روشنفکران، امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

ايشان خسته نمي‌شود و مي‌گويد‌: “عندما يقلب معاوية الوضع الراشدي لبناء دولة بيزنطية‌، ونسخ الخلافة الراشدة بالتآمر الأموي”.200
مفهوم تغيير نزد پيروان اين مدرسه تازه تاسيس درعناوين زير خلاصه مي‌شود‌:
انسان قدرت اين که نفس خود و ديگران را تغيير دهد را دارد.
اعتقاد به قدرت انسان براي تعيين سرنوشت خويش.
تغيير شامل مسلمان و غير مسلمان مي‌شود و نيز شامل الغا کردن تفاوت‌هاي بين اديان مختلف و تقريب بين اديان مي‌شود.
شيخ جودت يک قاعده عمومي براي سنت‌هاي تغيير از خلال آيه “يغيروا ما بأنفسهم” ارائه کرده است‌، در حالي که تمام امور در دست خداوند است. او نظريه خود در رابطه با تغيير اجتماعي را وقتي که آن را بر اساس افکار غربي بنا مي نهد تاکيد مي‌کند و تلاش مي‌کند تا دين را زير سلطه نظريات روان شناسي و جامعه شناسي درآورد و راهي براي تغيير نفوس انساني وجود ندارد جز با تبعيت از اين علوم انساني. جودت سعيد مي‌گويد‌:”إن هذا العلم لا يزال في توحشه‌، ولم يستأنس بعد عند المسلمين‌، حتى يسخروه لتغيير ما بأنفسهم‌، ولكشف ما ينبغي أن يغيروا ما بأنفسهم”.
پيروان مدرسه جديد علي رغم متون شرعي گمان مي‌کنند که انسان خودش افعال خود را ايجاد مي‌کند و اعتقاد به قدر فعاليت انسان را مختل مي‌کند. به همين سبب از روش قدريه تبعيت مي‌کنند در حال که ايمان به قضا وقدر قدرتي عظيم در حرکت امت اسلامي مي باشند‌‌‌، قدرتي که امت اسلام با تکيه بر آن و شجاعت توانستند عدالت و خير را در جهان گسترش دهند.هدف تفکر اعتزالي ايجاد تفرقه و انحراف در آن‌هااست.
دروس”شيخ سلمان العودة”
سوال‌: تا چه اندازه ازمدرسه عقلي درتفسير قرآن مي‌شود استفاده نمود و موانع استفاده از اين تفکر در تفسير چيست ؟
جواب: در ابتدا بايد بگويم برخي ازدوستان نسبت به اين اصطلاح انتقاد دارند و مي گويند چرا بايد گفته شود “مدرسه عقلي” که بايد بگويم در اصطلاح مناقشه‌اي وجود ندارد چون وقتي که مي گوييم عقلي منظورمان اين نيست که فقط آن‌هاعاقل هستند و بقيه فرقه‌ها و مکتب‌ها فاقد عقل مي‌باشند بلکه منظورمان اين است که مدرسه عقلي در مقابل مدرسه عقلي نقلي يا نقلي عقلي قرار دارد پس ما منکر عقل و ارزش آن نيستيم ولي معتقديم که بايد هم معقول و هم منقول را اخذ نموده و از آن‌هااستفاده کنيم و يقين داريم که منقول صحيح با عقل سليم هيچ گاه اختلافي پيدا نمي‌کنند‌، همان‌گونه که ما برخي از مردم را قرآني مي‌ناميم‌، نظورمان اين نيست که باقي مردم به قرآن ايمان ندارند و اين اصطلاح اشکالي ندارد.201
اما در مورد مدرسه عقلي بايد گفت که اين مدرسه تا حد بسيار زيادي از مکتب معتزله تاثير گرفته و وامدار ايشان مي‌باشد بلکه در برخي مسائل ادامه دهنده راه معتزله هستند و برخي از عقل‌گرايان معاصر تصريح دارند که ايشان معتزلي هستند و مکتب اعتزال را تاييد مي‌کنند مانند حسن حنفي که به اين مطلب تصريح دارد و حسني زينه در کتاب خود با نام “العقل عند المعتزلة” به اين مطلب تاکيد نموده است و برخي ديگر که جرات نداشتند تا با اين صراحت خود را معتزلي بنامند حتي شيخ غزالي در مصاحبه با نشريه “المساء المصرية” گفته است‌: من از تعداد زيادي از دانشمندان بهره جستم و از ايشان تاثير پذيرفتم که يکي از ايشان را قاضي عبد الجبار “از شيوخ مشهور معتزله” معرفي مي‌کند و نام تعداد ديگري از علماي اهل سنت را هم ذکر مي‌کند.
