ساختار و محتوا، تعدد زوجات، عقل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

ربا.
ترويج سوسياليسم و چپ گرايي و دموکراسي.
انتقاد از حدود شرعي و تاکيد بر تعطيل آن.
تقريب بين اديان و مذاهب.
تاکيد بر اصلاح اساسي و بنيادين ساختار و محتواي مدارس سنتي ديني.
مقدم کردن عقل بر نص و حاکم نمودن عقل بر کلام الاهي و سنت نبوي.
اعتقاد به اين که براي شناختن خدا و نام هاي او نيازي به وحي و حديث نيست و عقل به طور مستقل مي‌تواند خدا را بشناسد.
ارائه احکامي که در خصوص ذات خداوند متعال که شايسته او نيست و نفي صفاتي که توسط قرآن و احاديث براي ذات باريتعالي اثبات شده‌اند.
اثبات خالقي غير از خدا با اين سخن که خدا افعال انسان ها را خلق نمي‌کند و خودشان آن‌هارا مي‌آفرينند.
نفي رويت خداوند توسط مومنان در روز قيامت که در قرآن آمده است.
نفي شفاعت حضرت رسول براي مرتکبان گناهان کبيره که وارد دوزخ شده‌اند‌، ‌در حالي که احاديث متواتر شفاعت ايشان براي مرتکبان گناهان کبيره را تاييد مي کنند.
بدعت گذاري در اصول و مباني عقيدتي اسلامي و تقسيم به اصول خمسه.
پس از آشنايي اجمالي با اتهاماتي که عليه نومعتزليان اقامه مي‌شوددر اينجا مختصري از کتاب‌هايي را که عليه افکار نومعتزليان نگاشته شده را ارائه مي‌کنم‌،البته موضع‌گيري‌ها عليه تفکرات اعتزالي نوين در نگارش کتاب و مقاله خلاصه نمي‌شود بلکه در روي شبکه اينترنت نيز اين اتهامات قابل مشاهده است و اساتيد سلفي نيز در دروس فقه‌، تفسير و عقايد خود به حملات خود بر ضد نومعتزليان ادامه مي‌دهند و آن‌هارا دست نشانده بيگانگان و غربيان معرفي مي‌کنند‌، تا جايي که شيخ محمد‌عبده را به حق يکي از مصلحان بزرگ معاصر مي‌باشد و به همراه استاد و مراد خويش سيد جمال‌الدين اسدآبادي تاثير بسيار زيادي در بيداري امت اسلامي داشته‌ است را عامل انگليس معرفي کرده و بر ضرورت برخورد با افکار آن‌هاتاکيد مي‌کنند که به برخي از اين موضع‌گيري‌ها نيز اشاره خواهيم نمود.
کتاب “المعتزلة بين القديم و الحديث”
نويسندگان كتاب مذكور در فصل چهارم شكل گيري مكتب اعتزال در هر عصر را بعيد ندانسته و دليل خود را اين‌گونه بيان مي‌كنند‌: بعيد نيست انديشه‌هاي اعتزالي در هر عصري بين بعضي از مردم ظاهر شود چرا كه هواهاي نفساني و روش‌هاي تفكر وقتي كه از نور و سرچشمه وحي دور شوند به يكديگر نزديك مي شوند و به همين سبب خداوند متعال ما را به دوري از انديشه‌ها و اخلاق امت هاي سابقه دعوت نموده تا اشتباهات ايشان را تكرار نكنيم.
