سلامت روان، احساس درد

دانلود پایان نامه ارشد

ر ايجاد اين بيماري مؤثر مي باشد. اين اختلال در بيماران اُتيستيك باعث ميشود كه مغز نتواند در زمينه رفتارهاي اجتماعي و مهارتهاي ارتباطي به درستي عمل كند. كودكان و بزرگسالان اُتيستيك در زمينه ارتباط كلامي و غير كلامي‍، رفتارهاي اجتماعي، فعاليتهاي سرگرم كننده و بازي داراي مشكل مي باشند. اُتيسم يكي از پنج بيماري مي باشد كه در مجموع به آنها اختلالات نافذ رشد مي گويند. اين پنج بيماري عبارتند از: اُتيسم، اختلال آسپرگر، اختلال عدم تمركز دوران كودكي، اختلال رِت، و اختلالات نافذ رشد كه با معيارهاي بيماري هاي ذكر شده مطابقت ندارند. هر كدام از اين بيماريها داراي معيارهاي شناخت خاص خود هستند كه توسط انجمن روانشناسي آمريكا مشخص شده اند. در بيماري هاي طيف پي دي دي، اُتيسم بيشترين تعداد را دارا مي باشد كه تقريبا بين ۲ تا ۶ كودك از هر ۱۰۰۰ كودك به آن دچار مي شوند. اين بدين معنا است كه در كشوري مانند ايران با جمعيت حدود ۷۰ ميليون نفر احتمال ميرود حدود ۲۸۰ هزار بيمار اُتيستيك وجود داشته باشند و فراموش نكنيد كه اين تعداد هر روز در حال رشد مي باشد. طبق مطالعات انجام شده توسط وزارت آموزش و ساير سازمان هاي دولتي آمريكا، اُتيسم در اين كشور با نرخ رشدي برابر با ۱۰ تا ۱۷ درصد در حال ازدياد است. در ساير كشورها نيز مانند كشور ما اين بيماري در حال رشد نگران كنندهاي است كه متأسفانه حركت جدي از طرف سازمانهاي مسئول در جهت شناساندن اين بيماري به جامعه و موارد لازم انجام نشده است (دوجا و رابرت، 2006).
اُتيسم در سراسر دنيا ديده ميشود و فقط در پسران بيشتر از دخترها مشاهده شده است. به عبارت ديگر نژاد، مكان زندگي، ميزان سواد، وضعيت مالي، نوع اعتقاد، شيوه زندگي، و. . . هيچ كدام تأثيري در شانس بروز اُتيسم ندارند (دوجا و رابرت، 2006).
2-1-1-1 نشانه هاي عمومي بيماري اُتيسم:
از زماني كه آگاهي عمومي در باره اين اختلال شروع به افزايش كرد، بيشتر افراد حتي بعضي ازمتخصصين پزشكي و آموزشي هنوز درك درستي از نحوه تأثير گذاري اين اختلال بر افراد ندارند و از چگونگي برخورد و درمان اين افراد دانش كافي ندارند. به عبارت سادهتري ميتوان گفت در ميان اين بيماران ميتوان افرادي را مشاهده كرد كه تماس چشمي، رفتار خوب اجتماعي و بعضي از فاكتورهائي را كه در كودكان اُتيستيك مشاهده نميشود، داشته باشند ولي در عين حال در ساير فاكتورها با كودكان سالم فرق داشته باشند. به همين دليل تشخيص و تعيين روش درمان و نيز بررسي پيشرفت و مشخص كردن مراحل درمان نيازمند افراد متخصص با دانش كافي مي باشد (راتر، 2005).