بر عموم مومنين اعلام مي کنم که مدرسع عقلي فرقه‌اي است که بر همه واجب است با آن محاربه و مقابله نمايند چرا که بر اساس اصول غير صحيح بنا شده است ولي در تفاصيل مسائل ممکن است اين عالم گاهي نظر درستي بدهد و گاهي نظر اشتباهي که ما با اين مساله مشکلي نداريم ولي از حيث روش محاربه با آن‌هاواجب است.202
دروس شيخ صالح بن حميد
سوال‌: آيا اين صحيح است که معتزله فرقه‌اي اسلامي بوده‌اند که بعدها از بين رفته‌اند؟203
جواب‌: اين فرقه بعد از ضعيف شدن دچار انحطاط شده و از بين رفت ولي با تاسف بايد گفت که گروهي از عقل‌گرايان که جزو ادبا و نويسندگان محسوب مي‌شوند تلاش دارند تا آن را زنده کنند مانند طه حسين و کساني که با او هم عقيده هستند که تلاش نمودند تا مذهب اعتزال را زنده کنند و متجدديني که مطالعاتي دارند اذعان مي‌کنند که ايشان نه تنها معتزلي نيستند بلکه کافراني هستند که به خداوند متعال کفر مي‌ورزند.
گاهي اوقات نظرات عقلي گروهي را شيفته خود مي‌کند‌، بعضي از بزرگان معتزله نظراتي دارند که مادي‌گرايان و کساني که از تفکرات غربي متاثر هستند را به تعجب واداشته و آن‌هارا شيفته خود مي‌نمايند. حال سوال اين است که چرا بايد معتزله را احيا نمود ؟ اين گروه جديد به سبب عدم ايمان به دين در صدد احياي معتزله هستند‌،در حالي که معتزله به خدا و پيامبر اکرم و اسلام ايمان داشتند ولي متجددين در صدد هستند تا با سوء استفاده ازافکار ايشان مردم را منحرف کنند.
شکي نيست که معتزله گروهي منحرف بودند در حالي که روش آن‌هاجهت رد ملحدان و متکلمان ابداع شده بود و آن‌هادرصدد بودند تا کافران و زنادقه را محکوم کنند و فلسفه فاسد يوناني را رد کنند اما دچار اشتباه شدند در صورتي که نيت و هدف ايشان نيکو بود و کساني که در صدد احياي دوباره معتزله هستند هدفشان رسيدن به فلسفه يونان و فلسفه مادي غربي هستند.204
دکتر ابراهيم مدکور مي‌گويد‌: معتزله آزادي انديشه را تقديس مي نمودند‌،آن‌هاهم نزد مخالفان و هم بين خودشان اين آزادي انديشه را تقديس مي‌کردند و از دشمنان خود عجيبترين و غريبترين آرا را مي شنيدند و مورد بررسي قرار مي دادند و بطلان آن‌هارا اثبات مي نمودند و عرصه بحث را بين خودشان گسترش مي‌دادند و بين آن‌هامشکلي نداشت که شاگرد با استادش مخالفت کند و مي‌گويد‌: اشاعره مدرسه ميانه‌رويي هستند که تلاش مي‌کردند تا حد وسط بين نقل و عقل و سلف و معتزله را اخذ کنند و از شبهات عجيب سکولارهاي عرب اين است که مي‌گويند معتزله در زمان خود به جدايي دين از سياست معتقد نبودند و به نصوص قرآني و احاديث صحيح عمل مي‌کردند در حالي که ما مشاهده مي‌کنيم که بسياري از انديشمندان عرب به سخنان و نظرات غربي‌ها استشهاد مي‌کنند‌، البته ما مخالف استفاده از نظرات ديگران نيستيم چرا که حکمت گمشده مومن است ولي معتقديم که وقتي در فرهنگ مسلمانان نظرات و افکار خوب وجود دارد چرا از آن‌هااستفاده نکرده و به نظرات غربيها متوسل شويم. اضافه مي کنم که اسلام نيز درهاي ابداعات فکري و ادبي و رياضي و سينمايي و… را نبسته است و قيود شرعي مخالف خرافات و امور پست و تحريک جنسي و ادبيات کوچه بازاري و کفر وبي ديني است و در بين علماي مسلمان کسي را نمي‌يابيم که مخالف هر عمل فکري يا ادبي يا تئاتر مفيد يا تفريحات سالم باشد.205
