زنان شاغل، خون آلوده، استقراض

دانلود پایان نامه ارشد

آميزي مواجه مي شوند؛ توسط خانواده ها، همسران و اجتماع شان پذيرفته نشده بودند؛ از دسترسي آنها به درمان پزشکي ممانعت گرديد؛ و حتي، در برخي موارد گزارش شده در آخرين مراسمات پيش از مرگ شان مورد طرد قرار گرفتند(UNDP,2006).
بعلاوه افزودن رنج افراد دچار اچ آي وي از طريق اعمال اين نوع تبعيض ها ، مانعي بر سر راه کوشش ها بمنظور پيشگيري از آلودگي هاي جديد مي باشند. در حالي که چنين واکنش هاي سختي در برابر اچ آي وي و ايدز وجود دارند، مشکل بتوان به مردم در اين باره که چگونه ميتوان از آلودگي به اچ آي وي ممانعت کرد، آموزش داد(Human Rights News,2002).
در مدارس برخي مواقع معلميني که به آموزش درباره ايدز مي پردازند، با واکنش هاي منفي از سوي والدين کودکان مواجه مي شوند:

Box-4

همچنين تبعيض بطور هشدار دهنده اي در بخش مراقبت بهداشتي هند معمول است. نگرش منفي کادر مراقبت درماني موجب پيدايش نگراني و ترس در بين افراد اچ آي وي شده است. در نتيجه، برخي موضوع اچ آي وي خود را پنهان نگه مي دارند. جاي شگفتي نيست که در ميان اکثريت افراد اچ آي وي مثبت ترس و نگراني در رابطه با ايدز، و تکذيب وضعيت اچ آي وي شان، مي تواند تجارب ناگوار روحي را در زمينه هاي مراقبت بهداشتي بدنبال داشته باشد.
مطالعه اي در سال 2006 نشان داد که 25% از افراد اچ آي وي در هند به دليل وضعيت اچ آي وي مثبت شان از دسترسي به درمان پزشکي منع شده اند. اين مطالعه همچنين شواهد محکمي در رابطه با بدنامي در اماکن کار با 74% از شاغليني که وضعيت شان را بر اثر ترس از تبعيض براي شاغلين ديگر فاش نساخته بودند، يافت. از 26% از کساني که وضعيت شان را فاش ساخته بودند، 10% آنها گزارش دادند که در نتيجه آن با تعصب مواجه گشتند. افراد در گروههاي حاشيه اي -زنان شاغل جنسي، هيجراها57(دوجنسيتي ها) و مردان همجنس باز- نه تنها به دليل وضعيت اچ آي وي خود، بلکه همچنين به دليل تعلق شان به اين نوع گروهها که از جامعه طرد شده اند، مورد بدنامي قرار مي گيرند(UNDP,2006).

2. 17. 1. 3 ساير جوامع در حال توسعه
در ناحيه آند، مکزيک و برزيل انتقال از همجنس گرايان مرد عمده ترين راه انتقال بوده و اين ميزان به ترتيب 43، 38 و 32 درصد است. همينطور انتقال از طريق سرنگ آلوده 21 درصد موارد را در برزيل و 34 درصد موارد را در دماغه جنوبي قاره آمريکا تشکيل مي دهد.
تماس با غير همجنس علت 62 درصد موارد آلودگي در حوزه کارائيب و 73 درصد موارد در آمريکاي مرکزي بوده است.
تا سال 1995 در کشورها اروپاي شرقي موارد اندکي از ابتلا به ايدز گزارش شده بود که اکثراً محدود به مردان همجنس گرا بود. با اين حال پس از آن روند تغيير نمود و ايدز در ميان معتادان تزريقي اوکراين، مولداوي، روسيه، قفقاز، قزاقستان و کشورهاي بالتيک شيوع پيدا کرد.

