زبان فرانسه، کارشناسان آموزش، امثال و حکم

دانلود پایان نامه ارشد

در جهان عرب اولين مجله تخصصي کودکان بوده است .102 “
” مجله روضه المدارس شامل باب هاي ادبي ، تاريخي ، جغرافيايي ، نجومي ، علوم عربي ، غرائب و نوادر ، عقايد و لطيفه ها مي باشد . و توجه آن به انتشار قصه در انواع مختلف آن مقامه نويسي ، مقاله هاي ادبي ، شعر و معما به شکلي منظم در تشکيل پايگاه وسيعي براي دانش آموزان نابغه و علاقمند به ادبيات ، نقش داشته است و نويسندگان مشهوري از جمله علي فکري ، حسين مرصفي ، محمد عثمان جلال ، حمزه فتح الله و دانش آموزان نابغه آن دوره مانند : محمود وهبي ، محمد حشمت ، احمد نجيب و اسماعيل صبري در آن قلم زده اند .”103
2-1-1-1-3 . روضه المدارس ؛ جرقه آغازين ادبيات کودک
” ” شعيب غباشي ” در کتاب ” صحافه الأطفال في الوطن العربي” معتقد است که نمي توان مجله روضه المدارس را به عنوان سرآغاز شکل گيري ادبيات نوين کودک عرب به شمار آورد . وي براي ادعاي خود دلايلي را مطرح کرده است که عبارتند از :
الف – مجله روضه المدارس براي گروه مشخصي از دانش آموزان منتشر مي شد ، گروهي که جمعيت قابل ملاحظه اي از کودکان را تشکيل نمي داند .
ب – اغلب اعضاي هئيت تحريريه مجله ي روضه المدارس را کارشناسان آموزشي و معلماني تشکيل مي دادند که در زمينه تدريس در مدارس به فعاليت مي پرداختند .
ج – مجله روضه المدارس براي دانش آموزان مدارس تدريس مي شد ؛ امري که براي همه کودکان محقق نگرديده است و اين موضوع مجله را از چارچوب مجله اي براي همه کودکان خارج مي کند .
د – مجله روضه المدارس به سبکي بسيار متصنع و متکلف و مالامال از آرايه هاي لفظي به ويژه صنعت سجع نوشته مي شد ، بدين ترتيب کودکان غير دانش آموز به خاطر منحصر کردن آن در برنامه آموزشي مدارس نمي توانسته اند محتويات و مفاهيم آن را بفهمند .
هـ -هئت تحريريه مجله آن را مجله اي ويژه ي همه کودکان به شمار نياورده اند ، اما تاکيد کرده اند که روضه المدارس ، مجله اي است که براي دانش آموزان مدارس به رشته تحرير درمي آيد . از اينرو مجله در دسترس کودکاني قرار گرفته است که فقط در مدارس حضور داشتند .”104
” اگر چه مجله روضه المدارس تنها در دسترس دانش آموزان قرار داشته ؛ اما جايگاه فرهنگي و بالاخص ادبي بين آنها که از سال 1870- 1877 در سيصد نسخه بدون وقفه منتشر مي شد ؛ نشان دهنده و مؤکد اهميت آن در روند ادبيات کودک عرب مي باشد ؛ چرا که اين مجله به دليل انتشار مواد ادبي متناسب با سطح فهم و درک و عواطف دانش آموزان اولين شمعي به شمار مي رود که قبل از مطبوعات عمومي يا تخصصي ديگر در ميدان ادبيات کودک عرب روشن شده است و از اينرو جايگاه ويژه اي را به خود اختصاص داده است .
اولين چيزي که در افتتاحيه شماره اول اين مجله جلب توجه مي کند ، به کار بردن ادبيات به عنوان ابزاري تربيتي جهت محقق ساختن لذت تعليمي و کمال تهذيبي براي شکل دادن به شخصيت مخاطبان مي باشد .
توجه مجله روضه المدارس به زبان و ادبيات عرب در روش ، شکل و محتوا در يک خط موازي با اهداف يک مجله ادبي و اهداف تربيتي آن حرکت کرده است و چه بسا گام هايي که مجله ي روضه المدارس در روند ادبيات مکتوب کودک برداشته است ، ادامه تلاش ها و اقدامات طهطاوي باشد که قبل از انتشار روضه المدارس ، با گنجاندن ماده ي درسي با عنوان قصه خواني در برنامه درسي دانش آموزان در عصر محمد علي پاشا به منصه ظهور رساند . “105