بعضي از مردم عاشق اين هستند كه از ديگران متمايز باشند و كارهاي عجيب انجام مي‌دهند و حرف‌هاي غريبي از خود درمي‌آورند و از قبول نصوص وحياني ابا دارند و آن‌هارا به هر شكل ممكن تاويل مي كنند‌‌‌، به گونه‌اي كه حتي نمي‌شود آن‌هارا از مسلمانان محسوب نمود ولي آن‌هابه مخالفان خود تهمت سطحي‌نگري و ظاهرگرايي مي‌زنند چنان كه معتزله در برخورد با مخالفان خود از اهل سنت چنين كردند ؛ درست است كه مكتب معتزله به عنوان يك فرقه از بين رفت و متلاشي شد ولي افكار آن‌هادر بين كتاب‌ها باقي ماندند و چه بسا زمينه ساز شكل‌گيري فرقه‌هاي ديگر شدند، در هر زمان كساني يافت مي شوند كه هواهاي نفساني آن‌هارا از قبول حقيقت باز مي‌دارد و به سمت كفر سوق مي‌دهد و آن‌هارا از قبول نصوص منع مي‌كند و ايشان را وادار مي‌كند تا سعي كنند نصوص را تابع عقل خود كنند چرا كه معتقدند “تعارضي بين نقل صحيح و عقل صريح وجود ندارد” و اين افكار به سبب جهل در انسان ايجاد مي شوند و وقتي كه با شبهات اعتقادي معتزله نيز مواجه مي شوند از راه مستقيم خارج شده و منحرف مي‌شوند.
چگونه است كه مستشرقان و اسلام شناسان غربي روز و شب در حال تحقيق در خصوص معتزله و افكار آن‌هاهستند و افكار و اعتقادات اعتزالي را ارج نهاده و آن‌هارا تمجيد مي كنند و دوره اعتزال را دوره شكوفايي عقل در اسلام نام مي‌نهند ولي مسلمانان قدر ايشان را ندانسته و بعد از كنار گذاشتن افكار اعتزالي دچار ركود و رخوت مي‌گردند.179
گروهي از مسلمانان بعد از اين كه با افكار اروپاييان آشنا شدند مانند آن‌هااعتقاد پيدا كردند كه نقش عقل را بايد در تمام امور زندگي قبول كرد و از آن تبعيت نمود و اسلام نيز بر اين مطلب پافشاري كرده و قبول عقل به عنوان مرجعي در امور دنيوي و اخروي همان نظر اسلام است و به اين ترتيب رجوع به افكار و انديشه‌هاي اعتزالي در بين مسلمانان شروع شد و كساني سعي نمودند تا اسلام را به انديشه‌هاي غربي نزديك كنند.
اولين قدم در اين راه توسط شيخ محمد‌عبده بر داشته شد و او بر نقش عقل در فهم متون روايي و وحياني تاكيد كرد و گفت‌: وقتي عقل و نقل با هم تعارض كنند به آن چيزي كه عقل بر آن دلالت مي‌كند عمل مي شود180. شيخ محمد‌عبده در صدد برآمد تا علم كلام را با روش هاي به روز دوباره احيا كند181. بعد از او افرادي ظهور كردند كه مكتب اعتزال را براي اصلاح جامعه مسلمانان در جهان امروز بسيار مفيد مي دانست.
زكي نجيب محمود كه يكي ديگر از اين اصلاح‌طلبان است که اعتقاد دارد اگر قرار باشد تا گوشه‌اي از ميراث اسلامي احيا گردد آن گوشه بايد تفكر اعتزالي باشد و در كتاب “تجديد الفكر العربي” مي‌نويسد‌: براي نويسنده اين كتاب آشكار شد كه مهم ترين گروه و مكتبي كه در حال حاضر مي توان از راه و روش آن براي مواجهه با مسائل و مشكلات جامعه امروز مسلمانان استفاده نمود‌، مكتب اعتزال است كه عقل را مبدا اساسي و بنيادين خويش در برخورد با مشكلات قرار داده است و بعد از چند صفحه كه از اين سخن او مي گذرد مي نويسد‌:‌ اين انديشه از ذهنم پاك نمي‌شود كه مسلمانان امروز اگر بخواهند نزد قدما و مسلمانان گذشته يك خط فكر قابل اعتماد و قابل اعتنا پيدا كنند كه بتوان از آثار ايشان استفاده نمود فقط آثار معتزله را اين‌گونه خواهند يافت.182