2. 17. 2 جوامع توسعه يافته

2. 17. 2. 1 آمريکاي شمالي، اروپاي غربي و مرکزي
تعداد افراد اچ آي وي که در آمريکاي شمالي، اروپاي غربي و مرکزي زندگي مي کنند تا سال 2006 بيش از 96/1 ميليون نفر بوده است. با کمک درمانهاي “ضد رترو ويروسي” مرگ هاي ناشي از ايدز در اين منطقه به حدود 30000 مورد رسيده است.
برآورد گرديده تعداد افراد اچ آي وي مثبت که در ايالات متحده زندگي مي کنند در پايان سال 2003 براي نخستين بار از يک ميليون نفر تجاوز کند.
در کانادا تنها 58000 مورد آلودگي به اچ آي وي تا پايان سال 2004 گزارش شده است.
بيش از نيم ميليون نفر اچ آي وي مثبت در اروپاي غربي زندگي مي کنند و با نشانه هايي از برخي کشورهايي که موج جديدي از “رفتارهاي جنسي ريسک زا58” در آنها ظهور يافته است رشد اين تعداد ادامه مي يابد. بزرگترين تغيير در اروپاي غربي ظهور تماس غيرهمجنس بعنوان علت عمده آلودگي هاي جديد به اچ آي وي در چندين کشور بوده است. از 20000 آلودگي جديد به اچ آي وي در سال 2004 (به استثناء ايتاليا، نروژ و اسپانيا که داده ها موجود نبودند)، بيش از يک سوم شان را زنان تشکيل مي دادند. نسبت قابل توجهي از موارد آلوده جديد داراي اصليتي از کشورهاي با وضعيت اپيدميک وخيم عمدتاً در جنوب صحراي آفريقا مي باشند.
اروپاي غربي و آمريکاي شمالي تنها مناطقي در جهان اند که بيشترين افراد اچ آي وي قادرند درمانهاي ضد رترو ويروسي را دريافت کنند. در نتيجه تعداد تعداد مرگهاي ناشي از ايدز در اواخر دهه 1990 کاهش يافت. در اروپاي غربي که روند ثابت مانده بود، مرگ در ميان موارد مبتلا به بيماري ايدز از 3905 مورد در سال 2000 به 2252 مورد در سال 2004 (کاهش 42 %) بصورت سريعي کاهش يافت. در مقابل، در اروپاي شرقي بدليل اينکه پوشش درمان ضد رترو ويروسي محدود بود، تعداد مرگهاي ناشي از ايدز از سال 2000 به اين طرف سه برابر شده و چالش عمده در منطقه تشديد کوششهاي پيشگيري و هدايت آن در جهت تغيير الگوهاي اپيدمي مي باشد.

ايالات متحده
اولين مورد ايدز در کشور آمريکا و در سال 1981 شناسايي گرديد. اپيدمي اکنون در بسياري از بخش هاي اين جامعه گسترش يافته است. گمان ميرود که تا پايان سال 2004 بيش از يک ميليون نفر از مردم در ايالات متحده به اچ آي وي آلوده شده اند و تقريباً 415 هزار نفر از اين تعداد نيز در مرحله بيماري ايدز قرار دارند.همچنين تصور ميشود که ايدز تاکنون بيش از نيم ميليون نفر آمريکايي را از بين برده باشد (نزديک به 10 برابر تعداد کشته شدگان آمريکايي در جنگ ويتنام).

ترکيب مبتلايان به اچ آي وي/ايدز درايالات متحده
نژاد
% ازمبتلايان به ايدز
% از جمعيت
سفيد، غير اسپانيايي تبار
28%
69%
آمريکايي آفريقايي تبار
49%
13%
آمريکاي لاتيني
20%
14%
آسياي/جزاير اقيانوس آرام
1%
3%
آمريکايي هندي تبار/بوميان آلاسکا
1%
1%
– منبع: (AIDS diagnoses in African American,2004)