اُتيسم را مي توان يك بيماري با طيف گسترده معرفي كرد. اين بيماري ميتواند نشانه هاي فراواني داشته باشد كه توسط اين نشانه ها اُتيسم را مي توان از درجات خفيف تا شديد درجه بندي كرد. اگرچه اُتيسم را ميتوان توسط يك سري از رفتارها تشخيص داد ولي افراد اُتيستيك مي توانند تركيبي از اين رفتارها را داشته باشند و الزاماً نبايد رفتارهاي اختلالي تعيين شده را به صورت يكجا از خود نشان بدهند. ممكن است دو كودك كه يك تشخيص براي آنها داده شده است، از نظر رفتاري با هم تفاوت نشان بدهند و از نظر مهارتها نيز با هم تفاوت داشته باشند. ممكن است والدين كلمات متفاوتي را در رابطه با بيماري اين كودكان بشنوند مانند شبه اُتيسم، متمايل به اُتيسم، طيف اُتيسم، اُتيسم با عملكرد بالا و پائين، با توانائي بالا و پائين. والدين بايد توجه داشته باشند كه مهمتر از عنوان بيماري، پرداختن به درمان آن است. بايد در نظر داشت كه اين كودكان با درمان مناسب و به موقع مي توانند مطالب را بياموزند، رفتارهاي درست را از خود نشان داده و در آينده مانند افراد عادي زندگي كنند. اما بدست آوردن اين اهداف مستلزم درمان به موقع و درست، تحمل مشكلات و سختي هاي مربوط به اين درمان است (راتر، 2005).
هر شخص اُتيستيك مانند بقيه افراد جامعه داراي شخصيت مختص به خود است و مانند تمامي افراد خصوصيات خاصي را دارا مي باشد. بعضي از اين كودكان ممكن است كه از نظر گفتاري تأخير كمي داشته و بتوانند با كمي كمك، ارتباط كلامي مناسبي را با ديگران برقرار كنند ولي همين كودكان ممكن است از نظر ارتباطات اجتماعي رفتار مناسبي را از خود نشان ندهند. گاهي اين كودكان براي شروع صحبت و تبادل كلامي ممكن است مشكل داشته باشند. افراد اوتيستيك معمولا در مكالمات، يكطرفه رفتار مي كنند يعني فقط در رابطه با چيزي كه خود علاقه دارند صحبت مي كنند و از صحبتهاي طرف دوم چيزي نمي فهمند. در بعضي از اين كودكان خشونت و خود آزاري نيز مشاهده مي شود. در افراد اُتيستيك ممكن است رفتارهاي زير نيز بروز كند:
۱- اصرار بر يكنواختي و مقاومت در برابر تغييرات.
۲-در بيان نياز هاي خود دچار مشكل هستندو به جاي استفاده از كلمات از اَداها و اشاره استفاده مي كنند.
۳-تكرار كلمات،خنده نابجا، گريه بي مورد، نشان دادن استرس و نگراني بي علت.
۴-ترجيح مي دهند كه تنها باشند.
۵-پرخاشگري
۶-به سختي با ديگران رابطه برقرار مي كنند.
۷-دوست ندارند كه كسي را بغل كنند و يا اينكه كسي آنها را بغل كند.
۸-تماس چشمي ندارند و يا اينكه بسيار كم است.
۹-با روشهاي معمول آموزشي نمي توانند چيزي بياموزند.
۱۰-بازي هاي غير عادي انجام مي دهند.
۱۱- اشياء در حال چرخش را دوست دارند و خود نيز سعي مي كنند اشياء را به حالت چرخش در بياورند.
۱۲-دلبستگي غير عادي به بعضي از اشياء پيدا مي كنند.
۱۳-از نظر احساس درد حساسيت بالاتر و يا پائين تري نسبت به افراد عادي دارند.
۱۴-ظاهراً از چيزي نمي ترسند.
۱۵-از نظر فعاليت هاي فيزيكي، فعاليت زيادتر و يا كمتري نسبت به كودكان سالم دارند.
۱۶-حركات بدني آنها به صورت نرم و عادي نيست.
۱۷-اگرچه آزمايشات شنوائي بر روي آنها سالم بودن شنوائي آنها را ثابت مي كند اما در برابر نام خود و دستورات كلامي خود را بي تفاوت نشان مي دهند (پائول، 2009).