اين نويسنده (زکي نجيب محمود) به اشتباهي دچار شده كه هيچ راه فراري از آن وجود نداشته‌،چرا كه مدت زماني طولاني از عمر خود را به تحقيق و بررسي در تفكر غربي پرداخته و با نظر يك مستشرق به اين مقوله پرداخته نه با نظر يك مسلمان مومن و اين يک اشتباه تاريخي است كه تصور شود اهل سنت و جماعت در مقابل عقل ايستاده‌اند و آن را از اعمال نظر در علوم طبيعي و نيز آزاد انديشي بازداشته‌اند و اين مساله هيچ گاه در بين اهل سنت رايج نبوده است در حالي‌که مشكل اهل سنت با ديگر فرقه‌هاي ضاله اين است كه ايشان عقل را در حيطه عالم غيب وارد مي‌كردند و نيز سعي داشته اند تا عقل را بر نصوص شرعي ثابت شده كه خداوند متعال آن‌هارا براي حيات بشري وضع نموده حاكم نمايند‌، در حالي كه اهل سنت با عقل و عقل‌گرايي مخالفت ندارند بلكه مخالف اعمال عقل در جانب ماورايي و متافيزيكي امور هستند و اين كه علوم الاهي را با عقل قاصر انساني نمي‌توان ادراك نمود و بايد از سرچشمه وحياني آن‌هارا شناخت‌، در غير اين صورت انسان به وادي كفر والحاد كشيده مي‌شود همان‌گونه كه فارابي و ابن سينا كشيده شدند در حالي كه هيچ كس ابن سينا را به سبب نوشتن كتاب قانون سرزنش نمي‌كند بلكه ادعاهاي او در باب الاهيات و عقل انسان و علوم اجتماعي را باطل مي دانند و آن‌هارا تابع هوا و هوس نفساني مي دانند چرا كه وقتي اسلام قواعد اساسي و بنيادين روابط اجتماعي و قانون هاي دولتي و حكومتي و سياسي و اقتصادي را بيان نموده ديگر ادعاهاي اين قبيل انسان‌هاچيزي جز اباطيل نيست كه با بسياري از تعاليم اسلامي مخالفت مي‌كند و موضع اهل سنت در رابطه با عقل‌گرايي اعتزالي نيز به همين منوال بوده است.183
پژوهشگر ديگري با نام عرفان عبدالحميد در كتاب خود با نام “دراسات في الفرق و العقائد الاسلامية” مي‌نويسد‌: مكتب معتزله اولين مدرسه كلامي است كه در اسلام ظهور كرده و نقش بسيار زيادي در شكل‌گيري تفكر ديني و فلسفي دارد و اولين مكتبي است كه اصول عقلي عقايد اسلامي را شكل داده است و جايگاهي مناسب و در خور توجه براي گرايشات عقلاني در تفكر اسلامي ايجاد نموده و جايگاه عقل و احكام مربوط به آن و نيز قدرت عقل در رسيدن به به حقيقت را ارتقا دادند. اين كلام در واقع همان سخن سوزان فلزر است كه در مقدمه كتاب معتزله خود راجع به معتزله گفته است‌: معتزله جلوه‌گر اولين تلاش در تفكر اسلامي هستند كه به بيان رابطه بين حقائق ديني و احكام عقل پرداخته‌اند(رابطه بين عقل و دين) و اين به واسطه قدرت تفكر عجيب و ثبات عظيم ايشان و حل مشكلات با روش‌هاي جديد بوده است.184
عبدالستار راوي در مقدمه كتاب فلسفه عقل خود در رابطه با مكتب اعتزال چنين مي‌نويسد‌: حركت فرهنگي كه گنج هاي بسته را گشود و بحث آزادي در مباحث كلامي خود وارد نمود و دلايل منطقي براي عقيم نشان دادن گرايشات سلفي و مواضع مورد اعتماد ايشان اقامه نمود. منظور از مواضع مورد اعتماد سلف همان اعتماد و اطمينان سلف به ارزش نصوص ديني در مقابل عقل و قوانين ثابت شده با آن‌ها است.185