لازم به يادآوري است که رهبر نهضت عربي ” رفاعه طهطاوي ” نيز اولين کسي به شمار مي رود که کتاب مستقلي براي کودکان تأليف نموده است و علاوه بر آن با ترجمه ي حکايت ها و قصه هايي از ادبيات بيگانه و گنجاندن آن در برنامه درسي دانش آموزان گام هاي نخستين را در ادبيات نوين کودک عرب برداشته و آن را به حوزه آموزش و پرورش سوق داده است .
” پس از طهطاوي شاگرد وي ، محمد عثمان جلال از جمله کساني به شمار مي رود که در حوزه ادبيات کودک قدم برداشته است.
2-1-2 . محمد عثمان جلال سردمدار ادبيات افسانه اي
” محمد عثمان جلال ” در سال 1828 م در ” وناء القيس” از توابع استان “بني سويف” در مصر ديده به جهان گشود ، و پس از حفظ قرآن کريم و آموختن رياضيات و خوشنويسي ، در سال 1839 م در مدرسه ” القصر العيني ” به تحصيل پرداخت وي مورد علاقه طهطاوي واقع شد و از طريق او به ” مدرسه الالسن ” راه يافت و زبان فرانسه را آموخت و پس از آن در ” مدرسه الخديوي ” به تدريس زبان فرانسه پرداخت و به تدريج در امور مترجمي و نويسندگي در دفاتر حکومتي ترفيع رتبه يافت و آخرين منصبي که به عهده گرفت ، منصب قضاوتِ بخشِ تجديد نظر دادگاه قاهره بود .”106
” محمد عثمان جلال از مترجمان مشهوري است که کتاب هاي زيادي را از زبان فرانسه به زبان عربي ترجمه کرده است و از جمله آن ها مي توان به چهار نمايشنامه مشهور از آثار ” موليير” با عناوين ” النساء العالمات ” ، ” مدرسه الزواج ” ، ” مدرسه النساء ” و “ترتوف ” اشاره کرد که مجموعه آنها را ” الأربع الروايات في نخب التيارات ” ناميده است . وي به شخصيت هاي اين نمايشنامه ها صبغه مصري داده و آن ها را به زبان عاميانه ترجمه کرده است .”107
” محمد عثمان خالق اثر بزرگي با عنوان ” العيون اليواقظ في الأمثال و المواعظ ” مي باشد که زبان ، افکار ،ساختار و حجم آن خواننده را شگفت زده مي کند . اين ديوان در واقع ترجمه ي افسانه هاي ” لافونتين ” شاعر برجسته فرانسوي در قرن هفدهم ميلادي مي باشد.”افسانه هاي لافونتين ” اولين اثري است که عثمان جلال آن از ادبيات فرانسه به عربي برگردانده است . اين ترجمه را در عهد عباس پاشا اول آغاز نموده و در عهد سعيد پاشا به پايان رساند .”108 ” چاب اول ديوان اليواقظ به طور دقيق مشخص نيست و محققان درباره آن اختلاف نظر دارند . احمد زلط از محققان اين ديوان گفته است که وي طي تحقيقاتش بر اين ديوان به نسخه اصلي چاپ اول آن دست يافته و ترجيح بر آن است که بين سال هاي 1849 – 1954 منتشر شده باشد . “109
” اين حکايت ها شهرت جهاني دارند . هر چند که در اصل براي کودکان روايت نشده اند اما همزمان با ظهور ادبيات کودک در بسياري از کشورها ، سروده شده اند و باني حرکتي به سمت ادبيات افسانه اي ساده مبتني بر حکايت هاي خرافي و امثال و حکم در همه ي زبان ها گرديد .
عثمان جلال اين حکايت ها – که دويست حکايت اند – را به نظم از زبان فرانسوي به عربي ترجمه کرد و در به نظم درآوردن آنها از ميان اوزان عروضي وزن رجز را به خاطر سهولت حفظ کردن و خوش آهنگي آن که باعث جذب و پذيرش کودکان است ، انتخاب کرد. ضمن اينکه تعداد کمي از آنها را به لهجه ي عاميانه مصري به نظم درآورد و موضوع و محور تمامي اين حکايت ها ، پيرامون مردم ، مورچه ها ، سگان ، پشه ها ، گوسفندان ، مارهاي سمي ، قاطرها ، اسبان و مرغان و خرگوش ها و حيوانات ديگر و حشرات بود .”110
2-1-2-1 . نمونه اي از آثار منظوم محمد عثمان جلال
حکايت هشتم که عنوان آن ” گرگ و قوچ ” است نمونه اي از اين حکايت هاست :
” حِكاية الذئب مَع الخَروف