براي كودكان اُتيستيك مشكلات حواس پنجگانه معمول است. ممكن است كه اين كودكان از نظر يك حس و يا چند حس در سطح غير عادي قرار داشته باشند يعني يا حساسيت بيشتري داشته باشند و يا اينكه در آن حس بسيار كُند باشند. ممكن است رايحه اي كه همه آن را دوست دارند باعث آزار كودك اُتيستيك بشود و يا اينكه يك مزه معمولي كودك را ناراحت كرده و كودك از غذاهائي كه آن مزه را دارا مي باشند بگريزد. بعضي از كودكان اُتيستيك به برخي از صداها نيز حساس هستند و ممكن است كه برخي از صداهائي كه ما روزانه به طور عادي مي شنويم باعث رنجش آنها بشود. متخصصين معتقدند كه اين نابهنجاريها در كودكان اُتيستيك ناشي از اختلال در مجموعه حواس آنها مي باشد (پائول، 2009).
يكي ديگر از مشخصات كودكان اُتيستيك عدم نشان دادن علاقه و عاطفه در رابطه با اطرافيان است. البته اين مورد هم مانند ساير موارد مي تواند استثناء نيز داشته باشد. ولي والدين نبايد به اين دليل از نشان دادن علاقه خود به كودك كوتاهي كنند و بايستي عواطف خود را در برابر كودك به طور طبيعي بروز دهند تا كودك از آنها به تدريج نشان دادن احساسات خود را بياموزد (پائول، 2009).
2-1-1-2 علل بروز اُتيسم:
تاكنون هيچ علت مشخصي براي اُتيسم كشف نشده است ولي مشخص شده است كه عملكرد غير عادي مغز باعث ايجاد حالات اُتيسم مي شود. اسكن هاي مغزي در بعضي موارد نشان داده است كه مغز كودكان اُتيسيك از نظر اندازه و ساختار با مغز كودكان سالم متفاوت است. در حال حاضر تحقيقات فراواني در رابطه با احتمال دخالت عوامل ژنتيكي و عوارض داروئي در بروز اُتيسم در حال انجام است. در بعضي از خانواده ها مشاهده شده است كه اُتيسم مانند بيماريهاي ژنتيكي از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشود كه اين خود مي تواند تئوري ژنتيكي بودن اُتيسم را در بعضي موارد ثابت كند. ولي در بسياري از موارد هم مشاهده شده است كه سابقه اُتيسم در خانواده و يا اقوام وجود نداشته است. همچنين در بعضي از كودكان مشخص شده است كه در بدو تولد نشانه هائي از اُتيسم را دارا مي باشند ولي اين مورد هم عموميّت ندارد. هنوز محققين نتوانسته اند علت خاصي را به تنهائي براي ايجاد بيماري اُتيسم كشف كنند و ميتوان يك سري علل را در بروز آن مؤثر دانست. محققين ديگري نيز معتقدند كه تحت شرايط خاصي تعدادي از ژنهاي ناپايدار باعث اختلال در عملكرد مغز و در نهايت بروز اُتيسم مي شوند. تعداد ديگري از محققين نيز بر روي احتمال بروز اُتيسم در دوران بارداري تحقيق مي كنند. آنها معتقدند كه يك عامل ويروسي ناشناخته، اختلال متابوليسمي، و يا آلودگي به مواد شيميائي محيطي در دوران بارداري مي تواند عامل ايجاد اين بيماري باشد. احتمال بروز اُتيسم در كودكاني كه بيماري هائي مانند سندرم ژن ايكس حساس، توبروس سلروسيس، سندرم روبلا، و فنيل كتنورياي درمان نشده داشته باشند بيشتر است. بعضي از مواد خطرناك مانند جيوه نيز كه در دوران بارداري وارد بدن مادر شوند مي توانند احتمال بروز اُتيسم را افزايش دهند (گراس35، 2009).