تبعيض عليه افراد اچ آي وي در ايالات متحده
تبعيض در رابطه با اچ آي وي چيزي است که در سراسر جهان رخ ميدهد و آمريکا نيز از آن مستثناء نيست. هنگاميکه ايدز براي اولين بار شناسايي شد، بسياري از آمريکاييان آلوده به ايدز مورد بدنامي، “قضاوت کليشه اي”59 و تبعيض قرار گرفتند. در روزهاي اول اپيدمي، اين تبعيض به دليل گرايش عمومي انسانها به ترس -بعلت عدم شناخت و آگاهي از علل ابتلا به اين بيماري – بطور گسترده اي صورت ميگرفت. در سال 1983 برخي افسران پليس در سانفرنسيسکو از ماسک ها و دستکش هاي پوشاننده مخصوص در هنگام برخورد با بيماران مشکوک به ايدز استفاده نموده و نگران اين بودند که در نتيجه آنان باعث ورود ويروس به منزل و انتقال آن به کل خانواده گردد. همزمان صاحبين زمين شروع به بيرون راندن مستاجريني کردند که مبتلا به ايدز بودند، و در سال 1985 رايان وايت60 پسر بچه مدرسه اي 13 ساله اي که از طريق انتقال خون آلوده شده بود، از رفتن به مدرسه بعلت ترس ساير بچه ها به اين خاطر که “شايد ايدز بگيرند” محروم گرديد.

Box-5

چنين خشونتي به وضوح نتيجه سطحي شديد و غير قابل پذيرش از تبعيض بود. در حال حاضر ايالات متحده بطور رضايتبخشي داراي قانوني است که هر نوع تبعيض بر عليه افراد به واسطه وضعيت اچ آي وي شان را غير قانوني مي داند، و پس از سال 1986 دولت اين موضوع را روشن ساخت که کارفرماياني را که بر عليه افراد اچ آي وي مثبت تبعيض روا مي دارند، تحت پيگرد قانوني قرار خواهد داد. به دنبال لجبازي با اين موضوع، تبعيض امروزه هنوز نيز رخ مي دهد و ميتواند پيامدهاي آزار دهنده اي براي افراد اچ آي وي مثبت به دنبال داشته باشد.

2. 18 فرضيات مطالعه
پس از بررسي مباحث نظري مورد اشاره در اين فصل مي توان پاسخي اوليه براي پرسشهاي مطالعه ارائه نمود. لازم به ذکر است فرضيات ما در اين مطالعه از آنجا که مطالعه حاضر نوعي مطالعه کيفي است و در آن از طريق روش کيفي به موضوع مورد بررسي پرداخته شده است، فرضياتي کلي جهت پاسخ به سئوالات مطالعه مي باشند. اين پاسخها در واقع در حکم فرضيات مطالعه حاضر مي باشند.
لازم به يادآوري است بر اساس منطق سئوالات مطالعه که به دو صورت “آسيبهاي ايدز در سطح خانواده کدامند؟” و “واکنش خانواده ها در مواجهه با اين آسيبها چيست؟” طرح شده اند، فرضيات مطالعه تدوين گرديده اند. فرضيات مورد استفاده از قرار ذيل مي باشند:

1) خانواده هاي دچار اچ آي وي/ايدز غالباً داراي وضعيت معيشتي نامناسبي هستند.
2) اچ آي وي/ايدز باعث ايجاد هزينه هاي اقتصادي (مستقيم و غير مستقيم) و همچنين آسيبهاي اجتماعي مختلفي بر خانواده هاي مبتلا مي گردد.
3) خانواده هاي دچار اچ آي وي/ايدز بمنظور مقابله با آسيبها و تکانه هاي ناشي از پيامدهاي اچ آي وي/ايدز از واکنشها و مکانيزمهاي مختلفي (نظير استقراض،اسفاده از پس انداز،فروش دارائي،حمايت از سوي منابع رسمي و غيررسمي و…) استفاده مي نمايند.