متجددان مي گويند در مواردي که تدبير انسان خودش راهگشا مي‌باشد مانند چگونگي آرايش سپاه در ميادين جنگ و مانند اينها امر و نهي شرعي وارد نشده است بلکه اين‌ها از امور بشري هستند که مسلک پيامبر درآن‌هاتشريع محسوب نمي‌شود206و اين مطلبي است که تعداد کثيري از علماي اسلام آن را تاييد کرده‌اند207و برخي از آن‌هاتا جايي پيش رفته‌اند که حتي معاملات و کشورداري و روش حکومت را از دايره شريعت خارج مي‌دانند به طوري که بيشتر اوامر و نواهي پيامبر در معاملات را اجتهاد مي‌دانند و نه وحياني.208
شيخ جعفر ادريس مي‌گويد‌: به همراه ترابي به مدرسه‌اي وارد شديم و در محل اسکان طلاب ساکن شديم و ترابي از من درتحصيلات دو سال جلوتر بود و در جماعت ما عضو نشده بود‌، وقتي که من در سال اول دانشگاه بودم شنيدم که به عضويت جماعت درآمده است و از اين مطلب بسيار خوشحال شدم. بعدها از نزديک با او آشنا شدم ولي متوجه شدم که عيب‌هايي در فکر و سلوک او وجود دارد و برخي گمان مي‌کردند انگيزه‌هاي انتقادي او اين‌گونه بروز مي‌کند ولي من مراقب او بودم چرا که مسئول انتظامات بودم ولي چيز قابل ذکري وجود نداشت و بين ما هيچ برخوردي روي نداده بود‌، با وجود ايراداتي که در او مي‌ديدم با او همکاري مي‌کردم بعدها از او مي شنيدم که از اهل سنت دوري مي جست و از شنيدن نام بخاري و ابن کثير و… ناراحت مي‌شد و احترام صحابه را حفظ نمي‌کرد. برخي از دوستان مي‌گفتند اگر کسي انتقاد نمود او را معتزلي بناميم‌، به ايشان گفتم به معتزله ظلم نکنيد چرا که آن‌هااهل عبادت و از مخلصان بودند و چيزي که آن‌هارا به تفکر وامي‌داشت همانا انگيزه آن‌هابراي تنزيه خداوند متعال بود و بسياري از کساني که امروزه معتزله خوانده مي‌شوند اگر با معتزله واقعي و قديم روبرو شوند بي شک معتزليان نخستين از ايشان بيزاري مي‌جويند ويا اگر گفته شود اشعري و اشاعره در حالي که اشاعره اين گونه نبوده‌اند به همين سبب مي‌گويم اين گروه جديد بيشتر به کفار و فلاسفه اي که ايمان ندارند شبيه هستند و به آن‌هاعقلاني نمي‌گويم چرا که بسياري ازآياتي که ذکر عقل در آن‌هاآمده از عقل بدگويي نمي‌کنند بلکه عقل را را در کنار ايمان قرار مي‌دهند و جهالت را در کنار کفر و بي ايماني قرار مي‌دهند. اهل هوا مختلف هستند برخي در اعتقاد تابع هوا و هوس هستند برخي در روش و سلوک و برخي ديگر در هر دو موضوع تابع هوي و هوس هستند.209
يک استفتاء و يک فتوا