به هر حال علت اُتيسم هر چه كه باشد، بايد دانست كه اين كودكان يا با اُتيسم بدنيا مي آيند و يا اينكه آمادگي ابتلاء به آن را دارند. اين بيماري برخلاف آنچه كه تصور مي شد به خاطر بدي تربيت و يا عدم توانائي والدين در بزرگ كردن كودك نمي باشد. اُتيسم يك بيماري رواني نيست. كودكان اُتيستيك قابل درمان هستند و نبايد از آنها قطع اميد شود.
2-1-1-3 تشخيص اُتيسم:
براي تشخيص اين بيماري هيچ تست پزشكي وجود ندارد. براي تشخيص اُتيسم در يك كودك بايد رفتار، ارتباط و سطح رشد ذهني كودك به دقت بررسي شود. از آن جائي كه بعضي از علائم اين بيماري با بعضي از بيماري هاي ديگر مشترك است ممكن است متخصصين آزمايشها و تست هاي پزشكي متفاوتي را براي كودك تجويز كنند تا از وجود يا عدم وجود مشكلات ديگر در كودك مطمئن شوند (راپین و تاچمن، 2008).
با يك بررسي كوتاه در يك جلسه ممكن نيست كه بتوان به طور قطع وجود اُتيسم را در كودكي ثابت كرد. مشاهدات والدين و بررسي كامل مراحل رشد كودك از لازمات تشخيص اُتيسم در يك كودك مي باشد. در نگاه اول ممكن است كودك اُتيستيك به نظر عقب مانده ذهني، داراي اختلال رفتاري، داراي مشكل شنوائي و يا داراي رفتارهاي عجيب به نظر برسد. البته ممكن است تمام اين علائم در يك كودك اُتيستيك وجود داشته باشند كه اين امر خود باعث مشكلتر شدن تشخيص مي شوند. به هر حال در ابتداي امر بايستي معاينه دقيق و كاملي از كودك به عمل آيد زيرا به اين ترتيب مي توان يك برنامه مناسب و دقيق براي كمك به كودك اُتيستيك و درمان او تهيه كرد.
2-1-2 سلامت روان
تودور (1996) سلامتی روان را به شرح زیر تعریف می کند. سلامت روان شامل: توانایی زندگی کردن همراه با شادی، بهره وری و بدون وجود دردسر است. سلامت روان مفهوم انتزاعی و ارزیابی نسبی گری از روابط انسان با خود، جامعه و ارزش هایش است و نمی توان آن را جدای از سایر پدیده های چند عاملی فهمید که فرد را به موازاتی که در جامعه به عمل می پردازد، می سازند. سلامت روان، شیوه سازگاری آدمی با دنیاست، انسان هایی که موثر، شاد و راضی هستند و حالت یکنواختی خلقی رفتار ملاحظه گرانه و گرایش شاد را حفظ می کنند. سلامت روان عنوان و برچسبی است که دیدگاه ها و موضوعات مختلف مانند: عدم وجود علایم احساسات مرتبط با بهزیستی اخلاقی و معنوی و مانند آن را در بر می گیرد. برای ارائه یک تئوری در مورد سلامت روان، موفقیت برون روانی کافی نیست باید سلامت درونی روانی را به حساب آوریم. سلامت روان ظرفیت رشد و نمو شخصی می باشد. و یک موضوع مربوط به پختگی است. سلامت روان یعنی هماهنگی بین ارزش ها، علایق ها و نگرش ها در حوزه عمل افراد و در نتیجه برنامه ریزی واقع بینانه برای زندگی و تحقق هدفمند مفاهیم زندگی است. سلامت روان، سلامت جسم نیست بلکه به دیدگاه و سطح روانشناختی ارتباطات فرد، محیط اشاره دارد. بخش مرکزی سلامت، سلامت روان است زیرا تمامی تعاملات مربوط به سلامتی به وسیله روان انجام می شود. سلامت روان ظرفيت كامل زندگي كردن به شيوه اي است

پایان نامه
Previous Entries سازگاری زناشویی، سلامت روان، سلامت روانی Next Entries سلامت روان، بهداشت روان، سلامت روانی