فصل سوم

روش تحقيق

3. 1 چرايي انتخاب روش كيفي
روش مورد استفاده در انجام تحقيق حاضر روش مطالعه کيفي مي باشد. از آنجا که موضوع مورد بررسي از حساسيت خاصي هم در نزد جامعه و هم در ميان مبتلايان به ايدز مورد نظر و خانواده هاي آنان برخوردار مي باشد از اينرو دسترسي محققين به افراد و خانواده هاي مبتلا همراه با اين نکته که انتخاب موارد تحت مطالعه ما بصورت هدفمند صورت ميگرفت -مواردي که داراي ويژگي هاي خاصي مي باشند و در نتيجه دايره انتخاب موارد محدودتر گرديد- از دشواري خاصي برخوردار مي باشد. بنابراين با توجه به اينکه موارد مطالعه در بررسي حاضر محدود و اندک بوده است تصور گرديد چنانچه از اين موارد محدود نيز با استفاده از تکنيکهاي جمع آوري داده هاي عميق که غالباً در حيطه مطالعات کيفي قرار مي گيرند و به تبع لزوم انجام مطالعه اي کيفي را مي طلبند استفاده گردد.
يكي از دلايل انتخاب روش كيفي بعنوان روش مورد استفاده در اين مطالعه در رابطه با “خاص بودن” موضوع مورد بررسي است. يكي از مشخصه هاي آن اين است كه اچ آي وي/ايدز پديده اي است كه برخلاف ساير بيماريهاي خاص ديگر داراي زوايا و جنبه هاي پنهاني است كه در نتيجه در اغلب موارد افراد و خانواده هاي مبتلا سعي در پنهان نمودن موضوع بيماري شان از ساير افراد جامعه مي نمايند. بعلت اينكه به باور بسياري از افراد جامعه مبتلايان به اچ آي وي/ايدز خود بعنوان مسئول ابتلايشان شناخته مي شوند در نتيجه مبتلايان به آن نيز در صورت اطلاع يافتن سايرين از موضوع اچ آي وي شان با انگ و بدنامي از سوي آنان مواجه مي شوند. از اينرو ترجيح مي دهند هرچه كمتر در مورد مسائل ناشي از مشكل شان خارج از محدوده افراد مطلع از موضوع بيماري يعني كادر درماني كلينيك و بعضاً نزديكان درجه يك شان سخني به ميان آورند.
يكي ديگر از دلايل توجيه استفاده از روش كيفي در اين مطالعه اين موضوع بوده است كه اصولاً جنس و نوع اطلاعات مورد نظر بر اساس پرسشهاي مطالعه به نوعي بود كه استفاده از روش كيفي و مصاحبه هاي نيمه عميق با مبتلايان و بعضاً خانواده آنان را مي طلبيد. با وجود اينكه در مصاحبه ها پرسشهايي نيز مطرح شده اند كه مي توانست در قالب پرسشنامه نيز طرح شوند، با اينحال بيشتر اين پرسشها با ابعاد ذهني و آسيبهاي غيرعيني ايدز بر روي مبتلايان مرتبط بوده است.
علاوه بر مطالب فوق در توجيه استفاده از روش كيفي بعنوان روش مناسب در مطالعه آسيبهاي ايدز بر خانواده هاي مبتلا به اچ آي وي/ايدز نظر محققين و متخصصين بررسي آسيبهاي ايدز نيز مي تواند مفيد واقع گردد. در زمينه استفاده از روش هاي کيفي در بررسي آسيب هاي اچ آي وي/ايدز همانطور که بارنت و وايتسايد (2000:25) عنوان مي نمايند استفاده از پيمايش در بررسي آسيب ايدز به نسبت “روش قوم نگاري”61 گرايش به “تخمين کم”62 آسيب ها دارد. به نظر بارنت روش پيمايش نمي تواند آسيب هاي ناشي از مواجهات بلند مدت با ايدز را در ميان خانوارهاي مبتلا مشخص سازد.
با توجه به آثار و آسيب هاي ناشي از ايدز که در نتيجه بررسي متون نظري و تحقيقات صورت

پایان نامه
Previous Entries استقراض، افراد مبتلا، گروه کنترل Next Entries افراد مبتلا، مواد مخدر، مصرف مواد