رَسَمتُها بِأَجمَل الحُروف

كان الخَروف عِندَ نَهر يشرَبُ

وَالذئب فَوقَ ريحه وَأَقرَبُ

فَقالَ يا خَروف حينَ جاءَ

يَكفيك عَكَّرت عَليَّ الماء

قالَ أَبو الصوف لِهَذا الضاري

الماء مِن عِندك نَحوي جاري

فَكَــيفَ قُلـــت إِنَّني أُعــكِّرُ

ذَكرت يا سرحان ما لا يُذكَرُ

قالَ لَهُ الذئــب وَكَم شَـــتَمتَني

أَما علمت يا خَـــروف إِنَّني

يَكفيــك أَن شَتَمتَني عاماً مَضى

فَكَم قَضا بدلت فيكَ بِالرِضى

قالَ الخَروف بِفَصيح الأَلــسنه

إِنــّي مَولودٌ بِــــهَذِهِ السنة

فَعـــندَ ذاكَ الذئب زادَ عَجَــباً

وَاشتَـدَ غَيظاً في الخَلا وَغَضبا

وَقالَ إِن لَم تَك أَنــتَ الشاتِــما

كان أَبــوك أَو أَخــوك رُبَما

أَو أَحَد مِــــن أَهـــلك القباح

عَلَيــهم اللَعنَةُ فـــي الصَباح

وَكرَّ وَاغــتال الــخَروف ظُـــلما

وَأَكَلَ اللَـــحمَ وَمَصَّ العَظما

فَاِنظُر إِلى الظالم وَالمَـــظلـوم

وَ أحكم بِما تَرى من المَعلوم

وَقُل لِأَهـــل العَقــل وَالفـتوّة

أَحسَن ما احتج الفَتى بِالقوَّ “111

” حکايت گرگ و قوچ را با بهترين کلمات را به تصوير کشيدم .”
” قوچ از رود مي خورد و گرگ به او بسيار نزديک مي شد.”
” هنگامي که گرگ بر بالين قوچ رسيد گفت : تو را بس است ديگر از آب خوردن دست بکش که آب را بر من گل آلود کردي.”
” قوچ پشمالو به اين گرگ درنده گفت : چنين نيست که مي گويي زيرا آب از سمت تو به
سوي من جاري است و آب خوردن من مزاحمتي براي تو ايجاد نمي کند. “
” چگونه مي گويي که آب را گل آلود مي کنم . اي گرگ سخنان نادرستي ميگويي ”
” گرگ به او گفت که تو بسيار ناسزا مي گويي ، گويا نمي داني که من کيستم .”
” ناسزاهايي که پارسال به من گفتي کافي نبود؟ مدت زيادي نگذشته که از تو گذشت کردم و تو را بخشيدم .”
” قوچ با زباني شيوا گفت : من امسال متولد شده ام .”
” گرگ از اين گفته قوچ بسيار شگفت زده شد و در اين هنگام بر شدت و غضب او افزوده شد. “
” و گفت اگر آن ناسزاگو تو نباشي ، حتما پدر يا يکي از برادران تو بود .”
” يا يکي از اعضاي خانواده پليد تو بود که هر صبحگاهان لعنت خدا بر آنان باد .”
” پس گرگ به او يورش برد و ظالمانه او را به قتل رساند و گوشت او را خورد و استخوان هايش را ليسيد . “