در بخشي ديگر از اين كتاب به بررسي حركت اصلاحي و عقايد اصلاح‌طلبان پرداخته و آن‌هارا نيز به عنوان اين كه ادامه دهندگان تفكرات اعتزالي هستند نام برده و به باد انتقاد گرفته و آن‌هارا اسلام ستيزاني معرفي مي كنند كه در صدد از بين بردن تعاليم آسماني اسلام هستند و چنين مي‌نويسند: شايد پژوهشگري با مطالعه کتاب‌هاي برخي از نويسندگان متوجه پيوستگي آن‌هابه يکديگر شده و مفاهيم آن‌هارا به هم نزديک ببيند و موضوعاتي که به آن‌هاپرداخته شده را نيز مشابه ارزيابي کند. اين مکتب که شکل رسمي به خود نگرفته است خواننده را با آرا و انديشه‌هايي روبرو مي‌کند که امتداد مکتبي هستند که به مکتب اصلاحي معروف است و سرآغاز آن با “سر سيد احمد خان و سيد جمال‌الدين اسدآبادي” مي‌باشد و بعد از آن‌هاشيخ محمد‌عبده ادامه دهنده راه آن‌هابوده است‌، اين مکتب نيز ادامه دهنده و احيا کننده روش اعتزالي در برخورد با شريعت بوده و حاکم نمودن عقل در اموري که عقل در آن‌هاراه ندارد. شايد در يک کلام بتوان آراي اين دسته از متفکران را در ذيل کلمه “تغيير” يا “نوگرايي” که ترجمه کلمه انگليسي”Modernism” است‌، بگنجانيم‌، که در برخورد با امور شرعي در صدد تغيير يا تعديل اصول و فروع شريعت اسلامي هستند يا به سبب تبعيت از روش‌هاي عقلاني که غربيان ابداع نموده اند يا به دليل گرايشات عقلاني افراد اين مکتب که با اين روشوطرز تفکر هيچ يک از امور شرعي مانند اصول فقه و حديث و مسائل فقهي مانند حجاب و طلاق و تعدد زوجات و يا حدود و تعزيرات از تغيير و تاويل در امان نمي‌مانند.
در راس اين سلسله “سر سيد احمد خان هندي” قرار دارد که به سبب خدماتش از دولت انگلستان لقب “سر” اخذ نموده است ؛ او قرآن را تنها منبعي دانسته که ما مي‌توانيم از آن جهت دستيابي به شريعت استفاده کنيم و احاديث را به جهت تاخير زماني درجمع آوري و نيز اين که اکثر آن‌هاخبر واحد هستند فاقد اعتبار شمرده است و ربا را در تجارت و معاملات جايز دانسته و حکم سنگسار را نفي کرده و شرعي بودن جهاد ابتدايي براي نشر و گسترش دين را زير سوال برده است.
شاگرد او “سيد امير علي” ازدواج بين زن مسلمان و اهل کتاب را جايز دانسته و اختلاط بين زن و مرد را نيز بي اشکال مي‌داند. همچنين محمد اسد خداوند تبارک و تعالي را با صفات سلبي معرفي مي‌کند همان‌گونه که معتزله معتقد بودند و نيز در خصوص انکار معجزات مادي همان روش شيخ محمد‌عبده را در پيش مي‌گيرد مثل تفسير هلاکت اصحاب فيل با وبا يا حصبه و يا کرم‌هايي که پرندگان باخود حمل مي‌کردند.186
از معاصران نيز نام دکتر فتحي عثمان را مي‌آورند که به تغيير درشريعت و اعتقادات اسلامي در کتاب “الفکر الاسلامي و التطور” پرداخته است و دکتر حسن الترابي که مسلمانان را به تجديد اصول فقه دعوت نموده و گفته‌: بر پا داشتن احکام اسلام در زمان ما نيازمند سعي و تلاش فکري و عقلي فراوان است و عقل در اين مسير بيشترين سهم را بر عهده دارد و اجتهادي که ما امروز به آن نياز داريم نه تنها اجتهاد در فروع است بلکه اجتهاد در اصول نيز مي‌باشد. محمد سعاد جلال شخص ديگري است که در امکان وجود نص قطعي در شريعت شک کرده و حتي قرآن را با وجود اين که نقل آن را قطعي مي داند از نظر دلالت مورد تشکيک

پایان نامه
Previous Entries ناسخ و منسوخ، تضاد و تقابل، آمنه ودود Next Entries روشنفکران