي، تضاد طبقاتي و غيره)است. بنابراين در جريان تحولات ناهماهنگ جامعه سرمايه داري، گريز از بروز تضادها و مشکلات اجتماعي از جمله پيدايش حاشيه نشيني در شهرهاي بزرگ اجتناب ناپذير است( داداش پور و عليزاده، 1390: 50).

منبع: مطالعات نگارنده
شکل شماره7: ديدگاه هاي علت گرا

4-9-2- ديدگاه مسأله گرا (عمدتاً متعلق به قبل از دهه 1970)
مجموعه نظرياتي که تحت عنوان نگرش مسأله گرا دسته بندي شده اند به طور اساسي پديده اسکان غيررسمي يا حاشيه نشيني را به عنوان يک عارضه و يک مسئله دائمي شهري تلقي مي کنند و بدون توجه و تلاش براي شناخت ريشه ها و بنيادهاي مسأله و عوامل اساسي مؤثر در پيدايش و شکل دهي و ساختاربخشي اين گونه سکونتگاهها، تنها چنين روندي را جريان طبيعي حيات بشر مي دانند. چنين نگرشي با ديد عادي و طبيعي به پديده ي مذکور نگريسته و صرفاً عوارض سوء آن را در ايجاد ناهنجاريهاي فضايي، فساد اجتماعي، جرم و جنايت و انواع آسيب هاي اجتماعي، اقتصادي و کالبدي توصيف مي کند( شيخي، 1382: 137).
” به نظر برگس و پارک ديدگاه مسأله گرا که در تقسيم بندي هاي عام نظري در دسته نظريه کارکردگرا قرار گرفته است اصولاً با نگرشي منفي و آسيب شناختي نسبت به پديده، آن را در روند رشد طبيعي شهر امري عادي و معمولي دانسته و اصولاً سکونتگاههاي خودرو را به عنوان مکان در حال تحول و دگرگوني شهر که طي فرآيند جدائي گزيني مبتني بر رقابت، سلطه، توالي و هجوم شکل گرفته و مکان بيشترين جرم و جنايت با ظاهري اندوهبار و مخروبه، آلوده و کثيف و … هستند معرفي مي کنند. اين ديدگاه در تحليل نهايي برنامه ريزان شهري را مانند پزشکاني مي داند که با عمل جراحي مناطق آلونک نشين را از پيکر شهرها جدا مي کنند تا از گسترش و سرايت اين ناخوشي واگيردار به سراسر ارگانيسم جلوگيري نمايند”(شيخي، 1380: 30).

5-9-2- ديدگاه بنيادگرا (عمدتاً پايه گرفته در دهه 1970)
اين ديدگاه به طور کلي متوجه بنيادها و ريشه هاي شکل گيري و گسترش پديده ي حاشيه نشيني و اسکان غيررسمي در شهرها بوده و بيش از هر چيز تأثير ارتباط تنگاتنگ بين نظام سياسي، اقتصادي و اجتماعي جوامع جهان سوم و شکل گيري اين سکونتگاهها را در چارچوب ساز و کار نظام سرمايه داري مورد بررسي قرار داده اند(شيبک، 1383: 19).
“اين ديدگاه عمدتاً متکي به پژوهش هاي تجربي متعددي است که در آمريکاي لاتين به خصوص در نيمه دوم دهه 1970 صورت گرفته بر ابعاد سياسي و بنيادي سکونتگاههاي خودرو تأکيد مي ورزند. اين نظريات اصولاً ريشه مسائل شهري را در الگوي مصرف شهر و کلاً نظام شهري و روند شهرنشيني و شهرگرايي جهان سوم مي بينند. به اين معنا که تمرکز جمعيت و فعاليت هاي اقتصادي در يک يا چند شهر، فقدان يک طيف در سلسله مراتب شهري و فاصله قابل توجه شهر و روستا عملاً بخش وسيعي از روستاييان را به شهر مي کشاند که زيرساخت هاي توليدي آن تحول لازم را پيدا نکرده و قادر به جذب انبوه مهاجرين روستايي نيست و همين امر خود تضادهاي دروني جامعه شهري را در رابطه با زمين، مسکن و انواع خدمات (مصرفي) شهر تقويت مي کند و اين خود راز نفوذ فقر و زندگي روستايي به عرصه شهر و شهرنشيني است و مهاجرت وسيع گروههاي روستايي را به محلات آلونک نشين حاشيه کلان شهرها به دنبال دارد”( شيخي، 1380: 34-33). ديدگاه بنيادگرا غالباً به زمينه ها، بسترها و بنيادهاي پيدايش اسکان غيررسمي پرداخته و در مجموع سرمايه داري وابسته و توسعه برون زا را علت اصلي معرفي مي کند و حل مسئله را در تغيير ساختار حاکم بر کار، توليد و توزيع و مصرف يعني ساخت اقتصادي و سرانجام تغيير بنيادين جوامع جستجو مي کند و لذا دستورالعملي براي برخورد مقطعي و موردي براي پديده اسکان غيررسمي ندارد و نسخه هاي موردي و مقطعي را کارساز نمي داند و در بهترين حالت آنها را مسکني مي پندارد که چه بسا ريشه درد را نيز مخفي مي کند(همان منبع: 30).

6-9-2- ديدگاه هاي هدفگرا (راهبردي)( از نيمه دوم دهه 1980 و به خصوص 1990 تاکنون)
ديدگاههاي هدفگرا(راهبردي) شامل مجموعه نگرش هايي مي شود که بيشتر به ارائه راه حل پرداخته اند. “اين نگرش ها از يک جنبه به ديدگاههاي مسئله گرا شباهت دارند. چرا که در تبيين کلان پديده و در تحليل نهايي، آن را به عنوان يک واقعيت موجود پذيرفته اند و از طرفي هم با ديدگاه هاي مسئله گرا تفاوت دارند زيرا انتظار ندارند که چنين وضعيتي در شرايط ساز و کار طبيعي و به طور خودکار بهبود پيدا کند بلکه سخت به دنبال يافتن راه حل يا راه حل هايي براي

پایان نامه
Previous Entries توسعه شهر، رقابت در بازار، سازمان ملل Next Entries رويکرد، غيررسمي، شهري