سوال‌: السلام عليكم در زمان حاضر گروهي پيدا شده‌اند که خود را معتزله مي‌نامند و کار ايشان به جايي رسيده است که اهل سنت و جماعت و هر کس که با افکار ايشان مخالف باشد را منافق ناميده و او را بين منزلتين مي‌دانند‌، در حقيقت گاهي اوقات‌دلم مي‌خواهد آن‌هارا مورد ضرب و شتم قرار دهم‌، به نظر شما در برخورد با ايشان چه بايد کرد و به ما چه نصيحتي مي‌نماييد؟
الفتوى210: الحمدلله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه أما بعد‌، معتزله فرقه‌اي اسلامي بود که در اواخر دوره اموي ظاهر شده و در دوره عباسيان به شکوفايي رسيدند و از کتاب‌هاي فلاسفه و نظرات آن‌هامتاثر شده و عقل را بر نقل مقدم دانستند و مردم را با آراي خويش و حمايت سلاطين وقت تحت تاثير قرار دادند و منحرف کردند و اسامي آن‌هاقدريه‌، ‌عدليه‌، مقتصده و وعيديه و… مي‌باشد که مذهب ايشان بر پنج اصل بنا شده بودتوحيد و عدل و وعد و وعيد ومنزلة بين المنزلتين وامر به معروف ونهي از منكر.
و عالمان مسلمان آراي ايشان را در همان عصر درهم کوبيده و رد کردند عالماني چون ابوالحسن اشعري و امام احمد حنبل که در جريان محنت مورد آزار قرار گرفت و ابن تيميه که کتاب “درء تعارض العقل والنقل” را در خصوص آراي آن‌هانوشته است.
اکنون نيز برخي از نويسندگان و متفکران معاصر تلاش مي‌کنند تا اين تفکر را زنده کرده و در بين صفوف مسلمانان شکاف ايجاد کنند و در اصول اسلام تشکيک کرده و دشمنان را براي غلبه بر اسلام ياري کنند.اين گروه اسامي زيادي دارند مانند عقلانيون يا روشنفکران يا تجديد يا جريان ديني روشن يا معاصر که مهم‌ترين عقيده اين تفکر اعتزالي تلاش براي تغيير احکام شرعي‌اي است که نص يقيني از قرآن و سنت داريم مانند مجازات مرتد و وجوب جهاد و حدود و طلاق و ارث و حجاب بانوان و… مي‌باشد.
البته انتقاد از روشنفکران و اصلاح طلباني که به دنبال احياي انديشه‌هاي اعتزالي هستند محدود به کتاب‌ها و مجلات نشده وامروزه با گسترش شبکه جهاني اينترنت در اين عرصه نيز شاهد شکل‌گيري سايت‌ها و وبلاگ‌هايي ازسوي اهل‌سنت هستيم که به موضع‌گيري در مقابل اين جريان پرداخته و انتقادات خود را در اين‌گونه سايت‌ها در معرض ديد عموم قرار مي‌دهند. به عنوان مثال سايت “المشکاة”211 بخشي از فضاي خود را به معرفي معتزله اختصاص داده و پس از بيان مختصري از تاريخ و عقايد معتزله به معرفي افرادي مي‌پردازد که در صدد احياي تفکر اعتزالي هستند و بعد از نام بردن از اشخاصي که ما نيز اسامي ايشان را در مطالب گذشته ذکر نموديم‌، چنين مي‌نويسند‌: “در اينجا نويسندگان زيادي وجود دارند که معاصر ما هستند و انديشمندان مسلماني را مي‌بينيم که در اجتهاد و پيشرفت آن عقل و نقش آن را از همه مهم‌تر و جدي‌تر مي‌دانند و مي‌گويند عقل در ارزش گذاري احکام شرعي و حتي حوادث تاريخي نقش مهمي دارد که از ايشان مي‌توان

پایان نامه
Previous Entries روشنفکران، انکار سنت Next Entries روشنفکران