” پس به ماجراي ظالم و مظلوم خوب دقت کن و طبق همين قراين و شواهد قضاوت و داوري کن”
” و به خردمندان و جوانمردان بگو که : بهترين سبب بهانه جويي شخص مقتدر ، توانايي و قدرت اوست .”
اين حکايت هشتم کتاب بود که هرگاه آن را بخوانيم و يا همزمان با آن اسرائيل ، آن دشمن حيله گر پست را به ياد مي آوريم که همواره به دنبال بهانه جويي و ستمگري و متهم کردن فلسطيني هاست که آرامش و روياهاي اشغالگران را بر سرزمين هاي اشغالي خود ، بر هم مي زنند .
چه خوب است اگر اين داستان ها ي نمادين که در کتب کودکان سرزمين هاي عربي و اسلامي انتشار يافته اند ، به تفسيري دست يابند که بيانگر برخي از تعاليم نهفته در آنها باشد . و به واقعيت هاي نمادين آنها اشاره درست نمايند و اين نمادها را متناسب با اهداف و آرزوهاي وطن دوستانه ما به کار گيرد .
” ” لافونتين ” يکي از شاعران برجسته فرانسه در قرن هفدهم ميلادي مي باشد ، عصري که در تاريخ ادبيات فرانسه به عصر طلايي شهرت يافته و در آن نوابغي همچون ” مولير ” و” راسين” ظهور کرده و توانستند در نهضت ادبي آن عصر و رساندن ادبيات به قله شکوه تاثير به سزايي بگذارند.”112
” وي در سال 1621 م متولد شد و هنگامي که به سن نوجواني رسيد او را براي فراگيري آموزه هاي ديني نزد کشيش فرستادند ، اما کشيش وي را نصيحت نمود که از اين کار کناره گيري نمايد ؛ چون که با استعدادهايش سازگاري نداشت ، لذا از آموزه هاي ديني بهره اي نبرد و به دوستاني پيوست که وقت خويش را وقف فکر و هنر کرده بودند . و زندگيش را صرف افکار پوچ و واهي و زياده روي در خواب کرد و شايد اگر يکي از خويشاوندانش او را به پاريس فرا نخواند ، ممکن بود شاعري گمنام مي ماند و تا چهل سالگي به عنوان شاعري با سبک و شيوه خاص شناخته شده بود .
چيزي که اين مرد را جاودانه ساخت و نظر معاصرانش به خود جلب نمود حکايت هاي او از زبان حيوانات است ، با وجود آنکه مصادر جهاني آن ها معروف مي باشند و داراي تاريخي ريشه دار هستند و به گذشته هاي دور در زندگي بشر برمي گردند و در مصادر هندي ” کليله و دمنه ” و در مصادر يوناني ” خرافه هاي ايسوب ” متمرکز مي شوند .”113
” لافونتين در انواع ادبي مختلفي

پایان نامه
Previous Entries فرهنگ و تمدن Next Entries اوقات فراغت، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان